ژانویه 22, 2021

حضرت ابراهیم

6. با مادر خود هم بستر نشوزیرا با این کار به او وپدرت بی احترامی می کنی.
7. با هیچ یک از زنان پدرت هم بستر نشو چون با این کار به پدرت بی احترامی می کنی.
8. همچنین، با خواهر تنی یا با خواهر نا تنی خود، چه دختر پدرت باشد وچه دختر مادرت، چه در همان خانه به دنیا آمده باشد وچه در جای دیگر، هم بستر نشو.
9. با دخترپسرت یا با دختر دخترت هم بستر نشو، چون با این کار خود را رسوا می کنی.
10. با دختر زن پدرت هم بستر نشو، چون او خواهر ناتنی توست.
11. با عمه ی خود هم بستر نشو،چون اواز بستگان نزدیک پدرت است.
12. با خاله ی خود هم بستر نشو، چون اواز بستگان نزدیک مادرت است.
13. با زن عموی خود هم بستر نشو، چون او مثل عمه ی توست.
14. با عروس خود هم بستر نشو، چون زن پسر توست.
15. با زن برادرت هم بستر نشو، چون با این کار به برادرت بی احترامی می کنی .
16. با یک زن ودختر او یا نوه اش هم بستر نشو، چون آنها بستگان نزدیک همدیگرند واین عمل قبیح است.
17. مادامی که زنت زنده است نباید خواهر اورا هم به زنی بگیر ی وبا او هم بستر شوی،….
18. با زنی که همسر مرد دیگری است هم بستر نشو وخود را به وسیله ی اونجس نساز. (سفر لاویان 18: 6- 20).
در سفر تثنیه (27: 20، 22 و 23). کسانی که با زن پدر و خواهر خویش، اعم از تنی و ناتنی و مادر زن هم بستر میشوند لعنت شده اند و در باب مجازات آنان گفته شده است که اگر مردی با زن پدر و عروس خود هم بستری کند هر دو باید کشته شوند.(سفر تثنیه 20: 6 – 13). چنان که گفتیم، در عبارت فوق از واژه ی هم بستری استفاده شده است که اگر به معنای ازدواج گرفته شود موارد مذکور نیز به مواردی که در ابتدا ذکر شد اضافه خواهد شد. برای تبیین این امر به ترجمه ی عربی عهد قدیم مراجعه کردیم. در ترجمه ی عربی عبارت فوق چنین آمده است: یعنی” هیچ مردی به خویش خود نزدیک نمی شود که عورتش راکشف کند، قطعاً من صاحب عورت تو هستم، پس عورتش کشف نمی شود، وعورت زن پدرت کشف نمی شود زیرا آن عورت پدر توست…” و تا انتهای بند 20 از عبارت کشف عورت استفاده شده است. (لاویان، 18: 6 – 20).
پاورقی کتاب مقدس درتوضیح واژه ی قرابه نوشته است: ترجمه”تعبیر می شود از خویشاوندی در زبان عبری در خون وگوشت واستخوان وتحقق این وحدت به شکل فراوانی در متحد بودن مرد وزن، پس نوشته هایی که در آنها جستجو شده است” ترجمه” مساوی است که نتیجه خویشاوندی نسبی است یا دامادی، برمی گردد همه این مسائل به حرام بودن زنای با خوشاوندان است” .(عهد قدیم، لاویان پاورقی، ص 260).
چنان که از عبارت مذکور بر می آید،در کتاب مقدس آیات(8، 14 و16)را«که در متن عربی از همان واژه ی کشف عورت استفاده شده ودر ترجمه ی فارسی شماره ی آیات مشخص شده است». به معنای زنا می گیرد که به عقیده ی او، عبارت در بیان تحریم زنا با ذوی القربی است. بااین حال، برخی از نویسندگان با استفاده از بعضی از ایات مذکور، آن ها را به ازدواج تعبیر کرده اند، مثلا مولف کتاب الهدی الی دین المصطفی در بحث تحریم ازدواج از عبارت زیر استفاده می کند: عورت خواهر خود، خواه دختر پدرت و خواه دختر مادرت، چه مولود خانه و چه مولود بیرون، عورت ایشان را کشف منما. (لاویان، 18:9).
و نیز عورت خواهر پدر خود را کشف مکن او از اقربای پدر توست و عورت خواهر مادرت یا خواهر پدرت راکشف مکن، آن کس که خویش خود را عریان ساخته است ایشان متحمل گناه خواهد بود. (لاویان 18:12 و 20: 19).
وی با استفاده از این عبارت تحریم ازدواج با اشخاص یاد شده (خواهر و عمه)را استنباط کرده است. (بلاغی نجفی،1360، ص 481).
این عبارت چنان که گفتیم،در جدیدترین ترجمه ی کتاب مقدس به هم بستری ترجمه شده است. نویسنده ی تاریخ ادیان و مذاهب جهان می نویسد: در تورات ازدواج با مادر و دختر یا با محارم حرام است و جزای قتل دارد.(مبلغی آبادانی،1373، 2 / 621). چنان که پیداست، او نیز موارد مذکور را به معنی ازدواج با آنان گرفته است. در هر حال اگر مراد از این عبارت، ازدواج باشد باید گفت که در عهد قدیم علاوه بر مواردی که در ابتدای بحث عنوان شد، ازدواج با محارم – اعم از مادر، دختر پسر، دختر دختر،دختر زن پدر، زن عمو، عمه، خاله – و همچنین ازدواج بایک مادر و دختر یا نوه ی او و ازدواج با زن شوهردار تحریم شده است. با این حال، می بینیم که عهد قدیم به رغم این تحریمات، خبر از ازدواج با زن پدر و عمه، خواهر و جمع بین دو خواهر می دهد و می گوید: «عَمرام با عمه ی خود یُوکابِد ازدواج کرد…» (خروج: 6: 20).
در مورد حضرت ابراهیم (ع) و ساره (س) از زبان آن حضرت می گوید:… و فی الواقع نیز او خواهر من است، دختر پدرم اما نه دختر مادرم و زوجه ی من شد…. (پیدایش، 20: 12).کالیب بعد از مرگ پدرش، حصرون، با افراته، زن پدر خود، ازدواج کرد. (کتاب اول تواریخ 2: 24). و در مورد جمع بین دو خواهر نیز می توان ازدواج راحیل و لیه را با یعقوب (ع) عنوان کرد. مولف الهدی الی دین المصطفی در زمینه دو مورد اول و مورد آخر قائل به نسخ است و در بیان نسخ آن می گوید ناگزیر باید برای ابراهیم (ع) و یعقوب (ع) و عمران (ع) شریعتی الهی باشد که ازدواج مذکور با ایشان را اباحه کرده باشد و تورات آن شریعت را نسخ کرده است. (بلاغی نجفی،1360، صص 483و481 و 441).
همچنان که مرحوم علامه طباطبایی نیز معتقد است که دختران آدم (ع) با پسران او ازدواج کردند یعنی ازدواج بین برادران و خواهران صورت گرفته است. با توجه به آیه «… وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً…»«…واز آن دو تن خلقی بسیار از مرد وزن در اطراف عالم برانگیخت…»(نساء/ 1).
که ا
ز آن چنین بر می آید که نسل موجود از انسان تنها منتهی به آدم (ع) و همسرش می شود.و جز این دو نفر، هیچ کس دیگری در انتشار این نسل دخالتی نداشته باشد (نه حوری بهشتی و نه فردی که از افراد جن و نه غیر آن دو) وگرنه می فرمود: و«بث منهما ومن غیرهما»(طباطبایی،المیزان،1387،4/216).
به عقیده ی ایشان، چون آن روز در تمام دنیا، نسل بشر منحصر به همین فرزندان بلا فصل آدم (ع) بود « در آن روز غیر از آنان پسر ودختر دیگری یافت نمی شد» بنابراین اشکالی نداشت. از آنجا که این مسئله تشریعی است و تشریع هم تنها و تنها کار خدای تعالی است، او می تواند عملی را در روزی حلال و در روزی دیگر حرام کند:« انً الحکم إلاً الله »(سوره یوسف، ایه 4).
اما اینکه چنین ازدواجی در اسلام و سایر شرایع حرام و ممنوع است ضرری به این نظریه نمی زند برای این که تحریم حکمی است تشریعی که تابع مصالح و مفاسد است نه حکمی تکوینی و تغییر ناپذیر و زمام تشریع هم « چنان که گفته شد» به دست خدای سبحان است واو هر چه بخواهد می کند و هر حکمی بخواهد می راند و چه مانعی دارد. او ازدواج خواهر و برادر را در روزگاری که تجویزش باعث شیوع فحشا و جریحه دار شدن عفت عمومی نمی شود تجویز می کند و در روزگاری دیگر که باعث این محذور می شود تحریم می کند. نکته ی دیگر این که تجویز چنین ازدواجی منافی با فطرت نیز نیست. « چنان که مجوسیان در قرن های طولانی ازدواج بین خواهر و برادر را مشروع می دانستند و از آن متنفر نبودند».(طباطبایی،1387، 4 /229).