ژانویه 21, 2021

توجه به شرایط زمان و مکان

هنجار آن قاعده، رفتار یا خصوصیتی است که اکثریت یک گروه یا جامعه به آن عمل می‌کنند یا می‌پذیرند و عدم پیروی از آن، مجازات و توبیخ در پی دارد.
درعین‌حال نیروی هنجاری در پیدایش ارزش‌ها بسیار مؤثرترند. مثلاً انسان‌ها در صورت فشار هنجاری از پوشش طلا و جواهر و یا خوردن یک نوع غذا و یا حتی ازدواج، صرف‌نظر می‌کنند و یا برعکس در صورت فشار هنجاری، مغایر نیاز فطری، خال‌کوبی می‌کنند و … که ماهیتاً ارزش واقعی ندارند و فقط به علت میل به پیروی از هنجار باارزش می‌شوند. برعکس این فرآیند نیز بسیار پیش می‌آید که یک ارزش والا در یک جامعه فاسد به هنجار تبدیل نمی‌شود و لذا باارزش یا به طور خلاصه ارزش نمی‌شود و این، یعنی آن ارزش والا، فراگیر و همه‌گیر نشده است؛ یعنی به هنجار تبدیل نشده است.
به عبارت دیگر فقط وقتی یک ارزش به هنجار تلقی شد، یعنی وقتی اکثریت یک جامعه یک پدیده را باارزش تلقی نمودند، آن پدیده به ارزش اجتماعی یا ارزش هنجار شده تبدیل می‌گردد؛ اما هر چه که ماهیتاً باارزش باشد، الزاماً به ارزش اجتماعی تبدیل نمی‌شود.
توجه به شکل‌گیری هنجارهای جامعه به عنوان یکی از ویژگی‌های زندگی جمعی آدمی حائز اهمیت است. هنجارهای اجتماعی زائیده تحولات تاریخی و اجتماعی، رشد بشری و نیازها و اهداف او در گذر زمان است. تعامل اجتماعی افراد در گستره جامعه و بروز رفتارهای مشترک، ما را به سوی الگویی ره می‌نماید که هنجار نام دارد و خودآگاهانه و ناخودآگاهانه مورد پیروی اعضا جامعه واقع می‌گردد. در خانواده نیز تحت تأثیر همین جامعه به علاوه نیازها، اهداف، یادگیری و تاریخچه زندگی شخصی الگوهایی حاکم می‌شود که هنجار نام دارد و گرچه قسمتی از آن، محصول تأثیر هنجارهای اجتماعی در جامعه است، اما در حوزه تعلیم و تربیت و پرورش فرزندان در کانون خانواده می‌توان الگوهایی سودمند را برای آنان فراهم ساخت. اینجا نیز مانند بقیه حوزه‌های تربیتی یک خانواده بهنجار، نیازمند والدینی است که به هنجارهای انسانی و اجتماعی پایبند بوده و در جریان رشد فردی خویش می‌کوشند تا پایبندی به هنجارهای اجتماعی اصیل را در فرزندان خود تدارک دیده و از بروز ناهنجاری در جامعه و خانواده جلوگیری کنند. در این راستا توجه به آداب و رسوم، ودیعه نهاده شده از نسل‌های قبل و تجدیدنظر در آن‌ها با توجه به شرایط زمان و مکان، حائز اهمیت است.
16-3. مسئله تضاد هنجارها و تغییرات اجتماعی
ارزش‌های اخلاقی با نظام اجتماعی ارتباط دارند. در واقع ارزش‌ها هستند که به صورت «هنجار و رسوم» در می‌آیند و از این راه است که می‌توانند زندگی افراد و گروه‌ها را در داخل جامعه انتظام دهند؛ بنابراین هنجارها، رفتارهای معینی هستند که بر اساس ارزش‌های اجتماعی قرار دارند که با رعایت کردن آن‌ها، جامعه انتظام پیدا می‌کند.
هنجارها دائمی نیستند و به تدریج که کارکرد یا «فونکسیون» خود را از دست بدهند و کارایی لازم را نداشته باشند، اندک‌اندک رو به انحطاط و نابودی می‌روند و افراد کمتر بدان عمل می‌کنند. هنجارهایی که بیش از پیش اهمیت خود را از دست بدهند، به موضوع عقیده و بحث تبدیل می‌شوند. در عوض اگر یک عقیده عمومی به قدر کافی قوت پیدا کند و کارایی آن بهتر از عقیده‌های قبلی باشد، بدین‌سان عقیده مذکور به هنجار مبدل می‌شود. هنجارهای اجتماعی، رفتارهای افراد را تعیین می‌کند که چه کاری می‌بایست انجام دهند و چه کاری نباید انجام دهند. در واقع هنجارها جایگاه رفتاری افراد را در جامعه معین می‌کند. اگر افراد در یک هنجار تنها هماهنگ باشند، آن هنجارها می‌تواند سبب همکاری و هماهنگی در ایجاد رفتارهای عادلانه در جامعه گردد. هنجارها یا تجزیه کننده هستند یا ممنوع کننده، از این رو برخی از هنجارها ممکن است نیاز به محدودیت‌های قوی و برخی دیگر خواستار کمی داشته باشند.
16-4. انواع انحراف به اعتبار انواع هنجارها
هنجارها بر مبنای میزان پذیرش ارزش‌ها اهمیت پیدا می‌کنند. از این رو الگوهای رفتاری در میان مردم یکسان نیستند. «سامنر» که یکی از پایه‌گذاران جامعه‌شناسی است، هنجارها را به سه گروه تقسیم می‌کند: شیوه‌های اخلاقی، شیوه‌های قومی و قوانین.
«شیوه‌های اخلاقی» مبتنی بر اعتقادات باارزش در میان مردم است و نقض آن‌ها، عکس‌العمل شدیدی را در پی دارد؛ مانند داشتن فرزند نامشروع یا انجام قتل.
«شیوه‌های قومی» هنجارهایی هستند که در زندگی روزمره بر مبنای سنت، عادات و آداب دنبال می‌شود. نقض این هنجارها با عکس‌العمل شدیدی مواجه نمی‌شود. رفتارهایی مانند سلام و تعارف و معمولاً در نظام کنترل اجتماعی برخورد باکسانی که عادات مقبول زندگی روزمره مردم را بجا نمی‌آورند (نظیر کسانی که لباس‌ها و آرایش‌های عجیب و غریب دارند) در حد عدم تأیید این‌گونه رفتار است. البته بعضی مردم ممکن است این قبیل آدم‌ها را به جلسات خود دعوت نکنند و اگر مصدر کاری باشند، استخدام این‌گونه افراد را مشروط به رعایت آداب معمول اجتماع کنند.
«قوانین» قوی‌ترین هنجارها هستند زیرا نوشته‌شده و مکتوب می‌باشند و نقض آن‌ها مجازاتهای مشخصی را برای اشخاص در پی دارد که شامل مجازاتهای مالی، زندان رفتن و حتی اعدام می‌شود.
نوع دیگری از هنجارهای اجتماعی، آداب و رسوم است که جامعه انجام آن را برای ادامه حیات خود مهم و ضروری می‌داند. در نتیجه سرپیچی از این هنجارها موضوع جدی‌تر و مجازات متخلفان شدید
تر است. کسانی که نسبت به آداب و رسوم گروهی خاص بی‌اعتنا باشند باید خود را برای جریمه‌های مالی و فیزیکی آماده کنند. به عنوان مثال در کشورهای غربی کسانی که عقاید سیاسی افراطی دارند از ادارات دولتی و حتی شرکت‌های خصوصی اخراج شده، در لیست سیاه قرار می‌گیرند .
در جوامع ابتدایی و کوچک هنجارها محدودتر، میزان هم‌نوایی بیشتر و انحرافات کمتر است. ولی در جوامع پیچیده و مدرن برخلاف جوامع کوچک، هنجارها متنوع‌تر، میزان پیروی کمتر و انحرافات بیشتر است. تنوع هنجارها در جوامع بزرگ بستگی زیادی به گوناگونی و تنوع خرده‌فرهنگ‌ها دارد.
کجروی: رفتاری است که از هنجارهایی که در پایگاه‌های اجتماعی مردم مقرر شده است، منحرف می‌شود. تعریف کجروی با تعریف هنجار مشخص می‌شود و لذا کجروی یک مفهوم انتزاعی یا یک قضاوت اخلاقی نیست، بلکه یک مفهوم تکنیکی است. به انحراف از هنجار کجروی گفته می‌شود و دلیل نکوهش کجروی از جانب مردم این است که کجروی، پیش‌بینی پذیری رفتار فرد- یعنی رفتار مطابق با هنجارهای جامعه- را مختل می‌کند و لذا ارتباط اجتماعی با فرد کجرو مشکل می‌شود و مردم از طریق کنترل اجتماعی و ابراز خشم یا واکنش‌های منفی دیگر نسبت به فرد کجرو، سعی کنند او را به رفتار بهنجار ترغیب کنند.
فصل پنجم: بررسی تطبیقی اوامر مولویه در فقه امامیه و قواعد آمره در حقوق موضوعه
پس از آنکه در فصل دوم بررسی نمودیم که هدف اصلی از نگارش پایان نامه و علت آنکه می‌خواهیم اوامر مولویه و قواعد آمره را با هم تطبیق کنیم چیست. اکنون در این فصل که مهمترین بخش پژوهش است به بررسی تطبیقی بین این دو می‌پردازیم، و این بررسی را از منظر تمایزات و تشابهاتی که بین این دو وجود دارد پی می‌گیریم.
1. تمایزات
1) مهم‌ترین تفاوت بین قواعد آمره و اوامر مولوی این است که اوامر مولوی ریشه الهی دارند، به این معنا که از جانب خداوند تعالی است که یا از طریق وحی به شکل آیات قرآنی نازل شده است یا به صورت وحی از جهت معنایی و بدون لفظ در قالب سنت نبوی به دست ما رسیده است. شاید در نگاه اول گفته شود قواعد آمره ریشه الهی ندارند و توسط قانون‌گذار وضع می‌شوند. ولی بسیاری از قوانین ما ریشه شرعی دارند و از فقه امامیه گرفته‌شده‌اند و قانون‌گذار موظف است قوانینی را وضع کند که در محدوده شرع هستند، برخی از اوامر مولوی که در شرع واردشده، در قانون نیز به عنوان قواعد آمره واردشده‌اند، بنابراین می‌توان گفت که برخی از قواعد آمره همان اوامر مولوی هستند.
از آنجایی که برخی قواعد آمره نیز از فقه امامیه گرفته نشده می‌توان رابطه قواعد آمره و اوامر مولوی را در این قسمت عموم و خصوص مطلق دانست زیرا همه اوامر مولوی که در قانون وارد شده است از قواعد آمره محسوب می‌شوند ولی برخی از قواعد آمره از اوامر مولوی نیستند و برخی دیگر از اوامر مولوی هستند.
در ذیل به پاره ای از قوانین آمره(قوانین راهنمایی و رانندگی و مواد مخدر) که ریشه شرعی ندارند اشاره می شود: