گفتمان تجددگرا

دانلود پایان نامه

در این دوره، در مغرب‌زمین تمدن‌های بزرگ یونان و رم شکل گرفتند که مصادف با آغاز دوره‌ی پدر شاهی بود. در این دوره، تدوین قوانین ناظر به امور جنسی به دست مردان بود. اعتقاد به یگانگی نیروی توالد و اختصاص آن به مردان، اشاعه‌ی زناشویی سیاسی، رواج روسپی‌گری و انجمن روسپی‌خانه، آزادی و هرزه‌گردی زنان به اندازه مردان و فسخ رسم ارث بردن از مادر، منجر به حضور زنان در عرصه‌های اقتصادی شد و فعالیت آنان در امور خانگی، از جمله ریسندگی، بافندگی، قلاب‌دوزی، آسیاب غلات و برای طبقه اشراف، نظارت بر کارگران خانگی و پرورش فرزندان خلاصه شد.
گفتار سوم: اشتغال زنان در انقلاب صنعتی
با ظهور رنسانس و حاکمیت کلیسا، تعریف جدیدی از حضور زن در زمینه‌ی سیاسی و فرهنگی شکل گرفت. تفریط بیش از حد و سخت‌گیری در حق زنان و نادیده گرفتن حقوق آنان در قرون وسطا، سبب گرایش افراطی درباره‌ی حقوق زنان شد. جسارت عقلی، گستاخی اخلاقی در زمینه‌ی بی‌توجهی افراطی به موازین اخلاقی و دینی را اشاعه داد.
تحصیل در این دوران برای زنان در چارچوب ادبیات، فلسفه، مجسمه‌سازی، نواختن موسیقی و آشنایی با شخصیت‌های برجسته‌ی تاریخی رم و یونان شایع شد.حضور اقتصادی زنان کم‌رنگ و به فعالیت در کارگاه‌های نساجی محدود شد.
با ظهور انقلاب صنعتی، تحولات چشم گیری در حوزه‌ی اقتصادی زنان روی داد و وضعیت تحقیرآمیز و برده‌وار زنان در غرب را دچار تغییرات اساسی نمود که اصلی‌ترین علل این تغییرات عبارت‌اند از:
انتقال تدریجی صنعت از خانه به کارخانه طی قرن 18(1730-1830) و تفکیک عرصه‌ی عمومی و خصوصی
 ایجاد ساختارهای هماهنگ با گفتمان تجددگرایانه در عرصه‌ی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی
دگرگونی مرحله‌ای صنعتی طی قرون 18 و 19، از جمله تحول در صنایع بخار، الکتریسته، نفت، الکترونیک و انرژی اتمی، که در مقایسه با میزان تغییر اقتصادی در اروپای پیش از کریستف کلمب انقلابی واقعی به شمار می آمد نه تنها کشاورزی، ترابری، ارتباطات و صنعت، بلکه سیاست، آداب و اخلاق، فلسفه و هنر را نیز از بنیان دستخوش دگرگونی ساخت.
پشتیبانی اقتصاد از انقلاب صنعتی با تمرکز کار و سرمایه در تولید صورت گرفت. در واقع در این زمان، کار که مفهومی عام نزد زن و مرد در سیستم کشاورزی داشت، به مفهوم اشتغال تبدیل شد. با گسترش کارخانه‌ها و رشد سرمایه‌داری، رابطه‌ی کارگر با کار تغییر کرد و کارگر حق تعیین ساعات و شرایط کار خود را از دست داد و سهم او در تعیین میزان درآمد، یا کیفیت محصول بسیار کاهش یافت.
هم‌زمان با انقلاب صنعتی، زنان که تا پیش از این به دلیل تفاوت‌های فیزیولوژیک و زیست‌شناختی و قدرت بدنی کمتر، در فعالیت‌های یدی پایین‌تر به کار گرفته می‌شدند، با ورود ماشین به صحنه‌ی تولید وضعیتی تقریباً برابر با مردان یافتند. این روند در اواخر قرن 19 توجه سرمایه‌داران و صنایع را به نیروی کار زنان و به شمار آوردن آنان در معادلات اقتصادی جلب کرد. از دیگر دلایل استفاده از زنان از سوی کارفرمایان، می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
1- امکان پرداخت دستمزد کمتر به دلیل عدم آموزش و نبود سرمایه‌ی انسانی لازم
2- استفاده از زنان برای کارهای موقت و فصلی که نیازمند مهارت و تخصص خاصی نبود
3-استفاده از زنان در وضعیت‌های اضطراری همچون جنگ به‌جای مردان کارگر
4- استفاده‌ی سیاسی از زنان برای ایجاد شکاف بین سندیکاهای کارگری و عدم اجازه‌ی ورود به آنان در این سندیکاها
5-به‌ کارگیری نیروی عظیم کار زن در بخش‌هایی که مردان، کار در آن بخش‌ها را در شأن خود نمی‌دیدند.
