ژانویه 26, 2021

ادیان الهی

در این مجال “ارجاعات قرآن به عهدین” که یکی از یکی از کلیدیترین مفاهیم موجود در قرآن است را از یک سو در کتاب مقدس نسبت به قرآن مورد پژوهش نظری و کاربردی قرار داده و از سوی دیگر قرآن را از این منظر که ارجاعات فراوانی را بارها در به کتاب مقدس بکار برده واکاوی میکنیم.
ارجاعات قرآنی
منظور از ارجاعات قرآنی به عهدین مواردی است که قرآن در تبیین موضوع یا مسالهای و یا برای مثال آوردن از اقوام گذشته و یا کتب گذشته در آیات مصون از خطایش به ارائه شاهد از کتب گذشته میکند. قرآن از این باب بهره فراوان برده و در نقل بسیاری از موضوعات خویش به کتب پیشینیان اشاره کرده و بدانها ارجاع داده است. برای نمونه قرآن زمانی که درصدد بیان آینده جهان و سرنوشت حاکمان زمین است در ایه صد و پنجم از سوره انبیاء میفرماید: « وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»(و هر آینه در زبور- کتاب داوود- پس از ذکر- تورات، یا پس از یاد این امت در زبور- نوشتیم که زمین را بندگان نیک و شایسته من به میراث مى‏برند). یا در موردی کلیتر زمانی که قرآن به بیان حکم روزه میپردازد در آیه صد و هشتاد و سوم از سوره بقره میفرماید:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»( اى کسانى که ایمان آورده‏اید، روزه بر شما نوشته و مقرر شده همان گونه که بر کسانى که پیش از شما بودند مقرر شد، شاید (روحتان نیرومند شود و از هواهاى نفسانى) پرهیز کنید).
برای روشنتر شدن بحث ارجاعات قرانی به عهدین به تفسیر علامه طباطبایی ذیل آیه صدو پنجم سوره انبیاء نظری خواهیم داشت: «ظاهرا منظور از” زبور” آن کتابى است که به حضرت داوود نازل شد چه در جاى دیگر نیز آن را به این نام اسم برده و فرموده:” وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً”. بعضى از مفسرین گفته‏اند مراد از آن قرآن است. بعضى دیگر گفته‏اند مراد از آن مطلق کتبى است که بر انبیاء نازل شده و یا بر انبیاء بعد از موسى نازل شده. ولى هیچ دلیلى بر آن وجوه نیست. بعضى از مفسرین گفته‏اند مراد از” ذکر” تورات است به دلیل اینکه خداى تعالى آن را در دو جاى از این سوره ذکر نامیده یکى در آیه” فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ” دوم در آیه” وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ”. و بعضى دیگر گفته‏اند منظور از” ذکر” قرآن است به دلیل اینکه خداى عز و جل آن را در چند جاى از کلامش ذکر نامیده. و بنا بر این قول، آن وقت بعد از قرآن بودن زبور با اینکه قبل از آن نازل شده عیبى ندارد چون مراد از بعدیت، بعدیت رتبى است نه زمانى. بعضى دیگر گفته‏اند مراد از آن لوح محفوظ است. ولى این قول صحیح نیست.
در نتیجه چنان که مشاهده شد در قرآن، سنتِ ارجاع به عهدین وجود دارد و این مساله را به روشنی میتوان از تفاسیر مفسرین شیعی نیز دریافت.
13-1- قرآن و ادیان
قرآن در تعامل با دیگر ادیان از یک سو اصل توحیدی و خواستگاه مشترک این ادیان را تایید کرده و از سوی دیگر موارد انحراف از مسیر حق و برخی از کژیهای موجود در میان پیروان را نکوهش کرده است. برای هر دو نگرش مذکور آیات فراوانی در قرآن دیده میشود:
1- دسته نخست آیاتی است که دلالت دارد بر اینکه همه ادیان الهی از یک منبع سرازیر شده و از یک آبشخور و سرچشمه زلال؛ همگی در پی توحید کلمه و کلمه توحید و عمل صالح خالصانه و آراستگی به مکارم اخلاق هستند؛ بی هیچ اختلافی در اصول کلی یا در فروع جزئی مانند:
شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَن یَشَاء وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ
آیینى را براى شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستادیم و به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت مى کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمى‏گزیند، و کسى را که به سوى او بازگردد هدایت مى‏کند.»
« قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‏ایم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید ، و (همچنین) آنچه به موسى و عیسى و پیامبران (دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایى قائل نمى‏شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم؛ (و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود که بعضى را بپذیریم و بعضى را رها کنیم.)»
« إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَى*. صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى»
این دستورها در کتب آسمانى پیشین (نیز) آمده است، در کتب ابراهیم و موسى.
« قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَهٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ
نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»
بگو: «اى اهل کتاب! بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزى را همتاى او قرار ندهیم؛ و بعضى از ما، بعضى دیگر را -غیر از خداى یگانه- به خدایى نپذیرد.» هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»
علاوه بر این، آیات پرشمار دیگری نیز وجود دارد که نه تنها این ادیان را تایید کرده، بلکه خاستگاه مشترک آنها و قرآن را نیز یادآور میگردد.
2- اما دسته دیگر آیاتی است که به نکوهش پیروان این ادیان در کج روی و انحرافات عقیدتی پرداخته است. در ادامه به برخی از این آیات اشاره میشود:
« وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِیحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ یُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ»
یهود گفتند: «عزیر پسر خداست!» و نصارى کفتند: «مسیح پسر خداست!» این سخنى است که با زبان خود مى‏گویند، که همانند گفتار کافران پیشین است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف مى‏یابند؟!
« وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُم بِذُنُوبِکُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَن یَشَاء وَیُعَذِّبُ مَن یَشَاء وَلِلّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ»
یهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‏کند؟! بلکه شما هم بشرى هستید از مخلوقاتى که آفریده؛ هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، مى‏بخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى‏کند؛ و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست؛ و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.»
« وَقَالُواْ لَن یَدْخُلَ الْجَنَّهَ إِلاَّ مَن کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ»
آنها گفتند: «هیچ کس، جز یهود یا نصارى، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» این آرزوى آنهاست! بگو: «اگر راست مى‏گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید!»