ژانویه 28, 2021

ارتباط معنایی

نکته ی بسیارجالب وحائز اهمیّت اینکه تمام لغت نگاران اهل سنت،حدیث «من کنت مولاه فعلی مولا»رامتذکرشده اند وتماماً ولایت را به امارت،فرمانروایی ورهبری معناکرده اند وجالب تراز همه اینکه شخص عمربن خطاب هم ولی امررا به معنای فرمانروا ورهبروحاکم گرفته است.لیکن از آنجا که ازابتدای امر بنابر مخالفت بوده وخدا می داند تا کی وکجا ادامه خواهد داشت،اهل سنت به این جا که می رسند چشمان شان را برهم می گذارند وعقل سلیم واندیشه ی صحیح رازیرپامی گذارند ودرادامه بخشیدن این مخالفت ، معنای حقیقی واصلی ولایت را رها کرده ومعنای مجازی وبعید آن را لحاظ می کنند،چون بنا ندارند حقیقت را بپذیرند.
آثار ادبی ابن سکّیت …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 89
داشتن معانی بعضی از کلمات اضداد، برای دفع ابهام کلمات قرآنی بسیار لازم است مثلاً کلمه ی ظَنَّ در آیه ی 32 سوره ی جاثیه که به معنای ظن و گمان می باشد.
« واذا قِیلَ اِنَّ وَعْدَ اللهِ حَق و السَّاعَهُ لا رَیْبَ فِیها قُلْتُم ما نَدری ما السَّاعَهُ اِنْ نَظُنُّ اِلَّا ظَنّاً وما نَحْنُ بمُسْتَیقِنینَ.»
« و هنگامی که گفته شد که وعده ی خدا حق است و در قیامت هیچ شکّی نیست، شما می گفتید: ما نمی فهمیم قیامت چیست؟ ما تنها گمانی در این باره داریم و به هیچ وجه یقینی نداریم.» ولی در سوره ی دیگری از قرآن کریم چنین آمده است :
« الَّذینَ یَظُنّونَ أَنَّهُم مُّلقوُا رَبِّهِم و أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُون.»
«آنان که ایمان دارند و یقین که در پیشگاه پروردگار خود حاضر خواهند شد.و بازگشت شان به سوی او خواهدبود.»
در این آیه کلمه « یَظُنُّونَ» به معنای یقین است زیرا با توجه به آیه ی قبلی و ارتباط معنایی با آن ، خدا در این آیه صفات خاشعان را بازگو می کند. و نکته‌ی بلاغی در این آیه آن است که می دانیم: خاشعان به لقای حضرت حق یقین دارند و علت اینکه به جای « یُؤقنون» کلمه « یظنونَ» آمده شاید به این نکته اشاره کند که درجه ایمان به قیامت گرچه به مرحله ی یقین هم نرسد، کافی است که آثاری در جان آدمی باقی گذارد و به آدمی آرامش بخشد و دل ها را به خشوع و جان ها را به اطاعت خداوند وا دارد .
ابو حاتم سجستانی کلمه ی « ظن» را در آیه ی 20 سوره مبارکه اَلحاقّهِ « إِنّی ظَنَنْتُ أنِّی مُلاقٍ حِسَابِیَه» به معنای یقین دانسته است« من یقین دارم که قیامتی هست و من به حساب اعمال خود می رسم.»
پرواضح است ، که ایمان به حساب و کتاب ، به انسان روح تقوا و پرهیزگاری می بخشد و تعهد و احساس مسوولیت در او ایجاد می کند و مهم ترین عامل تربیت انسان است. و در واقع ابو حاتم
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی …………………………………………………………………………………………………..90
سجستانی و اصمعی و ابن سکّیت عقیده داشتند که اگر کسی معانی مختلف این کلمات را نداند. کلام الهی را به خوبی درک نمی کند و این مطلب به وضوح در جای جای کتاب اضداد آن ها آمده است.
