کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه

رسانه های همگانی مانند : رادیو ، تلویزیون و مطبوعات
با توجه به جدید بودن رسانه های سایبر ، تنها بخش های خاصی از جوامع از این رسانه ها بهره می گیرند ، به این ترتیب اگر هدف مشارکت جلب شهروندان از بین این مخاطبین باشد، مشارکت امکان پذیر خواهد بود که با توجه به کم بودن استفاده کنندگان اینترنت در ایران ، جوان بودن استفاده کنندگان ، سرعت پایین و فیلترینگ شدید اینترنت ، موضوعیت بهره گیری از این ابزار برای مشارکت عمومی معنادار نیست. اما ابزاری که در دو سده گذشته در مشاکت عمومی مورد بهره برداری قرار گرفته است تنها رسانه های همگانی است. رسانه های همگانی به علت ویژگی های خود از جمله در دسترس همگان قرار داشتن ، زمان کم ارسال تا دریافت پیام ، فایل فهم بودن پیام برای همگان ، ارزان بودن و پوشش در سطح کشور ، بهترین وسیله و ابزار جلب مشارکت عمومی محسوب موفق ، بهره گیری از رسانه ها ی همگانی است . بنابراین در این بخش به صورت مفصل به شیوه های جلب مشارکت عمومی به وسیله رسانه ها پرداخته می شود.
در این فراگرد ارتباطی کارگزاران مشارکت ، خواهان همیاری و کمک شهروندان یا گروهی خاص در فعالیتی مشخص هستند که این مشاکت می تواند اهداف گوناگونی اعم سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ف توسعه ای و… داشته باشد. برای این منظور با توجه به استدلال مذکور بهره گیری از رسانه های همگانی الزامی است.
– بسترسازی رسانه ها برای مشارکت
اولین وظیفه رسانه ها در امر مشارکت بسترسازی است . اگر بستر کافی و مناسب برای مشارکت وجود نداششته باشد کارگزاران در مراحل بعدی نیز جلب مشارکت عمومی ناکام خواهند ماند، عوامل مهم در بسترسازی مشارکت به چند موضوع قابل تقسیم است.
اول ) آموزش شهروندان درباره مشارکت است ، متاسفانه اکثر مواقع شهروندان اطلاع و اگاهی مناسبی
ازمشارکت یا نحوه مشارکت صحیح و منطقی ندارند؛ یعنی یا نمی دانند که مشارکت چه فوایدی برای آنها دارد و چگونه این مشارکت در سرنوشت آنها موثر است و اگر هم به صورت کلی از فواید مشارکت آگاه باشند ، اما نمی دانند به صورت مصداقی مشارکت در زندگی آنها چه تاثیری خواهد داشت. نکته دیگر درباره مخاطبان یا شهروندان ، عدم آگاهی آنها از نحوه برقراری ارتباط مشارکتی است. ارتباط مشارکتی ارتباطی است که شهروندان به نحوی باشد که شهروندان یا گروه ها می توانند به واسطه آن فعالیت هایی را انجام دهند که از عهده یک نفر خارج باشد، اما برای این که همکاری و همیاری شهروندان به نحوی باشد که باعث رسیدن به مقصود شود احتیاج به آموزش ها و مهارت های ویژه ای دارد. باید متذکر شد که درجهان سوم به علت عدم قدمت مشارکت ، افراد نیز برای فعالیت های عمومی مهارت لازم را ندارند و در اکثر فعالیت های عمومی ، شهروندان می خواهند خود رهبری دیگران را در دست گیرند و یا کسانی که رهبر آن فعالیت هستند از اندیشه های مشارکتی برخوردار نبوده و رهبریت آمرانه را در پیش می گیرند . رسانه ها می توانند با آموزش شهروندان و با تشریح این که مشارکت در تمامی امور چه فواید برای آنها دارد و مصداق های فواید رفتارهای همگانی چیست انگیزه لازم برای مشارکت عمومی را به وجود آورند. آموزش شهروندان در نحوه برقراری ارتباطات مشارکتی از دیگر بسترسازی های رسانه ای است. همان طور که گفته شد عده ای از شهروندان آگاهی لازم از نحوه رفتار در گروه های اجتماعی را ندارند، یا این که خیلی معتقد به پیروی از دیگران هستند و از خود ابتکار عمل ندارند و عده ای نیز صرفاً احساس رهبری بر دیگران را دارند و حاضر به همسطح شدن با دیگران نیستند . این دو نوع نگرش کاملاً متضاد باعث اختلال در مشارکت است ولی رسانه ها می توانند به شهروندان آموزش دهند در گروه های کاری هر کس می باید بتواند بر اساس توانایی های خود پیشنهاداتی را ارائه کند و در راستای همان توانایی ها مسئولیت هایی را نیز بپذیرد. این آموزش بستر شهروندی و نگرش شهروندی و نگرش شهروندی به مشارکت را مهیا می سازد .
