آموزش مهارتهای اجتماعی

Off By
دانلود پایان نامه

معلمان باید فعالیتهای کلاس را به نحوی سازماندهی کنند که «خودپنداره ی مثبت» در آنها تقویت شود. رشد خود پنداره مثبت دانش آموزان موجب افزایش انگیزه ایشان درکلاس درس برای موفقیت می گردد. معلمان باید با اطلاع ازعوامل ارتقاء انگیزه دانش آموزان به آنها کمک کنند، تا علایق خود را رشد داده از رفتارهای خود آگاه شوند و به نیازهای شخصی خود پاسخ گویند. به هر طریق ممکن سعی کنند نگرش مثبت در ذهن دانش آموزان نسبت به درس به وجود آورند، زیرا نگرش منفی باعث عدم علاقه به درس مربوطه می شود. آنها با آموزش مهارتهای اجتماعی ضروری برای زندگی وعواملی که بر رفتار اجتماعی فرد تاثیر دارد، آنها را به آموزش علاقه مند کنند. و بسیار سازمان یافته عمل کنند، دانش آموزان خود را خیلی واضح توجیه کنند که چه کاری را باید انجام دهند و چگونه آنها را انجام دهند؟ توانایی انتقال اهداف درسی به دانش آموزان تاثیرات عمیقی برآمادگی دانش آموزان برای شرکت درکلاس و نیز مطالعه می گذارد.
2-2-12 خودکارآمدی و تنظیم عملکرد
عقاید خودکارآمدی عملکرد انسان را در چهار مرحله ی عمده تنظیم می کند (بندورا ، 1997 نقل از پروین و جان ، 1999): شناختی ، انگیزشی ، هیجانی و مراحل انتخاب.
مسیر شناختی شکل های گوناگونی به خود می گیرد. عملکرد عمده افکار این است که افراد را قادر می کند تا رویدادها و فعالیت هایی که برای افراد مهم هستند را کنترل و پیش بینی کنند. افراد با خودکارآمدی بالاتر منابع شناختی بیشتر، راهکارهای انعطاف پذیرتر و مدیریت موثرتر بر محیطشان دارند (بوفارد – بوچارد، پرنت و لاریو ، 1991 ؛ وود و بندورا ، 1989 به نقل از کریم زاده، 1380: 31).
عقاید خودکارآمدی نقش مرکزی در تنظیم انگیزش دارند. انگیزه بیشتر انسانها به طور شناختی تولید می شود. این عقاید خودکارآمدی است که تعیین می کند افراد کدام هدف چالش برانگیز را انتخاب کنند، چه مقدار تلاش صرف آن کنند و در برخورد با مشکل چقدر استقامت بورزند (بندورا ، 1991؛ لوک و لاتهام، 1990 به نقل از کریم زاده، 1380: 32).
کنترل جریان فکر عامل کلیدی در خود تنظیمی حالتهای هیجانی است. به علاوه افراد می توانند بر حالتهای احساسی شان با تمرین کردن شیوه های تسکینی، بدون تغییر دادن سبب برانگیختگی هیجانی کنترل پیدا کنند.
افرادی با خودکارآمدی پایین از وظایف مشکل اجتناب می کنند چون آنها را به عنوان یک تهدید نگاه می کنند.
2-2-13 خودکارآمدی و انتظار
مفهوم خودکارآمدی به طور خیلی زیادی شبیه مفهوم انتظار است. تفاوت عمده آنها این است که انتظار مربوط به فعالیت خاص در زمان معین است در حالی که خودکارآمدی مربوط به احساس کلی است که یک فرد احساس توانایی یا عدم توانایی در بعضی از حیطه های زندگی می کند، مانند بازی کردن تنیس. به طور آشکار این دو مفهوم به هم وابسته هستند، شخصی که خودکارآمدی بالایی دارد، انتظار بالایی نیز دارد، اما این دو یکی نیستند، نظریه خودکارآمدی و انتظار در پیش بینی اینکه مسائلی را که افراد معتقد هستند می توانند آنها را خوب انجام دهند و موفق شوند، موفق هم می شوند با هم توافق دارند، تئوری انتظار همچنین تاثیر انگیزش را در پاداش در نظر می گیرد، موضوعی که در تئوری خودکارآمدی به آن پرداخته نمی شود(اسپکتور ، 2003، به نقل از کریم زاده، 1380: 33).
بندورا معتقد است که قضاوت در مورد خودکارآمدی از نتایج مورد انتظار و یا انتظاراتی که فرد از نتیجه رفتار دارد متفاوت می باشد، زیرا اشخاص باور دارند که یک عمل خاص، پیامدهای شخصی را در پی خواهد داشت. اما آنها به این باورشان عمل نمی کنند زیرا می پرسند که آیا واقعاٌ قادر به انجام فعالیت های ضروری آن کار می باشند. ساختار خودکارآمدی و نتایج مورد انتظار ادراک افراد از واقعیت هستند. لذا این ادراکات ممکن است واقعی باشند یا نباشند، توجه به این نکته در تصمیم گیری اهمیت دارد که ادراک افراد از واقعیت بیشتر از واقعیت عینی، تعیین کننده رفتار آنها فرض شده است (سوانسون و فوأد ، ترجمه موسوی ، 1381 به نقل از کریم زاده، 1380: 33).
اثر خودکارآمدی حرفه ای در کارهای هاکت و بتز (1981) و بتز و هاکت (1986) دیده می شود و به شکل گسترده ای توصیف کننده ارتباط بین خودکارآمدی و رفتارهای گوناگون مرتبط با انتخاب شغلی و سازگاری شغلی است (لنت و هاکت ، 1987 ، نقل از نیستول ، 2003 به نقل از کریم زاده، 1380: 34).
2-2-14 خودکارآمدی و تفاوتهای سنی و جنسیتی
به نظر می رسد که کارآیی شخصی در نتیجه جنسیت و سن فرق می کند. پژوهش با کودکان و بزرگسالان نشان می دهد که مردان به طور متوسط از نظر کارآیی شخصی بالاتر از زنان هستند. این تفاوتهای جنسیت حدود 20 سالگی به اوج می رسد و در سالهای بعدی کاهش می یابد. در هر دو جنس، کارآیی شخصی در طول دوران کودکی و اوان بزرگسالی افزایش می یابد، در میانسالی به اوج می رسد ، و بعد از 60 سالگی کاهش می یابد (گکاس، 1989 ؛ و ودوارد و والستون، 1987 نقل از شولتز و شولتز ، ترجمه سید محمدی، 1383).
هاکت و بتز (1981) اولین کسانی بودند که نظریه شناختی اجتماعی بندورا را که بر نقش خودکارآمدی در انتخاب شغلی تاکید دارد به کار گرفتند. آنها بر نظریه خودکارآمدی برای تبیین انتخاب های شغلی زنان متمرکز شدند و پیشنهاد کردند که کارآمدی پایین، محدودیت طیف انتخاب های شغلی زنان را تبیین می کند(سوانسون و فوأد ، ترجمه موسوی ، 1381 نقل از کریم زاده، 1380: 37).
لنت و همکاران (1994) همچنین طرح می کنند که متغیر تفاوت های فردی و جمعیت شناختی (همچون جنس ، نژاد ، قومیت و شرایط اقتصادی اجتماعی) با پیشینه و متغیرهای بافتی تعامل دارند و بر تجارب یاد گرفته شده که در باورهای خودکارآمدی نقش دارد تاثیر می گذارد. در عوض این انتظارات کارآمدی با پیامد مورد انتظار که افراد در مورد نتایج رفتارشان دارند مرتبط هستند.
تفاوت های جنسیت در کارآیی شخصی نقش مهمی را در انتخاب شغلی ما ایفا می کند. پژوهش نشان داده است که مردان هم برای مشاغل به اصطلاح مردانه و هم زنانه، کارآیی شخصی زیادی را در خود می بینند. در مقابل زنان برای مشاغل به اصطلاح زنانه خود کارآمدی بالا، اما برای مشاغل به اصطلاح مردانه خود کارآمدی پایینی در خود می بینند (شولتز و شولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
نتایج پژوهش‌ها نشان دهنده آن است که میزان خود کارآمد پنداری با توجه به سن و جنس افراد متفاوت است. خود کارآمد پنداری در هر دو جنس با افزایش سن افزایش می‌یابد و مردان دارای خود کارآمد پنداری بالاتر هستند. سبک‌های یادگیری، به باورها، رجحان‌ها و رفتارهایی اشاره دارند که افراد آنها را به کار می‌برند تا به یادگیری آنان در یک موقعیت معین کمک کند. نتایج پژوهش‌ها (هیکسون و بالتیمور1996)، (حسینی لرگانی 1377)، (میر انصاری 1378) در این زمینه نشان دهنده آن است که روشهای یادگیری گوناگون با جنس، سطح تحصیلات و رشته تحصیلی ارتباط دارند(خاکسار بلداجی، 1384: 107).
