ژانویه 22, 2021

تقسیمات کشوری

روستا، واحد مبدأ تقسیمات کشوری است که از لحاظ محیط زیستی (وضع طبیعی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) همگن بوده که با‌ حوزه و قلمرو معیّن ثبتی یا عرفی مستقل که حداقل تعداد 20 خانوار یا صد نفراعم از متمرکز یا پراکنده درآنجا سکونت داشته باشند و اکثریّت ساکنان ‌دائمی آن به طور مستقیم یا غیر مستقیم به یکی از فعّالیّت های کشاورزی، دامداری، باغداری به طور اعم و صنایع روستایی و صید و یا ترکیبی از این ‌فعّالیّت ها اشتغال داشته باشند و در عرف به عنوان ده، آبادی، دهکده یا قریه نامیده می‌شده است (ماده 2 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-2- مزرعه
مزرعه، نقطه ی جغرافیایی و محلّی است کشاورزی که بنا به تعریف روستا نبوده و به دو شکل مستقل و تابع شناخته می‌شود (تبصره 1 ماده 1 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-3- مکان
مکان، به نقطه‌ای اطلاق می‌شود که بنا به تعریف روستا نبوده و بیشتر محل انجام فعّالیّت های غیرکشاورزی (‌کارخانه، ایستگاه،کارگاه،‌ قهوه‌خانه و نظایرآن ها) است که به دو شکل مستقل و تابع شناخته می‌شود (تبصره 2 ماده 1 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-4- دهستان
دهستان،کوچکترین واحد تقسیمات کشوری است که دارای محدوده ی جغرافیایی معیّن بوده و از به هم پیوستن چند روستا، مکان، مزرعه‌ ی هم جوار تشکیل می‌شودکه از لحاظ محیط طبیعی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی همگن بوده و امکان خدمات‌‌رسانی و برنامه‌ریزی در سیستم و‌ شبکه واحدی را فراهم می‌نماید ( ماده 3 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-5- مرکز دهستان
مرکز دهستان، منحصراً روستایی از همان دهستان است که مناسب ترین مرکز خدمات روستایی آن محدوده شناخته می‌شود (بر اساس تبصره ی 5 ‌الحاقی به ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مراکز دهستان نیز می‌توانند به شهر تبدیل شوند مصوّب 12/3/1371 مجلس شورای اسلامی)، ( تبصره 3 ماده 3 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-6- شهر
شهر، محلّی است با حدود قانونی که در محدوده ی جغرافیایی بخش واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای ‌سیمایی با ویژگی های خاصّ خود بوده به طوری که اکثریّت ساکنان دائمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدمات و فعّالیّت های اداری ‌اشتغال داشته و در زمینه ی خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه ی جذب و نفوذ ‌پیرامون خود می‌باشد (ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-7- بخش
بخش، واحدی است از تقسیمات کشوری که دارای محدوده ی جغرافیایی معیّن بوده و از به هم پیوستن چند دهستان هم جوار مشتمل بر ‌چندین مزرعه، مکان، روستا و احیاناً شهرکه در آن عوامل طبیعی و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی واحد همگنی را به وجود می‌آورد ‌به نحوی که با در نظر گرفتن تناسب، وسعت، جمعیّت، ارتباطات و دسترسی و سایر موقعیّت ها، نیل به اهداف و برنامه‌ریزی های دولت در جهت احیاء‌ امکانات طبیعی و استعدادهای اجتماعی و توسعه امور رفاهی و اقتصادی آن تسهیل گردد (ماده 6 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
حدّ نصاب جمعیّتی لازم به منظور تشکیل بخش و یا به عبارت دیگر ارتقاء دهستان و تشکیل بخش طبق قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری در مناطق با تراکم متوسط حداقل 20 هزار نفر، در مناطق با تراکم بالا،30 هزار نفر و در مناطق کویری، جنگلی و مرزی 12 هزار نفر تعیین شده است.
2-2-2-8- مرکزبخش
مرکز بخش، روستا یا شهری، از همان بخش است که مناسب ترین کانون طبیعی، فرهنگی، اقتصادی‌ و سیاسی آن محدوده شناخته‌ می‌شود (تبصره 3 ماده 6 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-9- شهرستان
شهرستان، واحدی از تقسیمات کشوری است با محدوده ی جغرافیایی معیّن که از به هم پیوستن چند بخش هم جوار که از نظر عوامل طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی واحد متناسب و همگنی را به وجود آورده‌اند (ماده 7 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری). در خصوص شهرستان نیز علاوه بر در نظر گرفتن همگن و تناسب لازم، ماده 7 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری نحوه تشکیل آن را توضیح داده و حداقل جمعیّت لازم را برای ایجاد یک شهرستان که از تعدادی بخش هم جوار تشکیل می گردد، در مناطق با تراکم متوسّط 60 هزار نفر، در مناطق با تراکم بالا 80 هزار نفر و در مناطق دور افتاده، مرزی، جزایری و کویری حداقل 50 هزار نفر تعیین نموده است.
2-2-2-10- مرکز شهرستان
مرکز شهرستان، یکی از شهرهای همان شهرستان است که مناسب ترین کانون طبیعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن محدوده‌ شناخته می‌شود (تبصره 3 ماده 7 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-11- استان
استان، واحدی از تقسیمات کشوری است با محدوده ی جغرافیایی معیّن،که از به هم پیوستن چند شهرستان هم جوار با توجّه به موقعیّت های ‌سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و طبیعی تشکیل می‌شود (ماده 9 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).
2-2-2-12- مرکز استان
مرکز استان، یکی از شهرهای همان استان است که مناسب ترین کانون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، طبیعی و اجتماعی آن استان شناخته‌ می‌شود (تبصره 2 ماده 9 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری).