سرمایه گذاری در اوراق بهادار

3-مدل استفاده از اصول رفتاری
مارش و مرتون4 (1987) بابررسی رفتار سریهای زمانی منظم (سیستماتیک) سیاست، سودهای تقسیمی شرکت دریافتند که ویژگیهای شرکت و توضیحات نظری سیاست سودهای تقسیمی (تئوری علامت دهی و تئوری نمایندگی) نمی‌تواند رفتار سودهای تقسیمی را توضیح دهد.
1-مدل اطلاعاتی کامل عامل مالیات:مدل های تعدیل شده مالیاتی بر این باورند که سرمایه گذاران به بازده های بالای سهام توجه می کنند تا سود سهام، تحمیل بدهی مالیاتی بر سود سهام منجر به این می شود که پرداخت های سود، بازده قبل از مالیات سهامداران را افزایش می دهد.
در تئوری قیمت گذاری دارایی سرمایه ایی، سرمایه‌گذاران قیمت پایین تر سهام رابر سود سهام به دلیل اثرات مالیاتی ترجیح می دهند. یک نتیجه مدل تعدیل شده مالیاتی تفکیک سرمایه گذاران بر اساس ترجیحات آنان در مورد پذیرش یا عدم پذیرش اثرات مالیاتی بر سود تقسیمی است.
اولین مدل توسط میلرو مودیلیانی ،1961؛ مطرح شد. در تحقیق دیگر مودیلیانی ،1982، به این نتیجه رسید که تأثیر مشتریان و موکلین فقط پاسخگویی تغییر اسمی در ترکیب پرتفولیو است نه تفاوتهای اصلی پیش بینی شده توسط میلر ،1977،. ماسولیزو ترومن (1988) تقسیم سود نقدی را بصورت محصول هزینه های سود انتقالی سود سهام مدل بندی کردند مدل آنها نشان می دهد که سرمایه گذاران باید با بدهی های مالیاتی متفاوت در مورد سیاست تقسیم سود سرمایه گذاری شرکت هم عقیده نمی باشند به همان اندازه که بدهی ها مالیاتی سود سهام را افزایش (کاهش) می یابد. پرداخت سود سهام کاهش (افزایش) می یابد در حالیکه سرمایه گذاری مجدد سود افزایش (کاهش) می یابد. مدل بسط داده شده توسط مدل فارارو سلوین (1976) بر این فرض استوار است که سرمایه گذاران سود پس از مالیات را افزایش می دهند این مدل مدعی است که هیچ سودی نبایست پرداخت شود و اینکه باید بازخرید سهام برای تقسیم سود شرکت بکار می رود و افرادی که با پرداخت سود، به دلیل بار مالیاتی آن موافق نبوده و معتقدند که پرداخت سود، اثری بر ارزش بازار سهام ندارند عبارتند از:
ماسولیزو ترومن ،1988، فارارو سلوین ،1976، اوریچ (1979) یک مدل مستقل زمانی ارائه کردند که بر اساس آنها منافع سهامداران را افزایش می دهند و معتقدندکه توزیع سود به دلیل ثابت و ارزیابی کمتر از سرمایه شرکت صورت می گیرد.
البته سرمایه گذاری می تواند از خرید سهامی که پرداخت سود را به همراه دارد اجتناب کند تا از مالیات پرداختها در امان باشد به همین ترتیب با استفاده استراتژی میلرو اسچولز ،1978، که برای برای ارائه اولین بار مطرح شد، سهامداران می توانند سهام با سود پرداختی بخرند و سود سهام دریافت نمایند و به همین ترتیب برای سرمایه گذاری در اوراق بهادار معاف از مالیات پول قرض بگیرند.
2-مدل نابرابری اطلاعاتی: وجود اطلاعات نابرابر میان مدیران و مالکان در بازار پایه و اساس تلاش های سه گانه و مجزا برای تشریح سیاست سود است مدل نابرابری اطلاعاتی به سه دسته تقسیم می شود:
الف: مدل علامت دهی یا انعکاس
ب: هزینه نمایندگی
ج: فرض جریان نقدی آزاد
الف: مدل علامت دهی انعکاس :در آغاز دهه 1985 مقاله ای با عنوان «اثرات علامت دهی تقسیم سود روی تقسیم سود روی قیمت سهام» منتشر شد. برخی مولفین عقیده داشتند و بطور تجربی نشان دادند زمانیکه سودهای تقسیمی شرکت بطور غیرقابل انتظار افزایش یابد قیمت سهام بالا خواهد رفت و زمانیکه سودهای تقسیمی قطع شود قیمت سهام پایین خواهد رفت طبق این واقعیت شرکت ها فقط زمانی سودشان را بالا خواهند برد که انتظار برود شرکت در آینده بهتر عمل نماید.
مدیران اغلب اطلاعات بیشتری درباره ارزش شرکت نسبت به سرمایه‌گذاران دارند. زیرا آنها بیشتر وقت خود را روی تحلیل محصولات، بازار، استراتژی و فرصت های سرمایه گذارای شرکت صرف می کنند. و اطلاعات به روزتری درباره عملکرد عادی شرکت و دسترسی بهتری به اطلاعات خاص شرکت که در پیش بینی سود مفید است دارند. سرمایه گذاران استنباطی از این اعلامیه درباره سودهی فرصت های سرمایه گذاری شرکت خواهند داشت و متعاقب آن قیمت سهام را تعدیل می کنند.
مدیران سودهای پرداختی را زمانی افزایش می دهند که انتظار دارند سود در آینده افزایش یابد و افزایش سود سهام اطلاعات خوبی درباره عملکرد جاری و آتی شرکت دارند لذا تغییرات سود سهام حاوی اطلاعات است و همین دلیل اثر «علامت دهی اثر محتوای اطلاعاتی» نیز نامیده می شود.
