ژانویه 25, 2021

جهانی شدن سیاست

2-کشورهای دایره ای یا مدوّر شکل: شکلی است که فاصله ی بین مرکز جغرافیایی کشور با مناطق پیرامون آن، در تمام جهات تقریباً یکسان و یکنواخت باشد، مانند: فرانسه، اوروگوئه، بلژیک، لهستان، سودان وغیره؛
3-کشورهای دارای زایده یا دنباله دار: دراین حالت ممکن است بخشی از یک کشور به صورت دالان یا زایده ای وارد خاک کشورهای دیگر شود، مانند: افغانستان، برمه، تایلند، زئیرونامیبیا؛
4-کشورهای پاره پاره: این کشورها شامل دو یا چند قسمت جدا از یکدیگرند که یا به وسیله ی آب های بین المللی یا خشکی از یکدیگر جدا شده اند. مهم ترین مشکل چنین کشورهایی نداشتن خطوط ارتباطی پیوسته در خشکی است که خود می تواند بزرگترین مشکل را در پدافند کشور به وجود آورند. چنین کشورهایی اگر از تنوّع انسانی برخوردار باشند، حسّ جدایی طلبی در آن ها تقویّت می شود، مگر اینکه از نظر انسانی در سطح بالایی از مهارت ها قرار داشته باشند(عزّتی، 1382: 98).
2-4-4- عوامل متغیّر
2-4-4-1- جمعیّت
ساده ترین شکل مطالعه ی جمعیّت کشورها از دیدگاه ژئوپلیتیک، مطالعه ی نحوه ی توزیع جغرافیایی آنهاست. آنچه بدیهی است در تجزیه و تحلیل جمعیّت نباید تنها به جنبه های کمّی توجّه کرد، زیرا، مهمترین عامل در ژئوپلیتیک، انسان است، زیرا، تمام پدیده های محیط طبیعی چه ثابت و چه متغیّر، دریک قطب و انسان به تنهایی در قطب دیگر قرار دارد. ولی از دیدگاه ژئوپلیتیک، انسان متفکّر و خلاّق که از مهارت عینی و ذهنی بالایی برخوردار است و می تواند با پیش بینی، از بروز حوادث نامطلوب احتمالی در آینده جلوگیری کند. بنابراین، هر گاه در تجزیه و تحلیل مسائل ژئوپلیتیک از انسان صحبت به میان می آید، تنها انسان ماهر دارای هدف و با کیفیّت مورد نظر است، زیرا، چنانچه انسان های ساکن یک کشور از قدرت تجزیه و تحلیل خوبی برخوردار نباشند، نمی توانند این موقعیّت را درک کنند و این عدم درک موقعیّت، امکان توسعه به معنای دقیق کلمه را برای ساکنان آن سرزمین تقریباً ناممکن می کند. در نتیجه، تحقّق توسعه به هر میزانی که باشد، جنبه های تخریبی وسیعی خواهد داشت. به همین علّت، چنین کشورهایی همیشه با بی ثباتی دست به گریبان اند. چنان که امروزه مجموعه کشورهای جنوب غربی آسیا و بخش های عظیمی از جهان، دچار چنین فاجعه ای هستند و به همین علّت معتقدند، با ثبات ترین کشورها، در سطح بالاتری باشد. افزایش انسان های ماهر یک کشور، رابطه مستقیمی با بالا بودن حدّ متوسط عمر جمعیّت آن کشور دارد. در اینجا ذکر یک معیار به منظور تجزیه و تحلیل ژئوپلیتیکی در این خصوص ضروری است. هرگاه افراد بین سنین 20 تا 65 ساله، بیش از 35 درصد کل جمعیّت یک کشور را تشکیل دهند، این کشور از بهترین و مطلوب ترین عوامل ژئوپلیتیکی به منظور حفظ امنیّت، ثبات سیاسی و توسعه ی اقتصادی برخوردار است و از چنین عاملی به عنوان پشتوانه ی استراتژی سود می برد. از آنجه که همیشه بین عوامل مادّی و معنوی رابطه ی مستقیم و غیر قابل انکاری وجود دارد، قبل از هر چیز برای هدف دار بودن جمعیّت، مسأله ی غذایی باید توجّه شود و با مهیّا کردن مواد غذایی لازم باید امکان ایجاد زمینه ی مناسب برای توسعه ی جمعیّت کشور را فراهم کنیم علاوه بر مسأله ی کیفیّت جمعیّت، مسأله ی دیگری لازم است سیاست گذاران کشور بدان توجّه کنند، توزیع جمعیّت متناسب با وسعت کشور است، زیرا، عدم توجّه به این مسأله اساس امنیّت کشور را در دراز مدّت به خطر می اندازد. تراکم نسبی جمعیّت به تنهایی مفهومی ندارد و این میزان تراکم امکانات اقتصادی کشور است که بهترین نوع تراکم را تعیین می کند.کشور هلند به صورت بارزی نشان دهنده ی این موضوع است و به خوبی فشار تراکم 140نفر در هر کیلومتر مربع را تحمّل می کند. در حالی که کشور هند با یک تراکم ناچیز، فقیر است. توده ی جمعیّت و تراکم آن ها به ندرت ثابت هستند. افزایش نفوس با استقرار سکنه ی جدید،گاهی سرزمینی را که مدّت مدیدی کم سکنه بوده، به سرعت پرجمعیّت می کند، ایالات متّحده ی آمریکا و به ویژه کشور روسیه شاهدی بر این مدعا هستند(عزّتی، 1382: 99).
2-4-4-2- منابع طبیعی
ارزش حقیقی و واقعی هر کشوری به فراوانی و کیفیّت منابع اش بستگی دارد. ثروت یک کشور وابسته به طرز استفاده ی آن کشور از منابع و تولیدات خود است. ممکن است کشوری دارای منابع ثروت زیادی باشد، بدون آنکه بتواند به نحو مطلوب از آن استفاده کند. چنانکه بسیاری از سرزمین های آفریقا دارای منابع سرشار استخراج نشده ای هستند و با وجود محرز شدن ارزش این منابع، ثروت آن ها برای کشورشان فقط جنبه ی امیدواری دارد. برخی از کشورها منابع خویش را به وسیله ی خارجیان استخراج می کنند، به عبارت دیگر تکنولوژی وارداتی، منابع را تغییر شکل می دهند یا بدون تغییر شکل صادر می کنند. این قبیل کشور ها اگرچه ممکن است ثروتمند شوند ولی هیچ گاه به عنوان یک کشور قدرتمند،طبقه بندی نمی شوند.کلیّه ی کشورهای تولیدکننده نفت جهان سوّم، دارای چنین ویژگی هایی هستند. به همین علّت یک سیستم برنامه ریزی و آینده سازی با رعایت سلسله مراتب ندارند. نداشتن تشکیلات و خطّ مشی های با ثبات، این کشورها را در هر زمان آسیب پذیر می کند. چنین کشورهایی از بدترین نوع وابستگی برخوردارند، یعنی، از یک طرف وابسته به صدور مواد خام و از طرف دیگر وابسته به ورود مواد غذایی هستند. اگرثروت درمقیاس وسیعی تابع کمکهای مورد نیاز خارجی برای بهره برداری از منابع باشد، قدرت می تواند
اتّفاقی و حتّی خیالی تلقّی شود.
در حقیقت در اقتصاد جدید، هیچ کشوری درصدد برآوردن نیاز های ناشی از پیشرفت و ترقّی بر نیاید، مجبور است بعضی محصولات طبیعی یا ساخته شده را به صورت خرید یا معاوضه وارد کند. در نتیجه، با دو پدیده مواجه می شود، ازیک طرف تولید محصول برای فروش یا مبادله ضرورت می یابد و از طرف دیگر توجّه به اهمیّت حیاتی گسترش امکانات حمل و نقل،که درحقیقت اقتصاد داخلی نیز وابسته به آن است الزامی می شود. بنابراین، داشتن منابع سرشار، بدون بهره برداری صحیح ازآن ها به وسیله ی انسان های ماهر نمی تواند عاملی برای توسعه و پیشرفت باشد(عزّتی، 1382: 100).
2-4-5- جهانی شدن
امروزه، جهانی شدن سیاست، اقتصاد و فرهنگ به گونه ای پیچیده موجب پیوستگی همه ی جوامع بشری به یکدیگر گردیده، و تحریک پذیری آنان را نسبت به تحوّلات غیر متعارف افزایش داده است. بنابراین، هر رویداد به ظاهرکم اهمیّتی که ممکن است درگوشه ای از جهان روی دهد، می تواند بازتاب های وسیع و گسترده ای از خود برجای گذارد. قرن بیست و یکم،گسترش همکاری های بین المللی میان کشورهاست،که سرانجام به شکل گیری نظام های منطقه ای می انجامد. این نظام ها مجموعه ای متشکّل ازکشورهایی است که یا از نظر ساختاری و یا بر پایه ی توافق های چند جانبه گرد هم آمده و به منظور حفظ بقای دسته جمعی و نیز دستیابی به توسعه ی اقتصادی در یک تعامل کارکردی با یکدیگر به سر می برند. بنابراین، تصوّر عمومی مبتنی بر این است که جهان آینده مجموعه ای از نظام های متعدّد منطقه ای خواهد بود که به عنوان زیر سیستم های نظام ژئوپلیتیکی ایفای نقش می کنند. بنابراین، چنین به نظر می رسدکه در روند موجود، چاره ای جز پیوستن ایران به یک اتّحادیه ی منطقه ای کارآمد که الزاماً بر ساختار نظام منطقه ای متناسب با آن منطبق باشد، نیست.
امّا مشکل اینجاست که باید دید، این نظام منطقه ای بالقوّه اساساً چگونه و بر پایه ی کدام اصول و چه ویژگیهایی باید شکل گیرد، و از همه مهم تر این که اعضای آن را کدام کشورها می باید تشکیل دهند؟ دراین باره گفته می شود که مهم ترین عامل شکل گیری یک نظام منطقه ای، علاوه بر یکپارچگی جغرافیایی، وجود ساختارهای قوی مشترک میان اعضا است. این اعضا در وهله ی نخست می باید در زمینه های گوناگون سیاسی- نظامی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی مکمّل هم بوده و یکدیگر را پوشش دهند(حیدری، 1385: 154– 152)
فصل سوّم
مشخّصات تمبر
وجغرافیای سیاسی
ایران
فصل سوّم
مشخّصات تمبر
وجغرافیای سیاسی
ایران
3-1- تمبر، عامل مهم در جغرافیای سیاسی
تمبر، قطعه کاغذکوچک بهاداری است که به شکل ها، اندازه ها، رنگ های گوناگون، با کادر و حاشیّه، با چسب و دندانه و یا بدون این دو، به مناسبت های ویژه، به تعداد معیّن، از سوی ادارات پست چاپ و منتشر می گردد. امّا، ارزش این قطعه کاغذ کوچک، تنها، در بهای آن نیست؛ بلکه، چیزی بیش از یک برچسب ساده است. آن، وسیله ای مؤثّر، برای ارتباط و پیوند ملّت هاست؛ یک زبان است؛ عاملی است که فاصله ها را کوتاه می کند، نماینده ی هویّت هاست و در پس هر تمبر، خلاّقیّت و تاریخی نهفته است. از این لحاظ، تمبر، عامل مهم در جغرافیای سیاسی است که طرح آن ریشه در مکان های خاص دارد. آن ها براساس هدف سیاسی، با توجّه به ویژگی های مکانی منتشر می شوند. در واقع، تمبرها، مربوط به کشورهای جهان می باشند. بنابراین، ممکن است، طرح تمبر، از پرچم کشورها، گونه های خاصّی از گیاه یا حیوان، قهرمان جنگ یا ورزش، حادثه ملّی و سیاسی، یادگاری مشهور، پیام های دینی و مذهبی و یا تاریخ استقلال کشور و … برگرفته شده باشند . «خیلی از تمبرها، مربوط به کشورهایی هستند که مدّت هاست از نقشه ی سیاسی جهان حذف شده اند و دیگر وجود خارجی ندارند؛ کشورهایی مثل فزان، قطرون، هندوچین، مغولستان شمالی، برونئی شمالی و … در نتیجه، ممکن است حتّی، کشورها، از نقشه ی سیاسی جهان حذف شوند؛ امّا، تمبرهای مربوط به آن ها، برای همیشه، باقی می مانند» (ماهنامه ی دنیای تمبر، تیر و مرداد 1385: 12).
بر این اساس، جغرافیدانان سیاسی، از طریق مطالعه ی تمبرها، می توانند به ویژگی های قومی، نژادی ملّت ها و قدرت و مناسبات دولت ها و … پی ببرند. از این رو، در جغرافیای سیاسی، فیلاتِلی ، تنها، یک سرگرمی ساده که فقط، تمبرها را در آلبوم قرار دهیم، به شمار نمی آید. تا زمانی که ملّت ها، فاقد استقلال کامل باشند، نمی توانند دارای تمبرهای قانونی باشند. به طوری که، در شوروی سابق، هیچ یک از جمهوری های آن تمبر مستقل نداشتند و مرکز چاپ تمبرها در مسکو قرار داشت و از آنجا برای کلیّه ی جمهوری ها توزیع می شد (ماهنامه ی تمبر، مهر 1382: 11).
این جمهوری ها، پس از استقلال، براساس ویژگی های جغرافیای سیاسی خود، اقدام به طرح و نشر تمبر نمودند. با این وجود، بعضی از ملّت ها در جهان، هنوز، فاقد تمبر قانونی می باشند و برای ارتباط با سایر کشورهای جهان، باید، از تمبر کشور دیگری استفاده کنند؛ مثل ملّت نوگورنوقره باغ، قبرس شمالی و فلسطین که به ترتیب، باید، در این مورد از تمبرهای ارمنستان، ترکیّه و مصر استفاده کنند(زین العابدین، 1386: 129– 128).