ژانویه 22, 2021

بررسی تطبیقی مفهوم ارتباطی دعوت در قرآن کریم با مفهوم انتقال در …

«وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ…» (طور/ ۲۱)
ترجمه: و کسانى که ایمان آوردند و ذریه‏شان هم با ایمان خود- هر چند ضعیف‏تر از ایمان پدرانشان باشد- ملحق به ایشان شدند، ما نیز ذریه‏شان را به ایشان ملحق نموده، چیزى از پاداش آنان کم نمى‏کنیم.
«وَ یَنْقَلِبُ إِلى‏ أَهْلِهِ مَسْرُوراً» (انشقاق/ ۹)
ترجمه: و خوشحال و خندان به سوى همفکرانش برمى‏گردد.
یکی از ثمرات تلاش های مؤمنان در جهت هدایت خانواده را ملحق شدن به آنها در بهشت می داند.[۱۹۰]
وظیفه مؤمن در برابر جامعه
قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) و پیروانش را در دعوت با بصیرت به سوی خدا منضم به خود کرده است:
«قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِیرَهٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی» (یوسف/ ۱۰۸)
ترجمه: بگو راه من این است که من و پیروانم با بصیرت کامل همه مردم را بسوى خدا مى‏خوانیم.
هر چاتبعنی) است که مفید قرب معنایی در ار دعوترت بند بدون آوردن (انا) معنا کامل بود، ه سوی خدا منضم به خود کرده استی داند.الله)آوردن آن ظاهراً به منظور نزدیک شدن لفظی آن به «من اتبعنی» است که مفید قرب معنایی بین پیامبر و مؤمنان در امر دعوت است.
همان طور که گفته شد امر به معروف و نهی از منکر مختص به شریعت خاتم نیست، اما این اصل در شریعت اسلام پر رنگ تر و جامع تر بیان شده است که موجب برتری آن نسبت به دیگر شریعت های الهی گردیده است به شکلی که به عنوان یکی از فروع دین بلکه مهم ترین آنها برعهدۀ همۀ امت گذاشته شده است و در صورت اجرای دقیق آن علاوه بر ثمراتی که برای جامعۀ اسلامی دارد دیگر جوامع نیز از آثار آن بهره مند خواهند شد، («اخرجت للناس»).
در آیه دیگر کسانی را که نسبت به مستمندان بی تفاوت هستند مورد عتاب قرار می دهد که اگر بر فرض خودتان توانایی مالی برای مساعدت آنها ندارید چرا دیگران را به آن وا نمی دارید:
«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ‏» (آل عمران/۱۱۰)
ترجمه: شما از ازل بهترین امتى بودید که براى مردم پدید آمدید. چون امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنید و به خدا ایمان دارید.
پس از این جهت شما گناه کار محسوب می شوید.[۱۹۱]
نتیجه گیری: در قرآن کریم، نام هر یک از پیامبران به عنوان دعوت گر آمده است، مانند: حضرت صالح، حضرت شعیب، حضرت عیسی، حضرت لوط، حضرت الیاس، حضرت یعقوب، حضرت یوسف، حضرت هود، حضرت نوح (علیهم السلام) و… . همچنین قرآن کریم از افرادی غیر از پیامبران مانند: لقمان، مؤمن آل فرعون، حبیب نجّار و… نام برده است. جای آن دارد که به صورت مصداقی تمامی این آیات بررسی شود، ولی پر واضح است که این رساله گنجایش این بررسی را ندارد.
نمونه ها و مصادیق دعوت انبیاء (علیهم السلام)
مبتنی بر نمونه ها و مصادیق موجود در قرآن شریف، مدل ارتباطی دعوت در قرآن را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم. برای این منظور مجموعه ای از آیات که در حوزه دعوتِ انبیای الهی مطرح شده می آوریم و براساس مدل های ارتباطی که توسط هارولد لاسول و شنون و ویوور در حوزه علم ارتباطات مطرح شده است مورد مقایسه و تطبیق قرار می دهیم تا بدانیم در مدلِ ارتباطی قرآن در حوزه دعوت به چه میزان از این مدل ها استفاده شده است.
دعوت حضرت نوح (ع)
نوح (ع)، مبلغ پیام هاى الهى:
«أُبَلِّغُکُمْ رِسالاتِ رَبِّی وَ أَنْصَحُ لَکُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» (اعراف/ ۶۲)
ترجمه: که پیغام هاى پروردگار خویش را به شما مى‏رسانم، شما را نصیحت مى‏کنم و از خدا چیزها مى‏دانم که شما نمى‏دانید.
حضرت نوح (ع) استوارى خویش را در تبلیغ رسالت هاى الهى با خیرخواهى و در جهت منافع مردم به آنها گوشزد می کند. به این ترتیب که نخست مى‏فرماید: من از آنجایى که رسولى از ناحیه پروردگار هستم، به مقتضاى رسالتم پیام‏هایى را به شما مى‏رسانم، سپس مى‏فرماید: من خیرخواه شمایم، و با شما نصیحت‏هایى دارم که شما را به خداوند و اطاعت او نزدیک و از استنکاف از پرستش او دور مى‏سازد.[۱۹۲]
دعوت به پرستش خداى یگانه، در رأس برنامه تبلیغى نوح (ع):
«فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ» (اعراف/ ۵۹)
ترجمه: به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم، وى گفت: اى قوم! خداى یگانه را که جز او خدایى براى شما نیست بپرستید.
حضرت نوح (ع) به خاطر اینکه به مردم بفهماند که او خیرخواه آنان است و مى‏خواهد مراتب دلسوزى خود را نسبت به آنان برساند مى‏گوید: «یا قَوْمِ: اى قوم من»، آن گاه اولین پیشنهادى که به آنان مى‏کند این است که بیایید به دین توحید بگرایید، سپس آنان را انذار نموده، تهدید مى‏کند. بنابراین، حضرت نوح (ع) براى هدایت مردم خویش‏ از عواطف قومى استفاده می کند و دعوت به پرستش خداى یگانه (دعوت به توحید) را در رأس برنامه تبلیغى خود قرار می دهد و به مبارزه با شرک می پردازد.[۱۹۳]
نوح (ع) در امر دعوت، تسلیم خداست:
«فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ» (یونس/۷۲)
ترجمه: (و بدانید که ه