گفتار چهارم: اشتغال زنان در عصر مدرن
از اوایل قرن بیستم، فراخوان اشتغال زنان به دلیل رواج فرهنگ مصرف‌گرایی و افزایش تورم، که نیاز به تولید را بیشتر می‌کرد و نیز مطرح شدن ایده‌ی آموزش دولتی، رونق گرفت. به دلیل نظریات نظام سرمایه‌داری مبنی بر تولید ثروت بیشتر، عنصر جنسیت رفته‌رفته کم‌رنگ و در مقابل، شعار برابری به معنای برابری در آموزش، فرصت‌ها و منابع، حقوق و کنترل و نظارت پررنگ‌تر شد. مداخلات دولتی در امر آموزش و فراخوان زنان به اشتغال در میان دول سوسیالیستی با اهتمام دنبال می‌شد که در این میان، برخی سیاست‌ها در جهت تضعیف جایگاه زن در خانواده بود. سیاست‌مداران این‌گونه به زنان القا می‌کردند که ماندن در خانه خیانت به دولت است.
 در دهه‌های اخیر، نظام آموزشی مدرن، نقش تعیین‌کننده‌ای در کم‌رنگ شدن ارزش‌های خانوادگی و تمایل به اشتغال در میان زنان داشته است که می‌توان یکی از فلسفه‌های اصلی نظام آموزشی را آمادگی برای احراز مشاغل دانست. از این روست که دختران دارای تحصیلات عالی در صورت نبود زمینه‌ی اشتغال، دچار بحران هویت خواهند شد.
 از سوی دیگر، جریان فمینیسم با استفاده از قدرت رسانه، زنان را به استقلال مالی از همسران و دستیابی به مناصب اقتصادی و اجتماعی و رها کردن نقش‌های خانگی تشویق می‌کند. این جریان چنان تأثیری بر ذهنیت زنان امروزی گذاشته‌اند که بسیاری از زنان شاغل کشور‌های اروپایی اظهار کرده‌اند که حتی بدون نیاز مالی نیز به کار کردن ادامه می‌دهند و حتی تصور از دست دادن کارشان و تحمل فضای تنگ خانه را ندارند. در تعاریف جدید توسعه، دستیابی به توسعه‌ی پایدار نه تنها بدون افزایش دائم و سریع سهم زنان در عرصه‌ی اقتصادی ممکن نیست، بلکه در این مسیر، باید به چیزی فراتر از برابری فرصت‌ها و تسهیل در موقعیت‌های ویژه برای زنان اندیشید. از این رو، در برنامه‌های بلندمدت دولت‌ها سهم ویژه‌ای برای زنان در نظر گرفته شده است.
با ظهور رنسانس و حاکمیت کلیسا، تعریف جدیدی از حضور زن در زمینه‌ی سیاسی و فرهنگی شکل گرفت. تفریط بیش از حد و سخت‌گیری در حق زنان و نادیده گرفتن حقوق آنان در قرون وسطا، سبب گرایش افراطی درباره‌ی حقوق زنان شد. جسارت عقلی، گستاخی اخلاقی در زمینه‌ی بی‌توجهی افراطی به موازین اخلاقی و دینی را اشاعه داد.
مبحث سوم: منابع اشتغال زنان
گفتار اول: رکن قانونی اشتغال زنان در ایران
الف: اشتغال زنان در قانون اساسی
اصل‏21 ق.ا: «دولت‏ موظف‏ است‏ حقوق‏ زن‏ را در تمام‏ جهات‏ با رعایت‏ موازین‏ اسلامی‏ تضمین‏ نماید و امور زیر را انجام‏ دهد: 1- ایجاد زمینه‏ های‏ مساعد برای‏ رشد شخصیت‏ زن‏ و احیای حقوق‏ مادی‏ و معنوی‏ او …». تعبیر «حقوق زن در تمام جهات» عام است و یکی از مصادیق آن حق اشتغال است.