ژانویه 26, 2021

منابع مقالات علمی : بررسی تطبیقی مفهوم ارتباطی دعوت در قرآن کریم با مفهوم انتقال در …

فرمان الهى به موسى و هارون (ع)، مبنى بر مواجهه مستقیم با فرعون و اعلام رسالت خویش به وى است که نخستین سخن موسى و هارون (ع) با فرعون، اعلام رسالت خویش از سوى پروردگار جهانیان است.[۲۱۳]
موسى (ع) با انکار شایستگى غیر خدا براى پرستش، از گرایش قومش به بت‏پرستى شگفت زده شد:
«قالَ أَغَیْرَ اللَّهِ أَبْغِیکُمْ إِلهاً وَ هُوَ فَضَّلَکُمْ عَلَى الْعالَمِینَ» (اعراف/۱۴۰)
ترجمه: گفت چگونه براى شما غیر از خداى یکتا که بر اهل زمانه برتریتان داده است خدایى بجویم.
موسى (ع) با انکار شایستگى غیر خدا براى پرستش، از گرایش قومش به بت‏پرستى شگفت زده شد و با بیان احسان و تفضل ویژه خداوند بر بنى‏اسرائیل، تنها او را شایسته پرستش براى آنان معرفى کرد و تمایل قوم خویش را به بت‏پرستى، ناسپاسى به نعمتهاى خداوند دانست.[۲۱۴]
تذکر ساختن مردم به معبود حقیقى (خدا)، هدف موسى (ع):
«إِنَّما إِلهُکُمُ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ عِلْماً» (طه/ ۹۸)
ترجمه: خداى شما فقط خداى یکتا است که جز او خدایى نیست و علم او به همه چیز مى‏رسد.
این آیه ادامه سخن موسى (ع) با قوم خویش است که مردم را به معبود حقیقى (خدا) متذکر می سازد که معبودى سزاوار پرستش است که بى‏نیاز از شریک بوده و علم او مطلق و محیط بر همه چیز باشد.[۲۱۵]
دعوت پیامبر اکرم (ص)
پیامبر (ص) مأمور هدایت و ارشاد اهل کتاب:
«قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً، وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ، فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران/۶۴)
ترجمه: بگو اى اهل کتاب بیائید به سوى کلمه‏اى که تمسک به آن بر ما و شما لازم است و آن این است که جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگیریم و یکدیگر را به جاى خداى خود به ربوبیت نگیریم اگر نپذیرفتند بگوئید شاهد باشید که ما مسلمانیم.
پیامبر (ص) مأمور هدایت و ارشاد اهل کتاب است، دعوت از تمام پیروان کتاب‏هاى آسمانى براى التزام به اصول مشترک بین آنان و مسلمانان، فرمان خداوند به پیامبر (ص) است. دیدگاه تمام ادیان آسمانى درباره توحید، شرک و ربوبیت، موافق با دیدگاه اسلام و به دور از کمترین اختلاف‏ است و اهل کتاب با فاصله گرفتن از تعالیم دینى خویش، سقوط کرده و از کمالات دینى تنزل کردند، لذا پیامبر (ص) دعوت کنندۀ اهل کتاب به اتحاد بر پایه ترک پرستش غیر خدا، پاک سازى عقیده از شرک و نپذیرفتن ربوبیت براى غیرخدا است.[۲۱۶] ‏
پیامبر (ص) از ناحیه خداوند فرمان داشت، یکتاپرستى خویش و گریزش از شرک را اعلام کند:
«وَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَفْرَحُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مِنَ الْأَحْزابِ مَنْ یُنْکِرُ بَعْضَهُ، قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِکَ بِهِ إِلَیْهِ أَدْعُوا وَ إِلَیْهِ مَآبِ» (رعد/ ۳۶)
ترجمه: و کسانى که به آنان کتاب آسمانى داده‏ایم از این قرآن که به تو نازل شده شادمانند، ولى بعضى از احزاب، برخى از آن را انکار مى‏کنند، بگو من دستور یافته‏ام که خداى یگانه را بپرستم، و به او شرک نورزم، بسوى او مى‏خوانم و بازگشت من به سوى اوست.
یهود و نصارا در عصر پیامبر (ص) به گروه هایى با گرایش هاى مختلف تقسیم شده بودند. گروه هایى از اهل کتاب قسمت هایى از قرآن را نمى‏پذیرفتند و حقانیّت آن را انکار مى‏کردند. پیامبر (ص) از ناحیۀ خداوند فرمان داشت که تنها او را بپرستد و براى او شریکى قائل نباشد و یکتاپرستى خویش و گریزش از شرک را اعلام کند. بنابراین پیامبر (ص) مردمان را فقط به خداوند یکتا دعوت مى‏کرد و به پرستش او فرا مى‏خواند.[۲۱۷]
پیامبر (ص)، دعوت کننده مشرکان به‏ توحید و انذار دهنده آنان از عواقب شرک و بت‏پرستى:‏
«شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَوَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى‏ وَ عِیسى‏ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوافِیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُوَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ.» (شوری/ ۱۳)
ترجمه: برایتان از دین همان را تشریع کرد که نوح را بدان توصیه فرمود، و آنچه ما به تو وحى کردیم و به ابراهیم و موسى و عیسى توصیه نمودیم این بود که دین را بپا بدارید، و در آن تفرقه نیندازید. آنچه که شما مشرکین را به سویش دعوت مى‏کنید بر آنان گران مى‏آید، و این خدا است که هر کس را بخواهد براى تقرب به درگاه خود برمى‏گزیند، و کسانى را به سوى خود هدایت مى‏کند که همواره در امور به او مراجعه نمایند.
دین نوح، اولین شریعت آسمانى است و مرتبت والاى پیامبر (ص) را در مقایسه با پیامبران اولوا العزم پیشین‏ بیان می کند که نحوۀ ابلاغ و انزال پیام‏هاى دینىِ پیامبراکرم (ص) با انبیاى پیشین تفاوت دارد، چون اسلام علاوه بر معارف و احکام شریعت‏هاى پیشین، دربردارندۀ آموزه‏هایى فزون‏تر دارد. بعد به لزوم عمل به مجموعۀ کامل دستورات دین و پرهیز از هر گونه گزینش نسبت به آن‏ اشاره می شود که تکالیف و قوانین دینى، مجموعۀ مرتبط و تفکیک‏ناپذیر است

