نوامبر 24, 2020

بررسی رفتار نظریه مزد – کارایی در بخش صنعت ایران- قسمت ۲۳

وقتی یک صنعت دارای پرداخت بهتری باشد، تمام شاغلین آن صنعت نیز تمایل دارند تا پاداش‌های مثبتی را به صورت مزد بالاتر دریافت نمایند. بنابراین نتیجه می‌شود که مزد منشی‌ها و مهندسین رابطه مثبتی در بین صنایع پیدا می‌کنند. به عنوان مثال اپراتور‌های ماهر اغلب صنایع، اضافه مزدی را به صورت پاداش دریافت می‌کنند اما منشی‌ها در صنایع مختلف علیرغم این که از لحاظ سطح کار، مشابه هم هستند ولیکن دارای مزدهای متفاوتی می‌باشند و هیچ دلیل موجهی وجود ندارد که بگوید مثلا منشی‌ها در صنعت تولید مواد شیمیایی، سخت‌تر از منشی‌ها در صنایعی کار می‌کنند که دارای پرداختی کمتری هستند. طبق این مدل، در صنایعی که برخی از شاغلین مزایای بالاتری را دریافت می‌کنند، به خاطر در نظر گرفتن انصاف، به سایر کارکنان خود نیز پرداختی بالاتر دارند. این فرضیه بیان می‌کند کارگرانی که خودشان را در موقعیتی تصور می‌کنند که با آن‌ها منصفانه برخورد شده است سخت‌تر کار می‌کنند و کارگرانی که خودشان را در موقعیتی بیابند که از نظر آن ها منصفانه نیست، احتمالاً کم کاری خواهند کرد.
انصاف و بیکاری
در بیشتر مدل‌هایی که از مدل مزد کارایی سولو (۱۹۷۹) ناشی می‌شوند، مقدار محصولی که با استفاده از یک واحد سرمایه بدست می‌آید تابعی از واحد‌های نیروی کارموثر است که بیانگر حاصل ضرب تلاش یا کارایی در تعداد نفر ساعت می‌باشد.
 
مقدار تولید،  تلاش،  ‌مزد حقیقی و  نفر ساعت می‌باشد. مزد بهینه برای بنگاه مزدی است که هزینه کار هر واحد کارایی را حداقل نماید. این مزد را با  نشان می‌دهیم.  ‌در جایی به دست می‌آید که تابع تلاش دارای کشش واحد نسبت به مزد باشد. با مزد  ‌، بنگاه مقدار  را از نیروی کار تقاضا می‌کند، به گونه‌ای که در آمد نهایی حاصل از کار با مزد  برابر شود.
 
مدل مزد کارایی که ملاحظات انصاف را در نظر می‌گیرد، به صورت زیر نیز فرمول‌بندی می‌شود. تصور کنید که دو نوع نیروی کار وجود دارد که عبارتند از  و  . همچنین فرض کنید که مقدار محصولی که با استفاده از یک واحد سرمایه تولید می شود عبارت است از:
 
طبق بحث سولو تصور کنید که تلاش با مزد رابطه مستقیم دارد. فرض کنید که  ‌ بستگی به واریانس مزد پرداختی بنگاه دارد.
 
منطق ساده این بحث، این است که بنگاهی که دارای واریانس کمتری در مزد‌های پرداختی خود می‌باشد، روابط کاری هماهنگ‌تری را ایجاد کرده است و لذا محصول بیشتری به ازای هر کارگر به دست می‌آورد. حال تابع سود بنگاه عبارت است از:
 
در مدل فوق به سادگی می‌توان نشان داد که آن بخش از نیروی کار که دارای مزد بالاتری می‌باشد همواره مزد تعادلی بازار را دریافت خواهد کرد و دچار بیکاری غیر ارادی نخواهد شد. افزایش مزد به این گروه منجر به افزایش تلاش خواهد شد. زیرا در چنین حالتی واریانس مزد کاهش می‌یابد و موجب می‌شود تا تلاش افزایش یابد و از طرف دیگر هزینه مزد برای بنگاه کاهش یافته است.
فرض کنید که  ‌ نیروی کاری باشد که دارای مزد بالاتر است و مزد تعادلی بازار کار را دریافت می‌کند. در این صورت بنگاه  و  ‌را در سطح تعادلی بازار خواهد پذیرفت. اما  و  ‌‌را به گونه‌ای انتخاب می‌کند تا سودش حداکثر شود. بدین ترتیب :
تعیین نیروی کار بهینه
تعیین مزد بهینه
بدیهی است که فرض کنیم تلاش نیروی کاری که دارای مزد پائین‌تری است (نیروی کار نوع دوم) بستگی به شکاف مزد دارد، اما تلاش نیروی کاری که دارای مزد بالاتری است مستقل از این شکاف است. در این صورت بنگاه سود خود را حداکثر می‌کند که عبارت است از:
 
