ژانویه 16, 2021

از دیدگاه قرآن

بنابراین تصدیق کتاب مقدس توسط قرآن، از منظر قرآن دارای چند معنای تدریجی است: نخست اینکه تمام نشانهها و بشارات موجود در آن دو کتاب بر قرآن و آورندهاش منطبق است و در نتیجه کسی نمی‌تواند مدعی شود که این کتاب غیروحیانی و بشری است. دومین معنای تصدیق انجیل و تورات توسط قرآن اثبات تعالیم و آموزههای تورات و انجیل اصیل است نه تورات و انجیلی که محرفات علمای بنی اسرائیل نیز بدان راه یافته است. از اینجا راه برای معنای سوم تصدیق نیز گشوده میشود که همان هیمنه داشتن قرآن بر این دو کتاب است. در این معنای سوم است که قرآن برخی از تعالیم و احکام این دو کتاب را نسخ میکند و احکام جدید را جایگزین میسازد.
تحریف عهدین از منظر قرآن
با پرداختن مختصر به نگاه قرآن به کتاب مقدس و بینش اجمالی راجع به دیدگاه قرآن، نکتهای که بدان اشاره نکردیم تا با تفصیل بیشتری بدان بپردازیم، بحث از تحریف کتاب مقدس از نگاه قرآن بود. اینکه این تحریف به چه معناست و آیا اگر تحریفی رخ داده به حدی هست که حجیت و اعتبار آنها را زیر سوال ببرد یا نه؟ و سوالهایی از این دست را در این قسمت پاسخ خواهیم داد. البته با توجه به اینکه این بحث جنبه مقدماتی دارد، به بررسی اجمالی اکتفا خواهیم کرد. در این قسمت نخست اصل تحریف مورد نظر را تبیین نموده و سپس آن را به اختصار نقد و بررسی خواهیم کرد.
تحریف تورات و انجیل
برای بحث از تحریف در عهدین باید به نخستین دوران تاریخ قوم یهود در تدوین تورات مراجعه نمود. بازخوانی نخستین کتابهای عهد عتیق حاکی از این است که دو روایت متفاوت از «ده فرمان» وجود دارد. وجود این اختلاف در کلیدی ترین احکام یهودیت ناشی از اختلاف نظر میان عالمان بوده است. بازتاب نزاعهای انبیاء بنی اسرائیل و مخالفان آنها را در همین زمینه می‌توان در کتاب «ارمیای نبی» مشاهده کرد که در آن، او متذکر می‌شود که عده‌ای کلام خداوند را تغییر می‌دهند و سخنان خویش را به عنوان کلام الاهی بر مردم عرضه می‌دارند. این موضوع با ظهور انبیاء دروغین که در تاریخ یهود نظایر پرشماری دارد، شدت گرفت. علاوه بر آن، گونه‌ای رسائل مبتنی بر کشف و شهود نیز در دورۀ «بین دو عهد» به وجود آمد که در مجموع «متون مکاشفه‌ای» خوانده می‌شوند. پاره‌ای از این مکتوبات به‌رغم انتساب مشکوکشان به برخی انبیاء یهود، در سدۀ 3ق‌م، از عبری به یونانی ترجمه شد و همراه با متونی دیگر، ضمیمۀ عهد عتیق گردید. البته عمده یهودیان هرگز این ضمائم را که بعدها به «متون آپوکریفایی» شهرت یافت، به رسمیت نشناختند، زیرا آنها را فاقد منزلت وحیانی، و حتى تهدیدی برای ایمان درست می‌دانستند.
ظهور مسیحیت نقطه عطف مهمی در بحث از تحریف کتاب مقدس بود. یهودیان بر این باور بودند که مسیحیان فرقه ای منحرف هستند که با وارونه نشان دادن تعالیم عهد عتیق بدنبال مشروعیت بخشیدن به خویشند و در مقابل مسیحیان نیز ایشان را متهم میکردند که برای اهداف نفسانی نشانههای ظهور عیسی و بشارتهایی که به او در این کتب موجود بوده را حذف و یا تحریف کردهاند.
یکی از چالشهای مهمی که عهدین در زمینۀ تحریف با آن روبه‌رو شدند، ظهور اسلام و نزول قرآن بود، زیرا آیات متعددی دربارۀ تحریف تورات و انجیل در قرآن آمده بود که در کنار گفتار پیامبر اکرم(ص)، فصل جدیدی را در روابط اسلام با یهود و مسیحیت می‌گشود.
