ژانویه 21, 2021

بررسی رفتار نظریه مزد – کارایی در بخش صنعت ایران- قسمت ۱۱

(۱-۵)
در نهایت میزان کارایی فنی هر یک از صنایع مورد بررسی، برابر خواهد شد با:
(۱-۶)
همچنین ارتباط بهره وری نیروی کار و مزد بر اساس الگوی بررسی شده است.
 
روش و ابزار گردآوری اطلاعات
در تحقیق حاضر از داده های آمارنامه صنعت و معدن مرکز آمار ایران استفاده شده است و برای برآورد معادلات و آزمون های مربوطه از نرم افزار استفاده کرده ایم
 
جامعه آماری و تعداد نمونه
جامعه آماری این تحقیق شامل صنایع کد چهار رقمی [۱۹]که مشتمل بر ۱۳۱ صنعت بوده و دوره مطالعاتی تحقیق، سال های ۱۳۷۵- ۱۳۸۷ می باشد[۲۰].
 
واژگان کلیدی
کارایی: عموما کارایی در سه حوزه علوم مهندسی، مدیریت و اقنصاد مورد ارزیابی قرار می گیرد. این اصطلاح در ابتدا در حوزه علم فیزیک و ترمودینامیک مطرح شد. در حوزه علم اقتصاد، کارایی به صورت نسبت ستاده به نهاده تعریف شده است. در این حالت بنگاه کارا علاوه بر استفاده از نهاده های کمتر برای تولید کالاها و خدمات، روی تابع تولید نیز قرار دارد. فارل[۲۱] (۱۹۵۷) سه نوع کارایی، شامل کارایی فنی[۲۲]، کارایی تخصیصی[۲۳] و کارایی اقتصادی[۲۴] را مورد بررسی قرار داده است. در کارایی فنی رابطه بین نهاده و محصولات و چگونگی تبدیل نهاده ها به محصولات مطرح است. به عبارتی دیگر، کارایی فنی مربوط به ساختار تکنولوژیکی و مفهومی نسبی است. زیرا مقایسه بین بنگاهها در نوع و نحوه استفاده از تکنولوژی است. کارایی فنی ارتباطی با قیمت عوامل ندارد. کارایی فنی در شرایط عدم امکان صحیح تعیین قیمت عوامل قابل استفاده است(علیرضایی،۱۳۸۲). کارایی تخصیصی، توانایی یک واحد اقتصادی در استفاده از ترکیب بهینه عوامل با توجه به قیمتهای آنها را اندازه گیری می کند. کارایی اقتصادی (حاصلضرب کارایی فنی و تخصیصی) عبارت از توانایی یک واحد اقتصادی در به دست آوردن حداکثر سود ممکن با توجه به قیمت و سطح نهاده ها می باشد (زراءنژاد و همکاران، ۱۳۹۱).
مزد: بر اساس تعریف شورای عالی کار مندرج در ماده ۳۵ قانون کار و امور اجتماعی، مزد « وجوه نقدی یا غیر نقدی و یا مجموع آنها که در مقابل انجام کار به کارگر پرداخت می شود» می باشد. طبق تبصره ۱ این ماده، چنانچه مزد با ساعات کار انجام شده مرتبط باشد مزد ساعتی، در صورتی که بر اساس میزان انجام کار و یا محصول تولید شده باشد کارمزد و چنانچه بر اساس محصول تولید شده و یا میزان انجام کار در زمان معین باشد کارمزد ساعتی نامیده می شود.
طبقه بندی ISIC: در بسیاری از مطالعات سازمان صنعتی برای تعیین و تشخیص مرز بازار به جهت تنظیم و تدوین سیاست اقتصادی و تحت نظم درآوردن یک بازار و کنترل عملکرد یک بازار، ابتدا نیاز به تعریف عملیاتی از واژه بازار و نیاز به دسته بندی صنایع و بازارها داریم. کد در سطح ملی و بین الملل، جهت طبقه بندی اطلاعات آماری بر حسب نوع فعالیت اقتصادی در زمینه های جمعیت، تولید، اشتغال، درآمد ملی و سایر آمارهای اقتصادی مورد استفاده قرار گرفته و هم اکنون بسیاری از کشورها از این طبقه بندی مرجع بهره می برند. کد تا کنون در ۶ نسخه اولیه، ۱، ۲، ۳، ۱ .۳ و ۴ ارائه شده است که در هر کدام تعداد و سطوح طبقه بندی فعالیت ها متفاوت است. در پیوست (الف)، شرح کدهای ISIC قید شده است.
فصل دوم
مروری بر ادبیات پژوهش و پیشینه تحقیق
مقدمه
در دهه های اخیر مطالعات و تحقیقات متنوعی در زمینه بررسی نظریه مزد- کارایی صورت گرفته است که نشان از توجه جوامع علمی به تولید علم و ابزار مقتضی در این زمینه می باشد. از جمله پارامترهایی که تحت تاثیر این نظریه ( مزد- کارایی) قرار دارند، کیفیت و خروجی بهتر، چه در سطح مزد پرداختی بنگاهها و چه در سطح بهره وری نیروی کار می باشد. بنابراین لزوم پیش بینی مزد پرداختی به نیروی کار و ارتباط آن با بهره وری نیروی کار با رویکرد مزد- کارایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این بخش به مطالعات تجربی در مورد نظریات ذکر شده در زمینه مزد- کارایی اشاره می‌شود. در قسمت نخست به برخی از مشاهدات عمومی که دلالت ضمنی به مزد بالاتر و بهره وری بالاتر دارند اشاره خواهد شد و در قسمت دوم به مدل‌های جزئی(زیر مدل‌ها) و ارتباط آن با مشاهدات عمومی اشاره خواهد گردید. بطور کلی دو رویکرد در مطالعات تجربی برای بررسی مزد کارا مشاهده می‌شود:
الف) رویکرد اول مبتنی بر مطالعات ایگل و لوندبورگ[۲۵](۱۹۹۵) و کمپل و کملانی[۲۶](۱۹۹۷) است که با بررسی اطلاعات مقطعی یک بخش از اقتصاد، سعی نمودند به وسیله مصاحبه و پر کردن پرسشنامه به ارزیابی مزد و بهره‌وری نیروی کار بپردازند.
ب) رویکرد دوم مبتنی بر مطالعه لوین[۲۷] (۱۹۹۲) است که از تابع تولید مرزدار به سنجش بهره‌وری نیروی کار پرداخت و با استفاده از یک مدل رگرسیونی اثر مزد را بر آن ارزیابی نمود.
مطالعات صورت گرفته
 
