ژانویه 16, 2021

روابط خانوادگی

و فطرت چنین ازدواجی راصرفاً بخاطر اینکه ازدواج خواهر و برادر است نفی نمی کند و از آن تنفر ندارد بلکه اگر نفی می کند برای این است که باعث شیوع فحشا و منکرات می شود و باعث می گردد غریزه ی عفت باطل گردد و عفت عمومی لکه دار شود و پر واضح است که شیوع فحشا از طریق ازدواج خواهر و برادر زمانی مصداق می یابد که جامعه ی گسترده یی از بشر وجود داشته باشد ولی در روزگاری که روی زمین غیر از چند پسر و چند دختر از یک پدر و مادر وجود نداشت و از سوی دیگر، مشیت خدای تعالی به این تعلق گرفته بود که همین چند تن را زیاد کند و افراد بسیاری از آنان منشعب سازد دیگر عنوان فحشا با چنین ازدواجی منطبق و در مورد آن صادق نیست. (پیشین،1387، 4 /230).
درشریعت یهود نسب بر این جاری بود که زن بعد از مرگ شوهر باید با برادرشوهر خود ازدواج کند.
اگر برادران با هم ساکن باشند و یکی از آنها بی اولاد بمیرد زن آن متوفی به نکاح بیگانه بیرون نرود بلکه برادر شوهرش به او داخل شده او را بزنی بگیرد و حق برادر شوهری را مرعی دارد. (سفر تثنیه 25: 5).
و مقرر است اول زاده که میزاید به اسم برادر متوفی قائم گردد تا آنکه اسمش ازبنی اسرائیل محو نشود. (سفر تثنیه 25: 6).
و اگر آن مرد به گرفتن زن برادرش راضی نشود زن برادرش به دروازه پیش مشایخ برود و بگوید که برادرشوهر من به برخیزانیدن اسم برادرخود در اسرائیل انکار می کند و به رعایت حق برادر شوهری با من راضی نیست. (سفر تثنیه 25: 7).
پس مشایخ شهرش آن مرد را طلب داشته به او مکالمه کنند واگر اقرار نموده بگوید که او را نمی خواهم بگیرم. (سفر تثنیه 25: 8).
آنگاه زن برادرش در نظر مشایخ پیش او آمده نعلین او را ازپایش بکشد و بر رویش خیو (آب دهان)بیندازد و در جواب بگوید به شخصی که به بنا کردن خانه برادرش راضی نیست چنین کرده شود. (سفر تثنیه 25: 9).
و در اسرائیل اسم او را خانه کشیده نعلین بگذارند. (سفر تثنیه 25: 10).
دریهود ازدواج عمو با دختر برادر جایزهست. (توفیقی،1379، ص282)
3-9- فلسفه حکمت مهریه
مهر یکی از سنن بسیار کهن در روابط خانوادگی بشری است و حقی است که مرد هنگام ازدواج برای زن قائل می شده است به این صورت که چیزی از مال خود را به زن خویش می پرداخت (نور حسن فتیده،1379 ص75).
3-10- مهریه و نفقه درعهد قدیم:
3-10-1- مهریه درعهد قدیم:
بنا بر قوانین عهد قدیم،مردان در صورت وارد کردن خسارتی به دختر باید جریمه آن را به پدرش می پرداختند. «اگر مردی دختر باکره نامنسوبه (نامزد نشده)را بیابد و او را بدست آورده با او بخوابد و هر دو گرفتارشوند، آنگاه مردی که با او خوابیده است پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و او از برایش زن باشد، به سبب این که وی را خوار نموده است و تا تمامی عمرش مختار نیست که او را مطلقه نماید». (تثیه 22: 28- 29 و خروج 22: 16-18).
و همین طور اگر به دختر از جانب شوهر تهمت باکره نبودن زده شود در صورت اثبات بکارت او، شوهر باید جریمه ای معادل صد مثقال نقره به پدر او بپردازد. (تثنیه، 12: 13 – 19).
به طور کلی،عبرانیان به همسر«بلهه» یعنی «مملوک» می گفتند و پدر عروس در مقابل مهری که به ازای بهای دختر خود دریافت می داشت او را به داماد واگذار می کرد. (دورانت، 1373، 1/391).
و همچنین آمده است:و شِکمِ نیزپدر و برادران دختر را گفت در نظر شما التفات (آبرو)یابم وهرچه که به من بگوئید خواهم داد از من مهر و بخششی به زیادتی بخواهید و بنحوی که به من بگوئید خواهم داد نهایت دختر را به من بزنی بدهید.(پیدایش 34: 12-11).
مهر اکنون نیز بین اسرائیلی ها ازارکان عقد نکاح به شمار رفته و کلیه فرق یهود نکاح بدون آن را یا باطل می دانند.بعضی از آنان مانند ربانیون مقدار مهر را برای دختر باکره صد مجبوب یا سی و هفت درهم نقره و برای غیر باکره نصف آن را تعیین نموده اند.
و برخی دیگر که اکثریت آنان را قرائیون تشکیل می دهند حدی برای مهر معین نکرده و مقدار آن را به نظرعرف واگذار نموده اند.
گاه در میان یهود دو برابر مبلغ جهیزیه به انضمام مبلغ جهیزیه به عنوان مبلغ مهر محاسبه می گردید به این رسم مین حاق گفته میشود. در هنگام طلاق پرداخت مهریه و مین حاق به منزله ضریب اطمینانی برای زن است تا با دلگرمی بیشتری به زندگی زناشویی خویش ببردازد. (بابا خانی، 1377، ص12).
در تلمود« مهریه»،کتوبا« kethubbah »نامیده می شود، که تلمود آن را برخلاف عهد قدیم،حق زن می داند که،یک وسیله ایمنی برای زن در مقابل طلاق عجولانه،این است که مرد باید ضمن طلاق زوجه خود، کتوبا را که حق اوست به وی بپردازد در نتیجه،آیه «خداوند مرا به دست کسانی که با ایشان مقاومت نتوانم کرد تسلیم کرده است ».(مراثی ارمیا،14:1).
درباره مردی صدق می کند که «زن بد در سرای وی است لکن چون مهریه او هنگفت است نمی تواند او را طلاق گوید»(یواموت،63 ب). (کهن، 1382، ص186).
و اگر رفتارزن فضیحت آمیزباشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ کتوبا یا مهریه طلاق دهد.«زنانی که در موارد زیربه رفتار و کردار آنها اشاره می شود ازدواجشان باطل است و مبلغ، کتوبا،به ایشان تعلق نمی گیرد ؛ زنی که از اجرای قوانین دینی یهود سرپیچی می کند.فی المثل بدون پوشانیدن سر خود به میان مردان می رود،در کوچه و بازار پشم می ریسد و با هر مردی که از روی سبک سری به گفتگو می پردازد،زنی که در حضور شوهر خود به والدین او دشنام می دهد، و زن بلند صدا که در خانه با شوهر خود به صدای بلند درباره امور زناشویی صحبت می کند و همسایگان او می شنود که چه می گوید.».
اگر زن ازآمیزش با شوهر امتناع ک
رد مرد حق دارد او را بدون پرداختن مهریه طلاق دهد (کتوبوت،63 ب) (کهن، 1382، ص 186- 187).