ملانصرالدین

پسرک خوب بود، بود. تمیز بود، بود. مؤدب بود، بود. حرف گوش کن بود، بود. درس‌خوان بود، بود. دست و صورتش مثل برف سفید بود، بود. دندان‌هایش عین مروارید بود، بود. حتی یک دندان خراب نداشت،... متن کامل

تصویرسازی

وقتی حرف می‌زد، زوزه می‌کشید. انگار بادی را که توی شکمش بود خالی می‌کرد( ص53).ساختار‌های زبانی:تشبیه: بیشترین استفاده‌ی نویسنده از این آرایه، در داستان« بابا شله‌زرد» است: مثل یک... متن کامل

کودکان و نوجوانان

نخستین کتاب این نویسنده با عنوان« اگر این چوب مال من بود»، در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسید. وی بیش از ۳۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده که برخی از آنها به شرح زیر است:یک سبد... متن کامل

کودک و نوجوان

کلانتر کمی به مغزش فشار آورد. بعد گفت: … خدا رو شکر… من واقعاً نمی‌دونم ظرف شکرپاش کجاست!… ولی نگفتی چرا تعقیبم می‌کردی.من مأمورم و معذور… کارم تعقیب کردنه… هر اسبی که... متن کامل

توصیف وضعیت

7.2.5.2. با تخم‌مرغ مهربان باشخلاصه‌ی داستاندر این داستان، که آخرین جلد از مجموعه قصه‌های غرب وحشی است، کلانتر به دلیل شباهت زیاد با یک گربه‌ی ماده به نام« قوری گل‌دار»، فریب خورده... متن کامل

تیراندازی

چی می‌بافین مادربزرگ؟برای کمک‌هزینه‌ی زندانی‌های بی‌کس و کار، بافتنی می‌بافم… غلاف‌های کاموایی برای هفت‌تیرهای دولول.کلانتر برای جفت و جور کردن اوضاع، لبخندی زورکی زد و... متن کامل

بهترین روش

هرجا… حتی یه ایستگاه جلوتر.این روزا گربه‌های جوون از خونه فرار می‌کنن. به محض این‌که می‌بینن دستشویی خونه اشغاله، می‌زنن بیرون و دیگه برنمی‌گردن.وظیفه‌ی تو فقط بلیت فروختنه،... متن کامل

کارکنان بانک

من حتی مادرم نداشتم. چه برسه به مادربزرگ… ببینم، مادربزرگا همیشه این‌قدر بو می‌دن؟!با شنیدن این جمله، رئیس بانک هم پیف‌پیفی کرد و گفت:« خواهش میکنم این پیرزن بدبو رو از بانک... متن کامل

تیراندازی

با این شلیک، کلانتر فوراً به طرف ظرف آب‌خوری شیرجه زد؛ اما دیگر تیراندازی شروع شده بود. گربه‌های هفت‌تیر کش جناب فرماندار، شلیک مادربزرگ را به علامت شروع حمله گرفته بودند. بنگ،... متن کامل

کارکنان

همان‌طور که مشاهده شد، گفتگوی این دو شخصیت درباره‌ی دزدی از بانک، به اندازه‌ای عادی است که به نظر می‌رسد درباره‌ی یکی از ساده‌ترین مسائل روزمره هم‌‎چنین شخصیت‌ها در کل داستان... متن کامل