ژانویه 27, 2021

امر به معروف و نهی از منکر

الف) چکیده پژوهش های انجام شده در ایران:
بررسی برخی از سوابق پژوهشهای انجام شده در قالب پایان نامه ها و مقالات بیانگر آن است که این پژوهشها را میتوان از نظر موضوعی به سه گروه تقسیم نمود و بر اساس ارتباط موضوعی یعنی از عام به خاص تنظیم و به ترتیب آورده شده است.
گروه اول: پژوهش هایی که در مورد تربیت انجام شده است.
گروه دوم: پژوهش هایی که در مورد تربیت اخلاقی انجام شده است.
گروه سوم: پژوهش هایی که در مورد تربیت اخلاقی کودک انجام شده است.
پژوهش های گروه اول
غالب پژوهش هایی که در این بخش بیان گردید به تربیت اختصاص دارد البته در جستجوهایی که توسط پژوهشگر صورت گرفت مواردی مشاهده شد که به فلسفه تربیت مربوط می شود.
– لیاقت دار(1370) در پایان نامه خود تحت عنوان «مقدمه ای بر روشهای تعلیم و تربیت در نهج البلاغه» می نویسد: روشهای تربیتی: اعتدال، ابتلا، کار، کرامت، عزت نفس و …. را به همراه روشهای ویژه نظام تربیتی اسلام مانند: یاد مرگ، روش عبادی و تزکیه روح و توبه مطرح نموده است. وی به معرفی رهنمودهای سازنده نهج البلاغه در زمینه رشد عقلانی و تربیتی انسان خردمند و تفاوت میان انسان خردمند و دانشمند پرداخته است.
– افخمی اردکانی (1384) در پایان نامه خودتحت عنوان «تبیین مبانی و اصول و روشهای تربیت اجتماعی در نهج البلاغه» به این نتایج دست یافته است: مبنای حُسن، اصل آراستگی و روش آراستن ظاهر و زینت دادن کلام است، مبنای تاثیرپذیری انسان از شرایط اصل اصلاح شرایط و روابط انسانی، روش زمینه سازی، تغییر موقعیت، الگوسازی، پیشگیری و امر به معروف و نهی از منکر است، مبنای شرافت و برتری خلقت انسان، اصل عزت و کرامت و روش اجتناب از تحقیر، ابزار توانایی و روش تغافل است، مبنای تاثیرگذاری به محیط، اصل مسئولیت، روش مواجهه نمودن با نتایج اعمال و روش ابتلاست، مبنای احسان، اصل فضل و تقدم رحمت به مجازات، روشهای عفو خطا، مبالغه در پاداش و بشارت دادن، توجه به تشویق است و تاکید می نماید حضرت به چهار عنصر خداوند، فرد، دیگران و ارتباط معتقد است و در تربیت اجتماعی حق تعالی را محور کارها و هماهنگ کننده سه عنصر دیگر بحساب می آورند.
– ثقفی (1384) در مقاله ای تحت عنوان «روش تربیتی در نهج البلاغه» چنین می گوید: روش های تربیت در نهج البلاغه آن روش هایی که در جهت تربیت فرزندان است بیان می شود که به عهده اولیاء بخصوص پدر است تا فرد را به سمت انسان کامل بودن پیش می برد.
– موسوی نسب (1384) در تحقیقی با عنوان «قرآن، تربیت، رویکرد سلامت» اینگونه بیان می کند که اصل «پیشگیری» به عنوان یک اصل سلبی، بر بسیاری اصول تربیتی دیگر مقدم است، هم از نظر رتبه و هم از نظر زمان. مطالعه و بررسی متون الهی نیز چنین قضاوتی را تایید می کند؛ چه آنکه «تقوی» به معنای اجتناب از موانع فساد، که روح تمام اخلاقیات اسلامی را تشکیل می دهد، در سراسر آموزه های قرآن و سنت موج می زند (به نقل از علوی، 1389، ص 20).
– قائمی مقدم (1385) در تحقیقی با عنوان «موعظه و نصیحت در قرآن» اینگونه نتیجه گرفته که با عنایت به آیات قرآن کریم، موعظه را می توان یکی از روش های تربیتی موثر نام برد. در این روش مربی از طریق انذار و ترساندن مخاطب از عواقب گناه، معصیت و عذاب دردناک اخروی و نیز بشارت دادن و امیدوار کردن او به نعمت ها و پاداش های الهی در دنیا و آخرت، متربی خود را به اطاعت خدا و انجام دستورات او فرا می خواند و از عصیان و نافرمانی خدا و دل دادگی به دنیا و پیروی هواهای نفسانی بر حذر می دارد (به نقل از علوی، 1389، ص 21).
– عابدی (1385) در مقاله ای تحت عنوان «روش های تربیتی از منظر نهج البلاغه» روش هایی که در جهت خودسازی انسان موثرند، بیان کرده است که عبارتند از: ارائه الگو و سرمشق به منظور آشنایی افراد با نمونه های عملی و مجسم آموزه ها، موعظه و نصیحت به منظور هدایت و راهنمایی افراد و امر به معروف و نهی از منکر،
عبرت گرفتن از سرگذشت اقوام و انتخاب همنشین و هدایت افراد در این امر و فراهم سازی محیط مساعد تربیتی و ایجاد روحیه عاقبت اندیشی در فرد، اعمال پاداش برای رفتارهای مطلوب فرد و استفاده از تنبیه برای آگاه ساختن ایشان از خطای خویش، عطوفت و مهربانی به منظور تحکیم رابطه عاطفی بین افراد.
