نوامبر 24, 2020

فایل دانشگاهی – سیاست جنایی ایران در قبال جرایم منافی عفت- قسمت ۸

۲-۲-۲- مفهوم حقوقی جرم

لواسور در تعریف حقوقی جرم می‌گوید: جرم در مفهوم حقوقی عبارت است از عمل یا خودداری از عملی که قابل انتساب به مرتکب آن بوده، در قانون پیش‌بینی یا با یک کیفر جزایی مجازات شود(دورکیم: ۱۳۶۹، ۹۳).
مادۀ ۲ قانون مجازات اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۷۰ جرم را چنین تعریف کرده بود: «هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب می‌شود».
ماده ۲ قانون مجازات اسلامی فعلی جرم را این چنین تعریف کرده است« هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است جرم محسوب می شود».

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

۲-۲-۳- جستاری در مفهوم جرم در حقوق نوین

در گزارش کنفرانس حقوق کیفری اسلامی در جدّه، در تعریف جرم چنین آمده است: جرم در اصطلاح شرعی عبارت است از فعل یا ترک فعل (یا قول یا ترک قول) که اسلام انجام یا ترک آن را واجب یا حرام دانسته، و برای آن مجازات دنیوی یا عقوبت اخروی تعیین کرده است. به عبارت دیگر، جرم مخالفت با اوامر و نواهی کتاب و سنت و یا ارتکاب عملی است که به تباهی فرد یا جامعه می‌انجامد(شامبیاتی: ۱۳۹۳، ج۱، ۲۱۳).
مفهوم اجتماعی و جرم‌شناسی جرم: از نظر جامعه‌شناسان و جرم‌شناسان، جرم عبارت از هر فعل یا ترک فعلی است که مخالف افکار و وجدان عمومی باشد، اعم از اینکه مورد حمایت قانون‌گذار قرار گرفته باشد یا نه. در واقع، جرم در این مفهوم به معنای مطلق انحراف است. لواسور در تعریف جرم می‌گوید: جرم عبارت است از هر جمله‌ای که به وسیلۀ فرد عضو یک دستۀ اجتماعی بر ضد یک ارزش مشترک این دسته به عمل می‌آید(ولیدی: پیشین، ج۲، ۱۳).
دورکیم جامعه‌شناس مشهور فرانسوی می‌گوید: ما می‌توانیم وجود یک سلسله از عملیاتی را اثبات کنیم که اجتماع بر ضد آنها واکنشی به صورت مجازات نشان می‌دهد. از این سلسله عملیات، گروهی می‌توان درست کرد و به آن عنوان مشترکی به نام «جرم» داد(اردبیلی: ۱۳۹۳، ج۱، ۱۱۹).
کانت جرم را در مفهومی گسترده به کار برده می‌گوید: هر عملی که مخالف اخلاق و عدالت باشد، جرم است(دانش : ۱۳۸۵، ۴۳).
با توجه به تعاریف یاد شده، مفهوم اجتماعی جرم بسیار گسترده‌تر از مفهوم حقوقی آن است و به هرگونه انحراف از ارزشها و هنجارهای اجتماعی اطلاق می‌گردد.

