ژانویه 16, 2021

اختلافات مذهبی

وی از کارگزاران مهدی خلیفه عباسی بوده و کار رسیدگی به دوائر دولتی را بر عهده داشته است. پس از او هادی و مدت کوتاهی از هارون در این سمت و چند سمت دیگر باقی بوده است. پدرش یقطین و برادرش محمدبن یقطین از نزدیکان و امرای عباسیان بودند ولی علی بن یقطین از محبین اهل بیت (علیهم السلام) بوده و روایات بسیاری در مدح او وارد شده است. او را از اصحاب امام صادق و کاظم (علیهم السلام) شمردهاند.
اما او در تقیه به سر میبرد و قضایایی دربارهی تقیهی وی و دستور العملی که امام کاظم (علیه السلام) برای فرار وی از شناخته شدن، فرمودهاند نقل شده است. وی از بودن در دستگاه عباسیان ناراحت بوده است و خود را در این شغل گناهکار میدانسته است ولی حضرت امام روایتی را تذکر میدهند که در آن امام کاظم (علیه السلام) او را از خروج از دستگاه ستمگران منع میفرماید. متن روایت چنین است: «عبدالله بن جعفر فی قرب الاسناد عن محمد بن عیسی عن علی بن یقطین أو عن زید عن علی بن یقطین أنّه کتب إلی أبیالحسن موسی (علیه السلام) إنّ قلبی یضیق ممّا أنا علیه من عمل السلطان و کان وزیرا لهارون فإن أذنت جعلنی الله فداک هربت منه. فرجع الجواب: لا آذن لک بالخروج من عملهم و اتقوا الله أو کما قال.»علی بن یقطین به امام موسی کاظم (علیه السلام) نامه نوشته است که قلب من در فشار است از این کاری که برای سلطان انجام میدهم (و در آن هنگام وزیر هارون بوده است). پس اگر اجازه دهی (جانم به فدایت) از آن کار بگریزم. پس جواب آمد: به تو اجازه نمیدهم که از کارهای آنها خارج شوی و تقوای الهی را پیشه کن (یا سخنی به این مضمون).
و در نقل دیگری از همین نامه نگاری، جمله اضافهای وجود دارد که «خداوند بر درگاه جباران کسانی را دارد که اولیائش را به واسطهی آنها حفظ میکند و آنها از آتش رهانیدهاند.»
در هنگام فوت علی بن یقطین، امام کاظم (علیه السلام) در زندان به سر میبردند.
.2.2.1.3محمد بن اسماعیل بن بزیع
وی از اصحاب سه امام رضا و کاظم و جواد (علیهم السلام) بوده است که مورد تأیید دانشمندان علم رجال قرار داشته است. او را با عنوان «ثقهٌ ثقهٌ عینٌ» ستودهاند و روایات بسیاری از او نقل شده است. خاندان بزیع از خاندان شیعی بوده است که محمد، از معتمدین آن بیت به حساب میآمده است. او و عمویش حمزه بن بزیع را از عداد وزراء برشمردهاند.
البته بعضی گفتهاند که در دیگر منابع تاریخی شیعه و سنی از محمد و عمویش به عنوان وزیر یا هر گونه همکاری با دولت، سخنی نیست. ولی نجاشی به غیر از نقل کشی که آنها را وزیر دانسته است در ابتدای زندگینامهی محمد بن اسماعیل بن بزیع، میگوید: او مولای ابوجعفر منصور است که همان منصور دوانیقی است. حضرت امام میفرمایند: «و از رجال کشى در احوالات محمد بن اسماعیل بن بزیع که از بزرگان اصحاب ائمّه است و در دولت منصور داخل است، یک حدیث از موسى بن جعفر نقل مى‏کند که از اشخاصى که در دربارهاى سلاطین ستمگر واردند و براى اصلاح حال کشور و توده قدم برمى‏دارند، به قدرى تعریف و تمجید کرده است که انسان را متحیّر مى‏کند. مى‏گوید: این‏ها حقیقتاً مؤمنند، این‏ها محل نور خدا هستند در زمین، این‏ها نور خدا هستند در توده؛ نور این‏ها براى اهل آسمان روشنى مى‏دهد؛ همچون ستارگان درخشان که براى اهل زمین نور پخش مى‏کنند؛ بهشت براى آنان خلق شده و آنان براى بهشت.» این حدیث طولانیتر از آن است که امام نقل فرمودهاند و در انتهای حدیث آمده است که «ای محمد تو هم از این انسانها باش» که نشان میدهد محمد بن اسماعیل در دستگاه ظالمین حضور داشته است.
در عین حال، به نظر میرسد که عبارت «از عداد وزرا بودند» به معنای این است که دارای جایگاهی در حد وزرا بودند نه اینکه رسما دارای منصب وزارت بودهاند.
.3.2.1.3عبدالله نجاشی
از عبدالله نجاشی اطلاعات زیادی در دست نیست. احمد نجاشی که نویسندگان شیعه را بر شمرده است از او نام برده و میگوید: «از امام صادق (علیه السلام) نامهای را که حضرت برایش نوشته است نقل میکند و از جانب منصور، والی اهواز بود.» و در ضمن زندگینامهی خود نیز او را والی اهواز معرفی نموده است.
از امام صادق (علیه السلام) روایتی نقل شده که کسی نزد آن حضرت رفت و در بارهی عبدالله نجاشی گفت که او از ارادتمندان شماست و من مقداری خراج به او بدهکارم، و از حضرت درخواست کرد تا سفارشی برای او بنویسند. حضرت صادق (علیه السلام) نوشتند: «بسم الله الرحمن الرحیم. سرّ اخاک یسرّک الله» بنام خداوند بخشنده مهربان. برادرت را شادمان کن تا خداوند تو را شاد کند.
همچنین نجاشی میگوید که عبدالله نامهای به حضرت نوشت و حضرت رسالهای برای او فرستاد و من رسالهای غیر از آن، از امام صادق (علیه السلام) خبر ندارم.
.2.3عصر غیبت کبری تا هجوم مغول
پس از شروع غیبت کبری، چند حکومت شیعی در سرزمینهای اسلامی پدید آمده است که گاهی مستقل و گاهی نیمه مستقل بودهاند. در هر دوره نیز علمای شیعی با دربار آنها ارتباط داشته و همکاری کردهاند. از سوی دیگر، در همین دورهی زمانی، حکومت عباسی دارای حاکمیت اصلی در کشور اسلامی بوده است و تعدادی از علمای شیعی نیز با آنها در ارتباط بوده و به آنها کمک کردهاند. بنابراین، در بررسی روابط حاکمان با علمای شیعه، در این دورهی زمانی، لازم است به هر دو نوع حکومت توجه شود. البته امام خمینی (رحمه الله) در بیانات و کتب خود به این دوره اشارهای نداشتهاند.
.1.2.3رابطهی علمای شیعه با حاکمان شیعه
مهمترین حاکمان شیعه در این دوره آل بوی
ه است. البته خاندان بنیعمّار در طرابلس نیز در همین دوره تشکیل شده که مشهور به شیعی بودن هستند. اما به دلیل اهمیت آل بویه ما توضیحاتی دربارهی آن خواهیم آورد.
آل بویه
یکی از حکومتهای شیعی که در دیلمان تشکیل شد، مربوط به خاندانی به نام آل بویه بود. ایشان برادرانی بودند که کم کم اقتدار خود را در ناحیهی شمالی ایران فزونی بخشیدند. آنها از شمال ایران به سمت کرج و ری و اصفهان و کرمان و فارس حرکت کردند و در هر منطقهای با جنگ و تهدید آن را فتح کردند. این جنگها از سال 323ه آغاز شد و چند سال به طول انجامید. اولین کسی که حکومت آل بویه را تشکیل داد و 44 سال حکومت کرد، رکن الدوله حسن بن بویه بود. پس از او معزالدوله احمد بن بویه به عراق حمله کرد و بغداد را تصرف نمود. به همین صورت فرزندان و نوادگان بویهی دیلمی حکومت را حفظ کردند و توسعه بخشیدند و تا 446ه حکومت خود را ادامه دادند.
