ژانویه 27, 2021

خانواده

اسب لاغر میان، به کار آید روز میدان نه گاو پروارى (سعدی/ گلستان 37:1381)
اسب حیوانی بوده که همواره نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه والایی برخوردار بوده است و ایرانیان همواره به پرورش این حیوان همّت میگماردهاند.
پلنگ. پستان داری از خانواده ی گربه سانان که چابک، درنده، و گوشت خوار است، و روی پوستش خال های سیاه دارد.(سخن).
ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمگاری بود بر گوسفندان (سعدی/ گلستان 168:1381)
پیل. پستاندار خرطومدار با گوشهای پهن، پاهای ستون مانند، پوست کلفت و چروک دار و دارای عاج مشخّص و بینی و لب بالایی بزرگ که بصورت لولهی بلندی به نام خرطوم در آمده است و بزرگ ترین جانور خاکزی است.(سخن)
دوستی با پیلبانان یا مکن یا طلب کن خانهای در خورد پیل (سعدی/ گلستان 175:1381)
از عاج پیل برای ساختن ابزار گوناگون استفاده میکردند و گروهی برای استفاده از همین عاج، پیل را می کشتند:
ای من آن پیلی که زخم پیلبان ریخت خونم از برای استخوان (مولانا 104:1387)
بت، سرمهدان، گوی چوگان و شانه از ابزاری است که با عاج میساختند و سعدی نیز به آنها اشاره کرده است.
خارپشت. پستاندار حشره خواری که از خرگوش کوتاه قدتر است و پشتش تیغهای تیزی دارد. جوجه تیغی.(سخن)
در خوابگاه عاشق و سر بر کنار دوست کیمخت خارپشت ز سنجاب خوشتر است (سعدی/غزل ها 14:1385)
خر. پستاندار چهارپای فرد سم با گوشهای دراز و یال و دم کوتاه که معمولا برای بارکشی از آن استفاده می کنند.(سخن)
مسکین خر اگر چه بی تمیز است چون بار همی برد عزیز است (سعدی/ گلستان 54:1381)
خز. پستانداری از راستهی گوشت خواران است. دمی دراز و پر مو دارد. پوستش قهوهای یا خاکستری و زیر گردنش سفید است.(معین)
به خزّ و اطلس اگر روزی التفات کنی به قدر کن که نه اطلس کم است در بازار (سعدی/ قصاید 741:1389)
خفّاش. جانور پستانداری با جثهی کوچک و قوهی بینایی ضعیف که قدرت پرواز دارد، بال آن پردهای است که در میان استخوانهای انگشتانش کشیده شده است و با دریافت پژواک صدای خود، وضعیت اشیای اطرافش را تشخیص میدهد؛ شب پره.(سخن)
به چشم کوته اغیار در نمیگنجد مثال چشمهی خورشید و دیدهی خفّاش (سعدی/غزل ها 22:1385 )
روباه. جانور گوشت خوار و پستاندار از خانوادهی سگ و شبیه آن که موی زیاد، گوشهای بزرگ، دم بلند، و پوزهی دراز دارد.(سخن)
((گفتم : حکایت آن روباه مناسب حال توست که دیدنش گریزان و بی خویشتن، افتان و خیزان.)) (سعدی/ گلستان 50:1381)
روباه را برای استفاده از پوستین آن شکار مینمودند:
ای من آن روباه صحرا کز کمین سر بریدندش برای پوستین (مولانا 104:1387)
زرافه. جانور پستاندار و نشخوار کنندهای با جثهی بزرگ و گردن و پاهای خیلی بلند، دو شاخ کوتاه روی پیشانی، و لکههای قهوه ای رنگ روی پوست بدن.(سخن)