ژانویه 16, 2021

سامانه پژوهشی – بررسی تطبیقی مفهوم ارتباطی دعوت در قرآن کریم با مفهوم انتقال در اندیشه …

ترجمه: و چون عیسى بن مریم به بنى اسرائیل گفت: من فرستاده خدا به سوى شمایم و به آمدن رسولى بعد از خودم که نامش احمد است بشارت مى‏دهم ولى همین که آیات روشن برایشان آورد گفتند این سحرى است آشکار،و چه کسى ستمکارتر است از کسى که دروغ را بر خدا افتراء ببندد.
کافران مکه، حتى در صورت گشوده شدن درى از آسمان و بالا رفتن آنان و مشاهده حقایق، آن را نوعى چشم‏بندى و سحر قلمداد مى‏کردند. همچنان که بنى‏اسرائیل، معجزات و دلایل روشن رسول‏ اکرم (ص) را سحرى آشکار خواندند. چراکه متهم کردن رسول ‏اکرم (ص) به سحر و ساحرى، از حربه‏هاى تبلیغاتى بنى‏اسرائیل علیه آن حضرت‏ بود.[۲۳۴]
مرد سحر شده، یکى از تهمت هاى مشرکان ستمگر به پیامبر اکرم (ص):
«نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ وَ إِذْ هُمْ نَجْوى‏ إِذْ یَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً» (اسراء/ ۴۷)
ترجمه: ما بهتر مى‏دانیم که غرض ایشان از اینکه مى‏آیند قرآن خواندن تو را بشنوند چیست؟ و نیز بهتر مى‏دانیم که پس از شنیدن آهسته با هم چه مى‏گویند، ستمکاران مى‏گویند: جز از مردى جادو شده پیروى نمى‏کنید.
متهم کردن پیامبر (ص) به سحرشدگى، نمودى از مستورى قلب کافران و ناتوانى آنان از درک حقایق است.[۲۳۵]
مجنون‏ بودن
متهم شدن حضرت نوح (ع) به مردى مجنون، از سوى اشراف کافر قومش:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ، فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ… إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّهٌ…» (مؤمنون/ ۲۳- ۲۵)
ترجمه: همانا ما نوح را به رسالت به سوى امتش فرستادیم نوح به قوم خود گفت: خدا را بپرستید که جز آن ذات یکتا شما را خدایى نیست آیا هنوز نمى‏خواهید خدا ترس شوید؟ اشراف قوم که کافر شدند در پاسخ نوح به مردم چنین گفتند…، او نیست جز مردى مبتلا به جنون.
اتکاى قوم نوح، به آرا و اندیشه‏هاى پدران و نیاکان و تعصب و تقلید کورکورانه از آنها، مانع از شناخت درست حقایق شد، از این رو نوح (ع)، از سوى اشراف قومش، به نوعى دیوانگى و جنون‏ متهم شد.[۲۳۶]
دروغگو بودن
متهم شدن فرستاده الهى پس از نوح (ع)، به مرد دروغگو، از سوى اشراف کافر قومش:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ… ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ، وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا… إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً …» (مؤمنون/ ۲۳ و ۳۱ و ۳۳ و ۳۸)
ترجمه: همانا ما نوح را به رسالت به سوى امتش فرستادیم… پس از هلاک قوم نوح باز قوم دیگرى ایجاد کردیم، اشراف قوم آن رسول، آنها که کافر بودند گفتند… او نیست جز مردى که دروغى را به خدا افتراء بسته و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد.
سنت الهى، بر فرستادن رسولانى از جنس بشر و برخاسته از میان همان مردم بود. ولی برخوردارى پیامبر از اوصاف بشرى، دستاویز اشراف جامعه پس از نوح شد ز این رو فرستاده الهى پس از نوح را به دروغ‏گویى متهم و رسالتش را انکار کردند.[۲۳۷]
ایجاد شک و تردید
شک و تردید در اصل نزول وحى و الهى بودن قرآن، موجب مقابله سران کفر و شرک با پیامبر اسلام (ص):
«وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى‏ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هذا لَشَیْ‏ءٌ یُرادُ، ما سَمِعْنا بِهذا فِی الْمِلَّهِ الْآخِرَهِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ، أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمَّا یَذُوقُوا عَذابِ.» (ص/ ۶- ۸)
ترجمه: و اشراف و بزرگانشان به راه افتادند و گفتند بروید و با خدایانتان بسازید که این خود روشى است مطلوب ، چنین چیزى از دیگر ملتها نشنیده‏ایم و این به جز دروغ نمى‏تواند باشد، چگونه از بین ما قرآن به او نازل شود؟ اینها همه بهانه است بلکه اینان از تذکار من به شک اندرند چون هنوز عذاب را نچشیده‏اند.
شک و تردید اشراف کافر مکّه در اصل نزول وحى و الهى بودن قرآن، ریشه رویارویى آنان با پیامبر (ص) و انکار رسالت آن حضرت‏ بود. آنها مردمى مرتجع و مخالف هرگونه نوگرایى فکرى و عقیدتى‏ بودند و پیام توحیدى پیامبر (ص) را سخنى دروغ و ساختگى می دانستند.[۲۳۸]
نتیجه گیری: این عناوینی که در دعوت های قرآن کریم آمده است، به عنوان ایجاد موانع و اختلال هایی است که مخالفان به صورت های مختلف وارد کرده اند.
فصل سوم: روش تحقیق
در این تحقیق گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای می باشد که با بهره گیری از روش اسنادی داده ها مستندسازی شده و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، اطلاعات و داده های گردآوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
تحلیل محتوا به طور بالقوه یکی از مهم ترین تکنیک های پژوهشی در علوم اجتماعی است که در پی شناخت داده ها به تحلیل آنها می پردازد. تحلیل محتوا یک روش قابل قبول در بررسی های متنی خصوصاً در حیطه ارتباطات و رسانه های جمعی است که این متون می تواند کتاب ها و بخش های آن، مقالات، بحث ها و مصاحبه ها، سر فصل روزنامه ها و مقالات آن، اسناد تاریخی، سخنرانی ها، محاورات رسمی و غیر رسمی، تبلیغات و یا هر رخداد زبان ارتباطی باشد.
کثرت ک

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

اربرد تحلیل محتوا آن را از انحصار رشته ایی خاص بیرون آورده است. به نظر می رسد هر چیزی قابل قبول محتوا است و هر تحلیل پدیده های نمادین، تحلیل محتوا می شود. «علاوه بر شمول مستمر آن در موضوعات اساسی روان شناسی، جامعه شناسی و سیاسی طی ۸۰ سال گذشته به طور تصاعدی توجه فزاینده ایی به کاربرد این تکنیک و تعیین معیار مناسبی برای اعتبار آن معطوف شده است.» (ادیب حاج باقری، ۱۳۸۶)
آبرهامسون[۲۳۹] (۱۹۸۳) می گوید: «تحلیل محتوا برای بررسی هر نوع ارتباطی به کار می رود و این تحلیل می تواند براساس جنبه های کیفی و کمی پیام باشد.»
تحلیل محتوا به مثابه تکنیکی پژوهشی شامل شیوه های تخصصی در پردازش های علمی است. هدف تحلیل مانند همه تکنیک های پژوهشی فراهم آوردن شناخت، بینشی نو، تصویری از واقعیت و راهنمای علمی است. در تحلیل محتوای کیفی هدف طبقه بندی اطلاعات به دست آمده از نسخ مصاحبه ها، پروتکل های مشاهدات و داده های کیفی به دست آمده از طرق گوناگون است. تحلیل محتوا به تقلیل داده ها پرداخته، به آنها ساختار و نظم داده و توسعه تئوری آن ها را تسهیل می کند. تحلیل محتوا یک ابزار تحقیق است که به منظور وجود کلمات و مفاهیم معین در متن و یا یک سری از متون مورد استفاده قرار می گیرد و محقق، وقوع[۲۴۰] و تکرار و ارتباطات آنها را مورد تحلیل قرار می دهد و و سپس پیام های موجود در متن و پیام های نویسنده، مخاطبان و حتی فرهنگ و زمانی که کلمات و مفاهیم بخشی از آن هستند را استنتاج می کند.
