ژانویه 21, 2021

آداب و رسوم

مراسم
ازدواج.از مواردی که همواره نزد ایرانیان اهمیّت خاصّی داشته است، ازدواج و تشکیل خانواده بوده است؛ و این اهمیّت با حضور اسلام در ایران و رواج این دین در بین لایههای مختلف اجتماع و نیز تاکید بسیار آن بر ازدواج و تشکیل خانواده بیش از پیش و رغبت جوانان به ازدواج بیشتر شد.
در چندین نقطه از آثار سعدی به ازدواج و آداب و رسوم خاصّ آن اشاره شده است؛ مهریه یا کابین از رسومی بوده که در زمان سعدی نیز هنگام ازدواج رواج داشته، سعدی در چند مورد به میزان مهریه نیز اشاره میکند که از آن جمله می توان به: (( به ده دینارم از قید فرنگ خلاص داد و دختری که داشت به نکاح من در آورد به کابین صد دینار)).( سعدی/ گلستان 83:1381) اشاره کرد.
که مبلغ صد دینار یا همان صد سکهی طلا در آن زمان مبلغ قابل توجّهی به شمار میآمده است:
((روباه را گفتند: هیچ توانی که صد دینار بستانی و پیغامی به سگان ده رسانی؟ گفت: والله مزدی فراوان است امّا در این معامله خطر جان است.)) (جامی 113:1387)
در حکایت دیگری در بوستان سخن از زن و شوهر جوانی به میان می آید که با هم اختلاف دارند و پیران ده از پسر می خواهند که اگر علاقهای به زندگی با دختر ندارد مهریهاش را که صد گوسفند است به او بدهد (و اورا طلاق دهد).( سعدی/ بوستان 91:1359)
نیز رسم بر این بوده که دختران هم همراه با خود جهیزیه به خانهی شوهر ببرند؛ و ظاهراً هرچه مکنت و جهیزیهی دختر بیشتر میبود، رغبت پسران به ازدواج با او نیز بیشتر میشد؛ البتّه این قانون نانوشته همیشه هم رعایت نمیّشد و گاه استثنایی هم وجود داشت، مانند این حکایت گلستان:
((آوردهاند که فقیهی دختری داشت بهغایت زشت روی، به جای زنان رسیده و با وجود جهاز و نعمت کسی به مناکحت او رغبت نمی نمود.)) (سعدی/ گلستان 91:1381)
گر یار دست می دهدت هیچ گو مباش خوش تر بود عروس نکو روی بی جهیز (سعدی/غزل ها 115:1385)
ظاهراً لباس عروس نیز از پارچههای گران قیمتی چون دبیقی و دیبا دوخته میشده است.
زشت باشد دبیقی و دیبا که بود بر عروس نا زیبا (سعدی/ گلستان 91:1381)
خاک سپاری و سوگواری. سعدی در قصیدهای به خوبی شرح میدهد که چگونه خبر مرگ کسی را اعلام میکردند و همسایگان از ناله و شیون اهل خانه از مرگ همسایهی خود آگاه میشدند؛ برای شست‌وشوی مرده و کفن و دفن او، مردهشوی، کفن، پنبه و تابوت میآوردند و ذکر گویان مرده را تا لب گور میبردند و پس از اقامهی نماز میّت اورا به خاک می‌سپردند.؛ مراسمی که اکنون نیز کم و بیش به همان صورت برگزار میشود.
آوازه در سرای درافتد که خواجه مرد
وز بمّ و زیر، خانه پر آه و فغان شود
تابوت و پنبه و کفن آرند و مردهشوی
اوراد ذاکران ز کران تا کران شود
آرند نعش تا به لب گور و هرکه هست
بعد از نماز باز سر خانمان شود
هرکس رود به مصلحت خویش و جسم ما
محبوس و مستمند در آن خاکدان شود
یک هفته یا دو هفته کم و بیش صبح و شام
با گریه دوست همدم و هم داستان شود