پایان نامه درباره سازگاري اجتماعي

ملاك و معيار سازگاري

در فرايند سازگاري اجتماعي مشكلات و مسايل رواني ـ شناختي بروز مي‏كند. انگيزش و نيازهاي اكتسابي، نيازهاي غالب و متفاوت، ناكامي، تعارض‏ها، اضطراب‏ها و رفتارهاي دفاعي در اين فرايند آشكار مي‏شوند. شايد به همين علت باشد كه سلامتي و بهنجاري افراد را به منزلة سازش و سازگاري با توقعات جهان بيرون در نظر گرفته مي‌شود. ناسازگاري در يك موقعيت گذشته براي سازگاري در موقعيت‏هايي در آينده لازم و ضروري است. بنابراين بهتر است كه توانايي فرد براي سازگاري را در نظر گرفت. بر اين اساس هر فردي كه بتواند با مسايل و مشكلات خود كنار بيايد با خود و اطرافيانش سازش يابد و در برابر تعارض‏هاي اجتناب پذير دروني از خود سازگاري نشان دهد، انساني به هنجار تلقي مي‏گردد. چنين فردي واجد توانايي‏هاي دفاعي و سازشي است و مي‏تواند بين خود و نيازهاي كشاننده‏اي خود و واقعيت، تعادل برقرار سازد (دادستان، 1370 به نقل از شادمان، 1380).

ناسازگاري مي‌تواند جزئي يا كلي باشد. ناسازگاري جزئي مربوط به برخي از جنبه‏هاي شخصيت و رفتار فرد است. ولي ناسازگاري كلي مجموعة فرايندهاي اجتماعي شدن فرد را به مخاطره مي‏اندازد. پس مي‏بايست ناسازگاري به معناي خاص را از ناسازگاري به علت عدم استعداد براي نگهداري يك موقعيت سازش يافته متمايز دانست.

در سازگاري با محيط دروني، هدف اين است كه تنش‏هايي كه سلامت و تعادل فرد را مورد تهديد قرار مي‏دهد، كاهش يابد. اما براي كاهش اين تنش‏ها برآوردن توقعات محيط بيروني كافي نيست. ممكن است رفتار يك فرد منحرف با واقعيت دروني خود سازگاري يافته باشد، بدون اينكه با واقعيت اجتماعي سازگاري باشد. پس يك تعامل پويايي ميان اين دو واقعيت وجود دارد، سازگاري بيروني در واقع مستلزم درجه‏اي سازش با واقعيت دروني است (شادمان،1380).

معيارهاي معيني براي ارزيابي كفايت سازگاري يك فرد نسبت به محيط ابداع شده‏اند. براي مثال، ويژگي‏هاي زير براي ارزيابي به عنوان پيشرفت اهميت زيادي دارند.

آسودگي يا آرامش روان شناختي: يكي از ضروري‏ترين علايم ناتواني در سازگاري آن است كه احساس گناه يا ترس از بيماري و غيره در فرد شکل مي‏گيرد. تجربه كردن ناراحتي اغلب به معناي بي‏كفايتي در سازگاري روان شناختي است.

 

كارايي شغلي: نشانه ديگري كه شاخص مشكلات سازگاري است،  ناتواني در استفادة كامل از قابليت‏هاي اجتماعي است.

نشانه‏هاي جسماني: گاهي تنها علامت سازگاري نامناسب به شكل آسيب به بافت‏هاي بدن جلوه مي‏كند. يك شخص بهنجار و داراي سازگاري خوب نبايد از نشانه‏هاي جسماني رنج بكشد.

پذيرش اجتماعي: بعضي از افراد سازگار از نظر اجتماعي مورد پذيرش هستند، يعني افرادي هستند كه ديگران آنها را مي‏پذيرند  (اسلامي‌نسب، 1373).

برخي از خصوصيات انسان سازگار به شرح زير است:

-به ميزان كافي مي‏تواند فعاليت كند و براي كاري كه بر عهده گرفته است شايستگي لازم را دارد و لزومي نمي‏بيند كه شغل خود را مرتب تغيير دهد.

– از اضطراب و تعارضي كه او را از فعاليت سود بخش باز دارد، دوري مي‏جويد.

– بتواند با مشكلات مواجه شود و درباره آنها بينديشد و تصميم بگيرد و عمل كند.

– بتواند نيازها، افكار و عواطف ديگران را بشناسد و پاسخ‏ها يا واكنش‏هاي مناسب از خود نشان بدهد.

– بيماري‏هاي بدني نتوانند شايستگي و فعاليت او را كاهش دهند.

– انسان سازگار يا سالم مسؤوليت همه اعمال، افكار و رفتارهاي خود را مي‏پذيرد و عاقلانه به نتايج آن مي‏انديشد.

– شخص سازگار، پذيرش و تحمل اضطراب را ياد مي‏گيرد و مي‏داند چرخ زندگي هميشه به دلخواه شخص نمي‏گردد و به هر حال ناراحتي‏هايي در زندگي به وجود خواهد آمد و اينها نيز به نوبة خود موجب اضطراب و نگراني مي‏شوند.

– فرد سازگار بايد بتواند بعضي از ناكامي‏ها را تحمل كند، زيرا در حقيقت تحمل ناكامي مانند پذيرش اضطراب نشانه سازگاري مطلوب در شخص است (اسلامي‌نسب، 1373).

 

مهارتهاي سازگاري عبارتند از:

 

  • توانايي در ارتباط كلامي با ديگران
  • توانايي در مراقبت از خويشتن
  • رسيدگي و انجام امور روزانه زندگي
  • مهارت در ارتباط اجتماعي با افراد
  • توانايي در پيدايش و تعيين راه و مسير ادامه زندگي و اهداف
  • توجه به بهداشت و سلامتي فردي
  • توانايي يادگيري، آموزش و ادامه تحصيل
  • استفاده صحيح از ساعات تفريح و آزادي خود
  • انجام كارها و مسئوليت هاي كاري
  • توانايي ايجاد رابطه سالم با افراد خانواده، همقطاران و افراد مختلف اجتماع (‌معاني و همكاران، 1379).

 

عوامل مؤثر در سازگاري

سازگاري رضايت بخش فرد با موفقيت‏هاي اجتماعي عمده زندگي، به طور مستقيم با ميزان ارضاي همه نيازهاي اساسي مرتبط است. نيازها و ارضاء آنها به ادراك فرد با توجه سن، جنس،‌ استعدادهاي ارثي و فرهنگي، طبقه اجتماعي، شغل، محل جغرافيايي، تعليم و تربيت، تجارب و سازگاري‏هاي زندگي اشخاص ديگر بستگي دارد (حسن آبادي، 1380).

متغييرهايي كه در سازگاري مؤثر هستند:

1ـ شخصيت فرد

2ـ ادارك فرد از مشكل

3ـ شدت مسأله و مشكل

4ـ حمايت اجتماعي

5ـ تعداد راه‏هاي ممكن براي رسيدن به هدف

6ـ توانايي و استعداد براي مراقبت از سلامتي خود

7ـ درك فرد از موقعيت خود

8ـ درك خانواده از موقعيت فرد

9ـ توانايي و استعداد فرد براي جذب حمايت‏هاي اجتماعي

10ـ سابقه برخورد فرد با بحران‌ها يا ضربه‌هاي رواني

11- وضعيت اقتصادي

12- سلامت رواني

13- انگيزه فرد براي زندگي

14ـ نگرش‏ها و فعاليت‏هاي محيط مؤثر (اسلامي نسب، 1373).

نشانه شناسي اختلالات سازگاري؛ اگر فرد نتواند سازگار شود دچار علائم مرضي مي‌شود:

 

 

-1خلق افسرده پایان نامه

-2آمادگي جهت گريه كردن

-3نوميدي

-4نگراني

-5افزايش وابستگي

-6ناتواني شغلي، فرهنگي، تحصيلي

-7انزواي اجتماعي

-8شكايات جسمي مانند سردرد، كمردرد و ساير دردها و خستگي (اسلامي‌نسب، 1373).

 

عوامل مستعد كننده دراختلالات سازگاري

  1. نظريه بين فردي ساليوان (1956): نقش مادر و محيط پرورش ظرفيت كودك را نسبت به واكنش در مقابل فشار رواني در آينده مورد تأكيد قرار داده است. عدم توانايي مادر است كه اجازه استقلال به كودك نمي‌دهد و در نتيجه فرد در آينده دچار مشكلاتي در ارتباط با سازش با مسائل زندگي مي‌شود.
  2. نظريه روان پويايي اريكسون (1963): يك روش منظم و سازماندهي شده را جهت تشكيل شخصيت كه با كسب وظايف خاص در هر يك از مراحل زندگي به وجود آيد، پيشنهاد كرده است اشكال در سازش رواني مواقعي اتفاق مي‌افتد كه فرد نتواند با موفقيت كار و وظايف متناسب با آن سن را انجام دهد و در سطح پايين‌تري از رشد و تكامل تثبيت شود.
  3. نظريه يادگيري ولف (1973): به نظر او كليه رفتارها آموخته مي‌شوند و مي‌توان آنها را از ياد برد و يا با رفتار مناسبتر و مؤثرتر جايگزين كرد. افراد مبتلا به مشكلات سازشي، يادگيري منفي را از طريق الگوي ناكافي در نظام خانوادگي معيوب يا ناتوان تجربه كرده‌‌اند (اسلامي‌نسب، 1373).

نشانگان موضعي سازگاري

نشانگان موضعي سازگاري يك واكنش موضعي بدن نسبت به تنيدگي مي‌باشد. اين واكنش شامل كل بدن نيست و شامل قسمتي از بدن مي‌باشد (بافت، عضو). تنيدگي باعث سازگاري موضعي مي‌شود ممكن است ضربه‌اي يا بر اثر بيماري باشد. سازگاري موضعي يك واكنش سازگاري كوتاه مدت است و مقدمتاً براي حفظ ثبات محيط داخلي صورت مي‌گيرد، هر چند بدن قادر به نشان دادن بسياري از واكنشهاي موضعي تنيدگي مي‌باشد.

نشانگان عمومي سازگاري

نشانگان عمومي سازگاري يك مدل بيو‌شيميايي تنيدگي است كه بوسيله هانس سليه ارائه شده است. مفهوم عوامل تنيدگي‌آور بعنوان عواملي كه باعث تنيدگي مي‌شود نيز بوسيله سليه (1976) بيان شد.

سه مرحله در سازگاري عمومي وجود دارد، اين سه مرحله عبارتند از:

  1. در مرحله اول يا واكنش اخطار، فرد يك عامل تنيدگي‌آور اختصاصي را دريافت مي‌كند و مكانيسم هاي دفاعي مختلف فعال مي‌شوند.
  2. مرحله دوم سازگاري عمومي مقاومت است. حال با دريافت خط و بسيج منابع بوجود آورنده آن بدن سعي به سازگاري با عامل تنيدگي‌آور مي‌كند.
  3. مرحله سوم يا خستگي كه نتيجه خستگي مكانيسم‌هاي سازگاري است. بدون دفاع برعليه عوامل تنيدگي‌آور بدن ممكن است يا به استراحت بپردازد و يا مكانيسم‌هاي دفاعي خود را براي برگشت به حالت طبيعي بسيج نمايد و يا خستگي كامل رخ دهد و مرگ پيش آيد (ايلالي، 1376).

 

ديدگاه‏های مطرح شده در مورد سازگاري اجتماعي

ديدگاه زيستي ـ رواني ـ اجتماعي

اين مدل به صورت تلويحي، مدلی از سلامتي را ارائه مي‏دهد كه شامل حالت ذهني، توانايي انجام نقش‏هاي ارزشمند اجتماعي، رضايت از وضعيت جسمي و بدني و مجموعه‏اي از متغيرهايي مي‏شود كه اغلب به عنوان «كيفيت زندگي» مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته‏اند. در نظام پياژه، سازش، تعادل بين درون سازي و برون سازي است. مي‏توان سازش را ساختن مجموعه‏اي از روابط دانست كه انسان خود را بين آنها قرار مي‏دهد. چنين وضعيتي در نتيجة مجموعه واكنش‏هايي كه فرد به وسيلة آنها رفتار خود را تغيير مي‏دهد تا بتواند به گونه‏اي موزون بر شرايط محيطي معين يا تجربه‏اي جديد پاسخ دهد (شادمان، 1383).

همان طور كه به نظر مي‏رسد مفهوم «سازش زيستي» معنايي نسبتاً دقيق داشته باشد، ولي وقتي جنبه‏هاي رواني ـ اجتماعي سازگاري آدمي مطرح مي‏شود مسأله بسيار پيچيده مي‏گردد، چرا كه اين سازگاري شخصاً به خاطر حيات صورت نمي‏گيرد. از نقطه نظر رواني ـ اجتماعي سازگاري به خودي خود به طور انتزاعي وجود ندارد. فرد با چيزي، با موقعيتي و با يك محيط اجتماعي به طبع نظام‏هاي مرجع خود سازش يافته است كه در ضوابط و معيارهاي آن و آستانه خودداري از سازش را مشخص مي‏كند، بنابراين بدون توجه به جنبه‏هاي رواني ـ اجتماعي مشكل است كه بتوان حد و مرز اين مفهوم را براي انسان مشخص کرد (شادمان، 1383).

 

ديدگاه تحليل رواني

از ديدگاه تحليل رواني به فردي سازگار گفته مي‏شود كه واحد «من» قوي و سالم باشد يا بتواند ميان دو پايگاه ديگر شخصيت يعني «من و فرامن» تعادل و هماهنگي ايجاد كند تا اينها بتوانند به وظايف خود به خوبي عمل نمايند. در اين ديدگاه، شخصيت آدمي همانند يك نظام پوياي انرژي تصور مي‏شود كه در يك تقسيم بندي از سه قسمت تشكيل شده است. هر يك از اين سه نظام، نيروهاي رواني مشخص دارند كه دائم با يكديگر در درون سيستم كلي شخصيت در حال فعل و انفعال مي‏باشند كه مبتني بر تعارض پايگاه‏هاي مربوطه مي‏باشند و بنابراين ديدگاه رفتار و حالات آدمي از جمله رفتارهاي سازگار نتيجه عملكرد اين نيروهاي دروني است. از اين ديدگاه ريشه و عمل همه ناسازگاري‏ها در تجربيات كودكي و در رابطه با چگونگي گذراندن مراحل تحول جستجو مي‏شود. در اين راستا ناسازگاري كه به دليل وجود تعامل بين تكانه‏‏هايي كه در جستجوي تخليه و رهايي هستند از يك طرف ديگر به وجود مي‏آيد. وقتي كه تكانه‏ها نتوانستند در هشياري تحمل شوند و فرد نتواند به طور مؤثري در برابر آنان دفاع كند،  من راه ديگري ندارد جز اينكه نشانه‏هاي سازگاري ايجاد نمايد كه در اين صورت هدف رفتار ناسازگار كاهش تنش يا تعارض است (ديلمي، 1380).

 

ديدگاه يادگيري اجتماعي

رويكردهاي يادگيري اجتماعي، سازگاري انسان را به سان حل مسأله يا رفتار كنار آمدن در نظر مي‏گيرند. منظور ما از كنار آمدن، ميزان يا درجه‏اي است كه افراد مي‏توانند سه چالش مهمي را كه براي موجوديت آنها به وجود مي‏آيد، برطرف كنند و يا حداقل كنترل نمايند. اين چالش‏ها عبارتند از:

الف)‌چالش‏هاي مستقيم حاصل از محيط فيزيكي

ب) چالش‏هاي ناشي از محدوديت‏ها

ج) چالش‏هاي بين فردي مربوط به محيط

ديدگاه يادگيري اجتماعي، سازگاري يا قابليت انطباقي فرد را به عنوان توانايي برآورده سازي و كنار آمدن با فشارهاي رواني و مشكلات،  همراه با حداقل بي‏نظمي در جريان مداوم زندگي كه پيامدهاي فوري و دراز مدت رفتار را در بر مي‏گيرد، مورد توجه قرار مي‏دهد (ديلمي، 1380).

