ژانویه 17, 2021

زبان و ادبیات عربی

همچنین او اعلم مردم به لغت و شعر و راویه ای ثقه بود و پس از ابن اعرابی کسی همانند او نیامده است. و علاوه بر این وی به گردآوری و تدوین و شرح و تفسیر تعدادی از دیوان های شاعران پرداخته است و آثار گرانقدری از خود بر جای گذاشته که در بخش دیگری به تفصیل به آن ها خواهیم پرداخت.
ابو طیب لغوی درباره اش می گوید که سکّیت در کار تألیف از ثعلب برتر بود و علم کوفیان را منتهی به او دانسته است و هم چنین ابن تغری بردی او را علامه خوانده است
گویند: اسحاق پدر سکّیت مردی بسیار درست کار و صالح بود، و به تمام فنون ادبی احاطه ی کامل داشت، علم و دانش و عالمان را دوست می داشت ، به طوری که در سالی به زیارت خانه ی خدا نائل
شده بود، پس از ادای مناسک حج و عرفات و سعی صفا و مروه و پایان طواف از خداوند خواست که در علم « نحو» فرزندش به درجات عالی برسد. و به واسطه ای دعای پدر و لطف الهی و یُمن آن مکان مقدس به کسب فیوضات ابدیه و تعلیم علوم ادبیه موفق گشت.
بی شک دعای پدرو رضایت او از فرزندش و لطف پروردگار برای ابن سکّیت سرانجامی بسیار باشکوه رقم زد . و وی خدمات شایانی را به زبان و ادبیات عربی ارزانی داشته است.
در مورد نسب مادر ابن سکّیت در منابع و کتاب های مختلف چیز خاصی بیان نشده ، ولی در برخی منابع مانند « بغیه الوعاه» سیوطی آمده است که مادرش پس از کشته شدن ابن سکّیت به دست متوکل هنوز زنده بود و متوکل دیه اش را برای مادرش فرستاد.
شخصیت ابن سکّیت و خانواده اش ……………………………………………………………………………………………………………………………… 19
خانواده ی سکّیت « اسحاق» خوزستانی الأصل و اهل دورق بوده اند، دورق یا همان شادگان امروزی که
شهری با قدمتی بسیار بوده و در طول تاریخ نام های مختلفی داشته که قبلاً در فصل جداگانه ای به آن پرداخته ایم.
برخی از تاریخ نویسان معتقدند که خانواده ی سکّیت پس از تولد یعقوب ( ابن سکّیت) به بغداد رفته اند ولی برخی دیگر معتقدند« از جمله نویسنده ی عراقی محی الدین توفیق ابراهیم در کتاب ابن سکّیت
اللغوی »که ابن سکّیت زاده ی بغداد است. ولی در هر صورت همه ی مورخین و نویسندگان کتب تاریخی در مورد اینکه خانواده اش خوزستانی بوده اند اتفاق نظر دارند.
در مورد مدت عمر ابن سکّیت دو روایت موجود است : که روایت اوّل مربوط به زبیدی است ، در کتاب طبقات النحویین و اللغویین ص 223 این کتاب که از نُسخ خطی می باشد ، به نقل از ابو جعفر احمد بن محمّد بن نصر الضبعی می نویسد: « یعقوب به هشتاد سالگی رسید .» ولی در اکثر کتب و منابع از جمله
تاریخ بغداد خطیب بغدادی ودر کتاب وفیات الأعیان- ابن خلّکان و …. عمر او به صراحت پنجاه و هشت سال عنوان شده .البتّه چنین به نظرمی رسد که روایت دوم بیشتر مورد اطمینان و درست باشد.
و سال شهادت وی را نیز 244 هـ ق . عنوان کرده اند . البته روز و ماه آن هم با توجه به تاریخ جرجی زیدان و عمر فروخ و … پنجم رجب 244 هـ ق . بوده است. ( 17/ 10 / 895 م. ) در مورد فرزندان ابن سکّیت اطلاع چندانی نداریم و در کتب تاریخی فقط به نام یوسف اشاره شده که یعقوب به ابو یوسف معروف بود .از سرنوشت یوسف تنها چیزی که می دانیم این است که بعدها ندیم معتضد عباسی شد و از سال 279- 289 هـ ق اخبار علماء را روایت می کرد. در کتاب الأنباری در صفحه 305 الألبّاء از عالمی در علم نحو نام می برد که در این زمینه تألیفاتی هم داشته است ، به نام احمد بن سکّیت که معلوم نیست وی از خاندان ابن سکّیت معروف باشد یا نه .
بهر حال این شخصیت بزرگ و دانشمند ایرانی تبار « خوزستانی » در راه عقیده و ابراز دوستی اش به خاندان عصمت و طهارت جان خویش از دست بداد . و با وجودی که یک بیت از شعرهایش که در مورد لغزش زبان است و در میان عرب معروف است و به ضرب المثل تبدیل شده را خود سروده بود؛ ولی نشان داد که درست است که جوانمرد از لغزش زبانش سرش را از دست می دهد و لغزش پا آسیب
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ……………………………………………………………………………………………… 20
و صدمه ای به او نمی زند ولی :در جائی که بحث عقیده و ایمان باشد دیگر سکوت جایز نیست حتی اگر این کار منجر به از دست رفتن جان باشد .
« یُصاب الفتی مِن عثرهٍ بلسانِهِ وَلَیسَ یُصابُ المَرءُ مِن عثرهِ الرّجل»
« جوانمرد از لغزش زبان خود دچار مصیبت می شود ولی از لغزش پا مصیبتی دامنگیر او نمی شود.»
ولی جوانمرد او بود . که می دانست ، حقیقتی که می گوید ، جانش را از دست می دهد . ولی محبت به خاندان عصمت و طهارت و حب اهل بیت (ع) باعث شد که تن به زندگی با ذلت ندهد . به درستی راه شهادت را انتخاب نمود . تا جواب غرور ظالمی ستمگر را بدهد. که ان شاء الله در فصل های دیگر به چگونگی و انگیزه ی ورود به دربار متوکل و شهادت او خواهیم پرداخت.
اساتید و شاگردان ابن سکّیت ………………………………………………………………………. ………………………………………………… 21