اهمیت یادگیری در سازمانها

Off By
دانلود پایان نامه

کیفیت یادگیری به شرایط مربوط میشود: یادگیری یک فرایند است و کیفیت یادگیری به کیفیت شرایطی بستگی دارد که یادگیری در آن رخ میدهد. به عبارت دیگر، بهبود کیفیت شرایط، موجب بهبود کیفیت یادگیری میشود (رمضانی و حسنوی، 1390).
4- 4- 2- سطوح یادگیری
سطوح یادگیری عبارتند از:
یادگیری فردی عبارت است از تغییراتی که در مهارتها، بینشها، دانش، نگرشها و ارزشها از طریق خودآموزی، آموزش مبتنی بر فناوری و مشاهده حاصل میشود.
یادگیری تیمی یا گروهی در برگیرندهی افزایش دانش، مهارتها و قابلیتهایی است که توسط گروه و در درون آن به دست میآید.
یادگیری سازمانی نشان دهندهی افزایش قابلیت فکری و بهرهوری است که از طریق تعهد و استفاده از فرصتها برای بهبود مستمر در سراسر سازمان به دست میآید (مارکوارت، 1387).
5- 2- یادگیری سازمانی
1- 5- 2- تاریخچهی یادگیری سازمانی
به نظر میرسد واژهی یادگیری سازمانی اولین بار توسط سایرت و مارچ در مطالعه اولیهشان روی جنبههای رفتاری تصمیمگیری سازمانی در سال 1963 به کار رفته است ( داوس ، 2003). اما برخی براین باورند که توجه محافل دانشگاهی به چگونگی یادگیری سازمانها به دههی 1950 باز می‌گردد(بایراکتاراوغلو و کوتانیز ، 2003). صرفنظر از تاریخ دقیق شروع بحث یادگیری سازمانی، این موضوع تا اواخر دههی 1970 توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در این هنگام بود که تعدادی از نظریهپردازان، فعالیتهای خود را بر یادگیری سازمانی متمرکز کردند «برای مثال: آرگریس 1977، آرگریس و شون ، 1978 و جلینک ، 1979» (قربانیزاده، 1387). گرچه مفهوم یادگیری سازمانی و تشخیص اهمیت آن را میتوان در پیشینهی موضوع تحقیق تا دههی 1960 پیگیری کرد اما تا دههی 1980 شرکتهای محدودی به شناخت قدرت بالقوهی آن در افزایش عملکرد، رقابت و موفقیت سازمانی اقدام نمودند. در دههی 1980، شرکت شل با در نظر گرفتن یادگیری سازمانی در برنامهریزی استراتژیک اقدام کرد. کار گروهی و ارتباطات جامع و گسترده، به عنوان عوامل حیاتی در ایجاد شرکت، پاسخگو و موفق تلقی میشده است. شرکت شل، 12 ماه جهت کسب تجربه در زمینهی گروههای کاری و مفاهیم ضمنی یادگیری سازمانی، تلاش کرد. این شرکت دریافت که یادگیری سازمانی در واقع هم برای برنامهریزی استراتژیک و نیز موفقیت شرکت ارزشمند است. این امر شرکت را طی یک یا دو سال در مقایسه با رقبایش، برای کسب برتری و سود، توانمند کرده بود (مارکوارت، 1385). اگرچه فعالیت‌های تحقیقاتی در دههی 1980 نیز روی موضوع ادامه داشت، در دههی 1990 موضوع یادگیری سازمانی تنها یکی از موضوعات مطرح در گرایشهای مختلف رشتهی مدیریت مثل استراتژی و مدیریت تولید بود و از آن تاریخ به بعد بحث یادگیری سازمانی تحتالشعاع مباحث جدید مدیریتی از جمله موضوع سازمانهای یادگیرنده قرار گرفت (قربانیزاده، 1387).
2- 5- 2- انواع یادگیری در سازمان
با توجه به اهمیت یادگیری در سازمانها و نقش حیاتی آن در همنوایی با شرایط متحول محیطی، از دهه‌های گذشته توجه بسیاری از پژوهشگران به سوی آن جلب شدهاست. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عموما در نوشتههای مربوط به یادگیری به دو نوع یادگیری سازمانی اشاره میشود:
1- یادگیری کاربردی : عبارت است از اکتساب قابلیتهای جدید رفتاری که در درون بینشهای موجود شکل گرفتهاست. در ادبیات مربوط به موضوع از این نوع یادگیری تحت عناوین یادگیری یک حلقهای ، عملیاتی ، سطح یک ، تکاملی ، شکل گیرنده ، واکنشی و تدریجی یاد میشود (قربانیزاده، 1387).
‌2- یادگیری اکتشافی : این یادگیری زمانی اتفاق میافتد که سازمان قابلیتهای رفتاری را بدست میآورد که متفاوت از بینشهای موجود است. در این نوع یادگیری، سازمان در زمینهی کشف راههای جدید، تنوع، اثر بخشی، انعطافپذیری و نوعآوری، تواناییهایی را به دست میآورد. از یادگیری اکتشافی در ادبیات یادگیری سازمانی تحت عناوین یادگیری دو حلقهای ، راهبردی ، سطح دوم ، انقلابی ، ساختارشکنی ، بیشفعال و بنیادی یاد میشود (همان).
نوع یادگیری در سازمان تحت تاثیر عوامل متعدد از جمله ساختار سازمانی قرار دارد، یعنی ساختارهای مختلف سازمانی منجر به انواع مختلف یادگیری در سازمان میشود. ساختارهای مکانیکی با تعریف روابط دقیق بین کارکنان، یادگیری کاربردی را در محیط پایدار تسریع میکند. در حالی که ساختارهای زنده با ایجاد روابط سیال بین عناصر سازمانی، یادگیری اکتشافی را در محیط پویا و در حال تغییر به وجود میآورد. و این دیدگاه را ایجاد میکند که به یادگیری نباید به مثابه چیزی نگاه کرد که در سازمان انجام میشود یا یک سازمان آن را انجام میدهد؛ بلکه یادگیری و سازماندهی، مفاهیم نهایی و ناپایدار و در عین حال عملگراست که میتواند ظاهری پویا از حیات سازمانی را به نمایش بگذارد. بنابراین، در افق بلند مدت از توسعهی سازمان، یادگیری میتواند هر دو بعد کاربردی و اکتشافی را در انواع مختلف سازمانها و مراحل توسعه آنها نشان دهد و تصویر رو به رشدی از سازمانها را به نمایش بگذارد (لیائو، فی و لیو 2008).
همچنین مارکوارت انواع یادگیری در سازمان را به شرح زیر طبقهبندی میکند و معتقد است، اگر چه هر یک از آنها مجزا و متمایز است، اما اغلب بین آنها همپوشی وجود دارد و مکمل یکدیگرند:
یادگیری انطباقی هنگامی روی میدهد که ما به تجارب گذشته میاندیشیم و سپس عملکردهای آینده را اصلاح میکنیم.
یادگیری انتظاری (پیش بینی کننده) عبارت است از فرآیند کسب دانش از طریق پیش بینی مختلفی برای آینده «راهکاری که از نگرش به عمل و از عمل به بازاندیشی حرکت میکند». این راهکار یادگیری، با شناسایی بهترین فرصت آینده و تعیین راههایی برای دستیابی به آن آیندهی مطلوب، در صدد پرهیز از نتایج و تجارب منفی است.
یادگیری عملی به معنای تحقیق و بازاندیشی دربارهی واقعیت کنونی، بر اساس زمان واقعی و به کارگیری آن دانش در جهت پرورش فرد، گروه و سازمان است ( مارکوارت، 1387).
3- 5- 2- دستهبندی پژوهشهای یادگیری
با مرور ادبیات و نوشتههای محققان در زمینهی یادگیری و دانش در سازمانها، میتوان کارهای انجام شده را به چهار دستهی زیر تقسیم کرد (استربای اسمیت و لایلس، 2003 به نقل از قربانیزاده، 1387):
1- یادگیری سازمانی
2- سازمان یادگیرنده
3- دانش سازمانی