کلمه ی سِرّ هم از لغات اضداد است که اغلب به معنای پنهان کردن و پوشیده داشتن است و گاهی هم به معنی آشکار کرده می باشد. مانند: کلمه ی « أَسَرُّوا »در قرآن کریم ، خداوند می فرماید:
«… وأَسَرُّوا النَّدَامَه لَمَّا رَأَوُ الْعَذابَ و قُضِیَ بینهم باالقسطِ و هم لا یُظْلَمونَ ». که در این آیه کلمه « أَسَرُّوا» در اصل به معنای اظهروا الندامه می باشد ولی متأسفانه در برخی از تفاسیر و ترجمه های اخیر به معنای دقیق آن توجه نکرده اند چون در اصل ندانسته اند که این کلمه از لغات اضداد است. و آن را نادرست معنا نموده اند و نوشته اند: « أَسَرُّوا الندامَه» یعنی : پشیمانی خود را کتمان می کنند ( پنهان می کنند). البته تفاسیری هم که درست معنا و ترجمه و شرح نموده اند خوشبختانه کم نیستند.
کلمه ی دیگر که در دو معنای ضد هم آمده قَسَطَ است که به معنای جارَ ( ستم کرد) و به معنی عدل به کار رفته است ولی اَقْسَطَ فقط به معنای اَعْدَلَ به کار رفته و نه چیز دیگری، مانند آنچه در قرآن آمده آیه ی شریه ی ان الله یُحِبُّ المقسطین که در این جا که کلمه ی « اَقْسِطوُا »هم به معنای « اعدلوا» می باشد ولی در آیه ی 15 سوره ی مبارکه جن خداوند می فرماید: « وَأَمَّا القاسطونَ فکانوالِجَهَنَّمَ حَطَباً »
یعنی : آنان که از حق دورند ( ظالم و ستمگرند) هیزم آتش جهنم خواهند بود. که در این آیه کلمه ی القاسطون به معنای « الجائرونَ» می باشد که در تفاسیر مختلف هم به درستی به این معنا اشاره شده.
از جمله شیخ طوسی در تفسیر البیان در ذیل آیه 282 سوره ی بقره نوشته است: « قسط به معنای عدل است ، گفته می شودأَقْسَطَ اقساطاً» فَهُوَ قسط و در آیه« ان الله یحب الْمُقْسِطین »به معنای عدل است ولی «قَسَط قسطاً و قسوطاً» به معنای ستم کرد و یا از حق منحرف شد( از حق دور شد) معنا شده است. ولی در جمله : قسط الوالی قسطاً یعنی ، حکمران به عدالت رفتار کرد و یا «قُل ربی بالقسط» … و یا« قضی
آثار ادبی ابن سکّیت …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 91
بینهم بالقسط و ان حکمت بینهم فاحکم بینهم بالقسط» که همگی به معنای ظالم و ستمگر می باشد.« و اما القاسِطونً فکانوا الجهنم حَطَباً» که القاسطون به معنای ستمگران می باشد.
قسط از مصادری است که وصف واقع می شود، رجل قسط همچون رجل عدل است.
قسط و عدل چون جداگانه به کار می روند تقریباً به یک معنی می باشند و معنای رعایت اعتدال در همه چیز و همه کار و هر چیز را به جای خویش قرار دادن، معنی می شود. ولی در اصل قسط نصیبی است که از روی عدالت می باشد. قسط : سهم واقعی هر کس یا هر گروهی است که از مجموعه مواهب مادی و معنوی و اجتماعی و قسط : به معنای حق واقعی است و زیر بنای اقتصادی جوامع را، قسط استوار می سازد، زیرا قسط سهم واقعی یک فرد است که در جامعه دارد، در صورتی که گاه عدل براساس حقوق وضع شده قرار دادی است. قسط : سهم حقیقی و نصیب واقعی است و عدل سهم قرار دادی.
برخی دیگر از کلمات اضداد در قرآن عبارتند از الصّریم که در یک جا به معنای صبح و در جای دیگری به معنای اللیل، شب و سیاهی معنا شده است.الصریم به معنای صبح مانند شعر بشر: