ژانویه 16, 2021

خواجه عبدالله انصاری

نکته‌ی اوّل آن که به هوّیت مثنّی بن یحیی محاربی و حتی نام او در هیچ یک از منابع مورد تحقیق ما اشاره نشده است .
دیگر آن که به هرحال این شخص هر که بوده است منظور عبارت چیست ؟ آیا حاتم سرور و خداوندگار او بوده است و این به چه معنی است؟ آیا حاتم بنده و خادم او بوده است و این چه وجه و توجیهی دارد ؟ و در آخر آیا حاتم از یاران این شخص بوده است ؟ آن وقت باید بررسی کرد که این شخص چه مقام و جایگاهی داشته است که حاتم از اصحاب و یاران او محسوب می شده است ؟ آیا از صوفیه ی آن روزگار بوده است ؟ آیا در آن زمان از عرفای به نام محسوب می گردیده است ؟ آیا متحّولی بوده است که حاتم پیش از قدم نهادن در راه تصوّف بنده او بوده است ؟ در هرحال چرا در جای دیگر اشاره ای به این موضوع نشده است ؟
نکته ی جالب دیگر این که در لغت نامه ی دهخدا نیز مرجع و ماخذی برای این بخش از سخن ذکر نشده و به هر حال موضوع همچنان مبهم باقی می ماند .
3-1-3- تاریخ ولادت
تاریخ توّلد حاتم روشن نیست امّا باتوجه به سال وفاتش احتمالاً باید در اواسط قرن دوم یا پس از آن بوده باشد .در منابعی چون احیاءعلوم الدین و مکاتیب فارسی غزالی مدّت شاگردی او در نزد شقیق بلخی را تا سی و سه سال ذکر کرده اند و از آن جا که سال مرگ شقیق را 194ه.ق ( صدو نود و چهار ) نوشته اند اگر حاتم درست از سی و سه سال آخر عمر شقیق نیز بهره برده باشد باید حداقل از 161ه.ق
شاگرد او بوده باشـد و اگـر تصّور کنـیم که دراین سـال( شروع شاگردی در محضر شقیق ) تنها یازده سال نیز داشته است که البته بعید است حدود توّلد حاتم 150 ه.ق خواهد بود که البته منطقاً باید قبل از آن باشد و از سوی دیگر باتوجه به سال وفات حاتم که درعموم منابع 237ه.ق (دویست وسی و هفت ) ذکر شده است یا باید او را دارای عمری طولانی (حدود نود سال یا بیش از آن ) بدانیم یا در سال وفاتش شک کنیم یا به مقدار سال های شاگردی اش در نزد شقیق که شاید مورد اخیر منطقی تر به نظر برسد .
3-1-4- منشاء و مولد
در تذکره الاولیاء ، شرح تعرف، کشف المحجوب ،نفحات الانس منشاء و مولد حاتم را خراسان و او را از پیش کسوتان مشایخ آن دیار دانسته اند . هم چنین محّل تولدش را بلخ ذکر کرده اند . یاحداقل او را اهل بلخ نامیده اند .
3-1-5- تاریخ وفات
علی رغم تاریخ توّلد وی که به کلّی مشخص نیست تاریخ وفات حاتم بصورت مشخص و درعموم منابع چون نفحات الانس، دانش نامه جهان اسلام ، دایره المعارف فارسی دکتر مصاحب ، فرهنگ فارسی معین 237 ه.ق ( دویست و سی و هفت ) ذکر شده است و اختلافی نیز در منابع مختلف دیده نمی‌شود اگرچه این عدم اختلاف می تواند تنها حاصل تکرار مطالب منابع پیشین ، بی‌تحقیق باشد چنان که در سایر نکات و موارد نیز می تواند چنین تصّور شود.
3-1-6- محل وفات
محل وفات او نیز در منابع باکمی اختلاف ذکر شده است . جامی در نفحات الانس محل وفـات او را در واشجرد از نواحی بلخ یا دهی از توابع بلخ نوشته است و در دانش نامه جهان اسلام محل وفات حاتـم حومه ی واشجرد از قرای ماوراء النّهر و اطراف ترمذ ذکر گردیده که البته اکثراً درمحل واشجرد متّفق القولند .
3-1-7- جایگاه حاتم در تصّوف
عموماً کسانی که درباره ی جایگاه حاتم در بین متصّوفه سخن گفته‌اند یا بدان اشاره‌ای کرده‌اند وی را با احترام تمام یاد کرده و از بزرگان تصوّف دانسته اند ؛ مثلاً عطار نیشابوری او را با القابی چون (زاهد زمانه) ، (عابد یگانه) یاد می‌کند علاوه بر این که گزینش وی از میان خیل صوفیان به عنوان یکی از معدود کسانی که فصلی در تذکره الاولیا به او اختصاص داده شده است خود نشان از عظمت او در چشم عطّار دارد . نیز می‌گوید (در زهد و ریاضت و ورع و ادب و صدق و احتیاط بی دلیل بود) و نیز (توان گفت که بعد از بلوغ یک نفس بی‌مراقبت و بی‌محاسبت از وی برنیامده بود و یک قدم بی صدق و اخلاص برنگرفته بود ) و غیره .
همچنین این که جنید بغدادی صوفی بزرگ معاصر حاتم او را ( صدّیقُ زماننا ) یا همان (صدیّق زمان ) لقب می دهد یا این که ابوبکر وراّق از صوفیه ی بزرگ هم زمان با حاتم او را با لقب ( لقمان اُمت ) معرفی می کند نشان از مقبول بودن و مورد تائید بودن او دربین جماعت صوفیان دارد .
در طبقات الصوفیه خواجه عبدالله انصاری اگرچه مستقلاً بخشی درباره‌ی حاتم نیامده است امّا چند مورد ذکر او نشان از توجه به او دارد و نیز این که درباره ی شقیق بلخی گفته است که وی اُستاد حاتم اصم بوده است می تواند نشان از این مطلب باشد که اُستادی شقیق بر حاتم به هرحال خود شأنی برای شقیق نیز محسوب شده است که چنین شاگرد برجسته ای داشته است .
هم چنین است در کتاب مصباح الهدایه از عزالدین محمود کاشانی که ذکر حاتم اگر چه اندک است ولی نشان از توّجه و استناد به سخن او دارد. در نفحات الانس جامی او از طبقه‌ی اولای
صوفیه محسوب شده و یک بخش کامل به او اختصاص داده شده است و نظرات او مورد توجّه قرار گرفته و سخنان قابل نقل و استناد دانسته شده است که همگی نشان از بزرگی وی در نزد
جامی دارد .
در آثار غزّالی نیز چنان که بررسی شد توّجه ی فراوان به حاتم دیده می شود و نشانگر آن است که امام محمّد غزالی نیز به او به چشم احترام نگریسته است .
قشیری نیز در رساله ی قشیرّیه علاوه بر اختصاص یک بخش به حاتم در چندین مورد با نقل حکایت یا استناد به سخن حاتم او را ارج نهاده است و او را (‌ از بزرگان و پیران خراسان ) دانسته است .