ژانویه 16, 2021

امام هادی (ع)

بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ………………………………………………………………………………………………52
دستور داد قبور اهل ذمه مساوی زمین باشد ، تا از گورهای مسلمانان تشخیص داده شوند. درباره علت دشمنی متوکل با اهل ذمه در منابع چیزی وجود ندارد. تنها جرجی زیدان در این مورد می‌گوید: «به خاطر همراهی مسیحیان حمص با مسلمانان برای شورش ضد حاکم آنجا، متوکل به اقدامات شدید علیه اهل ذمه دست زد.  
4-2.دانشمندان اهل ذمه در دستگاه خلافت متوکل
به رغم فرمان متوکل در تضعیف و تحقیر اهل ذمه، این فرمان دست کم در مورد مسیحیان یکسان اجرا نشد؛ زیرا افرادی از دانشمندان و کاتبان آنها در دستگاه خلافت متوکل مشغول به کار بودند؛ مانند حنین بن اسحاق که طبیب ماهر و منجم زبر دست بود و کتاب‌ها‌یی را از سریانی به عربی ترجمه کرد. متوکل او را برای ترجمه مورد اعتماد دانست و سرپرست نویسندگان و مترجمان قرار داد. حنین برخی از کتب بقراط و جالینوس را تلخیص کرد و مشکلات آنها را مکشوف گردانید. از پزشکان و دانشمندان دیگر دربار متوکل که مذهب مسیحی داشتند میتوان اسرائیل طیفوری و بختیشوع بن جبراییل را نام برد. بختیشوع افزون بر منصب طبابت، ندیم متوکل نیز بود و آنها ساعت ها با هم گفت وگو می‌کردند.بختیشوع نزد متوکل مال و مکنت فراوانی به دست آورد. جاه و مقام و ثروت بختیشوع چنان زیاد بود که متوکل از او خواست او را به مهمانی دعوت کند و او قبول کرد. اما در روز مهمانی چنان تجملی به کار برده بود که متوکل و مهمانان در شگفت شدند و در نتیجه این مهمانی و زیادی ثروت برای او شومی به بار آورد؛ زیرا متوکل که فردی حریص و آزمند بود، به ثروت او چشم دوخت و چند روز بعد از مهمانی، اموالش را مصادره و خودش را به بحرین تبعید کرد.
متوکل و شیعیان و علویان در زمان امام هادی (ع) ……………………………………………………………………………………………… 53
فصل سوم :3. متوکل وشیعیان و علویان در زمان امام هادی (ع)
1-3..شیعیان و علویان
علویان و شیعیان در دوره سه خلیفه قبل از متوکل یعنی مأمون، معتصم و به ویژه واثق، از آزادی نسبی برخوردار بودند. مأمون خود را هوادار شیعیان نشان می‌داد و برای رسیدن به اهدافش علی بن موسی الرضا(ع) را به مرو دعوت و او را ولیعهد کرد. بعد از مأمون جانشین او معتصم امام جواد (ع) را به سامرا احضار کرد و تحت نظر قرار داد و بعد از چندی مرموزانه او را به شهادت رساند. اما در زمان او و جانشینش واثق، به شیعیان و علویان اعمال فشار نشد و فدک هم چنان تا زمان متوکل در دست آنها بود.بنابراین علویان در این دوره (مأمون، معتصم، واثق) از نظر تمکن مالی و نفوذ اجتماعی و تجمع پیروانش پیشرفت هایی کرده بودند و این امر بر هراس بیشتر متوکل از آنها می‌افزود. وی برای اینکه مانع قیام آنها علیه حکومتش شود ، برای تضعیف آنها تدابیر امنیتی شدیدی را اعمال می‌کرد؛ به گونه‌ای که دوران خلافت متوکل یکی از مخوف‌ترین و رنج‌آورترین دوره‌ها‌ برای شیعیان و فرزندان ابوطالب بود. می‌توان گفت در دوره خلافت هیچ یک از خلفای بنی عباس، علویان و شیعیان تا این اندازه متحمل سختی و رنج نشدند. شیعیان که از اساس با خلافت عباسیان مخالف بودند و آنها را غاصب خلافت می‌دانستند، سابقه ای طولانی در شورش علیه آنها داشتند. این مسئله سبب ترس و هراس فراوان متوکل شده بود. از دیگر دلایل دشمنی متوکل با شیعیان این بود که بعضی از مشاوران و نزدیکان او دشمن
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ………………………………………………………………………………………………54
شیعیان بودند و او را علیه آنها تحریک می‌کردند و از قیام علویان می‌ترساندند؛ افرادی مانند: وزیرش عبیدالله بن یحیی خاقانی،عمر بن فرج الرخجی، عبدالله بن محمد بن داوود ‌ها‌شمی و علی بن جمعه شامی.
