ژانویه 26, 2021

برنامه آموزش مهارتهای زندگی

با توجه به آنچه که درباره اهمیت و ضرورت توجه به مسئله سازگاری اجتماعی در مباحث مذکور آمد این نیاز احساس میشد که پژوهشی در این باره صورت گیرد و سازگاری اجتماعی دانشجویان را از سطح نظری و انتزاعی به سطح واقعی آورده و روابط بین متغییر را در یک جامعه واقعی(دانشجویان) بررسی نماید، تلقی این است که این تحقیق دست کم در مورد جامعه آماری مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان تأثیر و جایگاه آموزش مهارتهای زندگی به ویژه دو مهارت ارتباط مؤثر و جرأتمندی را مشخص نماید و بدین طریق بتواند راه را برای تلاش های بعدی جهت تدوین برنامههای در راستای افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان بگشاید.
7-1 – متغیرهای تحقیق
متغیرهای مستقل: ارتباط مؤثر و جرأتمندی
متغیروابسته: سازگاری اجتماعی دانشجویان
متغیرهای واسطهای: سن، جنسیت، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی.

فصل دوم: ادبیات پژوهش

1-2- مقدمه
یکی از اولویت‏های مهم جوامع بشری اتخاذ تهمیداتی به منظور سلامت جامعه است. سلامت حالت جسمانی، ذهنی و روانی متعادل و سالم است که در آن فرد از بیماری، درد و معلولیت آزاد است و یا در حدی است که می‏تواند آن را کنترل نماید. دهستانی؛(1387).
بنا‌‌ بر تعبیرسازمان جهانی بهداشت یکی از مؤلفه‏های سلامت، سلامت روان می‏باشد که برای آحاد جامعه اجتناب ناپذیر است. سلامت روان دامنهی بسیارگسترده‏ای دارد و منظور از آن صرفاً به معنای فقدان بیماری نیست بلکه بیشتر با نوعی سلامت ذهنی ارتباط دارد. با این نگرش به مقولهی سلامت، افرادی از نظر روانی سالم به شمار می‏آیند که قادر باشند به خوبی با زندگی و تغییرات آن کنار آمده و زندگی خود را تحت کنترل داشته باشند. علاوه بر این از توانایی‏های ذهنی خود به خوبی استفاده کرده، با دیگران ارتباط خوب و سازنده‏ای برقرارکنند. غیاث فخری؛(1388).
براین اساس اکثر مسئولان حوزهی بهداشتروان و برنامهریزان اجتماعی معتقدند که اقدامات اساسی جهت حفظ سلامت جسمی و روانی و پیشگیری از بروز بیماریهای جسمی و ذهنی، نوعی سرمایهگذاری سودآور و ارزشمند به شمار می‏رود. یکی از کم هزینه‏ترین و در عین حال مؤثرترین راهبردهای پیشگیری آموزش مهارتهای زندگی است.کسب این مهارتها موجب ارتقای کیفیت زندگی و افزایش توانمندسازی فرد برای مقاومت در برابر رفتارهای پرخطر می‏گردد. قشر جوان و به ویژه دانشجویان به دلیل شرایط خاص سنی و موقعیتی که در آن قرار دارند بیش از همه نیازمند کسب این مهارتها می‏باشند. شفیع آبادی و ناصری؛(1381). از این روآموزش مهارتهای زندگی باید در دستورکار دست اندرکاران مسائل بهداشت روانی قرار گیرد.
2-2- تاریخچهی آموزش مهارتهای زندگی درجهان
نخستین کشوری که به آموزش مهارتهای زندگی اقوام محلی در سطح اجتماع و مدرسه اقدام کرد، ایالات متحده و پس از آن کشور انگلستان بود. کریمی درمنی؛(1385) برنامه مهارتهای زندگی یکی از راهبردهای متمرکز بر فرد است و تلاش می‏کند از طریق افزایش توانایی مقابله‏ای افراد، ظرفیت آنان را در جهت مقابله با چالش‏ها، کشمکش‏ها و تمایلات زندگی روزمره ارتقاء ‏دهد.به عبارت دیگر افراد را در برابر مشکلات ایمن نماید. برنامه آموزش مهارتهای زندگی برای اولین با توسط دکتر گیلبرتجی بوتوین پروفسور روان‏شناس عضو دپارتمان بهداشت عمومی و روان‏پزشکی دانشگاه کرنل در سال 1979 مطرح شد. سازمان بهداشت جهانی به منظور ارتقای سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب‏های روانی اجتماعی در سال 1993، پیشنهاد آموزش مهارتهای زندگی را در کشورهای جهان سوم به یونیسف داد.صفرزاده؛(1382).
3-2- تاریخچهی آموزش مهارتهای زندگی در ایران
در ایران کارگاه‏های مهارتهای زندگی طی سال‏های گذشته با اقبال روزافزونی در جمعیت مخاطب گوناگون دست یافته‏اند. بخشی از این اقبال ناشی از کارآمدی، کارآیی و کاربردی بودن این کارگاه‏ها است و بخشی دیگر ناشی از عطش مخاطبان برای آموختن آن چیزی هرگز در مجموعهی سنتی درس‏های مدرسه بدان پرداخته نمی‏شود، درحالی که نیاز مبرم به آنها در هرگونه تعاملات بین فردی و خلوت‏های درون فردی احساس می‏گردد.
