کبر و غرور

دانلود پایان نامه

گروهی نیز همه‌ی اعمال ظاهری را به جای می‌آورند تا روزی به مثل هزار رکعت نماز می‌خوانند و چندین هزار تسبیح می‌گویند، شب‌ها بیدار هستند و روزها را روزه می‌گیرند، اما اخلاق خود را اصلاح نمی‌کنند و باطن ایشان پر از کبر و حسد و ریا و عجب است و با مردم با خشم سخن می‌گویند، گویا با مردم در جنگ هستند و این موضوع مهم را نمی‌دانند که اخلاق بد، همه‌ی عبادات را از بین می‌برد و باطل می‌کند و بالاترین عبادت اخلاق نیکو است.
2-2-5-3 متصوّفان
قسم سوم از اهل غرور صوفیانند و گروه‌هاى بسیارى از آن‌ها فریفته‏اند. از نظر غزالی گروهى از صوفیان به گفتار و لباس و هیأت فریفته شده‏اند و با صوفیان راستین در لباس و هیأت و الفاظ و آداب و رسوم و اصطلاحات همراه شده‏اند، همچنین در آداب ظاهرى آن‌ها از سماع و رقص و طهارت و نشستن روى سجّاده‏ها و یا به زیر انداختن سر و مانند شخص متفکّر سر به گریبان فرو بردن و آه سردکشیدن و آهسته سخن گفتن و دیگر هیأت‌ها و قیافه‏ها از آنان پیروى کرده‏اند.
گروهی از آن‌ها مدعی علم معرفت و شهود حق و طی‌کردن مقام محمود و رسیدن به مقام قرب الهی هستند. اما تنها نام این مقامات را می‌دانند و آن‌ها را تکرار می‌کنند و تصور می‌کنند که این نام‌ها از علم اولین و آخرین برتر است و به فقیهان و مفسران به چشم حقارت نگاه می‌کنند چه رسد به عوام.
از نظر نراقی بعضى از آن‌ها، اباحى مذهب شده و هر فعل حرامى را مباح شمرده، و بساط شرع و احکام دین را برچیده و در هم پیچیده، بین حلال و حرام فرقى نمی‌گذارند و می‌گویند: خدا از عمل و عبادت ما بى‏نیاز است، پس چرا خود را بیهوده به رنج و سختی بیاندازیم؟ و گاهى نیز می‌گویند: اعمال اعضا و جوارح چه ارزش و اعتبارى دارد؟ خانه‌ی دل مورد نظر است، و دل‌هاى ما مملو از حب خداست و به معرفت خداوند رسیده‌ایم. و بعضی از آن‌ها که در شهوات دنیوى فرو مى‏روند، مى‏گویند: این اعمال ما را از راه خدا باز نمى‏دارد زیرا نفوس ما نیرومند و گام‌هاى ما استوار است، و تنها مردم عوام به تهذیب‌نفس از طریق اعمال بدنى محتاج هستند، و ما از آن بى‏نیازیم. این مغروران و گمراهان مرتبه‌ی خود را از مرتبه‌ی پیغمبران(ع) هم بالاتر تصور می‌کردند،بنابراین غرور این طایفه از سایر مردم بدتر و حماقت و جهل آن‌ها از همه‌ بیشتر است.
انواع فریفتگى اهل اباحه که خود را به صوفیان شبیه مى‏سازند بى‏شمار است، و تمام اعتقاداتشان بر اساس اشتباهات و وسوسه‏هایى است که شیطان ایشان را به آن مى‏فریبد، چون پیش از استوار ساختن علم به مجاهدت مشغول شده‏اند.
