ژانویه 27, 2021

سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۱۹

آلنوش با پلو و کوکو سبزی و ماهی دودی، تپه کوچک درهمی توی بشقابش ساخت. (همان،ص ۲۷۷)
۳-۲-۴۵ پارینچ
بعد مادر به کمک آلیس توضیح داد که پارینج چیزی مثل بلغور گندم یا جو است که اول سرخ می کنند و بعد با گوشت و پیاز داغ فراوان و زردچوبه مثل پلو دم می کنند و وقت دم کردن باید مدام هم بزنند که ته نگیرد. ( همان،ص ۲۶۸)
۳-۲-۴۶ استانولی پلو ( قرمز پلو)
استانبولی پلو یا به قول ارمنی ها قرمز پلو مادر واقعاً حرف نداشت. ( همان،ص ۲۹۲)
۳-۲-۴۷ چمبور
برای عصرانه بچه ها چمبور درست می کردم. ترید نان خشک رویش پنیر و مغز گردوی چرخ کرده. ( همان،ص ۱۳۸)
۳-۲-۴۸ خورش کاری
گفت خورش کاری اَنِکس بد نیست. ( همان،ص ۱۶۴)
۳-۲-۴۹ فیش اند چیپس
فیش اند چیپس هم می گیرم. ( همان،ص ۱۶۴)
خورش: آنچه با نان یا برنج خورند. قاتق. (لغت نامه دهخدا، ص۱۰۰۸۷)
۳-۲-۵۰ سمبوسه
لابد رفته سراغ کباب ترکی بازار، هوم! یا سمبوسه که هزار هزار مگس رویش رژه رفته، اَه! ( همان،ص ۱۶۴)
سنبوسه: ۱٫ هر چیز سه گوشه عموماً، مثلث. ۲٫ لچک زنان خصوصا. ۳٫ نوعی خوراکی و آن چنان است که خمیر آرد گندم را سه گوشه برند و در آن قیمه گوشت و لپه جای دهند و پزند. (فرهنگ معین، ص۱۹۲۷)
۳-۲-۵۱ ساندویچ پنیر توفر
برای عصرانه ی بچه ها به قول خودشان ساندویچ پنیر تو فر درست کردم. ( همان،ص ۱۷۱)
ساندویچ: قطعه نانی که آن را به دو قطعه بخش کرده داخل آن را سس یا کره مالیده گوشت، تخم مرغ پخته، خیارشور، گوجه فرنگی و غیره جای دهند. (فرهنگ معین، ص۱۸۱۰)
۳-۲-۵۲ فسنجان
مادر گفت کلاریس برایش فسنجان درست می کند. ( همان،ص ۱۷۶)
۳-۲-۵۳ ساندویچ کالباس
توی خانه ساندویچ کالباس با جعفری و پیاز خرد کرده درست می کردم که خیلی دوست داشت. ( همان،ص ۱۹۱)
۳-۲-۵۴ دلمه – ایکرا
عاشق دلمه ام، خدا می داند چند وقت است نخورده ام. ( همان،ص ۲۰۰)
سالاد کشیده بود و کمی ایکرا. ( همان،ص ۲۲۱)
۳-۲-۵۵ سوسیس کالباس
مادر که می گفت مدام سوسیس کالباس و آت و آشغال خوردن برای سلامتی خوب نیست. ( همان،ص ۲۲)
۳-۳وسایل نقلیه
۳-۳-۱صدای ترمز اتوبوس مدرسه آمد. ص۹ چ اتوبوس
۳-۳-۲آفتاب افتاد روی شورلت زرشکی که بیست سالی از عمرش می گذشت. ص۶۱ چ شورلت
۳-۳-۳مرد قد بلند بار اول که آمد خواهش کرد کادیلاک سبزش را بگذارد توی گاراژ… ص۸۸ کادیلاک
۳-۳-۴فیات اسپرت مراد مدام خراب می شد. ص۱۴۱ س فیات
۳-۳-۵آرزو به زانتیای سفید نگاه کرد که می خواست جلو لبنیات فروشی پارک کند. ص۷ ع زانتیا
۳-۲-۶رنو توی قوطی کبریت هم پارک شده.ص۷ ع رنو
۳-۲-۷شیرین که پژو را خرید، آیه سگ را هدیه داد به شیرین و ادای حرف زدن بچه ها را در آورد. ص۷۳ ع پژو
۳-۳-۸رفت سوار جاگوار سفیدی شد که پارک شده بود توی کوچه باریک. ص۱۰۴ جاگوار.
۳-۳-۹زرجو در پاترول را باز کرد و … ماشین کار و سفر و روزهای برفی. ص۱۱۱ پاترول
۳-۳-۱۰به قول مهدی اگر بخواهی خیلی جاذبه بدی بنز سوار شو وگرنه پاترول. ص۱۱۲ بنز
۳-۳-۱۱اولین ماشین من فولکس استیشن بود. ص۱۱۲ ع فوکس استیشن

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.