ژانویه 19, 2021

اهمیت مطالعه تطبیقی

مقدمه
نکاح به معنای عقد زناشویی میباشد؛ سپس برای جماع استعاره شده است.
یکی از شاهکارهای خلقت مرد و زن که از تدبیرهای حکیمانه خالق هستی به شمار میرود، جاذبه و کششی است که بین زن و مرد وجود دارد. زمانی که این جذب و انجذاب در پیوند ازدواج ظهور پیدا میکند، منشأ تکالیف وحقوق برای هر یک از زن ومرد می شود و خدا زن و مرد را آرام جان یکدیگرآفریده، و مهر و محبت هر یک را در دل دیگری قرار داده است.
با توجه به اهمیت مطالعه تطبیقی موضوع نکاح، این مسأله از سه دیدگاه «تورات، انجیل و قرآن کریم» مورد بررسی قرار گرفته که در قالب کلیات، مفاهیم و احکام نکاح به بیان تفاوتها وشباهتها پرداخته شده است.
قبل ازتوصیف وتبیین فلسفه وبیان اهمیت واهداف نکاح در قرآن وعهدین(تورات،انجیل) توجه به این نکته ضرورت دارد:
در این بررسی به نظریه ودیدگاههای دینی «یهودیت، مسیحیت و اسلام» در خصوص نکاح براساس کتب مقدس یعنی عهد قدیم و عهد جدید و قرآن کریم پرداخته میشود و به فرهنگ رایج و آداب و رسوم متداول (که منشأ دینی ندارد)در بین«یهودیان، مسیحیان و مسلمانان» درازدواج توجه نمیشود به بیان دیگر، آنچه در این نوشتار ملاحظه میشود، فرهنگ رایج و آداب و رسوم بومی و اجتماعی متداول و مرسوم در جامعهی «یهودی، مسیحی و اسلام» نیست؛ بلکه آموزههای برگرفته از منابع اصیل و متون قابل استنادی میباشد که این متون با هم مقایسه میشوند.

1- کلیات
بیان مسأله
ازدواج یک سنت الهی و یک میل فطری است که قبل از تشریع، به حکم طبیعت در وجود انسان قرارداده شده است؛ به طوری که نه تنها انسان بلکه همهی موجودات بطور غریزی تمایل به این مسأله داشته و آن را در رأس اهداف زندگی خود قرار میدهند. این مسأله در مورد انسان شکل ویژهای به خود میگیرد، زیرا انسان دارای شعور و آگاهی است و از طرفی دارای میل جنسی و قوهی شهوانی است، پس به شکل مطلوبتر درصدد تأمین این نیاز طبیعی بر میآید، به این صورت که مانند سایر ابعاد نیازی خود، ازدواج او هم بر اساس قواعد و ضوابطی صورت میگیرد.
البته سنت ازدواج گرچه امری اولاً طبیعی و ثانیاً عمومی است، اما در جوامع و فرهنگهای مختلف دارای شرایط و قواعد متفاوتی میباشد که عمدتاً ریشه در اعتقادات و باورهای آن مردم دارد. با توجه به الهی بودن سه دین«یهود، مسیحیت، اسلام» و وجود احکام مشترک در این سه دین و نیز تفاوتهایی که در آنها وجود دارد لازم است به احکام نکاح ازجمله«تعریف نکاح، اهداف نکاح، نکاح با محارم و غیر محارم، تعدد زوجات، مَهر، نفقه، اذن دختر، اذن ولی،حضانت، سن ازدواج، فلسفه خواستگاری و نامزدی، عقد و مراسم ازدواج و… »را در قرآن و کتاب مقدس به صورت مقایسهای پرداخته شود، وضمن آشنایی با فرهنگ و سنت ازدواج در هرکدام از این شرایع مقدس، و مقایسهی آنها، جهات برتری و نقص هریک را بر دیگری در این مسأله بیابیم و خصوصاً در این جایگاه « احکام نکاح در اسلام» را با مقایسه آن دو فرهنگ را بهتر بشناسیم، و بتوانیم حقانیت قرآن کریم و برتری آن را اثبات کنیم.
چنان که واضح است «یهود، مسیحیت، اسلام » سه دین برجستهی الهی و آسمانی هستند و هر سه مدعی اصلاح و تربیت بشر و هدایت انسان به سمت کمال و تعالی میباشند و« نکاح» نیز یکی از عوامل و از برجستهترین ومؤثرترین عامل در رهسپاری انسان به سوی کمال و تعالی است. لذا این سه آیین آسمانی باید در این مورد سخنی و پیامی برای رهروان خود داشته باشند تا از رهگذر ازدواج صحیح و مناسب، مسیر ترقی و کمال را به روی پیروان خود بگشایند؛ چرا که نمی توان دین و مسلکی را یافت که در مورد یکی از مؤثرترین عوامل سعادت و کمال آدمی، حرف و سخنی نداشته باشد.
وجود مسائلی نظیر اهمیت نکاح و احکام متعدد آن در قرآن کریم، تأکید به تجرد در عهد جدید، مرد سالاری و احکام خاص نکاح در عهد قدیم از جمله مواردی است که باعث گردید بررسی تطبیقی نکاح و احکام آن از اهمیت ویژهای برخوردار گردد.
سؤال اصلی تحقیق
احکام نکاح از منظر قرآن کریم و کتاب مقدس دارای چه اشتراکات و افتراقاتی میباشند؟
1-3- فرضیههای تحقیق
1. نکاح از منظر انجیل توصیه نشده است.
2. قرآن کریم و کتاب مقدس در پرداختن مهریه و نفقه اتفاق نظر دارند.
3. در عهد قدیم رضایت دختر برای ازدواج شرط نیست اما در قرآن کریم شرط است.
1-4- سوابق مربوط
وقتی بعد از یهود، شریعت جدیدی به نام مسیحیت ظهور پیدا کرد در خیلی موارد احکام و برنامههای آنها مورد مقایسه و ارزیابی واقع شد «هرچند که این دوشریعت خیلی اختلاف مبانی اساسی با هم ندارند و به تعبیر خودشان یکی عهد قدیم و دیگری که مکمل آن است عهد جدیداست». (انجیل متی 5:17) اما با تولد اسلام، این جریان درگیری افکار و عقاید و سنجش برتری میان آنها شدت و وسعت زیادی پیدا کرد، ازجمله در مورد مسأله ازدواج همان ابتدا اسلام با نظریه رهبانیت در یهود و مسیحیت مبارزه و مخالفت علنی کرد.
بعد از آن تاکنون همواره این مجادلهها ومناظرهها در میان صاحب نظران «یهود، مسیحیت و اسلام» وجود داشته است و گذشته از جلسه بحث و مناظره مقالات و مکتوبات متعددی در این زمینه تدوین شده است ازجمله:
در کتاب «اخلاق درشش دین جهان» ضمن بررسی مباحث مختلف اخلاقی در مبحث مستقلی مقایسهای اجمالی میان ادیان مختلف دربارهی ازدواج و خانواده انجام شده است. از جمله در یهودیت، ازدواج عقدی است میان دو نفر که بر اساس آن برکت خدا را طلب میکنند و این قرارداد کتبی، که از طرف شوهر به زن داده میشود، «کتوبه» نام دارد.مقصود از ازدواج، تقلید رابطه میان آدم و حواء است. برداشت مسیحیان آن است که خداوند، ازدواج را برای تنظیم رابطهای مناسب میان ذکور و اناث، ایجاد بهترین محیط برای پرورش فرزند و ثبات جامعه قرار داده است، در اسلام نکاح یک قرارداد اجتماعی مؤ یّد به تأیید الهی است. ازدواج یک شعیره «آداب و رسوم» نیست، بلکه یک قرارداد قانونی لازمالاتباع میان یک مرد و یک زن است. (وقار،1378، صص 276،344،416)