دیدگاه های جامعه شناختی

Off By
دانلود پایان نامه

زنان به تبع رفتن به محیط کاری از منزل خارج می شوند و خروج از منزلی یکی از عواملی است که آنان را در مرز خشونت های خیابانی قرار می دهد. آزار خیابانی، هر نوع تخّیل جنسی است که در ملأ عام، خارج از خانه و در اماکن عمومی به مرحله بیان و عمل رسیده و موجبات اذیت روحی و روانی فرد بزه دیده را فراهم می‌کند.
آزارهای خیابانی پدیده شومی است که درسطح جهان قربانیان فراوانی دارد و امروزه یکی از دغدغه‌های قابل توجه کارشناسان مسائل اجتماعی و مدیران جامعه می‌باشد. تحلیل‌گران اجتماعی با توجه به آسیب‌های فردی و اجتماعی آزارهای خیابانی و تکثّر روزافزون و متنوع آن، ضرورت طرح، بررسی و برنامه‌ریزی در مواجهه با آن را بیان می‌کنند. ترس و ناامنی، فشارهای روانی، مخدوش شدن شخصیت زنـان کمترین پیـامد آزارهای خیـابانی است که جبرانش نیـازمند هزینه‌های مالی و انسانی سنگینی است.
طبق آمار منتشر شده در سال۸۳ ،۷۳ درصد زنان ایرانی‌ بیش از یک بار با خشونت خیابانی‌ مواجه شده اند. البته آمار و ارقام ثبت نشده بسیاری وجود دارد که زنان از ترس از دست دادن کار خود و مخالفت اعضای خانواده در برخورد با چنین وضعیتی گزارش نمی کنند. به عقیده کارشناسان، زنان در اکثر مواقع به دلیل ناآشنایی با مقررات موجود، فقدان حمایتی و ترس از سوءبرداشت توسط دیگران اقدام به شکایت نمی کنند.
با ورود زنان به صحنه های اقتصادی و اجتماعی و با فعالیت های اقتصادی، زنان، از محیط بسته و محدود خانه، بیرون آمده و با محیطی مواجه می شوند که فرصت ها و موقعیت های آنان را برای رفتارهای مختلف افزایش می دهد. موقعیت و فرصتی که زن شاغل برای نقض هنجارها و قواعد اجتماعی دارد، بیش از فرصت های زن خانه دار است. زن شاغل، فرصت های بیشتری برای جرم اختلاس دارد. زن خانه دار، نمی تواند قواعد و قوانین کاری را نقض کند، در واقع فرصت و موقعیت آن را ندارد.
یعنی در واقع یکی از دلایلی که علت بزهکاری بیشتر مردان در مقایسه با زنان است فرصت های بیشتر انجام جرم است که معمولا در بیرون از خانه به وقوع می پیوندد. حال زنان شاغل نیز به علت تعامل بیشتر با محیط بیرون از خانه این فرصت را دارا می شوند.
زنان به دنبال مبارزات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دهه های اخیر، موفق شده اند که حضور و مشارکت خود را در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی تا اندازه ای افزایش دهند. بی تردید حضور فزاینده ی زنان درصحنه های اجتماع، موجب افزایش وگونه گون شدن بزهکاری آنان می گردد. دورکیم و ساترلند با تکیه بر دیدگاه های جامعه شناختی، برتأثیر نوع نقش های اجتماعی که جامعه به زنان ومردان واگذارمی کند، برمیزان بزهکاری آنان تأکید کرده اند. این دو، براین باورند که تفاوت میزان جرایم ارتکابی زنان با میزان جرم های مردان را باید در تفاوت وظایف اجتماعی و نقش های سنتی آنان جستجوکرد. از این رو، به دلیل نقش های اجتماعی که جامعه به زنان واگذارمی کند و آنان در محیط های بسته ایفای نقش می کنند، جرایم آنان کمتر از مردان است.
چنین تحولاتی، زنان را در معرض فرصت های ارتکاب جرایم و انحرافات، به ویژه جرایم مالی قرارمی دهد. اشغال فضاهای اجتماعی بیرون از خانه توسط زنان، منجر به محو تمایزات مرسوم بین نقش های مردانه و زنانه گردیده به طوری که گروه های خلافکاری زنان، درجرایمی نظیر جرایم مالی که مردان انجام می داده اند مشارکت می کنند. طبق ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی‌، آزار و اذیت و توهین به زنان در ملا عام مستوجب کیفر است و اگر زنی‌ مورد تعرض واقع شود می‌تواند با گزارش به پلیس متخلف را معرفی‌ کند.
