نوامبر 24, 2020

ارزش های اخلاقی

1-6-تعریف مفاهیم
الف ) تعاریف مفهومی
از تربیت تعریف های گوناگونی ارائه شده است که در زیر به نمونه هایی از این تعاریف که ارتباط نزدیکتری با موضوع پژوهش دارد،آورده می شود.
تربیت
از ریشه ربو گرفته شده است و به معنای تهذیب نیز استعمال شده که به معنای زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقی است و در این تعریف نظر بر آن بوده که تهذیب اخلاقی، مایه فزونی مقام و منزلت معنوی است و از این حیث می توان تهذیب را تربیت دانست (باقری ،1370،ص47) و تربیت عبارت است از پرورش دادن، یعنی استعدادهای درونی را که بالقوه در شیء موجود است وبه فعلیت درآوردن و پروردن(مطهری، 1376) و تربیت محصول مراقبتی است که نشو و نمای انسان در جریان رشد وی یعنی سیر به سوی کمال بعمل می آید. (شکوهی، 1378).
تربیت هرگز به معنای خلق استعدادهای جدید در موجود نمی باشد بلکه به مفهوم پرورش استعدادهای موجود است و می توان تربیت را نوعی مراقبت از رشد طبیعی متربی تلقی نمود و نه دخالت در جریان رشد، لذا تربیت شکوفا ساختن و به فعیلت رساندن یا پرورش دادن استعدادهاست و عبارتست از فراهم نمودن زمینه ها و عوامل برای رشد و شکوفایی استعدادهای افراد در جهت مطلوب(علوی، 1386، ص42و50) و از نظر مکتب تربیتی اسلام نیز تربیت عبارتست از شکوفایی توانایی های فطری انسان در جهت قرب به خداوند، رسیدن به کمال و رشد و تعالی انسان .
اخلاق
اخلاق ملکات یا صفاتی راسخ، پایدار و مستحکم مرتبط با نفس آدمی است که مقتضی سهولت صدر و اعمالی خاص می باشد(سجادی، 1375) و جمع «خُلق» به معنای نیرو و سرشت باطنی انسان است که تنها با دیده بصیرت و غیرظاهر قابل درک است. در مقابل «خَلق» به شکل و صورت محسوس و قابل درک با چشم ظاهر گفته می شود و نیز خُلق را صفت نفسانی راسخ نیز می گویند که انسان افعال متناسب با آن صفت را بی درنگ انجام می دهد(اصفهانی، ص 159). صفت راسخ درونی، ممکن است «فضیلت» و منشا رفتار خوب باشد و یا «رذیلت» و منشاء کردار زشت به هر روی بدان «خُلق» گفته می شود( به نقل ازدیلمی و آذربایجانی، 1388). در معنی فلسفی آن، پرسیدن پرسشهای بنیادی است درباره نیک و شر، وظیفه، قانون اخلاقی، هنر اخلاقی و نیز نیک بختی انسان(نقیب زاده، 1378).
تربیت اخلاقی
منظور چگونگی به کارگیری و پرورش استعدادها و قوای درونی، برای توسعه و تثبیت صفات و رفتارهای پسندیده اخلاقی و نیل به فضایل عالی اخلاقی و دوری از رذیلت ها و نابودن کردن آنهاست، بنابراین رویکرد اصلی در آن متوجه پرروش استعدادهای اخلاقی و رسیدن به کمالات اخلاقی است و به عنوان قلمرو خاصی از تربیت، معادل مفاهیمی چون «تهذیب اخلاق» و «تزکیه نفس» در فرهنگ اسلامی است.
تربیت اخلاقی بخش مهمی از علم اخلاق را تشکیل می دهد و چون مباحث آن عمدتاً ناظر بر راهکارهای عملی و ارائه توصیه هایی در باب عمل است به آن«اخلاق عملی» هم گفته می شود و در مقابل آن بخش از مباحث اخلاقی است که به توصیف خوبی ها و بدی های اخلاقی می پردازد و به آن «اخلاق نظری» می گویند(دیلمی وآذربایجانی ، 1388)و تربیت اخلاقی ایجاد شناخت و برانگیختن احساس، جهت تضعیف صفات منفی و مراقبت و پرورش هماهنگ صفات مثبت است تا این صفات، ملکه انسان گردند(حسینی دهشیری ،1370).
