ژانویه 18, 2021

آداب و رسوم

چو مشرف دو دست از امانت بداشت بباید بر او ناظری برگماشت (سعدی/ بوستان 15:1359)
ندیمی. از دیگر مشاغل درباری ندیمی بود؛ ندیمی از شغل های مهم به شمار می آمد؛ ندیمان همدم زمان های تنهایی شاهان بودند و باید از مهارت ها و شایستگی های زیادی برای تصدی این منصب برخوردار می بودند، چنان که در سیاست نامه آمده است :
((ندیم باید که گوهری و فاضل و تازه روی و پاک مذهب و رازدار و پاکیزه جامه بود؛ و سمر و قصه و نوادر، از هزل و جد، بسیار یاد دارد و نیکو روایت کند و همواره نیکو گوی و نیکو پیوند باشد و نرد و شطرنج بداند باخت. و اگر رودی بداند زد و ملاهی کار داند بست بهتر باشد.)) (نظام الملک طوسی92:1386)
((و آورده اند که ظرافت بسیار کردن هنر ندیمان است و عیب حکیمان.
تو بر سر قدر خویشتن باش و وقار ؟ بازی و ظرافت به ندیمان بگذار .)) (سعدی/ گلستان 48:1381)
نوبتی. نقاره چی. (برهان)
به مامورانی که در زمان های خاصی از شبانه روز (و در پنج نوبت) بر در سرای حاکم بر کوس و دهل می کوفته اند نوبتی می گفتند.
سعدیا نوبتی امشب دهل صبح نکوفت یا مگر روز نباشد شب تنهایی را (سعدی/غزل ها 198:1385)
وشاقی. وشاق، کلمه ای است ترکی به معنی غلام بچه، اینان غالبا در سنین کودکی و از بین خوبرویان نژاد ترک خریداری می شدند و از همان اوان نوجوانی آداب و رسوم خدمت در بارگاه پادشاه را می آموختند و بسته به لیاقتی که در مرور زمان از خود نشان می دادند به مناصبی بالاتر منصوب می شدند، در سیرالملوک آمده است:
(( … چنان که غلامی را بخریدندی، یک سال او را پیاده در رکاب خدمت فرمودندی با قبایی زندنیجی و موزه؛ و آن غلام را فرمان نبودی که نهان و آشکارا در این یک سال بر اسب نشیند و اگر معلوم شدی مالش دادندی؛ و چون یک سال با موزه خدمت کردی و وشاق باشی با حاجب بگفتی و حاجب، معلوم پادشاه کردی، آن گاه اورا اسب ترکی فرمودندی با زینکی در خام گرفته و لگامی دوال ساده … و سال هشتم خیمگکی یک سری شانزده میخی بداندی و سه غلامک نو خریده را در خیل او کردندی و او را وشاق باشی لقب دادندی … همچنین هر سالی جامه و تجمل و خیل و مرتبت او می افزودندی تا خیل باشی شدی؛ پس همچنین حاجب شدی. و چون شایستگی و هنر ها و شجاعت او همه کس را معلوم گشتی و کارهای بزرگ از دست او برآمدی و مردم دار و خداوند دوست بودی، آن گاه او را تا سی و پنج و چهل سال نشدی امیری ندادندی و به ولایت نامزد نکردندی.)) (نظام الملک طوسی: 109:1386 )
رسوم درباری
نشستن و ایستادن در حضور شاه. از رسوم درباری مکان و موقعیت افراد در حضور پادشاه یا امیر (و یا حتّی قاضی) بود که این مکان و موقعیت با توجه به قدر، مرتبه، حشمت و حتّی گاهی ثروت افراد تعیین می شد، وزرا و افراد بلند مرتبه در نزدیک ترین مکان نسبت به پادشاه قرار داشتند و دارای حق نشستن بودند و هرچقدر قدر و مرتبه کاهش می یافت مکان قرار گرفتن شخص هم از پادشاه دورتر می شد، تنها افراد خاصی در حضور پادشاه حق نشستن داشتند و بقیه باید دورتر و بر پا می ایستادند:
(( فقیهی کهن جامه ای تنگدست در ایوان قاضی به صف بر نشست
نگه کرد قاضی درو تیز تیز معرف گرفت آستینش که خیز
ندانی که برتر مقام تو نیست فرو تر نشین یا برو، یا بایست
نه هرکس سزاوار باشد به صدر کرامت به فضل است و رتبت به قدر))( سعدی/بوستان 104:1359)
شاهنامه خوانی در حضور پادشاه. رسم بوده که هنگام فراغت در محضر پادشاه و گاه ارکان حکومت و برای سرگرمی آنان، شاهنامه می‌خواندند:
(( باری در مجلس او کتاب شاهنامه همی خواندند در زوال مملکت ضحاک و عهد فریدون.))( سعدی/ گلستان 42:1381)
آوردن تحفه برای پادشاه. از راه های تقرّب به درگاه شاهان و درباریان، پیشکش تحف و هدایای گوناگون به محضر آنان بود، همچنین رسم بوده که رسولانی که بین دو اقلیم رد و بدل می شدند به همراه خود هدایای زیادی به درگاه پادشاه مورد نظر پیشکش می کردند.
((به نزل و هدیه و پیشکشی و تحفه و نوباوه که پیش سلطان آرند پاداش کند و در مقابل امثال هدایا تعجیل کند و تاخیر از اندازه بیرون نرود.)) (سعدی 910:1389)
دهل زدن بر درگاه پادشاهان در چند نوبت. پنج نوبت یعنی پنج وقت که که بر درگاه پادشاهان می زندند و این از عهد سلطان سنجر سلجوقی مقرر شده بود و پیش از آن سه نوبت می زدند؛ گنج نوبت زدن یعنی اظهار جاه و سلطنت کردن.
به بانگ دهل خواجه بیدار گشت نداند شب پاسبان چون گذشت (سعدی/بوستان 31:1359)