ژانویه 16, 2021

تذکره الاولیاء

( زاهد خراسان ) آمده است .
کرم که او را بدان ستوده اند و بهترین نمونه برای آن همان حکایت پرسش زنی از اوست که منجر به تظاهر وی به ناشنوائی تا سال ها شد .
عدم خشم و کظم غیض چنان که در حکایتی یکی از شاگردانش ( سعدبن محمد رازی )
می گوید در طول چند سال شاگردی حاتم تنها یک بار عصبانیّت او را دیده است .
علاوه بر صفات اخلاقی فوق صفت علمی بارزی که به حاتم نسبت داده اند ( محدثّ ) است یعنی او را در زمینه ی روایت حدیث شخصی برجسته دانسته اند و از اشخاصی نام برده اند که حاتم از آن ها حدیث نقل کرده است که بیش تر به آن ها اشاره شد ( ر.ک به بخش اُستاد یا اُستادان حاتم در همین فصل)
3-1-19- آثار مکتوب
در برخی منابع اشاره شده است که او آثار و نوشته هایی دارد مثلاً در تذکره الاولیا آمده است؛
( و او را در سخت گرفتن نفس ، دقایق مکر نفس و معرفت رعونات نفس کلماتی عجیب است و تصانیفی معتبر و نُکَت و حکمت او نظیر ندارد ) که اگر نتوان ( کلمات ) و ( نُکَت و حکمت ) را حمل
بر آثار مکتوب کرد بدون شک تصانیف این معنی را می رساند که نوشته هایی داشته است که تا زمان عطّار (قرن هفتم ) ‌نیز موجود بوده است ..
البته در منابع کهن مورد تحقیق ما نامی مشخص از آثار حاتم نیامده است امّا در بعضی منابع امروزی مانند دانش نامه ی جهان اسلام از دواثر نام برده اند یکی به نام ( ‌ثمانی مسائل ) موجود درکتاب خانه ی فاتح ترکیه ، به شماره ی 2/4494 و دیگری ( الفوائد و الحکایات والاخبار ) موجود در کتاب خانه ی ظاهریه ی دمشق ، مجموعه ی شماره 13/94 امّا درباره ی آن کوچک ترین توضیحی نداده اند اعّم از این که فارسی هستند یا عربی یا چه حجمی دارند یا محتوای آن ها چیست .گذشته از این، کلمات و سخنان فراوان والبته پراکنده از قول حاتم درکتب مختلف نقل شده که بعضی از آن ها درهمین تحقیق نقل و بررسی می گردد .
3-1-20- نظریه های خاصّ حاتم
درمیان اقوال ونظریه های مختلفی که ازحاتم درمنابع متفاوت نقل شده است برخی تنها جنبه‌ی وعظ و نصیحت یا نقل و تفهیم دارد اما بعضی نظریه ها ،‌خاص او به نظر می رسد که در نفحات الانس ، رساله قشیریه و تذکره الاولیاء آمده که او نظریه ی ‌موتات اربعه ‌یا ‌مرگ های چهارگانه را طرح کرده و شرط ورود به تصوف را چشیدن چهار نوع مرگ می داند و ظاهرا وی نخستین کسی است که این نظریه را طرح کرده است .
موت ابیض یا همان گرسنگی ، موت اسود یا همان تحمل آزار واذیت خلق ، موت احمر یا همان مخالفت با هواهای نفسانی و موت اخضر یا همان مرقع پوشیدن که از آن ها به مرگ سفید ، ‌سیاه ، سرخ و سبز تعبیر کرده و بر صوفیان پس از خود نیز موثر بوده است .
از دیگر نظرات او تقسیم شهوت است به سه نوع که شامل شهوت در خوردن ،‌ شهوت در سخن گفتن و شهوت در نگریستن می شود که در کتاب کشف المحجوب و تذکره الاولیاء نقل گردیده است .
هم چنین در کشف المحجوب هجویری آن جا که بزرگان تصّوف درباره ی ایمان دارای دونظریه ی متفاوت معرفی می شوند ، یکی گروهی که ایمان را علاوه بر قول و تصدیق شامل عمل و رفتار نیز می
دانند و گروه دوم که ایمان را تنها قول و تصدیق ( اقراربه زبان ) می دانند و حاتم را جزء گروه دوم و معتقد به قول و تصدیق می داند .
عجله را مردود می داند اما درپنج چیز جایز می داند که البته نه نظریه ی ابداعی اوست . بلکه ریشه در سنت و دین دارد که شامل اطعام مهمان ،‌تزویج بکر ،‌گزاردن وام ، تجهیز مرده و توبه از معصیت می شود .
3-1-21- علت ملقب بودن حاتم به اصّم
اصّم لقبی است برای حاتم که چنان با نام او عجین شده که بدون ذکر این صفت درپی نامش معرفی و شناخت او اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار است اما چرا این وصف بر حاتم مانده جالب و قابل بررسی است .
نکته ی اول آن بدون شک حاتم ناشنوا نبوده است زیرا گفت و گو ها وبحث های فراوان از او با دیگران نقل شده و هیچ جا نیز اشاره ای به ناشنوا بودن واقعی او نشده است حتّی ناشنوایی درکهن سالی و اواخر عمر و یاحتی سنگین بودن گوشش.
عموم مآخذی که بیان علّت انتساب این صفت به حاتم پرداخته اند آن را ناشنوایی اختیاری و مصلحتی دانسته اند امّا در ذکر دلیل آن اختلافی وجود دارد . اکثر منابع چون رساله قشیریه، تذکره الاولیاءو نفحات الانس حکایت مشابهی را گاه با اندک اختلاف ذکر کرده اند که زنی یا پیرزنی برای پرسیدن مساله ای به نزد حاتم می آید درحین سوال بادی از او رها می شود وحاتم برای آن که زن خجلت زده نگردد می گوید بلند تر صحبت کن چون گوش من سنگین است و سپس برای آن که بعداً‌ نیز آن شخص متوجه موضوع و دچار شرمندگی نشود تاپایان عمر آن زن یا تا پایان عمر خویش خود را گران گوش وانمود کرد حتّی در بعضی مآخذ زمان ناشنوایی مصلحتی حاتم نیز ذکر شده است و آن را قریب پانزده سال دانسته اند.