 
مطالعات خارجی :
ابتدائی ترین مدل مزد- کارایی که توسط لیبن اشتاین[۲۸] (۱۹۵۷) مطرح شد مدل تغذیه بود. این مدل بیان می‌کند مزد‌های بالاتر از سطح مزد تعادلی منجر به بهبود فیزیکی و سلامتی افراد می‌شود و این شرایط اثرات بلندمدت مثبتی بر افزایش کارایی بنگاه اقتصادی به همراه دارد. در کشور در حال توسعه در برخی صنایع تولیدی مشاهده می شود که مزد پرداختی کمتر از خط فقر است در این کشور طبق این ا

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

لگو می‌توان پیش‌بینی نمود که در بلند مدت کارایی بنگاه کاهش و خطر از دست دادن نیروی کار به دلیل از دست دادن سلامتی و شرایط فیزیکی افزایش می‌یابد. مطالعات بلس و استرن[۲۹](۱۹۷۸) و راجرز[۳۰](۱۹۷۵)و ادیبرت[۳۱](۱۹۸۶) ‌موید این نتیجه در کشوری توسعه یافته بوده است.
مهمترین مطالعات مبتنی بر مشاهدات عمومی لوین[۳۲](۱۹۹۲) صورت پذیرفته است. لوین در مطالعات خود به این نتیجه دست یافت که ارتباط معنی‌داری بین تغییرات نسبی مزد‌ها و تغییرات در بهره‌وری کل نهاده‌ها وجود دارد. او ذکر می‌نماید که افزایش مزد‌ها منجر به افزایش بهره‌وری می‌شود و یافته‌های وی به شدت مدل مزد- کارایی را تأیید می‌کند. همچنین وی به این نتیجه دست یافت که تغییرات در مزد‌های نسبی تغییرات موقتی در بهره‌وری ایجاد نمی‌کند. یافته‌های وی بیانگر این موضوع است که تفاوت مزد بین صنایع نه تنها به تفاوت مهارت‌ها، شرایط کار و منافع و بازدهی متناوب صنایع بستگی دارد بلکه به مدل‌های مزد- کارایی نیز بستگی دارد. مطالعات لوین نشان می‌دهد که صنایعی که دارای اتحادیه کارگری قوی هستند ارتباط معنی‌داری بین مزد و کارایی مشاهده نمی‌گردد.
سایگیلی[۳۳]‌(۱۹۹۸)، به آزمون فرضیه مزد- کارایی در بین چهل بنگاه تولیدی سیمان در ۱۹۸۰- ۱۹۹۵ پرداخت. آزمون فرضیه مزد کارایی به ۲ روش صورت پذیرفت.
۱- مرز تولید تعمیم یافته مزد ۲- برآورد تابع تولید به همراه اثرات غیر کارا
نتایج بررسی در صنایع سیمان ترکیه نشان می‌دهد که سطح مزد‌ها یکی از عوامل مهم در ایجاد کارایی تکنیکی بنگاه‌های سیمان در ترکیه بوده است.
کمپل و کملانی[۳۴](۱۹۹۷)، ‌در مطالعات خود به این نتیجه دست یافتند که مدیران معتقدند که اثرات انتظاری مزد بر تلاش نیروی کار در یک بنگاه اقتصادی بشدت نامتقارن است. یعنی اگر مزد ۱۰ درصد افزایش یابد مدیران انتظار دارند که تلاش انتظاری کمتر از ۱۰ درصد افزایش یابد. همچنین اگر مزد‌ها ده درصد کاهش یابد انتظار بر آن است که میزان تلاش نیروی کار بیشتر از ۱۰ درصد کاهش یابد. همچنین مطالعات این دو مؤید آن است که تئوری‌هایی که ارتباط بین مزد و خروج از بنگاه را بررسی می‌کنند (همانند مدل انتخاب نامساعد و مدل گردش نیروی کار) بهتر می‌توانند چسبندگی مزد نیروی کار سطح پائین را توضیح دهد و همچنین تئوری‌هایی که ارتباط بین مزد و تلاش را بررسی می‌کنند (همانند مدل‌های کم‌کاری و مبادله هدیه) بهتر می‌توانند چسبندگی مزد‌های نیروی کار سطح بالا را توضیح دهد.