ديدگاه علوم رفتاري

سازگاري از نظر علوم رفتاري عبارتند از:

1ـ عمل برقراري رابطه رضايت بخش ميان خود و محيط

2ـ عمل پذيري و كردار مناسب و موافق محيط و تغييرات فيزيكي

3ـ‌ سازگاري موجود زنده با تغييرات دروني و بيروني (شعاري نژاد، 1370 به نقل از ديلمي 1380).

 

ديدگاه مراجع محوري

به اعتقاد راجرز خويشتن پنداري فرد از اضطرب يا تجربه ارگانيزمي او ناهماهنگ و در تضاد است. هر موقع كه ادراك يك فرد از تجربه خودش تحريف يا انكار شود، تا حدودي حالت ناهماهنگي ميان «خود» و تجربيات فرد، يا حالت ناسازگاري رواني و آسيب پذيري به وجود مي‏آيد و موجب پيدايش مكانيزم‏هاي دفاعي مي‏شود. در حقيقت فرد در مقابل تهديدهاي حاصل از ناهماهنگي ميان تجربه و خويشتن پنداري، احساس اضطراب مي‏كند و سپس با بهره گرفتن از يكي از مكانيزم‏هاي دفاعي در مقابل تهديد و اضطراب حادثه به دفاع از خود مي‏پردازد. انسان روان نژند و ناسازگار با مشكل مواجه است زيرا ارتباطش‏را با خود و ديگران از دست داده است و روابطش نامطلوب است (شفيع آبادي و ناصری، 1377).

 

 

ديدگاه انسان گرايي

بر طبق مدل‏هاي انسان گرايي ـ هستي گرايي، رشد شخصيتي تحريف شده يا سد شده، به عنوان عامل عمده‏اي است كه سلامت روان را تحت تأثير قرار مي‏دهد. در اين مدل تأكيد روي انگيزه رشد در مقابل ايستايي لزوم بودن و شكل‌گيري خود است. اگر شخصي از فرصت‏هاي رشد محروم شود اضطراب، نااميدي و ناكامي را تجربه خواهد كرد. تحريف طبيعت بشري به وسيله نيروهاي محيطي نامطلوب به ناسازگاري منجر خواهد شد (رستمي،1380).

بر طبق نظر مزلو افرادي كه بيشترين سازگاري را دارند آنهايي هستند كه در سراسر مراحل زندگي خود به طور موفقيت آميزي رشد كرده‏اند و به بالاترين مرحله كمال يعني خود شكوفايي رسيده‏اند. انساني كه به مرحله خود شكوفايي ارتقاء پيدا كرده، نيروهاي بالقوه اساسي خويش را به كامل‏ترين صورت تحقق بخشيده است. شخص ممكن است تكانه‏هاي دروني را بازداري يا تعديل كند و يا بكوشد تا خواست محيطي را به طريقي تغيير دهد تا تعارض را دفع نمايد. پياژه به فرايند سازگاري اهميت زيادي مي‌داد. او اصطلاحات درون سازي و برون سازي را به كار برد. منظور از اين دو واژه به ترتيب تغيير نسبي خود شخص يا تغيير محيط است. هم درون سازي و هم برون سازي به حل تعارض‏ها مي‏انجامد (رستمي، 1380).

 

ديدگاه روان شناسي شناختي

در ديدگاه روان شناسي شناختي، انسان سازگار به كسي گفته مي‏شود كه توانايي و قدرت پردازش صحيح اطلاعات را داراست و چون قادر به چنين كاري است لذا يك نظام ارزشي واقع بينانه براي خود تنظيم مي‏نمايد تا تحت تأثير نوسانات رواني دردناك و اختلاف با ديگران دچار آسيب نشود. اين روند به او كمك مي‏كند تا به احساس بهتري دست يابد (رستمي، 1380).

