ژانویه 28, 2021

رسول خدا (ص)

از میان خلفای عباسی متوکل به خاطر دشمنی و ضدیت با معتزله و اتخاذ تدابیری برای تضعیف آنها شهرت خاصی دارد. معتزله در زمان سه خلیفه قبل از متوکل یعنی مأمون و معتصم و واثق به قدرت نزدیک شدند. آنها در این دوره در اوج قدرت قرار داشتند و مناصب و مشاغل دولتی را به دست گرفتند
و دستگاه خلافت عباسی در دوره حاکمیت معتزله برای گسترش عقاید آنان و از بین بردن مخالفت فقیهان اهل حدیث شدت عمل به کار گرفت و ایشان را تحت فشار گذاشت. آنها دادگاه های تفتیش عقاید را امتحان و محاکمه کردند از جمله فقیهانی که در این دادگاه ها محاکمه شدند می‌توان افراد زیر را نام برد: احمد بن حنبل که محاکمه و زندانی شد و سرانجام او را شلاق زدند؛ محمد بن نوح بن میمون جندی شاپوری که در زندان فوت کرد؛ ابویعقوب یوسف بن یحیی البویطی که در مصر بود و او را جانشین شافعی دانسته‌اند و پس از زندانی شدن درسال 231 ق در زندان فوت کرد. اما متوکل برای مبارزه با معتزله، نخست زمینه‌ها‌ی تضعیف آنها را فراهم کرد و سپس قدرت آنها را در هم شکست. اولین اقدام او بستن باب مناظره در مورد کلام خداوند وسایر عقاید دینی بود. او در سال 234ق فرمانی صادر کرد مبنی بر این که کسانی که در امور دین مناظره کنند مورد پیگیری حکومت قرار خواهند گرفت. سپس امتحان عقیدتی مردم را که از زمان مأمون رایج بود ، برداشت و کسانی را که در گذشته به خاطر امتناع از پذیرش عقیده معتزله زندانی شده بودند، در همه شهرها آزاد و به آنها جوایزی اهدا کرد. متوکل پس از این اقدامات به مبارزه مستقیم با مذهب معتزله پرداخت و محدثان و فقیهان ضد معتزلی را دعوت و آنها را اکرام کرد و به آنها جایزه داد و از آنها خواست در مساجد بنشینند و احادیثی را در ردّ معتزله بیان کنند.
همچنین مردم را به تقلید و تسلیم از آنها واداشت از جمله این فقیهان مصعب زبیری است. از دیگر کارهای او عزل احمد بن ابی دؤاد معتزلی متعصب بود که در میان فقهای اهل حدیث دشمنان فراوانی
خلافت متوکل و سیاست های متفاوت دینی او ………………………………………………………………………………………………….. 49
داشت. وی به خاطر فضل و ادب و اعتقاد به مذهب معتزله نزد مأمون اعتبار یافت و یکی از یاران نزدیک او شد. ظاهراً به تحریک او بود که مأمون عقیده را بر جامعه تحمیل کرد. عزل شخصیت‌ها‌ی معتزلی
مانند قاضی مصر ابی بکر محمد بن اللیث از رؤسای فرقه جهیمیه از مناصب دولتی و مصادره ی اموال آنها اقدام دیگر متوکل برای تضعیف معتزله بود.
محمد بن لیث، به سبب اشتراک بعضی عقاید بین این فرقه و معتزله، برای تحمیل عقیده معتزله شدت عمل به کار بسته بود و گروهی از علمای شافعی را به خاطر عدم پذیرش مخلوقیت قرآن و دیگر اعتقادات معتزله گرفتار و به دربار واثق فرستاده بود و در سال 237هـ ق . به دستور متوکل عزل شد؛ برای تحقیر او ریشش را تراشیدند و بر خری سوار کردند و در شهر گردانیدند و او را تازیانه زدند.
در مجموع بیشتر فشارهای متوکل بر معتزلیانی بود ، که در دستگاه خلفای معتزلی مذهب (مأمون، معتصم، واثق) صاحب مناصب بودند و در امتحان عقیدتی مردم در آن دوره دست داشتند. همچنین متوکل با حمایت از افکار و عقاید فقیهان اهل حدیث سنی مذهب که مخالف سر سخت معتزله بودند بستر مناسبی را برای تضعیف معتزله فراهم آورد و در واقع بیشترین ضرباتی که بر معتزله وارد آمد، از سوی همین فقیهان بود. 
2-2.متوکل و مذهب اهل سنت و جماعت
متوکل با تضعیف مذهب معتزله کمک بزرگی در حق مذهب سنت و جماعت که دشمن سرسخت معتزلیان بود، کرد. او زمینه ای را فراهم آورد که مذهب سنت و جماعت مانند گذشته مذهب رسمی و مورد حمایت دستگاه خلافت عباسی گردید. متوکل در دوره زمام داری اش به اکرام و اعزاز محدثان اهل سنت پرداخت. او گروهی از آنها را به سامرا دعوت کرد و جوایز و هدایای فراوانی بخشید و برای آنها مقرری تعیین کرد.
متوکل که وجهه دینی و مردمی احمد بن حنبل را دیده بود در سال 237هـ ق . او و خانواده اش را از بغداد به سامرا دعوت کرد. اما چون احمد از نزدیکی به متوکل ابا داشت به هدایا جوایز و مقرری که
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ………………………………………………………………………………………………50
دستگاه خلافت متوکل برای او می‌فرستاد، بی‌اعتنا بود ولی متوکل به خاطر نفوذ و احترامی که او بین مردم داشت همچنان خود را هواخواه او نشان می‌داد و در بعضی از امور با او مشورت می‌کرد. زمانی که متوکل از او درباره مخلوق بودن قرآن پرسش کرد ، او مکتوبی برای متوکل فرستاد و در آن احادیث صحابه را که پسرش صالح جمع آوری کرده بود گنجاند. احمد تا سال241هـ ق . در سامرا بود در این سال از متوکل در خواست کرد به او اجازه رفتن به بغداد را بدهد ، که خلیفه قبول کرد و احمد به بغداد رفت و در همان سال درگذشت. دستگاه خلافت متوکل نیز برای تشریفات مراسم دفن او هنرمندانه عمل کرد مانند اینکه محمد بن طاهر والی جدید بغداد به نمایندگی از خلیفه حاجب و غلامانش را با وسایل تدفین فرستاد تا در مراسم تشییع جنازه او حاضر شوند و خود محمّد بر او نماز خواند و به دستور متوکل مساحت جایی را که مردم بر احمد حنبل نماز خوانده بودند ، اندازه گرفتند تا تعداد نفرات نمازخوان را بدانند. تعداد کسانی را که در تشییع جنازه احمد حنبل شرکت کردند تا یک میلیون و پانصد هزار نفر ذکر کرده اند البته این تعداد مبالغه آمیز است، ولی گسترش تجمع مردم را نشان می‌دهد.
پایین آوردن جنازه احمد بن ن
صر محدث و فقیه مشهور اهل سنت که قصد شورش علیه واثق را داشت و جانش را از دست داده بود، از دیگر کارهای متوکل برای نشان دادن هواداری‌اش از مذهب اهل سنت بود. جنازه احمدبن نصر تا سال237هـ ق . بر دار بود. تا اینکه در این سال متوکل دستور داد آن را پایین آورند و همراه سرش دفن کنند. در روز پایین آوردن جنازه او افراد زیادی تجمع و آن را تبرک کردند و چوبه دارش را مسح کردند. هم چنین وی مجازات‌ها‌ی شدید را برای کسانی که به نوعی به افکار و اعتقادات مذهب اهل سنت و جماعت توهین می‌کردند، تعیین کرد برای مثال در سال 241هـ ق . به او خبر دادند که فردی به نام عیسی در بغداد به ابوبکر، عمر، عایشه و حفصه ناسزا گفته است. متوکل به حاکم آنجا محمد بن عبدالله طاهری دستور داد او را در جمع مردمان حد دشنام گویی بزند و سپس او را پانصد تازیانه بزند. اگر مُرد، جسد او را به کسانش ندهد ، بلکه آن را در دجله اندازد؛ زیرا این کار موجب عبرت بی دینان و رونق دین خدا و احیای سنت است.
خلافت متوکل و سیاست های متفاوت دینی او …………………………………………………………………………………………………. 51
در مورد مذهب متوکل و اینکه او به کدام یک از مذاهب چهارگانه اهل سنت گرایش داشت ، سیوطی می‌گوید: «متوکل اولین خلیفه ای بود، که مذهب شافعی را پذیرفت و بر مرگ محمّد بن ادریس شافعی
حسرت می‌خورد و می‌گفت : دوست داشتم که در روزگارش بودم و او را مشاهده می‌کردم و از او علم می‌آموختم».
حمایت و پشتیبانی متوکل از فقیهان اهل سنت و هماهنگی او با افکار و عقایدشان سبب شد که آنها هم در عصر خود او و هم در زمان های پس از آن او را به منزله فردی که سنت پیامبر را زنده کرد و دین او را از بدعت ها پاک کرد معرفی کنند اما به عیاشی و هرزگی وی توجهی نداشتند. چنان که ذهبی می‌نویسد: «مردم در ستایش و بزرگداشت متوکل غلو نموده و گناهانش را فراموش کردند.»
3-2. متوکل و اهل ذمه
در دوران رسول خدا (ص) با اهل ذمه خوش رفتاری می‌شد و شرایطی که به عنوان ذمه برای آنها مقرر می‌شد و سهل و آسان بود و آنها فشاری احساس نمی کردند. اما متوکل به صورت سلیقه ای آنها را تحت فشار قرار داد. برای مثال در سال 235هـ ق . فرمانی علیه اهل ذمه صادر کرد و به ایالت‌ها فرستاد. وی در این فرمان درباره اهل ذمه دستور می‌دهد: آنها باید عباهای عسلی بپوشند و هر کس از آنها که عبا نمی پوشد، باید دو وصله به رنگ عسلی به اندازه یک وجب در یک وجب روی جامه‌اش بدوزد. همه اهل ذمه باید بر کلاه های خویش نوارهایی بدوزند که هم‌رنگ کلاه نباشد تا کاملا مشخص باشد. آنها باید برای زین‌هایشان رکاب های چوبی بگیرند و بر آنها گوی‌هایی وصل کنند که از پشت زین بلندتر باشد و غلامان وکنیزان آنها هر کدام کمربند می‌بندند باید به جای کمربند، زنار و کشتی(ریسمانی که ترسایان و کافران بر میان می‌بندند) بر میان ببندند. در پایان نامه اش ذکر می‌کند . که استانداران باید به طور شایسته این دستورها را اجرا کنند و هر کس از اهل ذمه از سر لجاجت و یا بی اعتنایی و غیره با آن مخالفت کند، باید عقوبت شود.
هم چنین او دستورداد، اهل ذمه بر اسب و یابو سوار نشوند؛ در هیچ یک از کارهای دولتی از اهل ذمه کمک نخواهند؛ کلیساها و معابد نوین آنها را ویران کنند و از عمارت ساختن ممنوع شوند؛ هم چنین