مدل مزد- کارایی برای بیان این واقعیت که چرا در شرایط بیکاری بالا بنگاههای اقتصادی تمایل به کاهش سطح مزد خود را ندارند به خوبی نشان می‌دهد. زیرا بنگاه‌ها معتقدند چنانچه سطح مزدها از سطح تعادلی کاهش یابد منجر به آن می شود که میزان تلاش و بهره‌وری نیروی کار فعال کاهش یابد لذا منطقی نمی‌باشد که سطح مزد‌ها کاهش یابد.
گروشن و کروگر[۳۵](۱۹۹۰ )، ارتباط میان مزدهای پرستاران و تعداد کارکنان بخش نظارت را در امریکا بررسی نمودند. مطابق با توضیحات مزد کارایی، آنها دریافتند زمانی که ناظران بیشتری وجود دارند، مزدهای بیشتری وجود دارند، مزدها معمولآ پایین تر است.
مطالعات کروگر و سامرز(۱۹۸۸)، بلک برن و نومارک(۱۹۸۸) و … این فرضیه که تئوری چانه زنی و رقابتی یک صدم درصد از تفاوت های مزد که در صنایع آمریکا وجود دارد را می تواند تبیین کند، رد می نماید. همچنین نتایج بررسی های کروگر و سامرز نشان داد که ساختار مزد در صنایع مختلف در مناطق مختلف امریکا برای کارگران شاغل در بنگاههای کوچک و بزرگ به شدت همبسته اند. شواهد ارائه شده در تحقیقاتشان نشان می دهد که گردش نیروی کار با مزدهای متفاوت صنایع، رابطه منفی دارد. به عبارت دیگر، هر چه سطح مزدها پایین تر باشد،گردش نیروی کار به سایر بخش های اقتصاد افزایش می یابد و برعکس.
والش و کونینگ[۳۶](۱۹۹۴)، به بررسی مزد کارایی در صنایع انگلیس پرداختند. این دو به مدل چانه زنی توجه نمودند و بوسیله الگوی اقتصادسنجی زیر و بصورت پانل دیتا در طی سالهای ۱۹۷۳- ۱۹۸۲ این مساله را بررسی نمودند.
که بنگاه  ام در صنعت  را نشان می دهد. سهم بازاری بنگاه در صنعت  در زمان را نشان می دهد. اثرات ثابت غیرقابل مشاهده و متوسط هزینه بنگاه  در صنعت  در زمان و کل فروش صنعت  در زمان t و تفاوت بین قیمت خرده فروشی و عمده فروشی در صنعت و مدت زمان و اثرات زمانی را برای کنترل شوک ها نشان می دهد.
نقش مزد کارایی در تبیین تئوری سرمایه انسانی در مدل سولو و شاپیرو- استیگلیتز متفاوت است. مدل مزد کارایی بیان می دارد که کارفرما مزد کارا را به کارگران می پردازد به این منظور که از حداکثر توان نیروی کار بهره جسته و بهره وری نیروی کار را افزایش دهد بدون آنکه به توانایی مشهود و غیرمشهود سرمایه انسانی فردی که چنین مزدی را دریافت می کند توجه داشته باشد.
برای تحلیل مزد کارا، هانگ[۳۷]و همکاران استدلال می کنند بدون توجه به سرمایه انسانی مشهود و غیر مشهود و لحاظ نمودن آن در مدل، ارزیابی این فرضیه غلط است.
یکی دیگر از مطالعات تجربی در زمینه فرضیه مزد- کارایی مطالعه هانگ، هالام، اورازم وپاترنو[۳۸](۱۹۹۸) می‌باشد. این مولفین به این نتیجه رسیدند که مؤلفه‌های مشهود و غیر قابل مشهود سرمایه انسانی می‌تواند ارتباط بهره‌وری و مزد را نشان دهد. (سرمایه انسانی مشهود مانند سال‌های تحصیل و سرمایه انسا
نی غیر مشهود مانند مهارت و انگیزه‌های شخصی[۳۹]می‌باشد).
مسینی و برون[۴۰](۲۰۰۴)، به این نتیجه دست یافتند که در صنایع استرالیا این فرضیه مورد تایید قرار نگرفته است. اما شواهد، تئوری سرمایه انسانی را تایید می نماید. آنها در این پژوهش از صنایع در کد یک و از روش پانل در سالهای ۱۹۸۴- ۲۰۰۰ استفاده نمودند.