درایران یونیسف درسال1376 اقدام به تهیهی راهنمای آموزش مهارتهای زندگی برای نوجوانان، زنان و جوانان نمود و با برگزاری کارگاه‏های آموزشی برای سازمان‏های دولتی و غیر دولتی، به معرفی این برنامه پرداخت. معاونت پیشگیری سازمان بهزیستی با همکاری وزارت آموزش و پرورش به تهیه اجرای آزمایشی این برنامه در چند منطقه تهران اقدام نمود و در حال حاضر به عنوان واحد اختیاری در رشتهی کار و دانش و سال اول متوسطه در شاخهی نظری آموزش داده می‏شود. قاسم زاده؛(1384).
طرح آموزش مهارتهای زندگی که از سال 79 به صورت آزمایشی در برخی استانها شروع شده، درحال حاضر در، سی استان کشور اجرا می‏شود که طی آن مهارتهای زندگی توسط کارشناسان اموراجتماعی و روان‏شناسان مبانی مورد نیاز در زندگی به افراد، آموزش داده می‏شود. توانا علمی؛(1384).
همچنین به منظور مقابله، مشکلات فوق، دفتر امور زنان و حوزهی امور فرهنگی و رفاهی، دانشجویان وزارت بهداشت، درمان آموزش پزشکی برآن شدند که دریک طرح مشترک، اقدام به برگزاری کارگاهی با شرکت گروهی از مشاوران ادارات مشاوره دانشجویی دانشگاه‏ها تحت پوشش آن وزارتخانه، به منظورآموزش مهارت به برگزاری کارگاه‏های آموزشی مهارتهای زندگی برای جمعیت مخاطب دانشجو بنمایند. اجرای این طرح را معاونت دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران به عهده گرفت. این کارگاه آموزشی در آذرماه 1383 به مدت 48 ساعت و به میزبانی مرکز بهداشت و درمان، مرکز مشاوره و راهنمایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در هتل شیان تهران برگزار شد. با این حال با کمال تأسف هرگونه توازنی میان عرضهی این کارگاه‏ها و تقاضای عمومی برقرار نبوده و این موضوع به برگزاری غیرحرفه‏ای این کارگاه‏ها منجرگردیده است. بسیاری از موانع کارگاه به صورت کلاس درس یا جلسهی سخنرانی برگزار می‏شود، در نتیجه روح کارگاهی از برنامهی مهارتهای زندگی رخت برمی‏بندد. فتی و همکاران؛(1385).
4-2- تعریف سازمان بهداشت جهانی از مهارتهای زندگی
سازمان بهداشت جهانی مهارتهای زندگی را این گونه تعریف می کند: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مطلوب، به گونهای که فرد بتواند با مشکلات و چالشهای زندگی مقابله کند. آقابخشی؛(1388)
سازمان بهداشت جهانی؛(20
00)، مهارتهای زندگی را در قالب تصمیم گیری، حل مسئله ، تفکر خلاق، تفکر نقادانه(تحلیل آثار فرهنگی، اجتماعی، نگرشها و رفتارهای زیر سئوال بردن نابرابریها، بی‏عدالتی‏ها، نگرشهای کلیشه‏ای و تعمق در امور و ارزیابی نقشهای اجتماعی و مسئولیتها) ارتباطات مؤثر ، مهارتهای روابط درونی ، خودآگاهی ، مقابله با هیجان ، مقابله با استرس ، ایجاد هدف ، ابراز وجود (جرات ورزی) و چشم پوشی تعریف کرد.
5-2- طبقهبندی بین المللی مهارتهای زندگی
طبقهبندی‏های مختلفی از مهارتهای زندگی وجود داردکه طیف وسیعی از مهارتهای زندگی را طبقهبندی و مرتب می‏کند. بری هاپسون مایک اسکالی ، از واحد مشاوره و رشد شغلی دانشگاه لیدرز ، یک رویکرد تحلیلی را برای طبقهبندی مهارتهای زندگی استفاده کرده‏اند. آنها مدل مهارتهای زندگی را که ابتدا در سال1980 به وجود آمده بود را اصلاح کردند در این مدل اصلاح شده (هاپسون و اسکالی ، 1986) چهار طبقه مهارتهای زندگی را شناسایی کرده‏اند که عبارتند از: یادگیری ارتباط برقرارکردن، کارکردن و بازی کردن، رشد خود و دیگران، دیوید بروکس پروفسور مشاوره و راهنمایی در دانشگاه سیراکوس یک رویکرد تجربی برای طبقه بندی مهارتهای زندگی استفاده می‏کند. بروکس با استفاده از نتایج یک مطالعهی ملی و پیوند با نظریه پردازان رشد از قبیل اریکسون ، 1963، هاوینگهورث ، 1972، کلبرگ ، 1973 مهارتهای زندگی را در چهارطبقه کلی طبقهبندی کرد. هر یک از این طبقهبندی‏ها لیست جامعی از توصیف‏گرها برای هر مرحلهی زندگی (دوران کودکی، نوجوانی و بزرگسالی)دارد. مهارتهای زندگی در زمینهی خانواده، مدرسه، محل کار و جامعه رشد می‏کند و به کار می‏رود. این طبقهبندی جامع از مهارتهای زندگی اولین طبقهبندی مهارتهای زندگی بر پایهی یک دلیل منطقی مربوط به رشد است.جمالی؛(1390)
با توجه به تقسیم بندی‏های انجام شده، مهارتهای زندگی را می‏توان به دو دستهی کلی تقسیم کرد: