ژانویه 25, 2021

انتخاب تأمین کنندگان

5 استدلروکیلگر،2005 مدیریت زنجیره تأمین وظیفه یکپارچه‌سازی واحدهای سازمانی در طول زنجیره تأمین و هماهنگ سازی جریان‌های مواد، اطلاعات و مالی به منظور برآوردن تقاضای مشتری نهایی و با هدف بهبود و رقابت‌پذیری یک زنجیره تأمین را دارا می‌باشد.
6 چاو، مدیو، کیولی، لیو، لاین،
لی سنگ،2008 مدیریت زنجیره تأمین یک رویکرد سلسله مراتبی و استراتژیک برای برنامه‌ریزی عرضه وتقاضا، منبع یابی مواد خام و ترکیب‌کننده‌ها، ساخت محصولات و بخش‌ها، رسیدگی موجودی و انجام سفارش و تحویل به مشتری و مصرف کننده نهایی است. به عبارت خلاصه‌تر مدیریت زنجیره تأمین یک رویکرد پذیرفته شده و استراتژیک به تقاضا، عملیات، مدیریت فرآیند تدارکات است.
انتخاب تأمین کنندگان مدل‌ها و معیارها (کاظمی مصطفی،زاهدی حمیدرضا1388)
2-1-6 عناصر و اجزاء مدیریت زنجیره تأمین
استدلر و کیلگر عناصر و اجزاء تشکیل‌ دهنده مدیریت زنجیره تأمین را به صورت شکل زیر فرض می‌کنند در این شکل هدف نهایی مدیریت زنجیره تأمین رقابت را نشان می‌دهد که به معنای خدمت به مشتری است و دو جزء اصلی سازنده مدیریت زنجیره تأمین یکپارچه سازی شبکه سازمان ها و هماهنگ سازی جریان‌های مواد، اطلاعات و مالی هستند این شکل همچنین نشان می‌دهد که قواعد بسیاری در تشکیل بنیاد مدیریت زنجیره تأمین دخیل هستند. دو جزء اصلی به اجزاء سازنده خود تقسیم می‌شوند ابتدا تشکیل یک زنجیره تأمین به انتخاب شرکا مناسب برای همکاری میان مدت نیاز دارد، دوم برای تبدیل شدن به یک سازمان شبکه‌ای مؤثر و موفق که از سازمان‌هایی تشکیل شده است. که به صورت قانونی مجرا هستند، همکاری و هماهنگی بین سازمانی به صورت عملی نیاز است. سوم، در یک زنجیره تأمین بین سازمانی، مفاهیم جدید در مورد رهبری برای همراستا شدن استراتژی‌های شرکای درگیر مهم است هماهنگ سازی جریان ها در طول زنجیره تأمین با استفاده از پیشرفت‌های اخیر در تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات بهبود بخشید. این ابزار، فرآیندهایی را که قبلاً به صورت دستی انجام می‌شد، خودکار می‌کند به ویژه فعالیت‌هایی که رابط دو موجودیت هستند، می‌توان با دقت انجام داد و فعالیت‌های تکراری را به یک فعالیت تکی تبدیل کرد. بنابراین فرآیند، اغلب فرآیند گرایی انجام می‌شود که این کار طی طراحی مجدد و با استانداردسازی فرآیندهای جدید امکان پذیر است. برای برآوردن سفارشات مشتری، باید موجود بودن مواد، کارکنان، ماشین آلات و ابزار برنامه‌ریزی شود. با اینکه برنامه‌ریزی تولید و توزیع و همچنین خرید در دهه‌های گذشته مورد استفاده واقع شده است، باید در حیطه مورد بررسی حفظ و تجدید نظر گردد. برنامه‌های هماهنگ‌سازی چند محل و چند سازمان که از نظر قانونی مجزا هستند، درگیری جدید را نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی پیشرفته را به تصویر می‌کشد .
(جدول 2-2) عناصر و اجزاء مدیریت زنجیره تامین
رقابت پذیری
خدمات به مشتری
یکپارچه سازی: هماهنگ ‌سازی: انتخاب شرکا
به کارگیری تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات
هماهنگ سازی و درون سازی شبکه
فرآیند گرایی
رهبری
برنامه‌ریزی پیشرفته
لجستیک، بازاریابی، تحقیق در عملیات، تئوری سازمان و ….
مدیریت زنجیره تأمین (استدلر وکیلگر،2005)
2-1-7 انواع روش‌های تأمین در سطح استراتژیک و عملیاتی
نحوه تأمین اقلام مورد نیاز یک سازمان، مساله‌ای است که در مدیریت زنجیره تأمین و خرید مورد توجه قرار می‌گیرد توجه به این موضوع که چه اقلامی باید در داخل سازمان تهیه شود و چه اقلامی باید واگذار گردند و از خارج از سازمان تأمین شوند از جمله مسایلی است که در مدیریت زنجیره تأمین مطرح می‌باشد.
تعیین انواع روش‌های تأمین یا منبع‌یابی، در سطح استراتژیک و تاکتیکی یا عملیاتی انجام می‌گیرد و منظور از این مفاهیم عبارتست از:
تأمین استراتژیک: این نوع تأمین مربوط به تصمیمات طولانی مدت و سطح بالایی است که در رابطه با اقلام استراتژیک با سود بالا یا مقدار زیاد و یا اقلام اصلی که با سود پایین یا همراه با ریسک، تأمین و تهیه می‌گردند، مطرح می‌باشد در این سطح، تمرکز روی فرموله کردن سیاست‌های خرید بلند مدت است که با قابلیت‌های اصلی، تصمیمات خرید یا تولید استراتژیک، نظارت دو جانبه یا خارج از شرکت‌، جهانی نمودن، خرید تجهیزات سرمایه‌ای و دیگر مسائل مشابه، مرتبط می‌باشد.
تأمین تاکتیکی/ عملیاتی: این نوع تأمین مربوط به تصمیمات سطوح پایین‌تر است که در رابطه با اقلام و موارد غیر حیاتی با ریسک پایین و درجه سودهی بالا می‌باشد. این سطح همچنین روی تصمیمات انطباقی و کوتاه مدت و نیز اینکه اقلام از چه تأمین کننده‌ای باید خریداری شوند نیز تمرکز دارد (لیسونس،2000)
2-1-8 تصمیم گیری برای خرید یا تولید
یک موضوع استراتژیک در هر سازمانی برای تأمین اقلام مورد نیاز، تصمیم به تولید یا خرید است. حتی ممکن است کل ماهیت یک سازمان با این تصمیم تغییر نماید. این تصمیم یکی از مسائل حیاتی برای رقابتی بودن و افزایش یا کاهش میزان بهره‌وری سازمان می‌تواند قلمداد شود. با تفکر مدیریتی که اخیراً در این زمینه صورت گرفته، به همراه رقابت جهانی، فشار برای کاهش هزینه‌ها، کوچک شدن سازمان‌ها و تمرکز روی توانایی‌های اصلی یک سازمان، باعث شده که تغییری ناگهانی در این رابطه ایجاد گردد. روندی که هم اکنون وجود دارد، حرکت به سمت خرید و واگذاری است. البته هر یک از تصمیمات فوق
مزایا و معایبی را به دنبال دارد و یک سازمان بسته به شرایط خود تصمیم می‌گیرد که برخی از اقلام را تولید کند و یا خریداری نماید (بریج واتر و مامفورد،1979).