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

یچ کارى نمى‏توانید بکنید و به جاى آن کمى بیندیشید و علت اعراضتان از دعوتم را به دست آورید)، اگر اعراضتان به خاطر این است که من از شما مزدى خواسته‏ام، (که نخواسته‏ام)، مزد من تنها بر خدا است، و (اگر انتظار دارید دست از دعوتم بردارم) من خود مأمورم که تسلیم فرمان او باشم.
حضرت نوح (ع) خود را فرستاده خداوند دانسته و اجر و مزد خود را نیز تنها بر عهده او معرفی می کند. ایشان در امر دعوت، تسلیم خدا بوده‏ و تنها به فرمان او عمل مى‏کرد. نوح (ع) در برابر نارضایتى قومش نسبت به دعوت او، عزم راسخ خویش را اعلام کرد و بر ادامه سرسختانه راه خود اصرار و تأکید ورزید.[۱۹۴]
پاسخ نوح (ع) به عذاب طلبى کفرپیشگان‏:
«قالَ إِنَّما یَأْتِیکُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شاءَ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ» (هود/ ۳۳)
ترجمه: نوح گفت: تنها خدا است که اگر بخواهد آن را بر سرتان مى‏آورد، و- اگر خواست بیاورد- شما نمى‏توانید از آمدنش جلوگیرى کنید.
نزول عذاب بر کفرپیشگان، به دست خدا و به مشیت اوست و در اختیار پیامبران نیست. بنابراین حضرت نوح (ع) در پاسخ به عذاب طلبى کفرپیشگان، نزول عذاب را در گرو مشیت الهى می داند و گریز از عذاب هاى الهى را غیرممکن برمی شمارد و پاسخى آمیخته با درس توحید و خداشناسى می دهد.[۱۹۵]
اهتمام نوح (ع) به هدایت همه طبقات جامعه: