ژانویه 15, 2021

اخلاق در نهج البلاغه

– داوودی راد (1375) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «تربیت اخلاقی در صحیفه کامله سجادیه» به سوال آیا تربیت اخلاقی تنها به رفتارهای شخصی و فردی منحصر می شود و تنها در خلوت افراد کارایی دارد یا نه؟ در عرصه های سیاست و اقتصاد و ارتباطات جمعی نیز پدیدار می شود؟ پاسخ گفته است: حوزه عملکرد تربیت اخلاقی منحصر به رفتارهای فردی نمی باشد. در صحیفه سجادیه همان طورکه به اصلاح رفتارهای فردی مانند گفتار و کردار و تمایلات نفسانی عنایت شده است به کلیه حقوق و وظایف در روابط جمعی و مسایل اقتصادی و سیاسی نیز توجه شده است و تصریح شده که در هر عرصه ای که سخن از حق و وظیفه بیان شود، آنجا عرصه اخلاق است. در مباحث ارتباطات اجتماعی، حقوق و وظایف خانواده، خویشاوندان، دوستان، همسایگان و کلیه افراد جامعه، مطرح شده است. ملاک رفتارهای اخلاقی، جنبه پرستشی بودن رفتارهاست. یعنی هر عملی که صرفا به جهت تقرب به خدای سبحان انجام گیرد و هر رفتاری که منحصراً و به طور خالص برای حضرت حق تحقق پذیرد، اخلاق است و محور تربیت اخلاقی نیز عزت نفس است و تمام ابعاد تربیت اخلاقی مبتنی بر حفظ کرامت و عزت نفس انسان است. اصول تربیت اخلاقی، اصولی ثابت هستند که تابع شرایط زمان و مکان نمی باشد. لذا نظم تربیت اخلاقی صحیفه سجادیه، نظامی است که در کلیه افعال و رفتارهای انسان قابل تجلی است.
– سجادی (1379) در پژوهشی تحت عنوان «رویکردها و روش های تربیت اخلاقی و ارزشی، بازنگری و نوع شناسی» در تعریف تربیت اخلاقی می گوید: «تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی، به آنچه که مدارس و دیگر نهادهای آموزشی برای کمک به افراد جهت خوب بودن اجتماعی و نیز کمک به آن ها جهت رفتار به روش و منش اخلاقی و ارزشی انجام می دهند اطلاق می شود».
– نصرآبادی (1379) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان «تربیت اخلاقی از نظر شهید مطهری»، نکاتی را بیان می کند که شهید مطهری ایمان و مذهب را موافق اجرای اخلاقیات می داند، ماهیت تربیت اخلاقی امری متعالی و قدسی است و اهداف تربیت اخلاقی ثابت است و تربیت اخلاقی دارای جنبه مادی و معنوی است و حیا و عفت از جایگاه والایی در تربیت اخلاقی برخوردار است.
– بوستانی(1380) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان «تبیین دیدگاه ارزش شناسی علامه طباطبایی و دلالت های آن بر تربیت اخلاقی(اهداف و محتوا) » می نویسد: منبع ارزشها خداوند است و ارزشهای اخلاقی فطری می باشند که در بحث از زیبایی شناسی دیدگاه علامه طباطبایی بر زیبایی های پایدار تاکید دارد. تربیت اخلاقی از دیدگاه وی دارای رویکردی مطلق گرا دارای خاستگاه الهی و بر جنبه های اجتماعی تاکید دارد. در مورد اهداف تربیت اخلاقی به، تقوی، حیات طیبه، سعادت، رضوان را در جهت رسیدن به فی وجه الله که هدف غایی تربیت اخلاق از نظر علامه می باشد وی معتقد است انتخاب محتوی باید براساس سن و توان درک یادگیرنده، براساس احساس نیاز و متناسب با فطرت باشد. پیوستگی و انسجام در محتوا، انتخاب محتوا براساس آراء زیبایی شناسی علامه و محتوای تربیت اخلاقی نیز از دیدگاه وی شامل: شناخت خدا، شناخت فضایل و رذایل اخلاقی و نحوه تحقق بخشیدن به آنها، آموزش عادات اخلاقی نیک و معرفی الگوهای اخلاقی است.
– غفاری (1381) در رساله دکتری خود تحت عنوان «نقد تطبیقی رویکردهای فضیلت و غمخواری در تربیت اخلاقی» چنین بیان می کند: فراهم آوردن الگوهای مناسب برای تربیت اخلاقی همچنان یکی از نیازهای مبرم تعلیم و تربیت است و در الگوی تربیتی که بیان کرده است دو رویکرد فضیلت و رویکرد غمخواری را مطرح کرده است، رویکرد فضیلت به تربیت اخلاقی نسبت به بسیاری از رویکردهای دیگر تقدم تاریخی دارد. آراء سقراط، افلاطون و به ویژه ارسطو که در زمینه فضایل بیان کرده اند، سرچشمه های اولیه ی اخلاق، فضیلت است؛ که البته در آن دوران رویکرد اخلاقی غالب به شمار می رفت و از این رو سخن گفتن از فضایل مترادف با سخن گفتن از اخلاق بود.