پیش از بررسی مساله تحریف عهدین از دیدگاه قرآن، میبایست تلقی قرآن از دو کلمۀ تورات و انجیل روشن شود. با در نظر گرفتن سیاق ایرادات قرآن به ادعاهای یهود و مسیحیت، و نیز تفاسیر مربوط به آن ایرادات، 3 رویکردِ متفاوت را می‌توان تشخیص داد:
نخست اینکه تورات و انجیلِ نازل شده به موسى و عیسى(ع) کاملاً از میان رفته‌اند و آنچه به نام آنها باقی مانده، بی‌اعتبار است؛
دوم آنکه منظور از تورات و انجیل صرفاً اسفار پنج‌گانه و احتمالاً گزیده‌ای از اناجیل چهارگانه است؛
سوم اینکه مقصود قرآن از تورات و انجیل، همان عهد عتیق و عهد جدید موجود در صدر اسلام بوده است.  باید افزود که هر 3 موردِ یاد شده در میان محدثان، مفسران و متکلمان مسلمان طرفدارانی دارد، اما چنین به نظر می‌رسد که مدافعان دیدگاه سوم  از اکثریت برخوردارند. البته این عجیب نیست، زیرا به عنوان نمونه خود یهودیان نیز گاه کلمۀ تورات را به مفاهیمی وسیع‌تر از اسفار پنج‌گانه به‌کار می‌بردند.
رویکرد قرآن به مساله تحریف عهدقدیم و عهد جدید بر این منوال است که ابتدا بر وحیانی بودن تورات و انجیل تصریح می‌کند و حتى خود را مصدق آن ‌دو می‌خواند و سپس با طرح مسئلۀ تحریف، موارد غیر وحیانیِ آن‌ را برمی‌شمرد. به هر روی آیات مربوط به این موضوع را از یک منظر می‌توان چنین تقسیم‌بندی کرد: 1. آیاتی که صرفاً به تحریف تورات و انجیل، اشاره دارند؛ 2. آیاتی که روشهای ایجاد تحریف را بازگو می‌کنند؛ 3. آیاتی که نمونه‌ها و مثالهای تحریف را برمی‌شمارند؛ 4. آیاتی که اهداف تحریف‌کنندگان را بیان می‌دارند؛ 5. آیاتی که به عواقب عمل تحریف می‌پردازند.
از گروه نخست می‌توان به مواردی اشاره کرد که در آنها یهود و نصارى به تحریف آگاهانۀ کتاب آسمانی خویش متهم شده‌اند. در زمینۀ شیوه‌های ایجاد تحریف در عهدین نیز، قرآن 3 روشِ کتمان، تغییر و تلبیس را برمی‌شمارد. منظور از کتمان حذف یا پنهان داشتن برخی از عبارات در هنگام خواندن یا نوشتن است. اما چنانچه کلیت آیه‌ای حفظ شود و تنها موضع یا صورت کلماتی از آن دگرگون،
یا کم و زیاد گردد، تغییر صورت گرفته است. این تغییر می‌تواند با قرائت ناصحیح اِعراب کلمات نیز ایجاد شود. تلبیس هم به معنای پوشاندن جامه‌ای از تفاسیر نامربوط بر صورت آیات مکتوب است. البته مفسران و متکلمان تحریف را ذیل دو نوعِ لفظی و معنوی نیز طبقه‌بندی کرده‌اند و تحریف لفظی را ناظر بر کتابت و ظاهر آیات، و تحریف معنوی را مربوط به تفسیر و تأویل آنها دانسته‌اند.
نمونۀ روشن اشاره به تحریفِ مبتنی بر کتمان، آیه‌ای از قرآن است که یهود را متهم می‌کند که آیات تورات را در اوراقی نگاشته‌اند و برخی را به میل خود آشکار و برخی را پنهان می‌سازند. قرآن در مورد تغییر نیز از ایشان چنین انتقاد می‌کند: در آیه 46 سوره نساء میفرماید با چرخش زبان خویش الفاظ را چنان بیان می‌دارند که معنای دیگری بدهد؛ و در ایه 171 ذکر شده که به اغراق و غلو در دین خویش مبادرت می‌ورزند؛ و تفاسیر ناموثق احبار و ربانیون را بر تورات حمل می‌کنند و معنای حقیقی کلام الاهی را با آن تفاسیر می‌پوشانند (بقره:79؛ آل عمران:71).