دومین بستر ، بسترهای محیطی و اجتماعی مشارکت است این مقوله خود می تواند به موارد گوناگون دیگر تقسیم شود مانند:
حقوق و قوانین
ساختار سیاسی جامعه
گروه های فشار
گروه های سوء استفاده کننده و غیره
مهم ترین وظیفه رسانه ها ، اصلاح این محیط هاست. برای مثال اگر قوانین به نحوی است که جلوی مشارکت های گسترده عمومی مانند احزاب و تشکل ها و… را می گیرد ، رسانه ها باید به دنبال رفع این مشکلات بوده و نشان دهند که قوانین موجود باعث کندی یا ممانعت از مشارکت می شود تا قانونگذاری برای رفع قوانین نامطلوب به دنبال چاره ای باشند از دیگر اختلالات محیطی مشارکت موضوع ساختارهای سیاسی است. در بسیاری از ساختارهای حکومتی و به خصوص در جهان سوم اجازه مشارکت به عموم جامعه داده نمی شود. ساختار این نوع حکومت ها از نوع اقتدارگرایی و آمرانه است بنابراین مشارکت مردم تنها به صورت فرمایشی و آن هم در مواقعی که به نفع حاکمیت باشد نه به نفع ملت مورد تایید است . این نوع حاکمیت ها از شرکت گسترده و خودجوش مردم در امور هراسانند و ترس از این که شاید روزی با مردم در قدرت ، شریک شوند باعث جلوگیری از هر نوع مشارکت اعم از فرهنگی و اجتماعی می شوند . البته رسانه ها درباره از بین بردن این نوع اختلال محیطی از قدرت کمی برخوردارند و اگر حاکمان از طرف آنها احساس خطر نمایند، آن رسانه ها به تعطیلی کشانده می شوند . اما رسانه ها می توانند با تلاش منطقی ، حداقل در مواردی که آسیب کم تری وارد می شود ، به اصلاح ساختارهای حکومتی برای جلب مشارکت عمومی بپردازند.گروه ها و نهادهای ویژه جلب مشارکت از دیگر بسترهایی است که رسانه ها در جهان سوم باید به آن یپردازند. در کشورهای توسعه یافته ، به علت قدمت طولانی مشارکت در تمامی ارکان زندگی نیاز به نهادهای ویژه مشارکت خیلی کم تر است. اما درکشورهای جهان سوم که مشارکت کم تربوده و نیاز به مشارکت در زمینه های خاص خیلی زیاد است وجود نهاد و سازمان های ویژه برای مشارکت عمومی خیلی بیشتر محسوس است. بنابراین رسانه ها باید به بررسی دقیق این نهادها ، نوع فعالیت های آنها ، کاستی های آنها و… بپردازند. برای نمونه در اوایل انقلاب جهاد سازندگی به عنوان یک نهاد از این زاویه نگاه نکرده اند که در ادامه آن می توان به سازمان ترویج در مورد کشاورزی اشاره کرد و این سازمان را می توان در طول این سالها مورد بررسی قرار داد و آن را از زوایای گوناگون ارزیابی کرد.