۲-۳-جرایم منافی عفت

۲-۳-۱-مفهوم عفت

عفت در لغت به معنای حفظ نفس از تمایلات و شهوت نفسانی آمده است. «حیا» نیز به حفظ نفس از ضعف، نقص و دوری از عیب و امور پست معنا شده است(راغب اصفهانی: بی تا، ج۱، ۳۳۹).
همان طور که «تمایلات نفسانی» به اختلاف اشخاص و موارد متفاوت است، عفت و حفظ نفس از آنها نیز متفاوت خواهد بود. بنابراین، عفّت فقیر به این معنا است که او به آنچه به دست می‏آورد، قانع باشد و نفس خود را از تمایلات و شهوات باز دارد، به گونه‏ای که خلاف آن به فعلیّت نرسد. «نفاق شما باید برای نیازمندانی باشد که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته‏اند و نمی‏توانند به مسافرت بروند و از شدت خویشتنداری، افراد ناآگاه آنان را بی‏نیاز می‏پندارند» (بقره: ۲۷۳).
«تعفّف» در موردی که فرد از امکان ازدواج برخوردار نیست، به معنای خودداری از شهوت نفس با استفاده از راههای گوناگون است. «وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لایَجِدُونَ نِکاحاً…» (نور: ۳۳).
تعفف در زنان سال خورده به حفظ نفس آنان از امور مورد علاقه ایشان همچون آرایش و ظاهر ساختن زینت‏ها است. اینان گرچه مجاز به کشف حجاب، البتّه بدون تبرّج و خود نمایی هستند، ولی باز اگر عفّت پیشه کنند بهتر است(نور: ۳۳).
در روایات حضرات معصومین نیز علاوه بر تأکید بر اهمیت «عفت» به طور عام، بر خصوص خودداری از شهوت شکم و غریزه جنسی تأکید ویژه‏ای شده است. به عنوان نمونه، امام باقر(ع) فرمودند: «ما من عباده افضل عندالله من عفه بطن و فرج» این امر نشانگر آن است که بیشترین آسیب پذیری انسان از ناحیه خواسته‏های اقتصادی و جنسی او است. چنان که رسول خدافرمودند: «بیشترین لغزش به سوی آتش، از طریق دو میان تهی است: یکی شکم و دیگری دامن(مطهرى: ۱۳۶۸، ۴۵).
عفت و حیا نقش بسیار مهمی در نیل انسان به رشد و کمال دارد. امیر المؤمنین(ع) در وصیّت به فرزندش محمد بن حنفیه می‏فرماید: «من لم یعط نفسه شهوتها اصاب رشده؛ کسی که به خواسته نفسش تن ندهد، موجب رشد آن شده است»(مصطفوى: ۱۳۸۲، ۷۳).
به همین دلیل، عفت و حیا در سازگاری همسران مؤثر است، به طوری که رسول خدا(ص) یکی از ویژگی‏های بهترین زنان را عفت آنان بر شمرده، فرموده‏اند: «بهترین زنان شما، زنان عفیفه‌اند» این معنا، به تعابیر دیگری نیز از معصومان روایت شده است علاوه بر تأکید عام روایات، که مرد و زن را در بر می‏گیرد، تأکید خاصی در باره عفت و حیای زنان وارد شده است. امام زین العابدین (ع)می‌فرماید: «ما من شی‏ء احبّ الی الله بعد معرفته من