ژانویه 16, 2021

روابط اجتماعی

ماهی
((صیّادی ضعیف را ماهی قوی بدام افتاد. طاقت حفظ آن نداشت. ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در ربود و برفت.)) (سعدی/ گلستان 104:1381)
(( شد غلامى که آب جوى آرد جوى آب آمد و غلام ببرد
دام هر بار ماهى آوردى ماهى این بار رفت و دام ببرد )) (سعدی/ گلستان 104:1381)
نهنگ
غوّاص اگر اندیشه کند کام نهنگ هرگز نکند دُرّ گرانمایه به چنگ (سعدی/ گلستان 112:1381)
بخش دوّم – گیاهان
مردمشناسی گیاهی
از مشخّصات اساسی مردمشناسی آن است که انسان را در روابط غیر انسانی نیز مورد بحث و تحلیل قرار می دهد. در واقع مردم شناسی از این باور حرکت میکند که مفهوم «انسان بودگی» را نمیتوان صرفاً در خود انسان و بهویژه صرفاً در روابط اجتماعی انسانها؛ یعنی ارتباط انسانها با یکدیگر خلاصه کرد، بلکه در این روابط باید همهی موجودات دیگر را، که به هر شکلی در تماس مقطعی یا دائمی با انسانها قرار می گیرند، نیز قرار داد.
روابط انسان با هریک از اجزای محیط طبیعی او شاخههای مختلفی را در مردمشناسی به وجود آورده است. این اجزا می توانند موضوعاتی چون رابطهی انسان با جانوران، رابطهی انسان با کانیها و در نهایت رابطهی او با گیاهان دربر گیرد.
مردم شناسی گیاهی را باید علم شناخت روابط متقابل انسان در جهان گیاهی تعریف کرد. این علم به بررسی گیاهانی که بر جوامع انسانی تأثیرگذار بوده و هستند میپردازد.واژهی مردمشناسی گیاهی صرفاً در آغاز قرن بیستم پا به عرصهی وجود گذاشته است، امّا موضوع این علم را می توان از نخستین دورههای حیات انسانی بازیافت و در واقع آن را منشأ گیاهشناسی و حتی کشاورزی و پزشکی به شمار آورد.
مردمشناسی گیاهی به مثابه یک علم مستقل، هنوز بسیار جوان است. حوزهی کاری این علم هنوز کاملاً مشخص نشده است، امّا به سرعت در حال شکل گیری است. از لحاظ تاریخی، قدیمی ترین اثر در این مورد کتاب موقعیت گیاهان کشورهای جنوبی است که در اواخر قرن سوّم میلادی به قلم یک دانشمند چینی به نام هی هان نوشته شده است و اطلاعاتی گرانبها دربارهی بسیاری از گیاهان چین جنوبی و ویتنام شمالی عرضه می کند. (فکوهی 92:1385)
سعدی شیرازی نیز در آثار خود از گیاهان بسیاری نام می برد که از آن میتوان به عنوان گنجینهای در مردم شناسی گیاهی عصر وی بهره جست؛ در این بخش کوشیدهایم تا با استفاده از این گنجینه به کاوشی در مورد گیاهانی که مردم ما در قرن هفتم هجری قمری میشناخته و از آنها بهره میبرده اند بپردازیم.
درختان و بوته ها
آبنوس. درختی است از تیره ی پروانه واران که در هند و ماداگاسکار و جزیرهی موریس میروید. چوب آن سیاه، سخت، سنگین، و گرانبها است و اگر بر آتش نهند مانند عود میگدازد و بوی خوش میدهد. درخت آن شبیه عنّاب و میوهی آن مانند انگور زرد و شیرین است و برگش مانند برگ صنوبر و عریض تر از آن و بیدوام است. (رنگچی 9:1389)
پستان یار در خم گیسوی تابدار چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس (سعدی/ 289:1385)
ارغوان. درختی است از تیرهی پروانهواران که سردستهی ارغوانیها است ؛ دارای گلهای قلوهای شکل است و گلهای قرمز ارغوانی رنگ آن پیش از آنکه برگهای درخت ظاهر شود میشکفد. ارغوان خودرو در جنگلهای گرگان و درّهی سفیدرود و لرستان بسیار است. در موسم بهار درخت ارغوان سراپا گل میشود ؛ این درخت را برای زینت نیز میکارند. (رنگچی 23:1389)
میان عاشق و معشوق اگر باشد بیابانی
درختی ارغوان روید بهجای هر مغیلانی (سعدی/غزل ها 147:1385)
بان. درختی است از تیرهی بانها، جزو راستهی دولپهایها که در آسیای جنوبی و جنوب شرقی و شمال افریقا میروید؛ برگهای آن مرکّب و شبیه برگ اقاقی و گلهایش قرمز یا سفیدند و به شکل خوشه در انتهای ساقه قرار دارند؛ میوهاش حبّ البان نام دارد و خوشبو است. (رنگچی 48:1389)
به چند روز دگر کافتاب گرم شود مقّر عیش بود سابه بان و سایهی بان (سعدی/قصاید 760)
بید. درختی است از تیرهی بید ها، بیمیوه و سایهدار. انواع مختلف آن بید سفید، بید زرد، بید معلق (بید مجنون) و بید مشک است. (رنگچی 74:1389)