«تحلیل محتوا را می توان به طور شهودی روشی در کندوکاو و معانی نمادین پیام ها توصیف کرد. احتمالاً اکثر تحلیل گران محتوا نیز چنین برداشتی دارند و به نظر می رسد این توصیف معقول باشد، چه دست کم از دو مسئله گمراه کننده که هر تعریف خوبی باید از آن اجتناب کند عاری است. نخست پیام ها معنای واحدی ندارند که مستلزم کشف باشد، همواره می توان داده ها را خاصه در جایی که ماهیتاً نمادین هستند از دیدگاه های مختلف نگریست، در هر پیام واحدی می توان به شمارش حروف، کلمات یا جملات پرداخت. می توان به طبقه بندی و مقوله بندی عبارات و توصیف ساختار منطقی آنها و تعیین پیوستگی ها، معنای ضمنی، معنای صریح شیوه فصاحت پرداخت. دوم، معنا لزوماً برای همگان یکسان نیست، گو اینکه اجماع یا اشتراک ذهنی در مورد معنای پیام، تحلیل محتوا را فوق العاده ساده می سازد. هر تحلیل محتوایی باید در رابطه با متن داده ها انجام شود و برحسب آن توجیه گردد. در هر تحلیل محتوا باید روشن باشد که چه داده هایی مورد تحلیل قرار می گیرند، تعریف آن چیست و از چه جمعیتی برگرفته می شود. داده ها در دسترس تحلیل گر محتوا قرار می گیرند. ترکیب و ساختار داده ها ارائه شده و داده ها برحسب واحدها، مقولات و متغیرها توصیف شده یا برحسب طرح چند بعدی کدگذاری می شوند. داده ها مواد مقدماتی و تحلیل محتوا هستند.» (گال مردیت، ۱۳۸۲)
بنابراین، هنگامی که محقق با حجم زیادی از داده ها سر و کار دارد تحلیل محتوایی تکنیکی قوی، منظم با قابلیت تکرارپذیری برای تقلیل داده هاست که کلمات تشکیل دهنده متون را به طبقات متعدد براساس قوانین واضح و شفاف کدگذاری خلاصه می کند. این روش بهتر از شمارش ساده کلمات بوده و به تحلیل ارتباط این مفاهیم نیز می پردازد. تحلیل محتوا طبقه بندی کلمات در یک متن به دسته های محدود انتخاب شده به دلیل تئورتیکال آن کلمه می باشد. و محققی که تحلیل کیفی را انجام می دهد باید متغیرها یا مفاهیمی را که به ثبت رسیده انتخاب کرده و واحد محتوا مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین ابتدا خصوصیات متن و واحد تحلیل باید تحلیل شود. واحد تحلیل می تواند حروف تم ها، کلمات و یا عبارات باشند. کوچکترین واحد تحلیل حروف هستند، یک تم هم ممکن است یک عبارت یا جمله و یا پاراگرف باشد. بنابراین تقسیم متن به واحدهای معنی دار و ایجاد یک سیستم، طبقه بندی برای روشن سازی واحدهای محتوا الزامی است. با استفاده از سیستم طبقه بندی اعتبار علمی تحلیل محتوا با عینی سیستماتیک، کران داده ها افزایش می یابد.
در پژوهش حاضر پس از مطالعه و بررسی مطالب پیرامون مکتب انتقال و مدل های مطرح در این تحقیق، به بررسی مفهوم ارتباطی دعوت در قرآن کریم پرداخته شد و با گرد آوردنِ مجموعه ای از آیات قرآن کریم در مورد دعوت، نظریه های گوناگونِ تفاسیر در ذیل آیات مورد مطالعه قرار گرفت و آیات مورد بررسی براساس مؤلفه های مطرح در مدل های ارتباطی، طبقه بندی شدند، لذا از تکنیک تحلیل محتوا بهره گرفته و آیات طبقه بندی و دسته بندی شد. سپس با توجه به مؤلفه ها و اجزای مطرح در مدل های ارتباطی شنون و ویوور و هارولد لاسول، این مؤلفه ها در آیات دعوت دقیقاً مورد بررسی قرار گرفتند و به میزان تطابق هر یک از مؤلفه ها پرداخته شد و نیز از نوع کیفی و تحلیل محتوا مورد قضاوت قرار گرفت.
فصل چهارم: یافته های تحقیق
بررسی تطبیقی نظریه کلود شنون، وارن ویوور و هارولد لاسول با نظریه ارتباطی دعوت در قرآن کریم
مفهوم «انتقال پیام» به عنوان نخستین پایه های علم ارتباط در اندیشۀ هارولد لاسول[۲۴۱]، کلود شنون و وارون ویوور[۲۴۲] مطرح شد که نظریه پردازان ارتباطی آن را به عنوان مدل ارتباطی انتقال و سپس مکتب انتقال معرفی کردند، این مدل به عنوان یک شیوه ارتباطی فرستنده محور است که در آن ارتباط به منظور انتقال معنا به صورت یک طرفه و ساده است و بعدها دانشمندان علم ارتباطات آن را گسترش داده اند.
در این جا
مبتنی بر رویکرد مکتب انتقال و ارائۀ مدل تصوری فراگرد ارتباط توسط این دانشمندان، بسیاری از مفاهیم کلیدی ارتباط در این مدل ها معرفی شده اند. با توجه به این مدل ها که در فصل دوم آمد، به مدل ارتباطی دعوت در قرآن کریم خواهیم پرداخت. بدین صورت که نخست مدل کلود شنون و وارون ویوور را می آوریم و با شرحِ اصطلاحات و آنالیز کردن مؤلفه ها و اجزای این مدل، در یک مقایسه، آن را با مدل دعوت ارتباطی در قرآن کریم تطبیق می دهیم. سپس به همین ترتیب با ارائۀ مدلِ هارولد لاسول و آنالیز نمودن مؤلفه های آن، در یک مقایسه مبتنی بر این مدل، میزانِ تطبیقِ مدل ارتباطی دعوت در قرآن را بررسی می کنیم.
مدل کلود شنون و وارن ویور