2-2-15 خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی
پژوهش بین کارآیی شخصی و عملکرد تحصیلی رابطه ی مثبت معنی داری را نشان می دهد (مولتون ، براون و لنت ، 1991 ، نقل از شولتز وشولتز ، ترجمه سید محمدی ، 1383) . معلمان دارای درجه ی بالای خودکارآمدی در توانایی های تدریس خود ، فرصتهای بیشتری را برای عملکرد موفق دانش آموزان به وجود می آورند (جیبسون و دمبو ، 1984 ، نقل از شولتز وشولتز ، ترجمه سید محمدی ، 1383) . معلوم شده است که کارآیی شخصی در دانش آموزان به طور مثبت به انگیزش ، سطح تلاش و استقامت در کلاس درس وابسته است(زیمرمن، 1995 ، نقل از شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
2-2-16 خودکارآمدی و سلامت جسمانی
معلوم شده است که خودکارآمدی بر سلامت جسمانی هم تاثیر می گذارد. سلامت به طور قابل ملاحظه ای وابسته به سبک زندگی است و سبک زندگی که مردم به مناسبت خود – تنظیمی انتخاب می کنند به طور عمده توسط خودکارآمدی تعیین می شود(بندورا ، 2001، نقل از کلونینجر، 2004 به نقل از کریم زاده، 1380: 39).
مداخلات سلامتی مانند برنامه کاهش وزن، تمرینات و توقف سیگار کشیدن اگر خودکارآمدی بالا باشد احتمالاٌ بیشتر منجر به موفقیت می شود( دشارنیز ، بویلون و گودین ، 1986 ؛ کارسیا ، اسمیتز و دورفلر، 1990 ؛ اولری ، 1958 ، 1992 ؛ وینبرگ و همکاران ، 1984 و وجیک ، 1988 ، نقل از کلونینجر ، 2004). خود کارآمدی به افراد کمک می کند تا درد را کنترل کنند (دولس، 1987 ؛ کورس و همکاران 1990، نقل از کلونینجر، 2004). در برخی از موارد، افرادی که معتقد بودند می توانند درد خود را تسکین دهند، قادر به انجام آن بودند. در یک بررسی، زنان حامله ای که برای کاهش درد زایمان، آرمیدگی و تمرین تنفس را آموخته بودند، از نظر مقدار کنترلی که فکر می کردند بر درد دارند، فرق داشتند (مانینگ و رایت، 1983، نقل از شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383). هر چه خودکارآمدی و احساسهای کنترل آنها بالاتر بود، توانایی تحمل درد آنها در مدت زایمان، پیش از درخواست مسکن درد، طولانی تر بود. هرچه کارآیی شخصی بالاتر بود، مسکن درد کمتری درخواست می شد( شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
پژوهش دیگری نیز بین ادراک کارآیی شخصی و تحمل درد، رابطه مثبت و نیرومندی را نشان داده است : با کارآیی شخصی بیشتر، تحمل درد بیشتر بود. شیوه های کنار آمدنی که کارآیی شخصی را افزایش می دهند، می توانند تولید آندروفین ها یعنی دردکشها طبیعی بدن را به مقدار زیاد افزایش دهند(بندورا ، الیری، تیلور، گایتر، وگوسارد، 1987، نقل از شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
بررسی ها در مورد نوجوانان نشان می دهد که هرچه کارآیی شخصی آنها بیشتر باشد، دربرابر تاثیرات همسالان برای شروع سیگار کشیدن مقاوم تر هستند ( استاسی، ساسمن ، دنت ، بورتون وفلوی ، 1992 ، نقل از شولتز وشولتز ، ترجمه سید محمدی ، 1383).
خودکارآمدی به بهبودی از بیماری جسمانی نیز مربوط است. برای مثال، یک مطالعه دریافت افراد دارای کارآیی شخصی زیاد در مورد بیماریهای ریوی بهتر از آنهایی که کارآیی شخصی کمی دارند به درمانهای شناختی و رفتاری پاسخ می دهند(کاپلان ، آتکینس و رینش، 1984، نقل از شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
2-2-17 خودکارآمدی و کنار آمدن با استرس