فرایند جلب مشارکت عمومی
جلب مشارکت عمومی همانند دیگر فرایندهای ارتباطی است ، یعنی دارای ویژگی های خاص خود است و می باید در فعالیت های مشارکتی به آنها توجه خاصی شود . برای جلب مشارکت مخاطبان خود، باید درباره محمل و موضوع آگاهی لازم را در اختیار شهروندان قرار دهند تا شهروندان با کم و کیف موضوع آشنا شوند. اگر شهروندان به صورت دقیق و کامل از حدود موضوع آگاه نباشند چند اتفاغ رخ خواهد داد. اول که ابهام باعث می شود شهروندان ضرورت شرکت در سوژه را درک نکرده و وارد عرصه ارتباطی نشوند. دوم شهروندانبه اطلاعات کم اعتماد و اطمینان نداشته بنابراین وارد موضوع نمی شوند ، سوم هر شهروندی بر اساس سلایق خود، موضوع را تشریح و توصیف می کند که این امر نیز در مراحل بعدی آسیب رسان خواهد بود.دومین مرحله ایجاد علاقه در شهروندان است. بنابراین مهم ترین نقش رسانه ها در این مرحله ایجاد انگیزه و علاقه در مخاطبان است . برای ایجاد انگیزه و علاقه باید با توجه به مصداق مشارکت برنامه ریزی ارتباطی انجام شود.
سومین مرحله ” ارزشیابی ” است. شهروند در این مرحله ، کاربرد ذهنی از ایده جدید در موقعیت کنونی و آینده ارزشیابی کرده و تصمیم می گیرد ایده جدید را امتحان کندیا خیر. مشارکت در این مرحله به علت اینکه حالت ذهنی برای شهروند دارد و شهروند هنوز تصمیم گیری درباره مشارکت و عدم مشارکت نکرده است ، از حساس ترین و ظریف ترین فعالیت های ارتباطی و رسانه ای است. در این مرحله رسانه ها باید شهروندان را در تصمیم گیری یاری دهند و به وی نشان دهند که در صورت شرکت در امر مورد نظر برای آنهاچه فوایدی خواهد داشت. در این مرحله رسانه ها می توانند با استفاده از تجربیات گذشته و حتی دیگر رسانه های جهان ، شهروندان را در رسیدن به تصمیم گیری مورد نظر یاری دهند. از نکات قابل توجه در مرحله ارزشیابی این است که شهروند به صورت ذهنی و التزامی دربارۀ موضوع ها تصمیم می گیرد. بنابراین استفاده از رسانه ای همچون تلویزیون که ذهنیات را در قالب تصاویر قابل لمس ارائه می کند و به صورت عینی به شهروندان نشان می دهد که شرکت در فعالیت جمعی مورد نظر چه نوع فوایدی می تواند برای وی داشته باشد، به این ترتیب شهروند آماده برای تصمیم گیری به شرکت در فعالیت مورد نظر کارگزار ارتباطی می شود.
مرحله چهارم ” آزمون در مقیاس کوچک ” است. شهروندان اکثراٌ برای شرکت در فعالیت های بزرگ و وقت گیر ، ابتدا در مراحل کوچک شرکت می کنند و اگر به نتیجه برسند که ادامه خواهند داد در غیر این صورت تصمیم به قطع همکاری خواهند گرفت. نقش رسانه ها در این مرحله تسهیل ارتباط در مشارکت است. اگر رسانه ها بتوانند اطلاعات لازم برای تسهیل فعالیت ها را در اختیار شهروندان قرار دهند آنها به راحتی فعالیت مورد نظر را انجام می دهند با اینکه اگر عوامل اختلالی در مشارکت کم نمایند، باعث می شود .
شهروندان در مرحله بعدی تصمیم به ادامه مشارکت بگیرند در غیر این صورت خود کارگزاران مشارکتی می باید جبران کارکردهای رسانه ها را داشته باشند که به این ترتیب هزینه مشارکت در کل زیاد خواهد شد. مرحله نهایی، مرحله پذیرش کامل است. البته این به آن معنا نیست که شهروند حتماٌ شرکت در فعالیتهای مشارکتی را قبول کند بلکه احتمال دارد در این مرحله شهروند تصمیم به قطع رابطه با تمامی فعالیت های مشارکتی بگیرد و دیگر کم تر در فعالیت های گروهی شرکت داشته باشند.
رسانه ها در این مرحله باید به تثبیت تصمیم گیری برای شرکت در فعالیت های گروهی بپردازند. به این معنا که شهروندان برای پذیرش هر موضوع سه مرحله مشترک را می گذرانند که عبارتند از :
انجماد زدایی یعنی شهروند آماده برای تصمیم گیری می شود.
مرحله تغییر است. در این مرحله شهروند درصدد تغییر رفتار یا نگرش خود بر می آید و تغییرات لازم را در رفتار و نگرش خود ایجاد می کند.
مرحله انجماد است یعنی باید ایده و رفتار جدید در شهروند تثبیت گردد.