اکنون باید دید که مصادیق تحریف در عهدین کدام‌اند، یا به عبارت بهتر، در نظر قرآن چه آیاتی از تورات و انجیل دچار تحریف شده‌اند. از آنجا که قرآن مسلمانان را به ایمان به تورات و انجیل می‌خواند، دانستن اینکه چه مواردی از این متون شأن وحیانی ندارند، دارای اهمیت بسیار است. در  این زمینه، برخی گفته‌های یهود که در قرآن نادرست شمرده شده از این قرار است: عدم مداخلۀ خداوند در هستی، پس از خلقت؛ حذف مطالب مربوط به آخرت؛ تقلیل عذاب یهود به مدت چند روز؛ قول به رابطۀ پدر و فرزندی قوم یهود با خداوند؛ کتمان بشارت ظهور پیامبر اسلام و تغییر اوصاف وی که در تورات موجود بوده است؛ پسر خدا دانستن عُزَیر (عزرا) ؛ ربوبیت قائل شدن برای احبار؛ اخذ ربا (نساء:161)؛ حلال کردن مال غیریهود بر یهود (آل عمران:75)؛ تعطیل حکم رجم زانیه (آل عمران:23)؛ اخذ فدیه برای آزادی اسیر؛ تهمت زدن به مریم مادر عیسى(ع).
برخی از ادعاهای نادرست مسیحیان از دیدگاه قرآن نیز شامل این موارد است: تصور رابطۀ پدر و فرزندی نصارى با خداوند؛ پسر خدا شمردن مسیح(ع)؛ باور به تثلیث؛ قائل شدن به الوهیت عیسى(ع) و مادرش؛ مصلوب شدن عیسى(ع) ؛ کتمان بشارت عیسى(ع) به ظهور پیامبر اسلام(ص).
روشن است که برخی از موضوعات یاد شده بین یهود و مسیحیت، یا به عبارت دیگر، میان عهد عتیق و عهد جدید مشترک است. در عین حال، باید افزود که در قرآن عنوان تحریف لزوماً همۀ این موارد را شامل نمی‌شود، بلکه گاه برخی از آنها به عنوان مدعیات و اعتقادات نادرست اهل کتاب مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. اما باتوجه به آن که بیشترِ این موارد به نوعی در عهدین یافت می‌شوند، اگر منظور قرآن از تورات و انجیل را همین عهدین موجود بدانیم، این موارد را نیز می‌توان در زمرۀ تحریف به‌شمار آورد.
حال باید دید که ایرادات قرآن با مطالب موجود در عهدین تا چه میزان همخوانی دارد. نخست به داعیۀ فرزندی خداوند می‌پردازیم. مصداق این مدعا در عهدین، فرازهایی است که در آنها یهودیان یا مسیحیان به عنوان فرزندان خداوند معرفی شده‌اند. مورد دیگر، وجود نام و نشان پیامبر اسلام در تورات و انجیل است. چند گزینۀ اصلی که از سوی مسلمانان دربارۀ اوصاف وی در عهد عتیق مطرح شده، اینهاست: نام شیلو در سفر پیدایش (10:49)؛ عبارتی از سفر تثنیه که در آن به آمدن پیامبری بعد از موسى بشارت داده شده است (18: 18)؛ بخشهایی از کتاب اشعیا (35؛ 42) که برخی از یهودیان صدر اسلام هم آنها را در وصف پیامبر(ص) می‌دانستند. به این موضوع در تفاسیر نیز اشاره شده است که یهودیان اوصاف پیامبر(ص) در تورات را تغییر دادند و آیات مربوط به آن را به گونه‌ای دگرگون کردند که خصوصیات فرد دیگری از آنها استنباط شود.
در عهد جدید نیز اندیشمندان مسلمان بر این باور بودند که نام‌ پیامبر به‌شکل‌کلمۀ «فارقلیط» در انجیل یوحنا آمده است. آنها برآن بودنـد که این واژه، تحریف یافتۀ کلمۀ «پریکلتـوس» به معنای ستـایش شده یا همان «احمد» است، زیرا در نسخه‌های آرامی اناجیل، واژه‌های «مِحَمْده» یا «حَمیده» که معـادل پاراکلیتوس به‌کار رفته، مترادف با «محمد» و «احمد» عربی است. درباره تحریفهایی که قرآن به عهدجدید نسبت میدهد باید اضافه کرد که علی‌رغم وجود شواهد کافی برای مواردی چون فرزند خداوند نامیدن عیسى(ع) در عهد جدید‌ مانند آنچه در یوحنا، 8: 28 دیده میشود، برای برخی مطالب همچون الوهیت مریم، مادر عیسى(ع)، هیچ قرینه‌ای در عهدین وجود ندارد و از این‌رو، چنین مواردی را یا باید در زمرۀ اعتقادات نامکتوب و شفاهی دانست، و یا از جمله مطالبی به‌شمار آورد که احتمالاً روزگاری در عهدین یا دیگر متون دینی وجود داشته، و بعدها به دلیلهایی حذف شده است. برای نمونه می‌توان به عباراتی در برخی متون نخستین مسیحی اشاره کرد که در آنها نام مریم(ع) به جای روح‌القدس و به عنوان سومین شخص تثلیث آمده است. الوهیت عُزیر (عَزرا) نیز ازجمله مواردی است که در عهد عتیق یافت نمی‌شود و ظاهراً باید آن را جزو اعتقادات گروهی محدود از یهود به‌شمار آورد، زیرا بنا بر گزارش منابع، تنها عده‌ای از صدوقیان ساکن یمن چنین منزلتی برای عَزرا قائل بودند.
دستۀ دیگری از آیات قرآن به بیان عوامل، انگیزه‌ها و اهداف اهل کتاب در تحریف متون مقدس پرداخته‌اند. در جمع‌بندی این آیات، به نظر می‌رسد که از دیدگاه قرآن غالباً عمل تحریف به این دلیلها صورت می‌گرفته است: تأثیر گفت
ار و آراء پیشینیان بر یهودیت و مسیحیت؛ خودخواهی و تکبّر؛ تکیه بر گمانهای باطل؛ تعدی به حقوق دیگران؛ اخذ هدایا از مردم بابت آسان کردن شریعت و تبدیل حرام به حلال و برعکس؛ایجاد تردید در حقانیت پیامبر(ص) و بازگردانیدن مسلمانان از اسلام؛ جلب کمکهای مالی مشرکان مکه و مدینه.
قرآن دربارۀ عواقب تحریف نیز آیات متعددی دارد که در آنها با بیان تحریفهای گذشته و نتایج آن، علمای اهل‌کتاب را از تحریف بیشتر برحذر می‌دارد. از جمله عواقب یاد شده می‌توان به ایجاد تفرقه و عداوت میان مردمان و گرفتاری به‌لعنت و غضب خداوند و نزول‌بلایا اشاره کرد.
از نظر تاریخی، طرح موضوع تحریف تأثیرات عمیقی در شکل‌دهیِ روابط یهودیت، مسیحیت و اسلام داشته است. غالب سوره‌های مشتمل بر آیات تحریف در مدینه نازل شده‌اند و دلیل آن را باید در وجود اجتماعات یهودی و مسیحی در این ناحیه، و برخوردهای گوناگون پیامبر(ص) و مسلمانان با ایشان دانست. گرچه مسلمانان پیش از نزول قرآن نیز با عهدین و تعالیم آنها آشنا بودند، زیرا در کنار مراوده با یهودیان و مسیحیان، ترجمۀ عربی بخشهایی از عهدین هم در دسترس ایشان قرار داشت، اما با نزول آیات تحریف و آیاتی که مسلمانان را به محاجه با اهل کتاب ترغیب می‌کرد، موج جدیدی از نگرش انتقادی به تعالیم عهدین آغاز شد که به مباحثات و مشاجرات بسیاری منجر گردید. مباهله‌ای که میان پیامبر(ص) و مسیحیان نجران بر سر تثلیث و الوهیت عیسى(ع) صورت گرفت، نشانگر اوج  این جریان بود.
باید اشاره کرد که اندیشمندان یهودی و مسیحی نیز در برابر سیل انتقادات مبتنی بر تحریف عهدین، سکوت اختیار نکردند و در تعامل و تقابل با همتایان مسلمان خود رساله‌ها و کتابهای متعددی تألیف نمودند. واکنشهای این متفکران را می‌توان در 3 نوعِ پذیرش و تسلیم، مدافعۀ همراه با اصلاحات، و رد و انکار دسته‌بندی کرد.
گروه اول آنان که دعاوی قرآن را پذیرفتند و مسلمان شدند. شمار این افراد به‌ویژه در صدر اسلام قابل توجه بود و روایات بسیاری به ذکر اسامی ایشان اختصاص دارد. آنان دیگر همکیشان خویش را نیز به قبول اسلام فرا می‌خواندند و البته همواره مورد ملامت اهل کتاب بودند.