فعالیت های متوکل برای تخریب و ویرانی قبر حسین بن علی(ع) و سایر شهدای کربلا در سال 236 هـ ق . بود در این سال متوکل یکی از فرماندهانش به نام دیزج( تازه مسلمانی که از دین یهود به دین اسلام درآمده بود) را برای خرابی قبور و اماکن کربلا روانه کرد. دیزج طبق دستور او قبر امام حسین (ع) و سایر شهیدان و اطراف آن را تا حدود دویست جریب ویران کرد و جمعی از یهودیان را برای زراعت و کشت زمین های آنجا منتقل کرد و بدان دستور داد هر کسی را به زیارت آن قبر آمد دستگیر کنند. بی تردید می‌توان گفت دلیل اصلی تعرضات متوکل به مزار شهیدان کربلا و محو آثار آنها جلوگیری از قدرت گرفتن علویان و شیعیان بود؛ زیرا مزار کربلا سبب تجمع و تقویت شیعیان می‌شد. ایجاد حصار اقتصادی برای در تنگنا گذاشتن شیعیان و علویان سامرا را که در زمان واثق برقرار بود قطع کرد و جمع آنها را از سامرا پراکنده کرد؛مِلک فدک را که از زمان مأمون به علویان پس داده شده بود از آنها گرفت. متوکل به والی اش در مدینه دستور داد هر کسی را که کوچک ترین کمکی به علویان می‌کند مورد آزار و اذیت قراردهد و از تماس مردم با آنها جلوگیری کند به سبب این فشارها تنگ دستی زنان علوی به حدی رسید که چند تن از آنها یک پیراهن داشتند که به نوبت می‌پوشیدند.سخت گیری متوکل بر علویان مصر شدیدتر بود چنان که در سال 236هـ ق . به والی آنجا اسحاق بن یحیی دستور داد علویان آنجا را اخراج کند و به عراق بفرستد و در سال 245هـ ق . یزید بن عبدالله به حکومت مصر فرستاده شد.
متوکل و شیعیان و علویان در زمان امام هادی (ع) …………………………………………………..
………………………………………………. 55
او شیعیان آنجا را مورد تعقیب و پیگیری قرارداد و گروهی از بزرگان آنها را به زشت ترین صورت به عراق فرستاد.
در زمان خلافت متوکل به رغم فشارها و سختی‌ها‌یی که علویان متحمل شدند قیام گسترده ای به وسیله آنها علیه حکومت متوکل روی نداد و هیچ درگیری نظامی بین علویان وسپاهیان خلافت به وجود نیامد. علت این امر را می‌توان تدابیر امنیتی شدیدی دانست که متوکل برای مراقبت علویان و شیعیان تدارک دیده بود برای مثال ابوعبدالله محمد بن صالح یکی از فرزندان جوانمرد ابوطالب که قصد خروج داشت زندانی شد . در دوره حکومت متوکل همچنین حسن بن زید به خاطر فشار حکومت به شمال ایران پناهنده شد . در طبرستان و نواحی دیلم مستقر گشت و محمد بن جعفر در ری بود و مردم را به بیعت با او دعوت می‌کرد. اما در دوره متوکل نتوانستند قیام کنند. یحیی بن عمر نیز از علویانی بود که به علت سخت گیری‌ها‌ی دستگاه خلافت متوکل بر او نتوانست دست به قیام بزند او حتی برای قیامش گروهی را فراهم آورده بود ولی گرفتار شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. یحیی پس از گذراندن دوره ای از زندان با کفالت افرادی از نزدیکانش آزاد شد. اما همچنان سرگردان بود و در تنگنا به سر می‌برد و او سرانجام در زمان مستعین در سال250 هـ ق . در کوفه قیام کرد و این شهر را تصرف کرد. اما پس از چندی در نبردی خونین با سپاهیان محمد بن عبدالله طاهری والی بغداد که مأمور سرکوب او شده بود به شهادت رسید و سر او را به بغداد بردند. 
2-3.متوکل و امام ‌ها‌دی(ع)
اولین برخورد دستگاه خلافت با امام‌ها‌دی(ع) در سال 233هـ ق . روی داد.
در این سال والی مدینه عبدالله بن محمد به متوکل گزارش کرد که علی بن محمد (امام‌ها‌دی(ع))در مدینه موقعیت ویژه ای دارد و گروهی او را امام می‌دانند و پول و اسلحه در خانه اش جمع آوری می‌کند و
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ………………………………………………………………………………………………56
احتمال قیام او علیه حکومت وجود دارد.امام‌ها‌دی(ع) که از دشمنی والی با خودش خبر داشت و از مضمون نامه اش آگاهی یافته بود نامه ای به او نوشت و ضمن آن از اعمال ضد حکومتی که والی مدینه
به او نسبت داده بود برائت جست و از کینه و دشمنی والی شکایت کرد.متوکل با دیدن نامه امام‌ها‌دی(ع) در جواب او نامه ای نوشت ، که مضمون آن احترام آمیز بود ولی امام را به سامرا احضار کرد زمانی که امام وارد سامرا شد ، رفتار متوکل با او(جز در موارد محدود) با توهین، تحقیر و دشمنی همراه بود؛ برای مثال ایشان را نخست در محله نامناسبی در سامرا که محل تردد افراد ناصالح بود ، اسکان داد واین نوعی بی احترامی به امام بود.
 دوره خلافت متوکل دوره ای حساس برای خلافت عباسی بود مشکلات فراوانی گریبان گیر دستگاه خلافت شده بود متوکل به مبارزه با گروههای عقیدتی مانند شیعیان، اهل ذمه و معتزله پرداخت. هر چند که اقدامات او علیه علویان و شیعیان سبب شد که آنها نتوانند دست به اقدامی بزنند، زمینه‌ها‌ی قیام یحیی بن عمر علوی در سال 252هـ ق . در زمان متوکل فراهم شده بود. اقدام متوکل در تضعیف معتزله عقل گرا تا حد زیادی به اعمال و رفتار خشونت آمیز آنها در گذشته مربوط می‌شد و حمایت و پشتیبانی او از افکار و عقاید محدثان اهل سنت و باب کردن روش تقلید و تسلیم در برابر اهل حدیث برای جامعه منشأ جریان خردستیزی و مبارزه با فلسفه و دیگر علوم غیر دینی شد.