ژانویه 19, 2021

خواجه عبدالله انصاری

از قدیمان مشایخ است، استاد حاتم اصم اید ، و با ابراهیم ادهم صحبت داشته و از نظیران وی است در روزگار وی و بر وی زیادت بوده در زهد و توکل و فتوت. کنیت او ابوعلی است. از اهل بلخ بود ، مرد زاهد بود ، برطریق توکل رفتید . مسافر بود و نیکو سخن ، و وی از مشاهیر مشایخ خراسان است .1
توضیح : چنان که روشن است این بخش درباره ی شقیق بلخی است و تنها در میان توضیحاتی که درمورد وی آمده است نامی نیز از حاتم به میان آمده اما از همین اشاره نیز نکاتی مفید برداشت می شود یکی آن که شقیق بلخی استاد حاتم اصم بوده است و دیگر آن که چون شقیق با ابراهیم صحبت داشته و نظیر وی محسوب شده پس حاتم نیز نسبت به ابراهیم متاخر و در مرتبه‌ی شاگردی محسوب میشود اگـر چه اشاره ای مبنی براین که مستقیماً شاگرد او بوده دراینجا ذکر نشده است . نیز از نظر سبک نوشتار و زبان کاربرد (( اید )) به جای (( است )) قابل توجه است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ انصاری ، خواجه عبدالله ، طبقات الصوفیه ، ص193
[ 30] ومن طبقه الاولی ابو تُراب
شیخ الاسلام گفت که نام وی عسکربن الحصین و گفتند که عسکر بن محمد بن الحصین است. از اجله‌ی مشایخ خراسان است به علم و فتوت و توکل و زهد . صحبت داشته با
ابو حاتم عطار بصری و حاتم اصم بلخی . استاد بو عبدالله جلاء اید و بو عبید بسری .سید بوده، در بادیه بمرده . در نماز باد سموم او را بسوخت مرده بر پای بماند یک سال و بر پای بپوسید. و گفتند که : سباع او را بگزید و در آن برفت در سنه خَمسَ و اربعین وَ مائَتین ، در آن سال که ذوالنَّون برفته از دنیا ، از اقران وی است و جز وی .1
توضیح : دراین قسمت نیز سخن درباره ی ابوتراب نخشبی است و تنها اشاره شده که با حاتم صحبت و دوستی داشته است اما علاوه براین نکته درمی یابیم، حاتم تقریباً هم ردیف با ابوتراب نخشبی و ابوحاتم عطار بصری بوده و نسبت به بو عبدالله جلا و بوعبید بسری تقدم داشته است و نیز پسوند بلخی در نام او نشانگر آن است که خواجه عبدالله انصاری او را منسوب به بلخ دانسته است .
[ 33] ومن طبقه الاولی احمد بن الخضر ویه البَلخی ، رَحِمَهُ الله
کنیه ابوحامد ، از میهنان مشایخ خراسان بوده از بلخ . بابوتراب نخشبی صحبت داشته و با حاتم اصم و ابراهیم ادهم دیده بود . 2
توضیح : در این بخش نیز اصل سخن درباره ی احمد خضرویه بلخی است اما در ضمن آن نامی از حاتم به میان آمده که نشانگر آن است که حاتم اصم با احمد خضرویه مصاحبت داشته و از اینجا نیز برداشت می شود که ابراهیم ادهم نسبت به حاتم و احمد خضرویه تفوق و تقدمی داشته است چرا که بارمعنایی (( ابراهیم ادهم دیده بود )) آن است که او برتر از احم خضرویه بوده و درک محضر او امتیازی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ طبقات الصوفیه ، ص 195 ، 196
2 ـ همان منبع ، ص 200
برای احمد خضرویه بوده است که باتوجه به هم سطحی تقریبی حاتم و احمد نشان از برتری ابراهیم نسبت به آن دو دارد .
چنان که در مقدمه ی این بخش نیز ذکر شد عدم اختصاصی بخشی مستقل به حاتم در طبقات الصوفیه بیش تر یک سهو به نظر می رسد تایک عمد زیرا همین چند مورد نشان می دهد که حاتم درنظر خواجه عبدالله انصاری مقام و منزلتی داشته و کاملاً شناخته شده بوده است و این که عموم نسل متقدم صوفیه برحاتم ، نسل موازی و مصاحب صوفیه با حاتم و نیز نسل متاخر صوفیه نسبت به حاتم دربخش ها و فصل های مجزا معرفی شده اند اما نشانی از چنین توجهی به حاتم مشاهده
نمی شود خود موید این نکته است که این امر را چنان که گفتیم تنها می توان یک سهو و البته نقص و کمبودی برای کتاب طبقات الصوفیه دانست که شاید به دلیل الگو برداری خواجه عبدالله از طبقـات الصوفیه ی عبدالرحمن سُلمی است و این ایراد در اصل به کتاب مرجع بازگردد.
4-3- سیمای حاتم اصم در کتاب احیاء علوم الدین
کتاب احیاء علوم الدین کتابی است که در اصل به زبان عربی نوشته شده است . مؤلف کتاب
ابو حامد محمد غزالی است معروف به امام محمد غزالی و نیز حجت الاسلام ، دانشمند معروف دوره ی سلجوقی ( 505-450هـ.ق ) که در فقه و حکمت و کلام سرآمد عصر خود بود . از غزالی آثار متعددی به جامانده است که یکی از معروف ترین آن ها همین کتاب احیاء علوم الدین است که درسال 620هـ.ق در دهلی به دست مؤید الدین محمد خوارزمی به فارسی ترجمه شده است . کتاب در موضوعات مختلف دینی و معنوی نوشته شده است و در آن از بزرگان تصوف و زهد فراوان سخن به میان آمده است و به سخنان آنان بسیار استناد شده است و از جمله کسانی که در این تالیف مورد توجه غزالی بوده است حاتم اصم است . غزالی در اکثر موارد به سخنان حاتم استناد می کند و گاه نیز به حکایاتی از زندگی او اشاره می کند. دراین بخش کوشیده ایم اهم یادکردهای غزالی از حاتم را بیاوریم درحدی که از یک سو باعث طولانی شدن کلام نشود واز سوی دیگر جا معیّتی در شناخت دیدگاه غزالی نسبت به حاتم به دست دهد و برطبق شیوه ی سایر بخشی ها در هرمورد بررسی و شرحی نیز در پی آن آمده است تا مطلب روشن تـــر و واضح تر گردد
وحاتم اصم گفت که عجله از دیو است ، مگر در پنج چیز که سنت پیغامبر است – صلی الله علیه و سلم : اطعام مهمان ، و تجهیز مرده ، و تزویج بکر ، و گزاردن وام ، توبه از معصیت.1