عفّه بطن و فرج». خدای متعال در قرآن کریم، منحصر ساختن برقراری روابط جنسی را به همسر یا کنیز، از جمله ویژگی‏های مردان با ایمان ذکر می‏کند و می‏فرماید: «مؤمنان رستگار شدند…، آنان که دامن خود را از آلوده شدن به بی‏عفّتی حفظ می‏کنند و تنها با همسران و کنیزان خود آمیزش جنسی دارند. پس به بهره‏گیری از آنان ملامت نمی‏شوند» (مؤمنون : ۵ و ۶).
در جای دیگر، قرآن کریم افرادی را که شرایط ازدواج برایشان مهیا نیست، به عفّت فرا می‏خواند و آنان را از آلودگی در روابط جنسی باز می‏دارد: «و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‏یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند»(نور:۳۳).
نمود دیگر عفّت، رعایت پوشش کامل است. خدای متعال در آیات متعددی ویژگی‏های پوشش کامل زنان مسلمان را برمی‏شمارد. اهمیت توجه به پوشش برای بانوان از آنجا روشن می‏شود که خدای متعال، پس از آنکه ضرورت پوشش را مطرح می‌سازد، زنان سال خورده‏ای را که امید به ازدواج ندارند، به کشف حجاب (البته بدون تبرّج و خود نمایی) مجاز می‌سازد(مصطفوی: ۱۳۸۲، ۱۵۴).
ولی با این حال، می‌فرماید: «اگر آنها نیز (با پوشش خود) عفت پیشه کنند، برای خودشان بهتر است»(نور:۶۰).
خویشتن داری از تبرّج و خود نمایی مصداق دیگر عفت و حیا است. قرآن کریم، علاوه بر آن که در آیه ۳۳ سوره احزاب، عموم زنان را از خود نمایی نهی کرد، در آیه ۶۰ سوره نور، زنان سال خورده را مجاز به برداشتن لباس‏های رویین همچون چادر و روسری می‌سازد، ولی این حکم را به پرهیز از آرایش و تبرج منوط می‌سازد. از این آیه، شاید بتوان در تحریک جنس مخالف برای تبرّج تأثیر بیشتری نسبت به کشف حجاب استفاده کرد. امام سجاد (ع) خویشتن داری و فروبستن از نگاه حرام را از دیگر مصادیق عفت برشمرده‏اند. دقت در روایت فوق نشانگر این نکته است که پرهیز از اختلاط با نامحرم از دیگر ویژگی‏های زنان و مردان با حیا و عفیف محسوب می‏شود. خداوند متعال در نقل آن فراز از داستان حضرت موسی(ع) که به دروازه شهر مدین رسیده بود، داستان دو زن را یادآور می‏شود که کمی دورتر از مردانی که برای آب دادن به دام‏های خود اطراف چاه حلقه زده بودند و تنها به جمع و جور کردن گوسفندانشان مشغول بودند. وقتی حضرت داستان آنان را جویا می‏شود، آنها می‏گویند: تا زمانی که مردان از دور چاه پراکنده نشوند و ما نتوانیم بدون اختلاط با مردان گوسفندانمان را سیراب سازیم به آب کشی نمی‏پردازیم(قصص: ۲۳).
این آیه مهر تأییدی بر دوری از اختلاط میان مردان و زنان است(دیلمى: ۱۴۰۸، ۹۶).

نوشته ای دیگر :   دسته بندی علمی - پژوهشی : تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توانمند سازی دانش آموزان مدارس هوشمند ...

۲-۳-۲-منافی عفت

مقنن در قانون تعریفی از «جرائم منافی عفت» ذکر نکرده است و حتی ضابطه و معیار خاص قانونی نیز ارائه نداده است تا بر آن مبنا بتوان جرائم منافی عفت را شناخت. در نتیجه عناصر کلی تشکیل دهنده این نوع جرم‌ها مشخص نیست. قانونگذار به جای این که جرائم منافی عفت را تعریف نماید تا مصادیق آن معلوم شود، مصادیق را احصا کرده است تا تعریف آن مشخص گردد. این روش راتعریف به مصداق می‌نامند وآن غیر از تعریف کلی، جامع و مانع می‌باشد که مطلوب اهل علم بوده و کاربرد فراوان دارد. به علاوه احصا مقنن حصری نبوده و تمثیلی می‌باشد(آخوندی: ۱۳۹۰، ۴۴).
روش قانونگذار سبب شده است تا در قوانین موضوعه این نوع جرم‌ها یک جا و تحت یک عنوان تدوین نگردد که با یک نگاه اجمالی بتوان آنها را تشخیص داد و کلیه مصادیق آن را شناخت. در نتیجه برای یافتن مصادیق جرائم منافی عفت، در هر مورد باید به قانون مراجعه نمود و حکم مسئله را آموخت. تعیین دقیق مصادیق جرائم منافی عفت با قاضی است. با توجه به مجازات‌های سنگینی که درباره بسیاری از جرائم منافی عفت مقرر می‌باشد و با عنایت به این که در جامعه کنونی برداشت‌های مختلف و متفاوتی از این نوع جرائم وجود دارد، بهتر بود که قانونگذار کلیه جرائم منافی عفت را با دقت تعیین و معرفی می‌کرد و آنها را حصری اعلام می‌نمود یا لااقل ضابطه‌ای ارائه می‌داد تا به کمک آن بـتوان این نـوع جـرائم را شناخت. بدیهی است اتخاذ این روش می‌توانست بر بسیاری از ناهماهنگی‌های موجود در این رهگذر پاسخ دهد. لذا با عنایت به اصل قانونی بودن جرائم و مجازات‌ها که مورد احترام جوامع بشری است و با فقدان نص خاص، جرم دانستن بعضی از اعمال منافی عفت محل تردید است. اعمالی مانند «صـنم‌پرستی» «مبدل پوشی»، «پوشیدن لباس جنس مخالف»«حیوان دوستی»، «حیوان‎بازی»، «بچه‌بازی»، «عورت نمایی»، «نظربازی جنسی» یا «چشم‌چرانی»، «خودآزاری جنسی»، «استمنا»، «پیردوستی» و … از قلمرو کیفری خارج می‌باشند. مراجع قضایی این گونه اعمال را در بعضی موارد از مصادیق فعل حرام دانسته و بر آن مبنا برای مرتکبین مجازات تعیین می‌کنند( ربانی:۱۳۹۴، ۴۹).
البته از نظر علمی و با توجه به لزوم تفسیر قوانین جزائی به طور مضیق، عملکرد محاکم قضایی روش مطلوبی به نظر نمی‌رسد. زیرا این روش با اصل قانونی بودن جرائم و مجازات‌ها و تفسیر قوانین جزائی به طور مضیق که مورد حمایت همه جانبه حقوق بشری و نیز مورد حمایت شرع است نا دیده گرفته می‌شود. با این وجود روش قانونگذار از خیلی جهات مطلوب به نظر می‌رسد؛ زیرا جرائم منافی عفت برخاسته از سنت‌ ها و عرف‌های اجتماعی است. کمتر جرمی را می‌توان یافت که تا این حد، معیارهای عرفی، سنتی و مذهبی در ظهور آن تأثیر داشته باشد. در هر جامعه با توجه به اندیشه‌های سنتی، عرفی، فرهنگ اجتماعی و تاریخ تحول آن جرائم منافی عفت به وجود می‌آید و با تغییر عرف و دگرگونی فرهنگ اجتماعی این اعمال نیز رنگ عوض می‌کند. شاید به همین مناسبت باشد که قانونگذار جرائم منافی عفت را تعریف نمی‌کند و به معرفی بعضی از مصادیق آن بسنده می‌کند تا مصادیق موردی آن در عمل عرف وقاضی تعیین گردد.

نوشته ای دیگر :   پژوهش - بررسی تطبیقی مفهوم ارتباطی دعوت در قرآن کریم با مفهوم انتقال در اندیشه هارولد لاسول، ...

۲-۳-۳-انواع جرایم منافی عفت

در جامعه اسلامی ایران با الهام از شریعت مقدس اسلام و سنت‌های دیرینه و عفت ذاتی ایرانیان، اعمال منافی عفت درطول تاریخ تحول یافته و مصادیق بیشتری پیدا کرده است که با دیدگاه‌های ملی، محلی، سنتی و مذهبی به خوبی می‌تواند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد( آخوندی: پیشین، ۳۶).
در قانون مجازات اسلامی چهار قسم مجازات‌ ذکر شده است: ماده ۱۴ قانون مجازات اسلامی بیان می دارد« مجازات‌های مقرر در این قانون چهار قسم است: الف: حد؛ ب: قصاص؛ پ؛ دیه، ت- تعزیر
تبصره- چنانچه رابطه علیت بین رفتار شخص حقوقی و خسارت وارد شده احراز شود دیه و خسارت، قابل مطالبه خواهد بود. اعمال مجازات تعزیری بر اشخاص حقوقی مطابق ماده(۲۰) خواهد بود».
بنابراین جرائم منافی عفت را می‎توان به دو نوع مهم تقسیم نمود:
الف. جرائم منافی عفت مستلزم حد؛
ب. جرائم منافی عفت مستلزم تعزیر
هر یک از انواع دوگانه جرائم مذکور مقررات ویژه خود را داشته و با روش‌های متفاوتی قابل اثبات می‌باشد.

۲-۳-۳-۱- جرائم منافی عفت مستلزم حد

در قانون مجازات اسلامی، تحت عنوان حدود پنج نوع جرم منافی عفت ذکر شده است که عبارتند از:
زنا، لواط، مساحقه، قوادی و قذف.