ژانویه 26, 2021

اقتضای حال

شب تیره پنجه سوار از کمین چو پانصد به هیبت بدرد زمین (سعدی/ بوستان 51:1359)
از لطایف عبید است که:
(( قزوینی با سپری بزرگ به جنگ ملاحده رفته بود، از قلعه سنگی بر سرش زدند و بشکستند. برنجید و گفت: ای مردک کوری؟ سپر به این بزرگی نمیبینی سنگ بر سر من میزنی.)) (عبید 368:1343).
این روش با وجودن داشتن مزایای مختلف معایبی نیز داشت؛ یکی از این معایب، احتمال تمام شدن آذوقه و حتّی آب آشامیدنی در صورت به درازا کشیدن مدّت محاصره بود، این محاصرهها گاه یک سال و حتّی بیشتر، به درازا میکشید که در نهایت در بیشتر اوقات به تسلیم شدن مدافعان میانجامید؛
چو اقلیم دشمن به جنگ و حصار گرفتی به زندانیانش سپار (سعدی/ بوستان 55:1359)
در مقابل، نیروهای مهاجم نیز برای ورود به شهر و شکست دشمن، از حربههای گوناگونی چون پرتاب سنگ و خرپشتههای آتشین بوسیلهی منجنیقها و ایجاد رخنه در دیوار شهر، استفاده میکردند.
حصار قلعهی یاغی به منجنیق مده به بام قصر برافکن کمند گیسو را (سعدی/غزل ها 198:1385)
تفاوت بین نیروهای مهاجم و مدافع معمولاً از اختلاف طرح و رنگ لباسهای سربازان قابل تشخیص بود، برای همین، گاهی گروهی از سربازانی که در محاصرهی دشمن قرار میگرفتند یا شکست خود را حتمی میدیدند، برای زنده ماندن و اینکه قابل شناسایی نباشند، لباس دشمن را در بر میکردند، سعدی هم به این موضوع اشاره میکند:
(( چو بینی که لشکر زهم دست داد به تنها مده جان شیرین به باد
اگر بر کناری به رفتن بکوش وگر در میان، لبس دشمن بپوش )) (سعدی/ بوستان 51:1359)
نیز گاهی با تکرار جملهی «الامان الامان» از دشمن امان میخواستند و در صورت امان گرفتن، سلاحهای خود را بر زمین افکنده و تسلیم میشدند.
به کمندی دَرَم که ممکن نیست رستگاری به الامان گفتن (سعدی/غزل ها 123:1385)
مبادلهی اسرا. گاه پس از آتش بس و پایان جنگ دوطرف نبرد به مبادلهی اسرا میپرداختند، در این مبادلهها بیشتر سرهنگان و نامداران دوطرفِ جنگ که در دست دشمن اسیر شده بودند معاوضه میشدند، گاهی نیز اسرا با پرداخت فدیه آزاد میشدند:
((از گذشته رسمی پابرجا است که به آن «فدیه» میگویند. پرداخت مال برای رهایی از اسارت را فدیه گویند و خود سعدی در حکایتی از گلستان به این موضوع اشاره می کند که با پرداخت ده دینار فدیه توسط یکی از دوستانش از قید اسارت فرنگ آزاد گردید.)) (ستوده 117:1388)
سعدی شاهان و مردان جنگ را به درنگ در کشتن اسیران دشمن پند میدهد تا اگر سرداری از نیروهای خودی به دست دشمن اسیر افتد با کشتن اسیر دشمن فرصت مبادلهی اسرا از بین نرود.
به هر طریق که باشد اسیر دشمن را
توان خرید و نشاید خرید اسیر از دوست (سعدی/غزل ها 152:1385)
جنگ ابزار
سعدی در بیان مقاصد گوناگون حماسی، غنایی و حکمی خود هرگز در نمیماند و متناسبترین جامهها را بر تن مفاهیم مورد نظر خویش میآراید، به همین جهت با بهکارگیری مجموعه عوامل زبانی، هنرمندیهای معنوی و رعایت اصول و قواعد حاکم بر ادب، کلامش را مظهر سخن فصیح و بلیغ و مناسب با اقتضای حال و مقام میسازد و در بیان حماسی خود نیز مجموعه عواملی که لازمهی جنگاوریها و دلاوریها است سود میجوید. از همینجا است که جنگ افزارها هم در بیان حماسی و هم در کلام غنایی سعدی جایگاهی ممتاز مییابند و او نه تنها از نام فارسی بسیاری سلاحها و لوازم نبرد و اصطلاحات رزمی که فردوسی بکار بده است استفاده میکند، بلکه نام عربی برخی از جنگافزارها را نیز بر آن مجموعه میافزاید. (ذکر جمیل سعدی 92:1369)
جنگ ابزارهایی که در آثار سعدی از آنها یاد شده است به شرح زیر است:
بلارک. نوعی فولاد جوهردار، شمشیر بسیار جوهر.(معین)
چو ابر اسب تازی برانگیختم چو باران بلارک فروریختم (سعدی/ بوستان 128:1359)