2-2-5-4 توانگران
قسم چهارم، مال‌داران و ثروتمندان هستند و فریب‌خوردگان این گروه نیز بسیار هستند. گروهى در ساختن مسجد و مدرسه و کاروان‌سرا و پل و آنچه در معرض دید تمام مردم است حرص مى‏ورزند، و نام خود را بر روى آن‌ها مى‏نویسند تا یادشان جاوید بماند و پس از مرگ اثرشان باقى بماند. آن‌ها مى‏پندارند که با این کار مستحقّ آمرزش مى‏شوند، در حالى‌که به دو دلیل فریب خورده‏اند: یکى اینکه آن بناها را از اموالى مى‏سازند که از ستم و غارت و رشوه و راه‌هاى ممنوع به‌دست آورده‏اند و در آن خدا را به خشم آورده و در انفاق آن، خود را در معرض غضب خدا قرار داده‏اند. دلیل دوم، این است که این افراد در خرج کردن مال در ساختمان‌ها به خودشان گمان اخلاص و خیر مى‏برند، در حالى‌که اگر یکى از آن‌ها را موظّف سازند که یک دینار انفاق کند و نامش بر محلّى که انفاق کرده نوشته نشود، برای او سنگین است و به خود اجازه‌ی انفاق نمى‏دهد. این فرد غافل است که نامش نوشته شود یا نشود، خدا از آن آگاه است پس اگر در انفاق، مردم را در نظر نداشته، نیازى به نوشتن نام خود نبوده است.
گروهی از ثروتمندان نیز برای حفظ اموال و به‌خاطر بخل، عبادات بدنی را انجام می‌دهند، در حقیقت این افراد روزه می‌گیرند و نماز می‌خوانند و قرآن قرائت می‌کنند تا از اموالشان خرج نکنند در حالی‌که بخل بر آن‌ها چیره گشته و دچار غفلت و غرور شده‌اند.
غزالی در مورد این افراد می‌گوید: «فرقه‌ای دیگر بخل بر ایشان غالب است، و نفس ایشان هرگز مسامحت نکند مگر به ادای زکات. آن‌گاه آن را از مال خبیث دهند که در آن رغبتی ننمایند، و از درویشان کسی طلبندکه خدمت ایشان کنند و در حاجت های ایشان سعی نماید.»
برخی از این افراد نیز اموال خود را در راه صدقه دادن انفاق می‌کنند، اما فقیرانی را جستجو می‌کنند که از آن‌ها سپاس‌گذار باشند و نیکی ایشان را برای مردم بیان کنند، اما از صدقه دادن پنهانی اجتناب می‌کنند، به همین دلیل سعی می‌کنند در مجالس صدقه بدهند. چه بسا این افراد صدقه دادن به فقرای شهر خودشان را دوست ندارند و برای شهرت بیشتر، طالب صدقه دادن به شهرهای دورند. همچنین صدقه دادن به انسان‌های معروف برای این افراد از صدقه دادن به فقرای گمنام بهتر است و می‌پندارند که با این کار اجر و ثواب می‌برند. این افراد مغرور و فریفته نمی‌دانند که این نیات، عمل آن‌ها را تباه ساخته و ثواب آن را از بین می‌برد.
فصل سوم: غرور از نظر فیلسوفان غربی
3-1 ریشه‌های مذهبی غرور در آراء فیلسوفان غربی
بحث از فضایل و رذایل اخلاقی، از نظر فیلسوفان و متفکران غربی به شیوه‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از این شیوه‌ها استفاده از نظرات مذهبی در مورد فضایل و رذایل است که با عنوان اخلاق دینی مطرح می‌شود، شیوه‌ی دیگر در بحث از فضایل و رذایل بهره‌گیری از آراء فیلسوفان غربی است، که اخلاق فلسفی نامیده می‌شود.
در میان منابعی که موضوع غرور را مورد بررسی قرار داده، کتاب غرور، نوشته‌ی مایکل اریک دایسون به بررسی نظرات مذهبی و فلسفی در مورد غرور پرداخته است. این کتاب، بخشی از کتاب هفت گناه کبیره، است. در این کتاب، هفت صفت غرور، حسد، خشم، تنبلی، حرص، پرخوری و شهوت که در مسیحیت به عنوان گناه کبیره معرفی شده بودند، مورد بررسی قرار گرفته است. البته این هفت گناه در قرون بعد تغییر کرد و برخی از آن‌ها مانند غرور از این لیست جدا شد.
ما نیز در این فصل با الهام از کتاب غرور، به بررسی نظرات مذهبی و فلسفی در مورد غرور از نظر متفکرانی همچون آگوستین و آکویناس که غرور را به عنوان رذیلت و گناه دینی مطرح کرده‌اند، و نیز فیلسوفانی مانند ارسطو که غرور را به عنوان فضیلتی اساسی مطرح کرده‌اند می‌پردازیم.
اخلاق مسیحی، یا الاهیات اخلاق، شاخه‌ای از الاهیات مسیحی است که با تکیه بر الهام و مکاشفه‌ی الاهی، به تعریف و تعیین رفتارهای درست (فضایل) و نادرست (رذایل) از نگاه مسیحی می‌پردازد.
تفاوت اخلاق مسیحی با اخلاق فلسفی، ناشی از منابع آن‌ها است. اخلاق فلسفی بر عقل و تجربه‌ی انسانی متکی است و نقشی برای ایمان و وحی قائل نیست؛ اما اخلاق مسیحی، حتی در قرون وسطا که با بحث‌های فلسفی آمیختگی بسیاری یافته بود، وحی و ایمان را اساس و پایه تأملات اخلاقی خود می‌دانست.
تقریباً تمامی عالمان اخلاق مسیحی، کتاب مقدس، سنت و تعالیم کلیسا را به‌عنوان منابع الهامی اخلاق می‌پذیرند؛ اما بر سر چگونگی روابط این منابعِ وحیانی با یکدیگر و نیز با سایر منابعِ مورد استفاده در اخلاق مسیحی اختلاف نظر دارند. سه گروه عمده‌ی مسیحی (کاتولیک، ارتدوکس شرقی و پروتستان) و سنت‌های اخلاقی وابسته به آن‌ها در میزان تأکید بر این منابع، نظرات خاص خود را دارند. هرچند هر سه گروه، تأکید اصلی را به کتاب مقدس اختصاص می‌دهند، اما در مورد اینکه کتاب مقدس چه میزان و چگونه باید استفاده شود اتفاق‌نظر ندارند. در مورد سنت نیز تأکید خاصی بر تعالیم دوره‌ی آباء و نیز شوراهای آن دوره می‌شود. تعالیم کلیساییِ صحیح و دارای حجیت، شکل خاصی از سنت است که در شوراهای کلیساها یافت می‌شود.
در میان منابع اخلاق مسیحی، کتاب مقدس مهم‌ترین جایگاه را دارد؛ به نحوی که می‌توان گفت: «کتاب مقدس منبع اصلی اخلاق مسیحی است» و «هیچ اخلاق مسیحی‌ای وجود ندارد که حجیت کتاب مقدس را انکار کند؛ زیرا مسیحیت جدای از کتاب مقدس هویت ماندگاری ندارد». مسیحیان همواره کتاب مقدس را بخشی از موعظه‌ها، نکوهش‌ها، اصلاح‌ها و تمرین‌هایشان برای درستکاری می‌دانند و این کتاب را برای انجام این کارها مفید می‌دانند. کلیساهای مسیحی تقریباً یک‌ صدا اعلام کرده‌اند که کتاب مقدس مرجع بینش و قضاوت اخلاقی است.
مسیحیت در فضایی رشد و گسترش یافت که فلاسفه و مکاتب فلسفی یونان باستان مباحث اخلاقی متعددی را در آن مطرح کرده بودند؛ با این حال، مباحث اخلاقی مسیحیان بر مطالب و مسائل جدیدی تأکید داشت؛ مسائلی مانند رابطه‌ی انسان با خدا، شأن و ارزش ذاتی افراد، تقدم و برتری محبت، درستکاری درونی در مقابل انجام وظیفه‌ی قانونی صرف، فضیلت فروتنی، فیض، و پاکدامنی.
گناهان در این آیین، به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند. یکی گناهان صغیره که کوچکتر و قابل بخشش هستند و به واسطه‌ی اجرای آیین‌های خاص مذهبی قابل عفو و بخشش هستند و دیگری گناهان کبیره.
از نظر کلیسای کاتولیک، ارتکاب هر یک از گناهان کبیره موجب از بین رفتن رحمت الهی از زندگی شده و باعث می‌شود لعن و نفرین الهی تا ابد در زندگی انسان باقی بماند. این گناهان، فقط در دو حالت بخشیده می شوند، یکی برگزاری مراسم مذهبی اقرار به گناه و دیگری توبه و ندامت از انجام گناه برای تمام عمر.
ما در بخش اخلاق مسیحی ابتدا مباحث مربوط به غرور در عهد جدید را مورد بررسی قرار داده و سپس نظرات آبای کلیسا را بیان می‌کنیم.
3-1-1 کبر و غرور در عهد جدید