ژانویه 19, 2021

روابط بین الملل

حمل و نقل دریایی قفقاز از طریق دریای کاسپین به عنوان دریای بسته در شرق و دریای سیاه به عنوان یک دریای آزاد در غرب، امکان پذیر است.منطقه قفقاز از جهت منابع نفت و گاز، بازارها، اقتصاد منطقه، امور حمل و نقل، عدم حضور کشورهای فرا منطقه ای در منطقه و عدم تحریک اقوام ایرانی و وجود امنیت و ثبات در منطقه اهمیّت به سزایی برای ایران دارد. منافع مشترک ومتقابل ایران و منطقه ی قفقاز را می توان در موارد زیر بیان نمود:
1- نیازکشورهای قفقاز به مسیر ایران برای دسترسی به آب های آزاد ومسیرهای مناسب حمل و نقل.
2- نیاز کشورآذربایجان به مسیر ایران برای انتقال منابع انرژی و نیاز آذربایجان به مسیر مرزی ایران برای تأمین مایحتاج نخجوان.
3- نیاز ایران به قفقاز برای انتقال کالا وگاز به اروپا.
4- داشتن خطوط مرزی مشترک امن، قانونمند و مفید برای اتباع دو طرف و عدم تحریک اقوام مستقر در مناطق مرزی.
5- نیاز مشترک ایران و دوکشور همسایه ی قفقازی به منابع آب و انرژی الکتریکی رود ارس.
6- علاقه مندی ایران به امنیّت و ثبات کشورهای قفقاز.
7- وجود علایق فرهنگی دیرینه و قوی میان ملّت های قفقاز با ایران.
8- نیاز ارمنستان، نخجوان وگرجستان به برق وگاز ایران.
9- نیاز کشورهای قفقاز به کالاهای متنوّع و علاقه ی ایشان به منابع جدید و امکان و علاقه ی ایران در تأمین نیاز‌های آنان.
10- تأکید ایران بر استقلال کشورهای قفقاز و علاقه دولت ها و مردم منطقه نسبت به این امر.
11- علاقه و آمادگی ایران برای میانجی گری میان طرف های درگیر در منازعه ی قره باغ و افزایش نفوذ ایران
برطرف های درگیر و علاقه طرف های درگیر به حل منازعه.
12- علاقه و تلاش ایران برای تفاهم در بهره برداری از منابع دریای کاسپین- و حفظ محیط زیست آن (افشردی،1381: 447 ـ 448).
3-6-2- حوزه ی ژئوپلیتیکی خلیج فارس
شامل کشورهای جمهوری اسلامی ایران، عراق، کویت، عربستان، امارات، قطر، بحرین و عمان است.خلیج فارس، دریای نیمه بسته ای است که در جنوب غرب آسیا واقع شده و در شبه جزیره ی جنوب غربی آسیا، شکاف ایجاد کرده است. این خلیج، در محدوده ی 23 الی 30 درجه عرض شمالی و 48 الی 56 درجه طول شرقی واقع شده است. خلیج فارس، به عنوان مهمترین و بزرگترین مخزن نفتی جهان، نقش تعیین کننده ای در سرنوشت اقتصادی جهان دارد(نقشه 3-3).
با توجّه به بحران موجود انرژی در دنیا و تا زمانی که نفت به عنوان بهترین و ارزان ترین منبع انرژی مطرح است و ترانزیت نفت از تنگه هرمز برای کشورهای غربی، ژاپن و … اهمیّت خاصّی دارد، قدرتی که بخواهد کنترل سیاسی جهان را به دست آورد، از طریق کنترل خلیج فارس و استفاده از اهرم انرژی قادر خواهد بود تا به اهداف خود نائل آید. ایران به خاطر تسلّط کامل بر طول شمال خلیج فارس و دریای عمان و برخورداری از یک حکومت مقتدر و باثبات و یک سرزمین وسیع و یک جمعیت بیش از70 میلیون نفری می‌تواند بالاترین نقش را در این حوزه‌ی ژئوپلیتیکی داشته باشد. تلاش آمریکا نیز در همین رابطه معنا پیدا می کند. حضور ده ها ناو بیگانه وتشکیل ناوگان پنجم آمریکا و حضورآنها در دریای عمان ‌و ‌خلیج فارس، تلاش آنان و اسرائیل، همواره‌ در ‌جهت ایجاد شکاف بین ایران وکشورهای جنوبی‌خلیج فارس بوده است(صفوی، 1384 :70). ژان گوتمن، پژوهشگر و پدر جغرافیای سیاسی نوین می گوید: اگر سطح کره زمین مانند توپ پینگ پنگ صاف و بدون پستی ها و بلندی های گوناگون بود، مباحثی همچون، جغرافیای سیاسی و روابط بین الملل و اهمیّت ژئوپلیتیک و استراتژیک مناطق نیز وجود نداشت. منطقه خلیج فارس یکی از مناطق استراتژیک مهم دنیا محسوب می شود(اسدی،1385: 55).