در این جا  و  ‌ بر اساس سطوح تعادلی بازار کار تعیین می‌شوند[۵۹]. انتخاب بهینه بنگاه برای تلاش و مزد نیروی کار نوع دو، شرط سولو را تأمین خواهد کرد. این مدل منطق ساده‌ای برای تبیین تفاوت مزد‌ها است و به سادگی رابطه مثبت بین مزد‌های مشاغل مختلف در یک صنعت را توضیح می‌دهد. در صنایعی که نیروهای بازار، بنگاه را وادار به پرداخت مزدهایی بالاتر به مهندسین می‌کند، ملاحظات مربوط به برابری ایجاب خواهد کرد که مزد بالایی نیز به منشی‌ها بپردازند. این مدل پیش‌بینی می‌کند که کارگران غیر ماهر دارای نرخ‌های بیکاری بالاتری در مقایسه با کارگران ماهر هستند و کارگرانی که دارای مزد بالاتری هستند دارای بیکاری کمتری در مقایسه با گروه‌هایی هستند که دارای مزد پائین‌تر هستند چون مهارت بالا و پرداختی بالا نوعاً دارای همبستگی مثبت هستند، این بدان معنا است که گروه‌های دارای مهارت بالاتر معمولاً‌ دارای نرخ‌های بیکاری کمتری نسبت به گروه‌های دارای مهارت کمتر هستند.
فرضیه تلاش منصفانه- مزد منصفانه
مدل سولو برای تشخیص نوع بیکاری که در زمان تعادل بازار کار به وجود می‌آید سودمند است. همچنین مدلی که رابطه تلاش و واریانس مزد می باشد می تواند بیکاری تعادلی را که یکی از واقعیت‌های بازار کار است تحلیل نماید. اما این مدل نیز مشابه مدل سولو فاقد مبانی اقتصاد خرد جهت تبیین تابع تلاش می‌باشد. نظریه مبادله اجتماعی[۶۰] در جامعه‌شناسی و نظریه برابری[۶۱] در روان‌شناسی، هر دو منطقی را برای بیان رابطه بین تلاش و انصاف ارائه می‌کنند. طبق نظریه برابری، نسبت ارزش حاصل از نهاده‌های مختلف تمایل به برابری دارد. نکته مهم این است که توجه کنیم که این برابری بر مبنای ارزشیابی‌های ذهنی و نه ارشیابی‌ه

نوشته ای دیگر :   سایت مقالات فارسی - تاثیر ریسک و ارزش شرکت بر میزان افشای اختیاری در شرکتهای پذیرفته شده ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ای بازار قرار دارد. در مورد قرارداد مزد، نظریه برابری پیشنهاد می‌کند که ارزش ذهنی نهاده کار  بایستی برابر با ارزش واقعی جبران کار (w) باشد که w مزد واقعی و  مزدی است که بابت جبران منصفانه جهت سطح تلاش نرمال در نظر گرفته می‌شود.
فرض کنید که اگر کارگران به طرز منصفانه‌ای جبران شوند. در این صورت آن‌ها « تلاش نرمال» یعنی  را ارائه خواهند کرد و اگر آن‌ها تصور کنند که مزد‌های منصفانه نیستند آن‌ها تلاش کمتری را ارائه خواهند کرد. نظریه برابری دلالت بر این دارد که تابع تلاش بایستی به صورت زیر باشد:
 
تا زمانی که مزد واقعی کمتر از مزد منصفانه (  ) باشد، هر کارگر تلاش خود را به گونه‌ای تعیین می‌کند که برابری بین ارزش ذهنی نهاده و بازدهی ذهنی آن را حفظ کند. چنین رفتاری را فرضیه تلاش- مزد منصفانه[۶۲] می‌گوئیم. تحت این فرضیه، اگر تولید بستگی به واحد‌های کارایی نیروی کار داشته باشد و اگر بنگاه‌ها ترجیحاتی برای پرداخت مزد منصفانه داشته باشد، آنها همواره در خواهند یافت که برای آنها ارزشمند است که لااقل مزد منصفانه (  ) را بپردازند. نظریه بیکاری که در اینجا ارائه شد، بر مبنای این فرض ساده است که کارگران برابری مزد را به عنوان انصاف در نظر می‌گیرند.
چهار دیدگاه مرتبط با نظریه انصاف
آکرلوف (۱۹۸۲) قرارداد بین کارگر و کارفرما را به عنوان مبادله هدیه[۶۳] می‌داند. طبق این دیدگاه برخی از بنگاه‌ها تمایل دارند به کارگران مزدی را بالاتر از مزد تعادلی بازار بپردازند. از طرف دیگر آن‌ها انتظار دارند که کارگران نیز تلاش بیشتری را در مقایسه با حالتی که مزد های بازار را دریافت می‌کنند، ارائه نمایند. این فرضیه یکی از مبانی نظریه‌ای مزد کارایی است که به دنبال بیان این نکته است که چرا مزدها، از مزد‌های تعادلی بالاتر هستند و در بازار نیز بیکاری غیر ارادی وجود دارد.
آکرلوف (۱۹۸۴) چهار دیدگاه راجع به نظریه مزد کارایی ارائه می‌کند که از ابعاد اقتصادی، مدیریتی و جامعه‌شناسی به این مسأله می‌پردازد که به طور خلاصه در جدول (۱) ذکر شده است.
جدول ۳-۴-۱- چهار دیدگاه آکرلف در مورد نظریه انصاف

نوشته ای دیگر :   سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۳۱

دیدگاه بعد مورد بررسی
(نگرش)
ملاحظات
فرضیه بازار کار دوگانه اقتصادی به بیان تفاوت مزد‌های بخش اصلی در مقایسه با بخش فرعی اقتصاد می‌پردازد.