آمباریش، جان و ویلیامیز، یار یوسف و هافمون، با تا چارتا، کیل و کومز، ماکمیچاو تامسون، میلر و راک و تعدادی از محققین مدل علامت دهی سیاست سود سهام را پیشنهاد می کنند. طرفداران تئوری علامت دهی معتقدند که سیاست تقسیم سود شرکت وسیله ای برای رساندن کیفیت است و هزینه به این مفهوم است که رویکرد مختلف علامت دهی جایگزین کاملی نمی باشند (اسکویت مولنیز، 1986،ص121).
ب) هزینه نمایندگی:شناسایی هزینه های بالقوه نمایندگی، مربوط به جداسازی مدیریت و مالکیت موضوعی است که سابقه آن به سه قرن پیش بر می گردد آدام اسمیت بر این باور بود که مدیران شرکتهای که اخیراً ترکیب شده اند در بیشتر فعالیت‌هایشان سهل انگارند مشکلات نمایندگی در نتیجه نابرابری اطلاعات انتقال ثروت بالقوه از دارندگان اوراق قرضه به سهامداران با قبول پروژه‌های با ارزش قبلی خاص بالا و مصارف، متفرقه بالاتر از آنچه که بر مدیر محافظ کار مصرف می کنند، بوجود می آیند. در کنار این واقعیت که س
ود سهام اطلاعاتی درباره پیشرفت آتی شرکت دارد و هزینه معاملاتی را کاهش می دهند، استدلال زیادی برای تقسیم سود وجود دارد. میلرو مودیلیانی بازار کاملی را فرض کردند که در آن مدیران، نمایندگان، تمام سرمایه گذاران هستند و در جهت منافع آنان گام بر می دارند در واقع هزینه نمایندگی زمانی بوجود می آید که مدیران بخشی از سهام نگهداشته شده خود را به سرمایه گذارانی که هیچ سهمی در مدیریت ندارند می فروشند در واقع مدیران تصمیمی نمی‌گیرند که برای سرمایه گذاران بهترین منافع را داشته باشند.
ج: فرض جریان نقدی آزاد:مدیر محافظه کاری که در جهت افزایش منافع سهامداران تلاش می‌کند، باید در تمام فرصت های سودآور سرمایه گذاری کند، جدایی مالکیت و مدیران این امکان را می دهد که مبالغ (وجوه) مازاد را بررسی کنند باید طریقی دیگر خرج نمایند استفاده ناکارآمد از وجوه مازاد برای فرصتهای سرمایه گذاری سودآور توسط مدیریت اولین بار توسط برل ومینز ،1932، مطرح شد.
فرضیه جریان نقدی آزاد توسط جنسون ،1986، این ادعا را به روزآوری کرد و این به روزآوری از طریق ترکیب نابرابری اطلاعات بازار با تئوری نمایندگی صورت گرفته وجوه باقی مانده پس از تأمین مالی تمام پروژه های دارای NPV مثبت باعث بوجود آمدن تضاد میان مدیران و سهامداران می‌شود پرداخت های بهره بدهی و تقسیم سود و سرمایه گذاری در پروژه‌های با ارزش مورد انتظار مثبت توسط مدیران، از مصرف وجوه مازاد دراموری که در راستای اهداف شرکت نیست می کاهد.
3-مدل های رفتاری: هیچکدام از الگوهای بحث شده رفتار تقسیم سود شرکت مورد مشاهده را به دلیل عدم توجه به رفتار سرمایه گذاری، بطور کامل توضیح نمی دهد رفتار سرمایه گذاری تحت تأثیر طرز برخورد و اندازه و معیارهای جامعه قرار می‌گیرد و متاسفانه اغلب به وسیله نظریه پردازان مالی به دلیل مشکل مصرفی آن در مدل‌های قیمت گذاری نادیده گرفته شده است آلبرت، کارول، 1988،. شیلر بیان کرد که وارد کردن این اثرات در مدل منجر به بسط نظریه به منظور توضیح تدوام سیاست تقسیم سود شرکت می شود. سهامداران عادی نه با ریسک بلکه با عدم اطمینان (فقدان قضاوت جزئی و ادراک شواهد عینی) مواجهند (شیلر، 1964،ص147) ، فشارهای اجتماعی می تواند منجر به اشتباه در قضاوت و اتخاذ تصمیمات غیرمنطقی درباره خرید و یافروش سهام توسط سهامداران شود. از این رو تمرکز به روی روانشناسی سرمایه گذاری تأثیر به سزایی در مجموع فعالیت بازار دارد (کینگت، 1984، ص87) .
سیاست تقسیم سود با افزایش ثروت سهامداران سازگار نیست و با افزودن الگوی رفتاری اقتصادی ، اجتماعی در ارزیابی شرکت تلقی گردد نابرابری اطلاعات میان سهامداران و مدیران باعث می شود تا تقسیم سود بین سهامداران جذابیت صدور سهام را افزایش دهد ارتباط سیستماتیک بین نوع صنعت و سیاست تقسیم سود گزارش شده توسط میشل (1979) به این مفهوم دلالت می کند که مدیران در زمان تعیین سطوح سود پرداختی تحت تأثیر فعالتیهای اجرایی شرکتهای رقیب قرار می گیرند مدیران می دانند که سهامداران مایل به گرفتن سود هستند لذا پرداخت سود با افزایش سود پرداختی سهامداران را آرام می کند. همان طور که فرانکفورترولین در سال 1992 اشاره کردند سودهای تقسیمی روشی برای کاهش اضطراب سرمایه گذاران است.
مدل رفتاری خود به دو بخش تقسیم می شوند:
الف:تحقیقات پیمایش مدیریتی