ژانویه 16, 2021

حکومت اسلامی

در قرآن کریم نسخ به هر دو معنا آمده است.
معنای اول (نقل) مانند آیه شریفه:
«هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»؛
«این است کتابِ ما که علیه شما به حق سخن مى‏گوید. ما از آنچه مى‏کردید، نسخه برمى‏داشتیم».
و معنای دوم (ازاله) نظیر آیه شریفه:
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فی‏ أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللَّهُ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیم‏»؛
«و پیش از تو [نیز] هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم جز اینکه هر گاه چیزى تلاوت مى‏نمود، شیطان در تلاوتش القاى [شبهه‏] مى‏کرد. پس خدا آنچه را شیطان القا مى‏کرد محو مى‏گردانید، سپس خدا آیات خود را استوار مى‏ساخت و خدا داناى حکیم است‏».
همچنین آیه شریفه:
«ما نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها»؛
«هر حکمى را نسخ کنیم، یا آن را به [دست‏] فراموشى بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را مى‏آوریم».
5-3-4. نسخ در اصطلاح
«هو رفع تشریع سابق- کان یقتضی الدوام حسب ظاهره – بتشریع لاحق بحیث لا یمکن اجتماعهما معاً إمّا ذاتاً أو بدلیل خاصّ من اجماع أو نص صریح» ؛
نسخ عبارت است از برداشتن قانون سابق که به حسب ظاهر اقتضای دوام دارد یا قانون بعدی، به گونه‌ای که اجتماع آن دو باهم ذاتاً (زمانی که تنافی بین آن دو آشکار باشد) یا به دلیل خاصی (از قبیل اجماع و نص صریح) ممکن نباشد.
این تعریف با در نظر گرفتن قیدهایی که در آن است، از جهت جامعیت و مانعیت، بهترین تعریف‌هاست، زیرا:
الف) با قید «رفع تشریع سابق» تخصیص و تقیید خارج می‌شود، چون در آن‌ها حصر تشریع سابق است، نه رفع آن.
ب) با قید «کان یقتضی الدوام» تمام احکامی که از ابتدای تشریع محدود و موقت به زمان است خارج می‌شود.
ج) با قید «یقتضی بحسب ظاهره الدوام» به این حقیقت اشاره شده است که مقتضای ظاهر حکم منسوخ دوام است وگرنه در واقع، حکم منسوخ دوامی ندارد.
د) با قید «رفع تشریع سابق بتشریع لاحق» تغییر در احکام به دلیل تبدل موضوع خارج می‌شود؛ مثل برداشته شدن تکالیف از عاقلی که دیوانه یا مختاری که مضطر شود، چون در این موارد تغییر حکم به دلیل تبدل موضوع است، نه تشریع لاحق .
5-4. احکام اولیه و ثانویه
حکومت اسلامی مجری احکام و قوانین اسلام است تا بشریت در سایه تعالیم آسمانی و همه‌جانبه اسلام به سعادت برسد، اما از آنجا که انسان دارای دو شأن ثابت و متغیر است؛ شأن ثابت آدمی به فطرت توحیدی و روح او بازمی‌گرد که مجرد از ماده بوده و برتر از زمان و مکان است و شأن غیرثابت و تغییرپذیر آدمی به جسم و خواسته‌های جسمانی و مادی او بر می‌گردد که محدود به زمان و مکان خاص است، از این رو، قوانین اسلام نیز به اقتضای طبع و شأن ثابت و متغیر انسانی به دو دسته تقسیم می‌شوند: قوانین ثابت و قوانین متغیر.
قوانینی که به مقتضای روح و فطرت آدمی و شئون ثابت او وضع می‌شود همان قوانین تشریعی ثابت هستند و هیچ‌گونه تغییر و تبدلی در آن‌ها راه ندارد. چون فطرت و روح آدمی ثابت و تغییرناپذیر است.