گفتار پنجم: رویکرد دینی در برخورد با کاهش آزار جنسی و انحرافات
در متون اسلامی مدعا این است که، حضور زن در اجتماع، مشروط به ضروری و مفید بودن است. این نکته نه تنها از آیات قرآنی، بلکه از مجموعه روایاتی که همنشینی و مجالست زن و مرد را نفی میکند نیز قابل استفاده است. افزون بر آن که قرآن کریم تبرج زنان را از ویژگی های عصر جاهلیت شمرده و آن را نکوهیده است؛ روایات بسیاری نیز به کاهش ارتباط میان زن و مرد سفارش کرده اند؛ پیامبر اکرم(ص) در حدیثی زیاده گویی با زنان را زمینه ساز بیماری دل(مردگی قلب) دانسته اند، و در حدیثی دیگر، به کم کردن مراوده کلامی زنان با مردان نامحرم سفارش کرده اند، و در کلامی دیگر، شوخی با زنان نامحرم را زمینه ساز عقوبت اخروی دانسته اند. امام باقر(ع) نیز به ابوبصیر، صحابی نابینای خود که در ضمن تعلیم قرآن با زنی از تعلیم گیرندگان مزاح کرده بود فرمان دادند که برنامه اش را تعطیل کند. امام علی(ع) نیز طی سخنانی با مردم عراق ناراحتی خود را چنین اظهار کرده اند: “خبر دار شده ام که زنان شما در راه ها با مردان تنگاتنگ رفت و آمد می کنند.آیا حیا نمی کنید!” احادیثی بسیاری در زمینه عدم اختلاط وارد شده است. شهید مطهری نیز در این زمینه می گوید: آنچه اسلام لااقل به صورت یک امر اخلاقی توصیه می کند این است که تا حد ممکن اجتماع غیر مختلط باشد. جامعه امروز زیانهای مختلط را به چشم خود می بیند چه لزومی دارد که زنان فعالیت های خود را دوش به دوش مردان انجام دهند؟ آیا اگر دو صف جداگانه انجام دهند نقصی در فعالیت و راندمان کار آن رخ می دهد؟ اثر این دوش به دوش ها این است که هر دو همدوش را از کار خود باز می دارد و هر یک را به جای توجه به کار متوجه همدوشی میکند؟ تا آنجا که این همدوشی ها به هم آغوشی منتهی گردد.
این جهت عدم اختلاط محیط های زنانه و مردانه (چه در محیط کاری و چه درمحیط معاشرت) از جمله تدابیر پیشگیرانه است که اسلام به آن سفارش موکد دارد.
تفکیک جنسیتی نقش ها و مهارت ها نیز در آموزه های بسیاری مشاهده می شود. برخی متون نشان تشویق زنان به ایفای فعالیت های خانگی و تشویق مردان به انجام دادن کارهای بیرون از خانه اند. نان آوری را ارزش مردانه و کارهای خانگی و پرورش فرزند را نقش زنانه می دانند.
بدیهی است که حضور بی پروای زن در اجتماع، در نگاه اسلام به ویژه آن گاه که از حق برخورداری و استفاده علنی محرک های ظاهری و زیبنده و ارتباط بی قید و شرط با مردان سخن به میان می آید، نتیجه ای جز ابزار انگاری زن را، در پی نخواهد داشت.
بنابراین حضور زن در اجتماع باید با حفظ وقار و عفاف و حجاب در روش و منش و ظاهر باشد. در قرآن کریم نیز آیات متعددی به مظاهر و نمودهای این مسئله اشاره کرده است که آیات 52، 58 و59 سوره احزاب، آیات 30 و 31 سوره نور، آیه 25 سوره قصص از این دسته اند.
مبحث دوم: تاثیر اشتغال زنان درجرایم همسران
خانواده اولین نهاد اجتماعی است. افراد موجود در خانواده از رفتار هم تاثیر می گیرند و متقابلا تاثیر گذار نیز هستند. اولین افراد تشکیل دهنده خانواده زن و مرد هستند که بنا بر یک رابطه قرار دادی به نام ازدواج در کنار هم قرار می گیرند. نقش زن و مرد در خانواد مکمل یگدیگر است تا بدین طریق به صورت یه تیم عمل کنند و اهداف موجود در خانواده را به مرحله ظهور برسانند. در این بین برای این که این تیم بتواند درست عمل کند هر یک از افراد تکالیف یا نقش هایی را بر عهده می گیرد؛ و لزوما برای موفقیت در انجام نقش ها، آن نقش باید با ویژگی فرد و یا سایر نقش های وی در تضاد نباشد. در این مبحث تاثیر اشتغال زنان را در بعد خانواده و در ارتباط با همسر یعنی نقش مکمل بررسی می کنیم.