آنها از یک سو به عنوان خانوادهای شیعی شناخته میشدند و از سویی روابط خوبی با بزرگان علمای شیعه برقرار کردند. به همین جهت عالمان شیعه نیز به همکاری و کمک ایشان شتافتند. البته دربارهی اینکه آل بویه از شیعیان زیدی مذهب بودهاند یا از شیعیان اثنی عشری، اختلاف زیادی وجود دارد. در هر صورت، آنها توانستند در عرصهی فرهنگ و سیاست و مسائل اجتماعی در ایران و عراق خدمات بسیاری کنند. برخی از بزرگترین عالمانی که با آل بویه مرتبط بودند عبارتند از:
شیخ صدوق (م381ه) فقیه و متکلم شیعی که صاحب یکی از کتابهای چهارگانه حدیث شیعه است و گرایش زیادی به ظواهر روایات داشته است. وی یکی از پر تألیفترین دانشمندان جهان اسلام است و حدود سیصد کتاب را به او نسبت دادهاند. وی از طرف رکن الدوله دیلمی به شهر ری دعوت شد و به دلیل خلئی که با درگذشت مرحوم کلینی در ری پدید آمده بود، شیخ صدوق پذیرفت و در آنجا اقامت گزید و نزد او و وزیر نامدارش صاحب بن عباد با احترام زیاد زیست و ریاست روحانی شیعیان آن عصر به او رسید. وی مباحثات زیادی در مسائل مربوط به امامت و غیبت، در قم داشته است. وی از این موقعیت استفاده کرد و به شهرهای خراسان، ماوراءالنهر، نیشابور، بلخ و بخارا سفر کرد و در جمعآوری میراث حدیثی شیعه تلاش فراوان نمود. به منظور حج و زیارت ائمه (علیهم السلام) به حجاز و عراق رفت و در شهرهای کوفه و بغداد دانشمندان از محضرش استفاده کردند.
شیخ مفید (م423ه) فقیه و متکلم بزرگ شیعی، مشهورترین شخصیت کلامی شیعی نزد علمای فرقههای دیگر بوده است. او در فن مناظره بسیار توانمند بود. در عصر وی، بغداد مرکز علوم اسلامی بود و در پایگاه خلفای عباسی، فقه مذاهب مختلف تدریس می شد و در کنار مکاتیب، مکتب شیخ مفید جلوهی خاصی داشته است. عضدالدوله به شیخ مفید احترام می‌گذاشت و زمینه را برای او در تبلیغ مذهب شیعه فراهم می‌آورد. در آن دوره مظاهر شیعی مثل مراسم عزاداری عاشورا و عید غدیر برگزار شد. پس از عضدالدوله، بهاء الدوله متصدی حکومت بغداد بود و خلیفهی عباسی را از این کار خلع نمود. خلیفه نیز به بغداد لشکر کشی کرد و شیخ مفید را از بغداد تبعید نمود. پس از مدتی در دورهی سلطان الدوله نیز دوباره اختلافات مذهبی شیعه و سنی بالا گرفت و بار دیگر شیخ مفید تبعید گردید. اینها نشان میدهد که شیخ مفید از موقعیت خود برای رونق دادن به گرایشات شیعی بهره برداری میکرده است. در عین حال، به علت احترامی که در میان همهی فرقه ها داشت، در هنگام رحلت ایشان، هشتاد هزار نفر در تشییع او حضور یافتند.
سید مرتضی (م436ه) معروف به علَم الهدی، از بزرگان فقها و متکلمی شیعی بوده است. وی شاگرد شیخ مفید و پس از او ریاست حوزهی شیعه را بر عهده داشته است. او مدت سی سال امیر حاج و حرمین و نقیب الاشراف و قاضی القضات ومرجع تظلمات و شکایات مردم بوده است. بر اساس اینکه آل بویه به علمای تشیع علاقهی ویژهای نشان میدادند، سید مرتضی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و مورد توجه حکام آل بویه قرار داشته است.
2.2.3. رابطهی علمای شیعه با بنی عباس
در دورهی حکومت عباسیان، مخصوصا در دورهی غیبت کبری، تعداد زیادی از علمای شیعه در دربار آنها حضور داشتهاند. همانند: