ژانویه 16, 2021

تذکره الاولیا

1 ـ فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی ص 272 تا 274
2 ـ رساله قشیریه ، ص 312
3-فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی،ص 715 تا 718
و نیز در توضیح مراد آورده اند : (( امام ، مقتدا ، قطب ، مرشد . در اصطلاح کسی است که قوت ولایت در او به مرتبه ی تکمیل ناقصان رسیده باشد و مراحل سیرو سلوک را طی کرده … )) 1
حاتم اصم را گفتند مردم را از همه کس احتمال باید کرد گفت آری مگر از نفس خویش . 2
توضیح : این عبارت بیانگر توصیه ی حاتم به صبر و تحمل در مقابل همه انسان ها است و به طور کلی همه چیز و همه کس اما تحمل ، تسلیم و زبونی در برابر نفس را استثـنا کرده است و آن را مـذمـوم می داند .بیش از این نیز درهمین بخش در قسمتی که حاتم مرگ های چهارگانه ای را برای اهل سلوک لازم می داند مرگ دوم را که موت الاسود است همان احتمال و بارکشیدن خلق یعنی تحمل ناهمواری ها و ناپسند های صادر شده از سوی دیگران می داند . به هرحال از یازده مورد یادکرد حاتم در رساله ی قشیریه هم نکات متنوع و مفیدی در باب خود او دریافت می شود هم میزان اهمیت و اعتبار او در نظر اهل تصوف و عرفان روشن می گردد و هم به سبب نقل قول های متعدد از او و استناد به سخنش روشن می گردد که وی در نزد صوفیه راوی مورد وثوقی بوده است که از او سخن های فراوان نقل گردیده است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی ، ص 710
2 ـ رساله قشیریه ، ص 394
4-6- سیمای حاتم اصم در کشف المحجوب
در قرن پنجم هجری قمری ، ابوالحسن علی ابن عثمان بن ابوعلی جلابی هجویری عارف و
نویسنده ی بزرگ کتابی تالیف کرده است به نام ( کشف المحجوب ) که از امهات متون فارسی در تصوف و عرفان محسوب می شود .
از جمله مطالب مهم و مفید دراین اثر شرح احوال واقوال بزرگان صوفیه و مشایخ طریقت است که هم به صورت مستقیم و مستقل یعنی اختصاص بخشی از کتاب به یکی از بزرگان تصوف و هم به صورت ذکر و استناد به قول یا بیان حکایات پراکنده در لابه لای مطالب دیده می شود .
این کتاب مرجع بسیاری از مولفان بعدی درشرح حال مشایخ تصوف از جمله عطار در تذکره الاولیا و جامی در نفحات الانس بوده است .
دراین اثر مواردی نیز در ذکر حاتم اصم وجود دارد که آن ها را یک به یک نقل و شرح می‌کنیم :
حکایت : حاتم الاصم گفت رضی الله عنه چهار علم اختیار کردم از همه عالم برستم گفتند کدامست آن ، گفت یکی آنک بدانستم خدای را تعالی برمن حقیّست کی جز من نتواند گزارد کسی آنرا ، بادای آن مشغول کشتم دیم آنک بدانستم کی مرا رزقیست مقسوم کی بحرص من زیادت نشود از طلب زیادتی بر آسودم سیم آنک بدانستم کی مرا طالبیست یعنی مرک کی از وی نتوانم کریخت او را بساختم چهارم آنک بدانستم کی مرا خدایست جل جلاله مطلع بر من، از وی شرم داشتم و ناکردنی را دست بداشتم کی چون بنده عالم بود کی خداوند تعالی بدو ناظرست چیزی نکند که بقیامت از وی شرم دارد . 1
توضیح : نخستین جایی که از حاتم سخن به میان می آید این حکایت است که اگر چه هجویری آن را حکایت نامیده است بیش تر یک نقل قول است که در آن حاتم به چهار علم اشاره می‌کند که با آموختن یا برگزیدن آن ها از میان همه ی علوم به رهایی و رستگاری از همه‌ی عالم رسیده است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ جلابی هجویری ، علی بن عثمان ، کشف المحبوب ، ص 14
اول آن که آموخته است که خدا بر او حقی دارد که فقط خود او می تواند این حق را ادا کند پس به گزاردن حق خداوند بر خویش پرداخته است .
دومی آن که دریافته است که روزی معین و مقسوم است و با حرص و زیاده خواهی اضافه نمی شود بنابراین از طلب بیش از میزان لازم دست کشیده است .