ژانویه 16, 2021

سکونتگاه های غیررسمی

فراهم آوردن سطحی از خدمات و سرویس‎های ضروری شهری که دولت و مردم قادر به تامین آنها هستند.
کاهش شکاف اجتماعی و گسیختگی فضایی / کالبدی ایجاد شده در محلات شهری.
کمک به افراد ساکن در محلات کم‎درآمد شهری جهت تقویت نظام مشارکت محله‎ای.
نظم ‎بخشیدن به الگوی استقرار قطعات زمین و شبکه‎بندی معابر و شبکه دسترسی.
ایجاد یا تقویت پیوندهای اجتماعی در داخل شهر.
برنامه‎های « ارتقاء کیفیت سکونت » و « زمین و خدمات » هر چند اثرات محدودی را در گروههای کم‎ درآمد و متوسط درآمد شهری داشتند لیکن به دلیل فقدان ترتیبات سازمانی مورد نیاز و نبود نهادسازی‎های لازم جهت، پایدار کردن حرکت، و از طرفی عدم توجه به توان اقتصادی خانوار (نظیر مقوله اشتغال و حقوق شهروندی) بطور موثر نتوانستند نتیجه‎بخش باشند و به همین‎خاطر بسیاری از ساکنان در پروژه‎های « زمین و خدمات » توان مالی استقرار و پرداخت هزینه‎های خدماتی و ساخت خود را نداشته و بنابراین گروههای با درآمد بالاتر، به تدریج جای آنها را اشغال کردند و خود به سکونتگاه غیر رسمی دیگر روی آوردند. (رفیعیان، 1382، ص268)
ج) طرح توسعه افزایشی
طرح توسعه افزایشی را می توان طرح اراضی و خدمات فاقد خدمات نام نهاد. این طرح دربرگیرنده مکان هایی است که به واسطه آنها، بخشی از خانوارها برای ساماندهی محیط زندگی و نیز پس انداز سرمایه های خود در کنار تدارک تدریجی زیرساخت های محیط مسکونی شان تشویق می گردند. زمانیکه جامعه حاشیه نشین مقدار مطمئنی از سرمایه مورد نیاز را تهیه و پس انداز نمود، ساخت و ساز اصلی شروع می شود. این طرح در جمهوری متحده تانزانیا ، زامبیا ، و نیز حیدرآباد پاکستان اجرا گردیده است،
براساس این طرح و به دلیل غیرقانونی بودن مساکن حاشیه نشین هیچ زیرساختی به غیر از آب آشامیدنی برای این مناطق تهیه نمی گردد. مزیت این شیوه، آن است که قیمت ها را تا حدی که ممکن است پایین نگه می دارد و در نتیجه دسترسی به زمین را برای چنین اقشار کم درآمدی امـکان پذیر می سازد.(زمانی، 1379، ص46)

نمودار شماره 2-2: نمای کلی طرح های خانه سازی دولتی، اراضی و خدمات، ارتقاء کیفیت سکونتگاه وطرح توسعه افزایشی به لحاظ نوع کارکرد(زمانی، 1379، ص111)
2-5-2-3- مقطع سوم (دهه 1980)
در نیمه دوم دهه 1980 راهبرد توانمندسازی به همراه بهسازی توصیه می‌شود. روش توانمندسازی راهبردی جهانی برای مسکن محسوب می گردد که در نشست عمومی سازمان ملل در سال 2000 پذیرفته گردید. (هادی زاده بزاز،1382، ص38)
این راهبرد به همراه سیاست‎های ارتقاء و بهسازی محیط، به دنبال ایجاد یک تغییرات اصولی در فرایند اسکان گروههای کم‎درآمد شهری بود که در این فرایند بر پایه منابع و ظرفیت‎های موجود در اجتماعات محلی و در پیوند با سیاست‎های کلان توسعه ملی، ساختاری ایجاد گردد که عملاً مردم کم‎درآمد نیز توان لازم را جهت همراهی و اجرای پروژه‎های مورد نیاز خود باز یابند. در اینجا بحث مهندسی ساختمان به مهندسی اجتماع تغییر می‎یابد و تلاش می‏شود با ظرفیت‎سازی و ایجاد نهادهای لازم (غیردولتی) و بالا بردن توانمندیهای گروههای اجتماعی (از طریق برنامه‎های آموزشی، بهداشتی، اجتماعی، و اقتصادی) زمینه جهت تحقق اهداف لازم جهت برانگیختن انگیزش‎های لازم توسعه‎ای در محلات شهری مهیا گردد. به موازات اعمال این راهبرد تلاش می‎گردد با تفویض و واگذاری امور تصمیم‎سازی و تصمیم‎گیری به سطوح محلی جامعه، فرآیند اجرای پروژه‎ها، از طریق راهبرد واگذاری اختیار ، هر چه ممکن به نیازهای محلی نزدیک شده و استمرار پیدا نماید.(رفیعیان، ،1382، ص271).
این راهبرد بر بسیج تمامی امکانات بالقوه و منابع و تمامی عوامل برای ایجاد مسکن و بهبودی در شرایط زندگی جوامع فقیر تاکید دارد و به مردم این فرصت را میدهد که شرایط خانه و محل زندگی خود را با توجه به اولویت‌ها و نیازهایشان بهبود بخشند. به طور خلاصه در روش توانمندسازی مرکز توجه, ساکنان شهر و مردم هستند و دولت متعهد می گردد که تسهیلات لازم را برای آنان فراهم کند. بهسازی شهری همراه با توانمندسازی اجتماعات محلی، رهیافت نوینی برای حل مساله فقر شهری است که دیگر مهندسی ساختمان و تزریق منابع مالی صرف را رهگشا نمی داند بلکه مهندسی اجتماعی با حمایت و تسهیل بخش عمومی و سازمانهای غیر دولتی و محلی و مشارکت فعال ساکنان مورد نظر است.(هادی زاده،1382، ص39)
در راهبرد توانمند سازی برای رسیدن به محصول و نتیجه مورد نظر، راه و فرآیند نیل به محصول مهمتر تلقی شده و راه و فرآیندی به کار گرفته می شود که طی آن مشارکـت مردمی و ارتـــقاء ظرفیت های اجتماعات محلی در سکونتگاه های غیررسمی نهادینه شود تا در نهایت، اگر چه با حمایت و بستر گشائی های بخش دولتی، خود ایشان برآورد کننده نیازهایشان باشند. آنچه در این راهبرد کلیدی است، تاکید ویژه بر افزایش درآمد و فقرزدائی خانوار است که بدین منظور آموزش های حرفه ای و بالا بردن مهارت نیروی کار و نیز یاوری آنان در دسترسی به منابع، سازماندهی و بازاریابی بهتر کسب و کارشان به ویژه با میانجی گری سازمان های غیردولتی و محلی، حائز اهمیت بسیار است. (صرافی، 1381، ص9).
راهکارهای پیشنهادی در چارچوب طرحهای توانمندسازی محورهای زیر را به عنوان اصول پایه ضروری می‎داند:
تامین حق امنیت سکونت (حق اقامت و مالکیت)؛
مشارکت ساکنین در فرآیند تصمیم‎‏سازی و تصمیم‎گیری و احداث و ارتقاء برنامه‎های توسعه محلی؛
بستر سازی جهت دسترسی اقشار کم درآمد به منابع اعتباری خرد؛
تاکید بر تشکیل سازمانهای غیر دولتی داوطلبانه جهت حمایت از فرآیند توسعه؛