ژانویه 21, 2021

رساله قشیریه

آن چه از نفس نقل این حکایت بر می آید نشانگر عظمت شقیق و حاتم در نظر غزالی است و جایگاه و پایگاهی که برای آن ها قائل است که در واقع سخن خود را به سخن آنان مستند می سازد و عمل و قول آن ها را حجت می گیرد .
4-5- سیمای حاتم اصم در رساله ی قشیریه
در رساله قشیریه که کتابی نوشته ی عبدالکریم بن هوازن قشیری ( قرن چهارم و پنجم )
و ترجمه شده به وسیله ی ابو علی حسن به احمد عثمانی ( قرن پنجم ) مطالبی
متنوع در موضوعات مختلف تصوف و عرفان به ویژه شرح احوال ، رفتار و اقوال بزرگان تصوف و ازجمله در ده مورد از حاتم اصم یاد شده است که یک مورد مفصل و در بخشی
مختص به معرفی حاتم است و نُه مورد دیگر به مناسبت های مختلف و درارتباط با سایر افراد یا موضوعات که همگی را نقل می کنیم و مورد بررسی قرار داده توضیحی متناسب با آن
ارائه می نماییم :
و از ایشان بود ابوعلی شقیق بن ابراهیم البلخی از پیران خراسان بود و او را زبانی بود اندر توکل و استاد حاتم اصم بود . 1
توضیح : چنان که از سیاق عبارت برمی آید این بخش درمعرفی شقیق بلخی است اما در آن اشاره ای نیز به حاتم رفته است و براین موضوع که درسایر کتب نیز نقل شده صحه می گذارد که حاتم اصم شاگرد و مرید شقیق بوده است .
حاتم اصم گوید شقیق توانگر بود و جوانمرد و باجوانان رفتی و علی بن عیسی بن ماهان امیر بلخ بود و سگ شکاری دوست داشتی سگی گم شد او را گفتند که نزدیک مردی است و آن مرد همسایه شقیق بود ، او را بیاورند و بزدند ، مرد بسرای شقیق شد و پناه بوی برد شقیق بنزدیک امیر شد ، گفت دست از این بدارید کی سگ من دارم و تا سه روز دیگر سگ باز آورم مرد را رهـا کردند ، شقیق باز گشت اندوهگن از آنچه گفته بود ، چون سه روز بگذشت مردی از بلخ غائـب بود باز آمد سگی یافته بود قـلاده برگردن وی ، گفت بهـدیه نزد شقیق برم که او مردی جوانمـرد است، سگ نزدیک شقیق آورد و نگریست سگ امیر بود ، شاد شد و سگ بنزدیک امیر برد و از آن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ قشیری ـ عبدالکریم بن هوازن ، رساله قشیریه ، ص 36
ضمان بیرون آمد و بیداری ویرا بدیدار آمد و توبه کرد و راه زهد گرفت .1
توضیح : نقل حکایتی از زبان حاتم درباره ی شقیق نیز خالی از فایده نیست . اگرچه اثری از حاتم و دخالت او درحکایت مشاهده نمی شود اما همین نقل حکایت حداقل دو نکته را آشکار می کند یکی تأکید بر نزدیکی حاتم به شقیق و دیگر اعتبار سخن او بین اهل تصوف به ویژه در نزد قشیری .
حاتم اصم گوید با شقیق بودیم اندرمصاف بجنگ ترکان و روزی صعب بود و هیچ چیز نتوانست دیدن مگر سرکسی می افتاد و نیزها و شمشیرها می شکست و پاره پاره همی شد شقیق مرا گفت خویشتن را همی چون بینی یا حاتم امروز مگر پنداری که دوش
[ است ] که با زن خفته بودی ، گفتم نه گفت بخدای کی من تن خویشتن را هم چنان می‌پندارم که دوش تو بودی با زن اندر بستر و اندر پیش هر دو صف بخفت و سپر بالین کرد و اندرخواب شد چنانک آواز خواب او بشنیدم شقیق گفت خواهی کی مرد بشناسی اندر نگر تا بوعده خدای ایمن تر بود یا بوعده مردمان . 2
توضیح : حکایت اخیر علاوه بر در برداشتن دو فایده ی حکایت قبلی فواید مهم تری
دارد از جمله آن که هم حاتم و هم شقیق در جنگی با ترکان شرکت کرده اند که دراین متن هیچ گونـه نشانه ای دال برآن که این جنگ درچه زمان و دقیقاً بین چه کسانی در گرفته یا دلیل و محدوده ی جغرافیایی آن چه بوده و … یافت نمی شود اما ازکلـیت مطلـب برمی آیـد که این جنگ از نظر آن دو نبردی با کافران یا مشرکان بوده است و غزوی که هر دو آن را جهاد فی سبیل الله دانسته اند و شرکت خود را درآن واجب قلمداد کرده اند اما در منبع دیگری آمده است : (( حاتم اصم در برخی از جنگ های خلفای عباسی از جمله جنگ با ترکان شرکت داشته است او دراین جنگ ها با ابوتراب نخشبی و شقیق بلخی همراه بود . )) ( دانش نامه جهان اسلام / ذیل حاتم )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ رساله قشیریه ، ص 37
2 ـ همان منبع ، ص 37
نکات دیگر :