ژانویه 21, 2021

انتخاب همسر

ب- « شخص مجرد در امور خداوند می اندیشد که چگونه رضامندی خداوند را بجوید و صاحب زن دراموردنیا می اندیشدکه چگونه زن خود را خوش سازد». (رساله اول پولس به قرنتیان، 40-7/32).
به بیان دیگر، اصل اساسی آن است که آدمی رهبانیت پیشه کند« چه مرد و چه زن»؛ ولی از آنجا که این کار غیر ممکن است، ازدواج اجازه داده شده است. از باب جمع بین ارزش بودن رهبانیت وضرورت حفظ خود از گناه، ازدواج با یک نفر مباح دانسته شد؛ یعنی روی آوری به ازدواج فقط برای پاسخ به ضرورتی است که از راه عزوبت نمی توان آن را فراهم نمود؛ چه گزینه ی اول عزوبت است ؛ لذا در بهره مندی از ازدواج باید به قدر ضرورت اکتفا نمود؛ چرا که ازدواج راه فرار از آتش هوس دانسته شده است،(رساله اول پولس به قرنتیان، 7/10-1).
مسیر رسیدن به ملکوت وآدمی برای فرار از آتش خلق نشده، بلکه برای رسیدن به کمال – ملکوت- به دنیا آمده است. بر این اساس، در این مسیر فرعی یعنی ازدواج دیگر تعدد وتجدید راه ندارد وبرای هیچ یک از زن ومرد ازدواج مجدد ممکن نیست؛ مگر آنکه یکی ازدو زوج بمیرد وطلاق در صورتی ممکن می شود که یکی از دو زوج از مسیحیت خارج شود. (شبلی، 1993م: 2/ص198).
4-3- اهداف نکاح در مسیحیت
در اشکال قدیمی مراسم ازدواج، سه دلیل برای ازدواج ذکر می شود:
1. داشتن فرزند.
2. معاشرت،مساعدت وآرامش متقابل.
3. اجتناب از گناه.
دلایل ارائه شده در اشکال جدید مراسم ازدواج، عبارت است از:
1. مساعدت وآرامش متقابل.
2. خوشی حاصل از اتحاد جسمانی وتقویت اتحاد دلها وجانها.
3. داشتن فرزند.
بر پایه تعالیم کتاب مقدس، سنت کلیسا وعرف اجتماعی، مسیحیان معتقداند که ازدواج دائمی است. عیسی می گوید که شوهر وزن، در شرایط آرمانی،«یک تن» می شوند(مرقس12-1:10)، وعلقه ای که ایجاد شده، قابل انقطاع نیست. عیسی این حقیقت را نادیده نمی گرفت که در ایام او طلاق واقع می شد، اما او طلاق را انحراف از آرمان تلقی می کرد. واضح است که ثبات وامنیت یک ازدواج دائمی برای جامعه وفرزندان حاصل از ازدواج، مطلوب است. اما این نکته نیز مفروض است، که ازدواج باید زوجین را مقدمتاً از مصاحبت متقابل محفوظ سازد. اگر چه رابطه جنسی مهم است، اما از آن مهم تر، شوهر وزن باید امین، منتقد وبهترین دوست یکدیگر باشند.
اشکال امروزی مراسم ازدواج، این امکان را فراهم می آورد که ازدواج قراردادی میان دو فرد برابر باشد. در گذشته مرد هم از نظر قانون وهم از نظر عرف اجتماعی، غالب بود. اما امروز چنین نیست وزوجین سوگند های یکسانی یاد می کنند وقولهای یکسانی می دهند. (وقار، 1378، ص345).
4-4- نکاح با بیگانگان در عهد جدید
در عهد جدید نیز ملاک اصلی انتخاب همسر چنان که از نامه ی پولس به قرنتیان پیداست مسیحی بودن است.”زن بسته می شود به شریعت مادامی که شوهرش زنده است واگر شوهرش مرده باشد اختیار دارد به هرکه تزویج کندلیکن در خداوند باشد. (نامه ی اول پولس به قرنتیان، 7: 39) زن تا زمانی که شوهرش زنده است قسمتی از وجود اوست ولی اگر شوهرش فوت شد می تواند ازدواج کند اما فقط با یک مسیحی، اما درعین حال، ازدواج مسیحیان با غیر مسیحی بی اشکال بوده است به طوری که در نامه ی پولس به قرنتیان می خوانیم” اگر یک مرد مسیحی همسری غیر مسیحی دارد و آن زن حاضر است با او زندگی کند او نباید زن خود را طلاق دهد، همچنین اگر یک زن مسیحی شوهری غیر مسیحی دارد و شوهرش از او می خواهد که با او زندگی کند، آن زن نباید از شوهرش جدا شود زیرا شوهر غیر مسیحی به وسیله ی زن خود مورد قبول واقع می شود و زن غیر مسیحی نیز به وسیله ی شوهر خود، در غیر اینصورت، فرزندان ایشان مسیحی محسوب نمی شدند” اما به طوری که می بینیم ایشان مقدس به شمار می آیند. (نامه ی اول پولس به قرنتیان، 7: 12 – 14) چنان که ملاحظه می شود، تعصب یهودیان در مورد جداسازی یهودی از غیر یهودی در میان مسیحیان به چشم نمی خورد. (نورحسن فتیده، 1379،ص68).
4-5- فلسفه ممنوعیت نکاح با بیگانگان در مسیحیت
آدام متز می نویسد: « بزرگ ترین تفاوت اروپا- که در قرون وسطی یکپارچه مسیحی بود- با امپراتوری اسلام، وجود شمار بسیار زیادی غیر مسلمان بین مسلمانان بود، که هم از آغاز مانع وحدت سیاسی کامل بین ملل اسلامی بوده اند….. در جامعه ی اسلامی تغییر دین مجاز بود، مگر آنکه کسی بخواهد مسلمان شود. از این رو پیروان ادیان گوناگون کاملا جدای از یکدیگر می زیستند، اما مسلمان اگر دینش را عوض می کرد، مجازاتش قتل بود، همچنان که در بیزانس مسیحیان مرتد را می کشتند. همچین ازدواج بین مسلمان و غیر مسلمان جایز (ظاهرا مقصود نویسنده این است که زن مسیحی حاضر نبود به ازدواج مرد مسلمان در آید، هرچند مرد مسلمان از نظر بسیاری از فقهای اسلام می توانست زن مسیحی یا یهودی بگیرد.) نبود. چه طبق قانون مسیحی، زن نصرانی نمی توانست به عقد غیر نصرانی در آید، تا مبادا در نتیجه اولاد او از مسیحیت خارج شوند. باز طبق کلیسا مرد نصرانی نیز نمی توانست غیر از زن نصرانی بگیرد، مگر احتمال دهد آن زن و فرزندان اورا بدین خود در خواهد آورد، ولی در عمل محال بود مرد نصرانی زن مسلمان بگیرد. » (ابراهیمی، 1377،ص28)
همچنین بدران ابوالعینین بدران در کتاب العلا قات الا جتماعیه بین المسلمین وغیر المسلمین می نویسد: « یکی از دانشمندان مسیحی به نام «ابن العسال» در مجموعه خود چنین نقل کرده: ترجمه«برای مرد هست که ازدواج کند با غیر زن مؤمن به شرط این که زن ایمان بیاورد، پس زنان مؤمن ازدواج نکنند با مردانی که ایمان ندارند تا آن ز
نان انتقال پیدا نکنند به مذهب آن مردان »
همچنین در همین کتاب آمده: ترجمه « هر زن مؤمنه ای که با مرد غیر مؤمنی ازدواج کند از جماعت خارج می شود»
نیز می نویسد: در کتاب خلاصه القانون آمده: ترجمه« مخالفت در دین مسیحی مانع از ازدواج ابتدایی است» ونیز استاد انور الخطیب می نویسد: ترجمه« قطعاً از موانع قانونی برای عقد ازدواج نزد کاتولیک، برمی گردد به آن حالت دینی برای شخص مثل منتسب شدن به دیانت زوج است بدون دیانت زوج دیگر، بلکه اگر اختلاف مذهب داشته باشند این هم همچنین مانع است». (پیشین،1377،ص 29)
همان گونه که در عبارات فوق ملاحظه می شود، در آیین مسیحیت نیز همانند یهودیت ازدواج با بیگانگان ممنوع است، ولیکن از آن جاکه مسیحیت یک آیین نژادی معرفی نشده ودر این دین از هر فرد انسان، خواه از بنی اسرائیل باشد یا هر ملت دیگر، ایمان به مسیح (ع) پذیرفته است ؛ از این رو دیگر وجهی برای ممنوعیت ازدواج برای حفظ افتخارات ملی ونژادی وجود نداشته ولذا در این آیین، تنها علت ممنوع ازدواج با بیگانگان حفظ مصونیت اعتقادی افراد بوده است وبه همین جهت در باره مردان که به صورت طبیعی از مصونیت بیشتری برخوردارند- آن هم در صورتی که معتقد باشد که می تواند همسر خود را به آیین مسیح (ع) در آورد – این ازدواج مجاز قلمداد شده، ولی در مورد زنان به صورت مطلق ممنوع شده است. به هرحال، ازدواج با بیگانگان حتی در مورد مردان مسیحی نیز در صورتی که همسر او به آیین غیر مسیحی باقی بماند ممنوع است. (پیشین،1377،ص 29).
در باره ازدواج با غیر هم کیش در بین مسیحیان دو نظر وجود دارد که طبق یک نظر، ازدواج با غیر مسیحی باطل وطبق نظر دیگر صحیح است.
مستند قول اول در متون قدیمی عهد جدید، بخشی از دومین نامه پولس قدّیس به اهل کورنثوس است مبنی بر این که: با غیر مؤمنین در یک مسیر همراه نشوید، بین خیر وشرّ چه رابطه ای هست؟ بین نور وظلمت چه تناسبی هست؟ مسیح وابلیس چه عهدی با هم دارند؟ مؤمن وغیر مؤمن چه اشتراکی دارند؟ چه مناسبتی بین خانه خدا وبت ها وجود دارد؟ ما خانه زنده خداییم، خدا این گونه گفته: من در بین آنها ساکن می شوم وبا آنها حرکت می کنم. من خدای ایشان وآنها ملت من خواهند بود. پس از بین آنها خارج می شوید ورهایشان کنید. پروردگار می گوید: چیز های پلید را لمس نکنید. (باب 6، آیه 14-17).