– قائمی مقدم (1387) در تحقیقی با عنوان «روش تربیتی تذکردر قرآن کریم،» اینگونه نتیجه گرفت که تذکر را می توان به عنوان یکی از روش های تربیتی بر گرفته از قرآن دانست که طی آن مربی با گفتار و یا رفتاری خاص سعی می کند تا متربی را نسبت به آنچه از آن، غفلت کرده است و یا از آن بی خبر است و اطلاع از آن برای او لازم است، آگاه سازد و احساسات او را در قبال آن ها برانگیزد. یکی از روش های تربیتی که در قرآن بیان شده تذکر است، که مربی با رفتار و گفتار متربی را آگاه کند و شیوه هایی بر طبق این روش بیان کرده است: توصیه، موعظه، مواجهه با وجدان، انذار، برخورد قهری شدید، سختگیری.
– معین (1388) در پژوهشی با عنوان «راهکارهای تربیتی قرآن در شکوفایی انسان» به این نتیجه دست یافت که عوامل شکوفایی انسان از دیدگاه قرآن را می توان حیات طیبه، عمل صالح، عدالت گرایی، میانه روی و اعتدال، قانون گرایی، توحید باوری و ولایت مداری در نظر گرفت.
– علوی (1389) در پژوهشی تحت عنوان «تربیت در قرآن و نهج البلاغه» نتایج تحقیق خود را این چنین بیان می کند: نتایج تحقیق مبین آن است که قرآن و نهج البلاغه هر دو دارای آراء و نظرات قابل توجهی در خصوص ویژگی های خد
ا، انسان، طبیعت، دنیا و مرگ می باشند که می توان از آن ها به عنوان مبانی تربیت استفاده نموده و از آن ها اصول، رهنمودها و نکات تربیتی را به منزله استلزامات تربیتی مبتنی بر آن مبانی، استخراج و استنتاج نمود. با
– یغمور (1390) در پایان نامه کارشناسی ارشد تحت عنوان «آموزه های تربیتی مفاتیح الجنان» می گوید: ویژگی های خدا، انسان، دنیا و مرگ را بررسی و در مورد تربیت انسان چنین بیان کرده است انسان ممکن الخطا؛ حریص و موجودی ضعیف است، حریص بودن را در جهت آنچه باعث خیر و مصلحت فرد و اجتماع بکار برد.
ممکن الخطا بودن را می توان با شناخت فرامین الهی و کسب معرفت نسبت به اوامر و نواهی پروردگار، انسان در ارتباط با خداوند ، توکل و تکیه زدن بر او، ضعف خود را جبران کند.توجه به اینکه هدف غائی تربیت، سوق دادن متربی به سوی خدای یکتاست و مربی تلاش می کند با توجه به مبانی تربیت که در بالا مطرح شد، متربی را به سوی کمال پیش ببرد.
همان طور که بیان شد برخی پژوهش ها به فلسفه تربیت اختصاص دارد از جمله:
– منظری توکلی(1382) در پایان نامه خودتحت عنوان «تدوین فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی بر مبنای فطرت» آیه 30 سوره روم را مبنای تعلیم و تربیت اسلامی قرار داده و نتیجه می گیرد که امور فطری همچون کمال، گرایش به دین، تعقل، اندیشمندی و گرایش به آزادی و اختیار، حقایق همگانی هستند که همه انسانها به آنها گرایش دارند و انسان شناسی را مبنای فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی قرار داده و انسان را موجودی دارای استعداد خیرو شر معرفی می کند که با توجه به اراده، آزادی و اختیار خود می تواند استعدادهای خود را به فعلیت برساند.
– سالاری (1388) در پایان نامه خود تحت عنوان «فلسفه تربیتی پیامبر اکرم(ص) » می نویسد: برترین الگو برای افراد، پیامبر اکرم (ص) می باشد که مظهر صفات نیکوی الهی و سرچشمه علم و معرفت خداست، بنابراین شناخت نسبت به فلسفه تربیتی پیامبر اکرم(ص)، زمینه و محیط مساعد جهت رشد و تعالی افراد و تسهیل جریان تربیت فراهم می گردد و افراد چنانچه شایسته است تربیت و به هدف نهایی تعلیم و تربیت اسلامی یعنی قرب و رضوان الهی می رسند.
پژوهش های گروه دوم
پژوهش های مطرح شده در این بخش غالبا ًبه تربیت اخلاقی و روش های آن اختصاص دارد.
– ماهرو زاده (1375) در رساله خود تحت عنوان «فلسفه تربیتی کانت» می نویسد: کانت بزرگترین فیلسوف اروپایی پس از ارسطو است که فلسفه او مبداء تاریخ تفکر جدید است. وی عقل را به عقل نظری و عملی، به تفکیک در دو حوزه علم و دین تقسیم می کند و از نظر وی عقل نظری به شناخت عالم محسوسات و عقل عملی شناخت عالمی ورای عالم محسوسات می پردازد. نظریات وی در زمینه کسب معرفت ناشی از تصویر او از عقل نظری است و تربیت اخلاقی او از عقل عملی یا فلسفه اخلاق او نشات گرفته است کانت تعلیم و تربیت را در سه دوره تربیت جسمانی، ذهنی و اخلاقی بررسی کرده است. تربیت جسمانی به منظور تربیت ذهنی، یعنی رشد و شکوفایی فکر و اندیشه صورت می گیرد و مقصود از آن نهایتاً تربیت اخلاقی است که بالاترین مرتبه تربیت است. آزادی اراده از ارکان تعلیم و تربیت کانت است.