گفتار اول: ایجاد اختلال در روابط زوجین
گرایش زن به سوی اشتغال بیش از همه بر خانواده و روابط زن و شوهر اثر مینهد و در بسیاری از مواقع، به جای اینکه اشتغال زنان در خدمت نهاد خانواده قرار گیرد به تعارض و تقابل با آن میپردازد و گاهی از موارد موجب زوال نهاد مقدس خانواده میشود.
سالوادور مینوچین، روانشناس آمریکایی و متخصص خانواده درمانی، با تحلیل ساختاری درباره خانواده معتقد است: “تداوم استحکام یک خانواده در گرو انجام تکالیف مکمل از سوی هر یک از اعضا، به ویژه زن و شوهر است. در غیر این صورت استرس های ناشی از عدم توجه به نقش ها، منشا اختلال در خانواده می شود. بنابراین یکی از مبانی استنتاج ها توجه به این موضوع است که خانواده منظومه واحدی است، و هر یک از اعضای آن (در این جا منظور زن و شوهر است) دارای تکالیف و نقش های ویژه می باشند. لذا کارکرد و تکالیف موجود در خانواده به مشارکت طرفین (مثل رفتار جنسی و تولید مثل) و تقسیم کار در انجام وظایف (مانند تربیت و کارکرد اقتصادی) بستگی دارد”.
مک مستر نیز الگوی خود را برای خانواده مطلوب این گونه ارائه می دهد: کارکردهای ضروری خانواده نقش هایی است که باید برای ایجاد یک خانواده سالم انجام گیرد.
تحقیقات گویای آن اند که کار روزانه زن خارج از خانه، شیفت اول کاری او به شمار می آید و در پایان روز که به خانه بر می گردد، شیفت دوم کاری او آغاز می شود. در نتیجه، زنان شاغل در هفته 150 ساعت بیشتر از شوهرانشان کار می کنند و با آنکه در این گونه خانواده ها همسران و دیگر افراد کمک می کنند، مسولیت اصلی امور خانه داری و بچه داری همچنان بر دوش زنان است. افزون بر مشکل شیفت دوم کار برای زن، مبارزه پنهانی بین بسیاری از زنان و شوهران شاغل نیز گریز ناپذیر است. روابط نزدیک بین آن دو گاه با تنش روبرو می شود و نظام خانواده نیز ناهماهنگ عمل می کند و در مواردی به فرسودگی روانی و افسردگی در زن می انجامد.
اسلام از زن وظیفهی اقتصادی و تأمین معاش نخواسته است، هرچند اگر از بعد مثبت به آن نگریسته شود میتواند موجب کمک به اقتصاد خانواده گردد ولی نه به قیمت فروپاشیدن خانواده. البته اسلام هرگز زن را در خانه زندانی ننموده و شرکت زنان در مشاغل و فعالیتهای مثبت و سازندهی اجتماعی را ممنوع نکرده است.
از دیدگاه اسلام ادارهی مالی خانواده به طور کلی به عهدهی مرد واگذار شده است و زن را از این امر معاف دانسته تا به راحتی و با خیالی آسوده به ادارهی زندگی و ایفای نقش خویش بپردازد.
در قرآن کریم آمده است: «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَیالنِساء بِما فَضَّل اللهُ بَعضَهُم عَلَی بَعض وَ بِما اَنفِقُوا مِن اَموالِهِم… مردان سرپرست زنانند  به دلیل آنکه خدا برخی از ایشان را بر برخی برتری داده و نیز به دلیل آنکه از اموالشان خرج میکنند…. قرآن با صراحت میفرماید که مردان عهدهدار زنانند از آن جهت که باید مخارج خانه را تأمین کنند و نفقهی زن را بپردازند.
از آنجایی که یکی از آثار اشتغال زنان برخورداری از اقتدار اقتصادی و کم شدن وابستگی اقتصادی به همسر است، سبب تغییراتی در روابط زن و مرد و سرپرستی خانواده میشود، به گونهای که در شکل جدید مرد کانون اقتدار خانواده و سرپرست آن نیست و قدرت اقتصادی زن معادلهی قدرت سیاسی را در خانواده بر هم میزند و شکل جدیدی از خانواده متولد می شود که مردسالار نیست. بنابراین انتظار میرود که کشمکشهای خانوادگی نیز افزایش مییابد.