– عزیزی (1384) در تحقیقی تحت عنوان «تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت و پستالوزی» چنین بیان می کند که تربیت اخلاقی از نظر پستالوزی کار مربی را به کار باغبان مانند می کند که با پیروی از طبیعت آدمی نیروی درونی را منشا تحول قرار می دهد. او اساس کار مربی را عشق ورزیدن به متربیان می داند و باید هر گونه آموزش اخلاقی براساس نگرش های حسی صورت گیرد و از طبیعت استفاده مناسب به عمل آید. کانت چنین می گوید: بالاترین سطح تربیت، تربیت اخلاقی است و تربیت اخلاقی براساس زمینه، وجود، منش سالم و بر بنیاد خود و اندیشه صحیح صورت می گیرد.
– مزیدی و شیخ الاسلامی (1388) در پژوهشی با عنوان «مبانی وجودشناسی، انسان شناختی و روش های تربیتی انسان از دیدگاه قرآن و سیره پیامبر اعظم(ص)» به چنین نتیجه ای رسیدند که نظام تعلیم و تربیت اسلام، نظام جامعی است که به پرورش استعدادهای انسان به طور هماهنگ تاکید دارد. از نظر اسلام، انسانی کامل است که تمام این جنبه ها در وی رشد یافته باشد.
– کبیری (1388) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان «مبانی و شیوه های تربیت اخلاقی در قرآن با تاکید بر تفسیر المیزان» می نویسد : هدف این رساله بررسی مبانی و شیوه های تربیت اخلاقی در قرآن کریم، با تاکید بر نظرات علامه طباطبایی است. مبانی تربیت اخلاقی عهده دار معرفی اصول ارزشی، موقعیت، امکانات و محدودیتهای انسان در راستای تربیت اخلاقی و شکوفا ساختن استعدادهای بالقوه آن و باور کردن صفات و ملکات فاضله از
یک مکتب است و در واقع به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه اخلاقی در نهاد انسان است. شیوه های تربیت اخلاقی با توجه به مبانی، در جهت اهداف تربیت اخلاقی اتخاذ می شوند و نوع خاص یک مکتب اخلاقی را مشخص می کند. علامه معتقد است سه شیوه در تربیت اخلاقی موثر است: توجه به غایات دنیوی، اهداف اخروی و محبت خداوند. قرآن کریم مهمترین مبنای تربیت اخلاقی خود را توحید قرار داده و شیوه های تربیت اخلاقی را حول آن محور اصلی به کار برده است. مهمترین شیوه آن از نظر قرآن کریم عبودیت و محبت ناشی از آن است؛ که از مهمترین مبنای آن نشات گرفته است. سرمایه های هر جامعه ای نسل جوان جامعه می باشد که تربیت اخلاقی معطوف به آن است. لذا اگر ما فرزندان خود را مطابق شیوه عبودیت توحیدی تربیت کنیم؛ اخلاق الهی حاکم بر جامعه خواهد شد و ضمانت اجرای احکام الهی بسیار قوی خواهد بود. بنابراین توجه به اصول تربیتی و ویژگی ها ی خاص دوره تربیتی جهت برنامه ریزی برای انتخاب روش اصلح در تربیت اخلاقی حائز اهمیت است.
– صالحی و تهامی (1388) در مقاله ای تحت عنوان «بررسی و تحلیل عوامل موثر در تربیت دینی بر مبنای سخنان حضرت علی (ع) در نهج البلاغه» چنین نتیجه گرفته اند: که بنیادی ترین رکن تکامل فرد و جامعه، تفکر و معرفت است که این تفکر و معرفت باعث خودشناسی در انسان می شود و رسیدن به کمال فردی و اجتماعی بدون اندیشیدن و بهره مندی از دانش ممکن نیست؛ حضرت علی(ع) در مورد تربیت، قبل از هر کس و هر چیز، خود انسان را مسئول خویش و موثر در شکل دادن به شخصیت خود می داند، چون انسان دارای اراده و اختیار است؛ ایشان می فرماید: انسان باید خود مربی خود باشد و همچنین برای شکل گیری تربیت صحیح به نقش محیط تربیتی سالم و کارآمد و معلمان و دیگر افراد جامعه بی توجه نبود؛ زیرا بر فرد تاثیر می گذارد؛ پس تربیت از قبل از تولد آغاز، در خانواده ادامه و در مدرسه و موسسه های تربیتی کامل می شود و رسانه های جمعی و محیط اجتماع در تربیت افراد نقش بسزایی دارند.
– علی آبادی(1388) در پایان نامه سطح سوم علوم حوزوی(معادل کارشناسی ارشد) تحت عنوان«هدف آفرینش انسان از نظر قرآن» در مورد تربیت اخلاقی چنین می گوید: عالی ترین هدف نهایی مقصود به کمال رسیدن، به قرب حق و به معرفت رسیدن خداوند است که از طریق تربیت اخلاقی صحیح در فرد ایجاد می شود.
– فقیهی و رفیعی مقدم(1389) در پژوهشی تحت عنوان «خودشناسی در چهارچوب ابعاد روانی انسان منطبق با بینش قرآنی و پیامدهای تعلیم و تربیت»، اینگونه نتیجه گیری می کنند که تبیین قرآن از جنبه های وجودی، معنوی، شناختی، عاطفی و توانمندی ها و نیازهای آدمی با علم حضوری و فطری که هر فرد از خود دارد هماهنگ است. شناخت خود و بازسازی فطری با پرورش استعدادها، نیل به اهداف عالیه تربیتی و از جمله سلامت روانی رابطه دارد. به میزانی که روند تعلیم و تربیت به متربی کمک شود تا به طبیعت اولیه باز گردد و با شناخت نگرش ها، عواطف و رفتارهایی غیرطبیعی خویشتن در مسیر اصلاح آن ها گام بردارد؛ سطح رشد اخلاقی و تربیتی و امکان نیل به کمال و سعادت افزایش می یابد (به نقل از علوی، بی تا، ص 24).
– مودب (1389) در پایان نامه سطح سوم حوزوی (معادل کارشناسی ارشد) تحت عنوان «اخلاق در نهج البلاغه» چنین بیان می کند: با توجه به نهج البلاغه هر عملی خوب یا بد اثری موافق خود در روح انسان باقی می گذارد و تکرار یک عمل اثر بیشتر دارد و کم کم کیفیتی به نام عادت حاصل می شود و اگر بیشتر شود به صورت خلق در می آید؛ پس راه بدست آوردن اخلاق نیکو این است که انسان خود را وادار به انجام کارهایی کند که ثمره ی خوش اخلاقی است و بهترین راه برای درمان بداخلاقی این است که انسان کار زشت را در خود شناسایی و برخلاف آن قیام کند و مردانه همّت گمارد و از خدا کمک بخواهد که اخلاق زشت رفع شده و تبدیل به اخلاق نیکو شود.
– اکبری (1389) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان «بررسی فلسفه تربیت اخلاقی از دیدگاه اسلام» نتایج تحقیق خود را مبین چنین مواردی در نظر گرفته است. اهداف تربیت اخلاقی عبارتند از:
الف) اهداف مربوط به رابطه انسان با خداوند: کامل ساختن ایمان اخلاص یا نیت پاک.
ب) اهداف مربوط به رابطه انسان با خود: پرورش قدرت فهم و شناخت اخلاقی، تهذیب نفس، پرورش صفات الهی، تعدیل قوای سه گانه و شهوت، غضب، تعقل.
ج) اهداف مربوط به رابطه انسان با دیگران: به کمال رساندن اخلاق.
ابزارهای شناخت در تربیت اخلاقی، حس بینایی و شنوایی، عقل و قلب می باشد. عقل را می توان با تفکر، تجربه، علم و شناخت آیه ای پرورش داد. برای پاک سازی قلب در تربیت اخلاقی روش های جهاد با نفس، عبادت، اسوه، یادآوری نتایج، تربیت کسب فضائل، تصمیم بر گناه یا بر انجام خوبی ها، روش عادت دادن و عزلت استخراج شده اند. منابع شناخت در تربیت اخلاقی عبارتند از: عقل ، قلب، قرآن، تاریخ، طبیعت، نفس، سیره پیامبر(ص)، سیره ائمه اطهار علیهم السلام و عوامل اجتماعی شامل دوست، دشمن، معلم اخلاق و عرف است و در ضمن ارزش های تربیت اخلاقی مثل صبر، اخلاص، عزت، نفس، خیرخواهی، فروتنی و تواضع، غیرت و حسن ظن می باشد.