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

و اختلافات پیروان شریعت، مانع حیات و قوام دین در جامعه می شود. و احیاى ارزش‏ها و تعالیم دین در جامعه، مسؤولیت هر فرد مسلمان است و ترک شرک و پذیرش توحید، امرى گران و دشوار براى مشرکان‏ می باشد، لذا پیامبر (ص) دعوت کنندۀ مشرکان به‏ توحید و انذار دهنده آنان از عواقب شرک و بت‏پرستى‏ است.[۲۱۸]
تعالیم پیامبران، متکى به دلایل روشن و یقین آور:
«وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ لَوْ لا کَلِمَهٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِیَ بَیْنَهُمْوَ إِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ‏.» (شوری/۱۴)
ترجمه: در دین تفرقه نکردند مگر بعد از آنکه به حقانیت دین یقین داشتند، و حسدى که به یکدیگر مى‏ورزیدند وادارشان کرد تفرقه کنند، و اگر حکم ازلى خدا بر این قرار نگرفته بود که تا مدتى معین زنده بمانند، کارشان را یکسره مى‏کردیم، چون اینان که با علم به حقانیت، آن را انکار کردند باعث شدند نسل هاى بعدى درباره آن در شکى عمیق قرار گیرند.
با وجود توصیه مکرر خداوند بر حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه‏، اختلافات دینى در میان امت‏هاى پیشین به وجود آمد و روحیه سرکشى امت‏ها، عامل ناکامى پیامبران اولواالعزم در دعوت به وحدت دینى‏ شد و این سرچشمه اصلى دسته‏بندى‏هاى مذهبى و فرقه‏گرایى‏ شد، ولی پیامبران و رسولان، در ابلاغ دعوت خویش و اتمام حجت کوتاهى نداشته‏اند.[۲۱۹]
پیامبر (ص) مأمور دعوت مردم به اقامه دین و پرهیز از اختلافات‏:
«فَلِذلِکَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْوَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْلَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ ‏لاحُجَّهَ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُا للَّهُ یَجْمَعُ بَیْنَناوَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ.» (شوری/۱۵)
ترجمه: و به همین جهت تو دعوت کن، و همان طور که مأمور شده‏اى استقامت بورز، و دنبال هواهاى آنان مرو، و بگو من خود به آنچه خدا از کتاب نازل کرده ایمان دارم، و مأمور شده‏ام بین شما عدالت برقرار کنم، پروردگار ما و شما همان اللَّه است، نتیجه اعمال ما عاید خود ما مى‏شود، و از شما هم عاید خودتان، هیچ حجتى بین ما و شما نیست، خدا بین ما جمع مى‏کند، و بازگشت به سوى او است.
پیامبر (ص)، مأمور به دعوت مردم به اقامه دین و پرهیز از اختلافات و تفرقه در آن‏ است و مکلّف به استقامت و پایدارى دربرابر مشکلات و دشوارى‏هاى دعوت می باشد.‏ چون تبلیغ دین، همراه با مشکلات انبوه و نیازمند استقامت و پایدارى‏ است. توصیه پیامبر (ص) از سوى خداوند به استقامت، بیانگر این است که راه تبلیغ دین و اقامه آن، راهى بس ناهموار و پیمودن آن بسیار سخت و دشوار است. بنابراین تسلیم نشدن در برابر فشارِ خواسته‏ها و تمایلات گوناگون مخالفان فرمان خداوند به پیامبر (ص) است.[۲۲۰]
مأموریت پیامبر (ص) براى انذار و اخطار بستگان نزدیک خویش:
«فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَکُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِینَ وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» (شعرا/ ۲۱۳ و ۲۱۴)
ترجمه: با خداى یکتا خداى دیگر مخوان و گرنه جزو معذبین خواهى بود و خویشان نزدیکت را بترسان.
دعوت به توحید و پرستش خداى عصاره پیام قرآن است‏ و ابتلاى به شرک، خطرى جدى در مسیر عقیده و عمل انسان‏ است، از این رو مأموریت پیامبر (ص) براى انذار و اخطار بستگان نزدیک خویش از عواقب شرک‏ورزى و مخالفت با خدا می باشد. با توجه به این که رسالت پیامبر (ص) جهانى است ولى در این آیات خداوند نخست انذار بستگان را فرمان داده است که لزوم پرداختن به اصلاح نزدیکان خود، قبل از اقدام به اصلاح جامعه و تودهاى مردم‏ را نشان می دهد.[۲۲۱]
بیان محرمات الهى براى مردم، وظیفه پیامبراکرم(ص):
«قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لاتَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ وَ لاتَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لاتَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» (انعام/ ۱۵۱)