تربیت اخلاقی برانگیختن، فراهم ساختن و به کاربستن راهکارهای آموزشی و پرورشی در جهت دریافت گزاره های اخلاقی و شناختن و شناساندن فضایل و رذایل و زمینه سازی برای ایجاد نگرش و روی آوردن به اخلاق حسنه و پایبندی و عینیت دادن به ارزش های اخلاقی به منظور رسیدن به سعادت و کمال جاودانه تربیت اخلاقی نام دارد.
دانشمندان مسلمان با توجه به جامعیت مکتب تربیتی اسلام و بر اساس رهنمودهای وحی، سه عنصر بینش، منش و انگیزش را در کنار هم مد نظر قرار داده است و تربیت اخلاقی را اینگونه تعریف نموده اند: فرایند و بستری که در آن انسان توانایی می یابد از روی اختیار ، ملکات و صفاتی را بپذیرد و در کنار ساختار خلقی خویش، از سرنوشت و طبعی دیگر برخوردار شود (یالجن،1406ق،ص 28-30).
زمینه
کلمه زمینه در اکثر فرهنگ های لغت فارسی از جمله فرهنگ معین و فرهنگ دهخدا به معنای سطح هرچیز، طرح، نقشه یا موضوع به کار رفته است. اما در ترکیب با کلمه دیگر در معنای متفاوتی به کار رفته است. مثلاً زمینه سازی را به معنای فراهم نمودن مقدمات و آماده ساختن، مقدمه چینی، تهیه مقدمات آمده است. بر اساس معنای لغوی می توان زمینه را چارچوب یا نقشه ای دانست که بر اساس ویژگیهای شیء یا موضوعی شکل گرفته است. به عبارت دیگر زمینه را می توان مقدمه یا شرایط آغاز فعالیت و حرکت برای چیزی یا کسی دانست. مفهوم زمینه تا حدودی در ارتباط با مفهوم مبانی قرار دارد اما مبانی معمولاً مفهومی فلسفی است که با مفهوم ریشه سروکار دارد و به جنبه های پنهان توجه دارد در صورتی که زمینه به جنبه های آشکارتر توجه دارد.
کودک
تعریف کودک و یا دوره کودکی آسان نیست، در طول تاریخ اندیشه بشر تعاریف متفاوتی از کودک و دوره کودکی شده است.
شکوهی(1368) کودکی را به سه دوره تقسیم نموده است: دوره طفولیت، کودکی اول (2تا4 سالگی)، کودکی دوم (4تا 7 سالگی)، کودکی سوم (7تا 12 سالگی). روسو نیز در رشد روانی کودک سه مرحله قائل است: مرحله خردسالی، مرحله طفولیت که تا 12 سالگی ادامه دارد، مرحله میان کودکی و نوجوانی که12تا 15 سالگی است (کاردان،1388 ،ص143).
رستمی نسب (1388)در این مورد می گوید: هفت سال اول دوره شناخت استعدادها ونیاز های کودک است و کودک دارای استعدادهای
نهان، نا شناخته و نیکوست و قلبی پاک، جهتی الهی، توانمندی های بالقوه و در حد نازل بالفعل شگفتی دارد و آن را میتوان دوران کودک محوری دانست. هفت سال دوم را می توان دوره «تسلیم و تعلیم پذیری و تادیب» دانست که در واقع زمانی است که کودک پا به عرصه دبستان و آموزش و پرورش رسمی می گذارد.
ب)تعریف عملیاتی
اخلاق
منظور از اخلاق مجموعه فضایل و رفتارهای نیکی است که انسان باید دارا و عامل به آن ها باشد و در این پژوهش فضایل متناسب با ویژگی های دوره کودکی می باشد که انتظار می رود که کودک به آن ها عمل نماید. مانند راستگویی، پاکی، شجاعت، بخشندگی، احترام به والدین و محبت به دیگران.
تربیت
در این پژوهش منظور از تربیت عبارتست از فراهم نمودن زمینه ها و عوامل برای رشد و شکوفایی، پرورش و به فعیلت رساندن استعدادهای کودک در جهت مطلوب، مانند رشد تمایل محبت به دیگران، بخشندگی، احترام به والدین، و همچنین تربیت به معنای تهذیب یعنی زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقی درکودک است.
تربیت اخلاقی

نوشته ای دیگر :   بررسی تاثیر هوش عاطفی و خلاقیت بر عملکرد شغلی کارکنان اداره کل بیمه سلامت استان تهران