– رضا داد (1390) در پایان نامه کارشناسی ارشد خویش با عنوان «مبانی و راهکارهای تربیت اخلاقی در قرآن کریم» این گونه نتیجه گرفت که مکتب تربیتی قرآن، توحید ناب، یگانه محور اصلی نزهت روح و خداگرایی، تنها شاهراه اصلی تربیت اخلاقی است که آدمی را تا برترین مراتب تنزّه اخلاقی اوج می دهد: پس می توان گفت ضرورت تربیت اخلاق
ی، از وظیفه ی انسان در راستای تحقق مقام خلافت الهی ناشی می شود؛ و هدف از تربیت اخلاقی همان تخلّق به اخلاق الهی است.
پژوهشهای گروه سوم
– بهشتی (1386) در پژوهشی تحت عنوان «تربیت فرزند در اندیشه والای علوی» چنین بیان می کند: اگر بخواهیم کودکی را مطابق برنامه تربیتی اسلام که در رفتار و گفتار علوی به طور کامل تجلی یافته است بپرورانیم، باید پنج اصل را مورد توجه کامل قرار دهیم: اصل اول، سلامت بدن است؛ بدن ، ابزار تکامل و به منزله ی مرکب برای جان و روح انسان است. اصل دوم، سلامت روح است؛ روح، کانون عقل و عاطفه است. از روح ناسالم، عقل و عاطفه ی سالم پدید نمی آید. از کوزه همان تراود که در اوست. اصل سوم، فکر سالم است؛ فکر کودکان را باید پرورش داد و راه و رسم درست فکر کردن را باید به آنها آموخت. اصل چهارم، عقیده ی سالم است؛ عقیده ی سالم نیاز به استدلال صحیح و پرهیز از سفسطه ها دارد و بدون تربیت صحیح فراهم نمی شود. اصل پنجم، اخلاق سالم است که بدون تربیت صحیح اخلاقی و ارائه الگوهای مطلوب برای هیچ کس تحقق نمی یابد.
ب) چکیده پژوهش های انجام شده در خارج از ایران :
– اسکات (1990) در مقاله ای با عنوان «ابعاد تحولی نادیده گرفته شده در تربیت اخلاقی» دیدگاهی را در مورد داوری اخلاقی مطرح می کند که از موضوعات عدالت و حقوق فراتر می رود و به اخلاق نظر دارد که شامل مسئولیت و غمخواری نسبت به دیگران است. به زعم وی، نظریه ی تحول اخلاق باید هم رفتار اخلاقی مانند (رفتار اجتماعی) و هم استدلال اخلاقی را کانون توجه قرار دهد. وی در نهایت مدلی جامع برای تربیت اخلاقی پیشنهاد نموده است.
– اوسرف و رایشنباخ (1994 م) دو متفکر غربی در تحقیقات خود تربیت اخلاقی را این گونه تعریف کرده اند که: جامع دو گرایش باشد، یکی پرورش فضائل در دانش آموزان و دیگری آموزش ارزش ها و اصول اخلاقی؛ آنان در تعریف تربیت اخلاقی گفته اند: «تربیت اخلاقی در صدد است رشد اخلاقی را ارتقاء دهد یا فضائل اخلاقی بیشتری را در دانش آموزان ایجاد کند».
– النر (1996) در مقاله ای تحت عنوان «چگونه می توان مشخص کرد که تربیت اخلاقی کارآمد است؟» پیشنهاد می کند که عرصه ی ارزشیابی را در تربیت اخلاقی گسترش دهیم و استدلال می کند که پژوهش های پیشین، در ارزشیابی تربیت اخلاقی، عمدتاً بر شواهد غیرمستقیم تأکید ورزیده اند (به طور مثال پیشرفت در استدلال اخلاقی) و به تغییرات رفتاری توجهی نداشته اند و توصیه شده بر روابط میان مراقبت فرد نسبت به رفتارهای فردی و اجتماعی خود با تربیت اخلاقی تأکید بیشتری صورت پذیرد.
– تاریس و سمین (1997 م) پژوهش خود را تحت عنوان «فقدان ایمان؛ تاثیر ارتباط فرزند با مادر در انتقال ارزش های اخلاقی» چنین بیان می کنند: بنابراین پژوهش، حفظ ارتباطات خوب والدین با فرزند، یکی از مفیدترین ابزارهای آنان به منظور انتقال ارزش های والدین به فرزندانشان می باشد. اصولاً انتظار آن است که این امر نه تنها به انتقال ارزش های دینی، بلکه به انتقال ارزش های اخلاقی به طور کلی بینجامد خواه این ارزش ها در باور دینی ثابتی قرار گرفته باشند یا خیر. بنابراین، هر چند نتایج ما به طور مستقیم تنها از ارتباط ارزش های دینی سخن می گویند، به انتقال ارزش های اخلاقی به طور کلی نیز مرتبط اند. در هر دو مورد، تعامل خوب والدین با فرزند سبب درونی سازی ارزش های فرزندان می شود، این تحقیق با روش میدانی بوده است.