نوامبر 27, 2020

سیستم های اطلاعات

943

63870

کویت






امارات
منبع:(نوری و همکاران،1387)
2-10 مدیریت استراتژیک
اصطلاحی است که جهت تشریح فرایندتصمیم گیری مورداستفاده قرارمی گیرد.به این ترتیب مدیریت استراتژیک عبارت است ازجریان تصمیمات و فعالیت هایی که منجر به ایجاد یک یا چند استراتژی موثر برای نیل به اهداف شرکت می گردد .
از لحاظ مفهومی مدیریت استراتژیک با تحول در تئوریهای مدیریت همگامی دارد . مکاتب کلاسیک رفتاری و کمی مدیریت بر جنبه هایی از سازمان وعملکرد آن تأکید میکردند که توسط مدیریت قابل کنترل بود . مسایلی ازقبیل برنامه ریزی تولید،رفتار زیردستان،بهبود محیط کار،نقش گروههای غیررسمی در بازدهی کار،مدلهای کمی تصمیم گیری وغیره . لیکن هرگز فضای سیاسی جامعه،احساس افراد و نهادهای خارج ازسازمان،مسأله اصلی آنها نبود . چرا که محیط از ثباتی نسبی برخوردار بود و چنین نیازی هم احساس نمی شد . به تدریج با رشد مستمر اقتصادی،اوضاع قابل اطمینان محیطی ازمیان رفت و تغییرات و حوادث شتابنده ای درجهان اتفاق افتاد . لذا تغییرات و دگرگونیهای سریع وپیچیده جامعه و تأثیرآن بر رشد و توسعه شرکتها موجب شد که مدیران توجه خود را به محیط سازمان معطوف گردانند و مفاهیمی مانند سیستم، اقتصاد، برنامه ریزی بلندمدت،استراتژی وفرایند مدیریت استراتژیک مورد توجه صاحبنظران مدیریت قرار گیرد . این مفاهیم و نظریات پاسخ علم مدیریت به دگرگونی و تغییرات وسیع اقتصادی و اجتماعی بود .
مدیریت استراتژیک عبارت است از هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه که سازمان را قادر می سازد به هدف های بلند مدت خود دست یابد (David, 1999). همان گونه که از این تعریف استنباط می شود در مدیریت استراتژیک برای کسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تاکید می شود: هماهنگ کردن مدیریت، بازاریابی، امور مالی (حسابداری)، تولید (عملیات)، تحقیق و توسعه و سیستم های اطلاعات رایانه ای. به عبارت دیگر مدیریت استراتژیک عبارت است از فرایند آینده سازی هر شرکت که آن را قادر می سازد تا اولا هنگام بروز حوادث در وضعیت انفعالی قرار نگیرد و ثانیا تا آنجا که ممکن ات آینده مطلوبش را خودش بسازد. مدیریت استراتژیک، مدیریتی است کاملا آینده نگر، اما این بدان معنا نیست که با بهره گیری از این نگرش و روش های اجرایی آن باید همه چیز را برای آینده دور پیش بینی کرد، این رویکرد با تصمیم های آینده سرو کار ندارد، بلکه اثرات آینده تصمیمات جاری را مورد توجه قرار می دهد.
بطور کلی مدیریت استراتژیک جریانی است که به وسیله آن مدیریت رده بالای موسسه، عملکرد و جهت گیری بلندمدت سازمان را با مشورت و همکاری کلیه سطوح سازمان تعیین می کند. این فرایند از طریق تدوین صحیح استراتژی، اجرای متناسب و ارزیابی مستمر آن تحقق می پذیرد.
2-10-1 فرایند مدیریت استراتژیک
فرایند مدیریت استراتژیک عبارتست از فرایند تضمین دستیابی سازمان به فوائد ناشی از بکارگیری استراتژی های سازمانی مناسب. طبق این بیان، یک استراتژی مناسب مطابق با نیازمندی های یک سازمان در زمان مشخص تعریف می شود. مراحل اصلی فرایند مدیریت استراتژیک شامل شش گام متوالی و مستمر ذیل است:
1.تجزیه تحلیل محیطی
2.پایه گذاری جهت گیری های سازمانی
3.هدف گذاری
4.تعیین و تدوین استراتژی ها
5.بسترسازی و اجرای استراتژی ها

نوشته ای دیگر :   نتایج تجربی