در سطح کره زمین فقط دریای سیاه و دریای بالتیک همانند خلیج فارس هستند، با این تفاوت که هر دوی آنها از طریق کانال های آبی با بیرون ارتباط دارند، ولی، خلیج فارس چنین ارتباطی ندارد. البته، شاید این امکان وجود داشته باشدکه در بلند مدّت خلیج فارس از طریق عربستان به دریای سرخ یا از طریق شبه جزیره رئوس الجبال به دریای عمان متّصل شود ولی، اجرای چنین طرح هایی در حال حاضر بعید می نماید. پطرکبیر در ماده نهم وصیّت نامه خود چنین آورده است: هرقدر ممکن باشد باید به استانبول و هندوستان نزدیک شد، زیرا، کسی که بر این دو نقطه تسلّط و استیلا یابد، می تواند سلطنت تمام دنیا را دردست بگیرد. باید دائما ًدر عثمانی و ایران جنگ و نزاع برپا داشت. باید در موقع ضعف و انحطاط ایران تا خلیج فارس پیش رفت و روابط تجاری سابق را با دریای مدیترانه مجددا ً برقرار نمود و تا هندوستان که به منزله مخزن و ذخیره خانهی دنیاست جلو رفت. وقتی ما به این مملکت برسیم دیگر نیازی به طلای انگلیس نخواهیم داشت(اسدی ،1385: 55 ).
وصیّت نامه پطرکبیر برای دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس بوده است که همگی حاکی از اهمیّت ویژه استراتژیک آن است. یکی از دلایل اهمیّت استراتژیک خلیج فارس وجود تنگه هرمز است. تنگه هرمز، گذرگاهی است هلالی شکل که خلیج فارس را به دریای عمان متصل می کند(اسدی،1385: 56).
تنگه هرمز، از 11 تنگه مهم دنیاست که برای ابر قدرت ها و قدرت های بزرگ اهمیّت اقتصادی و استراتژیک بسیار دارد. این تنگه همچون، تنگه های فلوریدا، دُوِر، موزامبیک، جبل الطارق، باب المندب، بُسفُر و دار دانل ازگذرگاه های آبی مهم جهان به شمار می رود(اسدی، 1385: 57).
خلیج فارس، سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا را به هم پیوند می دهد. درگذشته، به عنوان کوتاه ترین راه دسترسی به
هندوستان مورد توجّه قدرت های سلطه طلب بود. ولی، امروزه موقعیّت جغرافیایی خلیج فارس در رابطه با کشورهای کناره آن، ارزش غیر قابل انکار دارد(نقشه3-4).
در حال حاضر با فروپاشی شوروی و پیدایش کشورهای مستقل در آسیای مرکزی خلیج فارس راه مناسبی برای دسترسی کشورهای یاد شده و نیز افغانستان به دریای عمان، اقیانوس هند و سرتا سر جهان است. راه آهن سراسری ایران هم اکنون ارتباط کشورهای این منطقه را با خلیج فارس برقرار می کند. از طرف دیگر، با توجّه به اینکه خلیج فارس 8 کشور کناره خود را با اقیانوس هند مرتبط می کند، به صورت یک منطقه عملیاتی، همواره در استراتژی های نظامی مورد توجه بوده است(جعفری ولدانی،1387: 11).
خلیج فارس، دریای نیمه بسته ای است که بازوی اقیانوس هند به شمار می رود و تنگه هرمز کلید آن محسوب می شود. تنگه هرمز، در نظریه های ژئوپلیتیکی جایگاه ویژه ای دارد. بر اساس نظریه اسپایکمن، تنگه هرمز، مرکز ریملند است و بخش های شمالی، جنوبی، غربی و شرقی ریملند را به هم پیوند می دهد. برطبق نظریه ریملندکنترل تنگه هرمز، به مفهوم کنترل چهار بخش یاد شده خواهد بود. آلبوکرک دریادار مهاجم پرتغالی به اقیانوس هند و خلیج فارس معتقد است که هر دولتی بر سه تنگه ی بابالمندب، هرمز و مالاکا تسلّط داشته باشد، بر جهان مسلّط خواهد بود. این نظریه تا امروز همچنان معتبر است(جعفری ولدانی، 1387: 12).
امروزه با توجّه به اولویّت یافتن اقتصاد در صحنه جهانی و ارائه نظریه های ژئواکونومیکی، بر اهمیّت تنگه هرمز، افزوده شده است. تنگه ی هرمز، را از این نظر شاهرگ اقتصادی جهان می نامند که به قلب اقتصادی جهانی نفت تزریق می کند. با جایگزینی نظریه ژئواکونومیکی به جای نظریات ژئوپلیتیکی و اولویّت یافتن اقتصاد در دوره های اخیر، اهمیّت تنگه هرمز، به مراتب چشمگیرتر شده و حتّی بر اهمیّت آن افزوده شده و خواهد شد. زیرا، با این دیدگاه‌، تنگه ی هرمز، به مثابه شاهرگ اقتصادی جهان معاصر است. تنگه هرمز، نه تنها برای اقتصاد جهان که برای کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز نقش حیاتی دارد. تنها حدود 20 درصد نفت صادراتی منطقه خلیج فارس از طریق خطوط لوله و یا سایر طریق صادر می شود و 80 درصد بقیه، از طریق تنگه هرمز، به جهان خارج صادر می گردد که میزان وابستگی زیاد کشورهای منطقه و جهان را به این آبراه استراتژیک نشان می دهد(جعفری ولدانی، 1376: 51-50).