اخلاق نیکوماخوس

Off By
دانلود پایان نامه

فیلسوفان غربی نیز در تعریف غرور به عنوان فضیلت و رذیلت اخلاقی، اختلافاتی دارند که یکی از دلایل این اختلاف، تأثیر از آموزه‌های دینی است. در مسیحیت، غرور را به عنوان یکی از هفت گناه کبیره و رذیلتی اخلاقی معرفی می‌کردند. در عهد جدید، غرور به معنای کبر و خودپسندی آمده است، که باعث دور شدن انسان از خداوند می‌گردد. همچنین غرور از نظر آبای کلیسا به شدت محکوم می‌شد. مثلاً پاپ گرگوری کبیر، غرور را ریشه‌ی همه رذایل می‌دانست، از نظر او همه گناهان خطرناک از این گناه بوجود می‌آیند.
فیلسوفانی مانند افلاطون نیز، غرور را به عنوان خودخواهی و خودپسندی در نظر گرفته و آن را تقبیح می‌کردند. از نظر آن‌ها غرور، رذیلتی است که انسان را از خدا و انسان‌های دیگر دور می‌کند. در مقابل، فیلسوفانی همچون ارسطو، غرور را به معنای بزرگمنشی در نظر گرفته و آن را به عنوان زینت فضایل در نظر می‌گرفتند. ارسطو غرور را یکی از ویژگی‌های شخص فضیلتمند معرفی کرده و می‌گوید: کسی که فضایلی دارد، باید با غرور، فضایلش را به دیگران نشان دهد، و این همان غرور مناسب است. او غرور را حدوسط بین بی‌همتی و تواضع بیجا معرفی می‌کند. اما ارسطو نیز از غرور بیجا بیزار است، از نظر او غرور بیجا به این معناست که فردی که فضیلتی ندارد، به خود مغرور باشد.
برخی دیگر از فیلسوفان غربی، در مورد غرور دیدگاه نسبی دارند. در واقع غرور را در برخی شرایط به عنوان فضیلت در نظر گرفته و آن را تحسین می‌کنند، و در برخی موارد نیز آن را به عنوان رذیلت معرفی می کنند. یکی از این فیلسوفان، هیوم است. او غرور را با توجه به حس همدردی معرفی می‌کند و می‌گوید: غرور در جایی فضیلت است که ما از همدردی با فردی که غرور دارد، لذت ببریم. در واقع این غرور، غروری موجه است که باعث لذت ما می‌گردد. در مقابل اگر ما از احساس غرور فردی رنج ببریم و ببینیم فرد ادعای بیشتر از کمالاتش را دارد، این غرور رذیلت خواهد بود. بنابراین معیار هیوم برای فضیلت یا رذیلت دانستن غرور، موجه بودن غرور فرد است. همچنین از نظر او، غرور این فرد نباید باعث رنجش ما گردد.
بنابراین، در تعریف غرور از نظر فیلسوفان اسلامی و غربی، می‌توان وجوه اشتراک و اختلافی پیدا کرد. وجه اشتراک این تعاریف این است که از نظر هر دو گروه، غرور به لحاظ دینی و بر اساس آموزه‌های دینی، گناهی اساسی و رذیلتی اخلاقی محسوب می‌گردد. اما به لحاظ فلسفی، اکثر فیلسوفان اسلامی تمایل دارند که نظرات خود را در مورد غرور مطابق با آموزه‌های دینی، به عنوان رذیلت معرفی کنند. درحالی‌که در مورد فیلسوفان غربی این مسأله کاملاً برعکس است، یعنی از نظر این فیلسوفان غرور، مثبت و فضیلت می‌باشد، مگر در مواردی‌که فرد در غرور خود زیاده‌روی کرده و به خودبینی و خودخواهی گرفتار می‌شود. این مسأله باعث شد که حتی در اخلاق دینی در غرب، تحولی عظیم صورت بگیرد و غرور از فهرست هفت گناه کبیره خارج گردد و خودپسندی جایگزین آن گردد.
اما به لحاظ ماهیت، همان‌طور که اشاره شد فیلسوفان اسلامی و غربی به صورت مشترک، غرور را احساسی درونی معرفی می‌کردند که انگیزه‌ای برای انجام عمل می‌شود. بنابراین از نظر آن‌ها، غرور یک رفتار نیست، بلکه احساسی درونی است که در فرد به‌صورت راسخ و پایدار وجود دارد، حال اگر این احساس ناشی از فضایل واقعی در فرد باشد، فضیلت محسوب می‌گردد، اما اگر فرد بدون داشتن فضیلتی در درون این احساس را داشته باشد، این غرور رذیلت است.
در مورد حکم اخلاقی غرور نیز باید گفت؛ از نظر فیلسوفان اسلامی، از آنجا که غرور یک احساس خطرناک درونی و یک گناه دینی است، باید ترک شود. اما در مواردی مانند تکبر در برابر متکبر، غرور نه تنها تقبیح نشده، بلکه به آن سفارش نیز شده است. اما به طور کلی می‌توان گفت که حکم به رذیلت بودن غرور در بین فیلسوفان اسلامی، نظر اکثر آن‌هاست و چنین مواردی استثناء هستند. اما فیلسوفان غربی، غرور مناسب را تحسین کرده و آن را انگیزه‌ای برای انجام فضایل بیشتر معرفی کرده‌اند. از نظر آن‌ها این وجود چنین غروری برای شخصیت هر فرد لازم و ضروری است. بنابراین اکثر فیلسوفان غربی، غرور را فضیلت دانسته و آن را برای شخصیت فرد، لازم و ضروری می‌دانند، مگر اینکه غرور فرد، به تکبر و خودپسندی تبدیل شود.
فهرست منابع
1) قران کریم
2) نهج البلاغه
3) صحیفه سجادیه
4) کتاب مقدس
الف. منابع فارسی
5) ابن عربی، محی الدّین. تهذیب اخلاق. ترجمه‌ زاهد ویسی، تهران: جامی، چاپ اول، 1388ش.
6) ارسطو. اخلاق نیکوماخوس. ج1، ترجمه‌ محمد حسن لطفی تبریزی، تهران: انتشارات طرح نو، 1385ش.
7) افلاطون. دوره‌ آثار. ج1و2و4، ترجمه‌ محمد حسن لطفی و رضا کاویانی، تهران: انتشارات خوارزمی، چاپ سوم، 1380ش.
8) امام خمینی(س). شرح حدیث جنود عقل و جهل. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چاپ دهم، 1385ش.
9) امام خمینی. شرح چهل حدیث. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیستم، 1378ش.
10) انصاریان، حسین. عرفان اسلام. ج9، انتشارات پیام آزادی، 1376ش.
بِرَن، ژان. سقراط. ترجمه‌ سید ابولقاسم پورحسینی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1374ش.
12) به سرپرستی دکتر حسن انوری. فرهنگ بزرگ سخن. ج 5، تهران: انتشارات سخن، چاپ دوم،1382ش.
13) تاجیک نشاطیه، نرگس. اخلاق و سیاست در اندیشه سقراط تاریخی. تهران: نگاه معاصر، چاپ اول، 1390ش.
14) تفسیر قمی، ج1.
15) جعفری، محمدتقی. اخلاق و مذهب. تهران: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، چاپ اول، 1379ش.
16) حق شناس، علی محمد ؛ حسین سامعی، نرگس انتخابی. فرهنگ معاصر هزاره. تهران: فرهنگ معاصر، 1386ش.
17) خاتمی، سید روح الله. آینه مکارم(شرح دعای مکارم الاخلاق). ج73، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376ش.