علاوه براین، تحقیقات نشان داده اند که روابط بین والدین و سبک های دلبستگی بر سازگاری اجتماعی نوجوانان اثرگذار است. مفهوم سازگاری اجتماعی از عناصر متعددي مانند حل مسئله، حل تعارض و اعتماد به نفس تشکیل شده است (مارش و همکاران ، 2003).

رابین و رزکراسنر (2000)، سازگاری اجتماعی را به عنوان توانایی رسیدن به اهداف مشخص در تعامل اجتماعی و حفظ رابطه اجتماعی با دیگران در طی زمان و مکان هاي مختلف تعریف کرده اند (مارش و همکاران ، 2003) .

 

2-3- پیشینه پژوهشی

2-3-1- پیشینه داخلی

جهانگیر (1391)، در پژوهشی با عنوان مقایسه عملکرد خانواده و رضایت مندی زناشویی در زنان متأهل شاغل و غیرشاغل شهر تهران نشان داد که بین عملکرد خانواده در زنان متأهل شاغل و غیرشاغل تفاوت معنی داری وجود دارد. بین عملکرد خانواده و رضایت مندی زناشویی در زنان شاغل و غیر شاغل رابطه معنی داری وجود دارد.

شاه آبادی (1390)، در پژوهشی تحت عنوان سنجش میزان سازگاری اجتماعی در نوآموزان نشان داد که الف) بین ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻫﺎﻯ ﭘﻴﺶ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﻰ ﻭ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺭﺍﺑﻄﺔ ﻣﻌﻨﻰ ﺩﺍﺭﻯ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻰ ﻛﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻯ ﺑﻬﺘﺮﻯ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. ب) ﺑﻴﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺭﺓ ﭘﻴﺶ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﺑﺎ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺟﻨﺴﻴﺖ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﻌﻨﻰ ﺩﺍﺭﻯ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ، ﺑﻴﻦ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻳﺪﻩ ﻭ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ج) ﺑﻴﻦ ﺗﺤﺼﻴﻼﺕ ﭘﺪﺭ، ﺷﻐﻞ ﭘﺪﺭ، ﺗﺤﺼﻴﻼﺕ ﻣﺎﺩﺭ، ﺷﻐﻞ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ، ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﻌﻨﻰ ﺩﺍﺭﻯ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.

شهرکی ثانوی (1390)، در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه ي الگوهاي ارتباطی خانواده بر کیفیّت زندگی نوجوانان نشان دادند الگوی ارتباط خانوادگی، قوی ترین پیش بینی کننده ی بعد رابطه خانوادگی بود.

مردانی حموله، مرجان و همکاران (1389)، در پژوهشی با عنوان ارتباط خوش بيني و سبك هاي دلبستگي با رضايت زناشويي در کارکنان بيمارستان به این نتیجه رسیدند که خوش بینی و سبک های دلبستگی با رضایت زناشویی دارای رابطه معنی دار بوده است.

ﺟﻮادي، ﺣﺴﻴﻨﻴﺎن و ﺷﻔﻴﻊآﺑﺎدي (1388) در پژوهشی با عنوان اﺛﺮﺑﺨﺸﻲ آﻣﻮزش ﺗﺤﻠﻴﻞ ارﺗﺒﺎط ﻣﺤﺎوره اي ﺑﻪ ﻣﺎدران ﺑﺮ ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺧﺎﻧﻮاده آﻧﺎن نشان دادند که روش آموزش تحلیل محاوره ای ﺑﺮ ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺎدران ﻣﺆﺛﺮ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻪ آﻣﻮزش ﺗﺤﻠﻴﻞ ارﺗﺒﺎط ﻣﺤﺎوره اي، «ﻧﻘﺶﻫﺎ»، «ﺣﻞﻣﺴﺌﻠﻪ» و «اﺑﺮاز ﻋﻮاﻃﻒ» آﻧﺎن را ﺑﻬﺒﻮد  ﻣﻲﺑﺨﺸﺪ.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*